مطلبی از من در روزنامه اعتماد ملی امروز سه شنبه 28 آبان 87 چاپ شده است که متن کامل آن را در زیر میخوانید:
در مورد این نوشتار ذکر چند نکته ضروری است:
1- بخش هایی از این مطلب احتمالا بدلیل کمبود جا توسط روزنامه حذف شده است 2- در انتهای مطلب از من به عنوان مربی کوه نوردی نام برده شده است که نادرست است و تنها عضو هیات مدیره انحمن کوه نوردان صحیح است.
لینک مقاله در اعتماد ملی http://www.etemademeli.com/1387/8/28/EtemaadMelli/792/Page/9/EtemaadMelli_792_9.pdf
حوادث
کوهنوردی شاید بخش کوچکی از حوادث ورزشی در ایران و جهان باشند ولی از آنجاییکه
بسیاری کوهنوردی را نه یک ورزش که نوعی ماجراجویی بشمار می آورند پرداختن به حنبه
های مختلف آن ضروری است بویژه آن که در این ورزش خطا ها نیز آنچنانکه مثلا در
فوتبال تعریف شده اند ، شناسایی نشده اند و در ضمن اشتباه و خطا در کوهنوردی ، آن
هم در صعودهای بلند و دشوار ممکن است به سادگی به مرگ یک همنورد بینجامد.
·آموزش
نخست
باید گفت کهمتاسفانه در جامعه اعتقاد
محکم و درستی به آموزش و مبانی نظری و عملی آن وجود ندارد و البته کوهنوردی ایران
هم به همین درد مبتلاست و بسیاری از کوهنوردان تجربه سالهای طولانی به کوه رفتن را
کافی میدانند و خود را از گذراندن دوره های آموزشی مرتبط با کوهنوردی بی نیاز
میدانند و جالب است که بدانیم تعدادی از
چهره های جان باخته در کوه در چند سال اخیر از خیل همین پیشکسوت ها و با تجربه ها
بوده اند که متاسفانه روش کوهنوردی آنها حکایت از عدم اعتقاد آنها به این امر
حیاتی است . هنگامی که به کوه میرویم باید از آموزش های بنیادی و اولیه کوه پیمایی
، از چگونگی انتخاب پوشاک مناسب ، از نوع تغذیه درست، استفاده از ابزار کوهنوردی مناسب هر صعود ،
از بیماریهای شایع کوهستان ، از جهت یابی و نقشه خوانی ، از کمک های اولیه پزشکی و
و و آگاه باشیم .
آیا
خوانندگان این مطلب میدانند که تا بحال چند کوهنورد بر فراز قله توچال و بر فراز
پایتخت و در شرایط آّبو هوایی نامناسب
تنها بدلیل به همراه نداشتن یک قطب نما و عدم توانایی در تشخیص شمال و جنوب، پا بهدامنه های شمالی کوه گذاشته و جان خود را از دست داده اند و یا پوشاک
نامناسب و تغذیه عیر اصولی چه مشکلات بزرگی را برای کوهنوردان پدید آورده است ؟
واقعیت
دیگری که در جامعه کوهنوردی ایران با آن روبرو هستیم اینست که هر روز گروه های
تاره ای از همنوردان ما پس از اینکه تعدادی از کوههای بلند ایران مانند دماوند و
سبلان و علم کوه را صعود کردند ، به فکر سفر به خارج از مرزها ، به کوههای بلندتر
و صعود به 6000 و 7000 متری ها می افتند ، همنوردانی که بخش عمده ای از آنها هرگز
یک دوره آموزش کوهنوردی را طی نکرده اند و ساده انگاری در مورد صعود به 6000 متری
ها و 7000 متری ها با این تفکر نادرست که صعود به دماوند ، آن چه آمادگی را که
نیاز دارند از به آنها بخشیده است ، درتابستانامسال دو نفر از ایرانیان را به کام مرگ کشید و چه بسا دیگرانی هم در صف
مرگ بودند که با خوش شانسی از این مهلکه جان بسلامت بدر بردند .
·شهرت
و افتخار
لحظه
شیرینی است آنگاه که بر روی صحنه ای ایستاده ایم و مردم ، دوستان و آشنایان و حتی
بیگانگان ما را با هیجان تشویق میکنند ، دانش آموزی که برای موفقیت تحصیلی تشویق
میشود ، دانشمندی که برای یک کشف علمی ستایش میشود ، فوتبالیستی که پس از گل زدن ،
شادمانه به سوی هواداران میدود و کوهنوردی که کوهی بلند و دشوار را صعود کرده و
اکنون که به شهر بازگشته ، حرف ها و خاطرات بیشماری دارد تا برای ما بگوید ، از آن
کوه سخت و یخ زده، از آن گرده سنگی رام
نشدنی، از آن طبیعت وحشی و بکر سخن ها
بگوید و از اراده، از همت و تلاش ، از آن
شب های سرد و سخت و از آن لحظه با شکوه گام بر قله گذاشتن و از جادوی کوههای بلند
و سرانجام از دوستی.
اما
دریغ و صد دریغ اگر این جادو و اگر بالیدن به این همه لحظه های باشکوه ما را از اندیشیدن
به دوستی و از جان ادمی ، جان خود و جان دیگران دور سازد و حادثه این جا هم سایه
به سایه ماست و ما را رها نمی کند .
·هیجان
خواهی
عامل
مهم دیگری که در بروز حوادث ورزشی و ورزش های با درجه خطر پذیری بالا از چملهکوهنوردی دخالت دارد هیجان خواهی
(Sensation Seeking ) یا نیاز به شور است ، هیجان خواهی از موضوع هایی است
که در سال های اخیر بسیار مورد توجه جامعه شناسان ، روانشناسان و علاقمندان
و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .
ترس غریزه ای
است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می رهاند و بدیهی است که این غریزه در انسان ها
متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط ، ترس از رودخانه خروشان ، ترس از تصادف در
خیابان و بسیاری مثال های دیگر وهر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان
نیست و بعضی بیشتر و بعضی کمتر می ترسند ، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما
قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم ، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه
همسایه سقوط کرده بودیم، از سوی دیگر باید دانست که در مقابل ترس ، هیجان
خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها و
بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند ، فراموش نکنیم که تا گذشته ای نه چندان دورشاید
تا صد سال پیش انسان برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت
نداشت و بنابراین نیاز به حضور در طبیعت یک غریزه است و فعالیت هایی مانند
کوهنوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند.
ترس از یک سو و هیجان خواهی از سوی دیگر هر دو به حفظ حیات
کمک میکنند.
شکی نیست که
در جریان زندگی و با افزایش شناخت و مهارت های ما ، ترس کمی عقب می نشیند ، مثلا
هنگامی که ابزار جهت یابی مثل نقشه و قطب نما و یا جی پی اس در دست داریم ، ترس از
گم شدن در جنگل به مراتب کمتر از زمانی است که دست خالی به طبیعت می رویم ، یا
زمانی که لباس خوب و مناسبی بر تن داریم ، ترس از سرما زدگی و فرو دمایی در زمستان ،
کمتر از زمانی است که با لباس شهری به کوه رفته ایم و یا آشنایی به فنون کوهنوردی
و سنگ نوردی اعتماد به نفس بیشتری برای صعود های دشوار تر در ما ایجاد می کند ، اما این مرز کجاست ؟تا
کجا می توان نترسید ؟ و یا این طور بپرسیم : کجا باید ترسید ؟
بدیهی است که
پاسخ این سؤال بر اساس دانش ما و آموخته
ها و مهارت های مان و همچنین عامل ترس درونی مان با هم فرق می کند .
فرق نترسیدن
و شجاعت چیست ؟
در روزهای
بحرانی مانند بهمن 57 و یا روزهای جنگ ویازمانی که برای نجات همنورد خود اقدام می کنید ممکن است دست به کاری بزنید
که در شرایط عادی با منطق شما سازگاری ندارد اما برای دستیابی به آرمانی والا از جان خود هم می گذرید ، آرمانی
بزرگ مثل نجات جان یک انسان ، نجات جان یک همنورد که به یاری تو زنده می ماند ولی باید
بدانیم که نترسیدن اگر حد و مرزی نشناسد ، دیگر نه تنها شجاعت نیست ، بلکه یک بیماری است ، (هیجان خواهی بالا !)، اگر چشم خود را ببندید و از عرض بزرگراه همت
عبور کنید هیجان زیادی را تجربه خواهید کرد ولی به احتمال بسیار بالایی کشته می
شوید . این نه یک کار شجاعانه ، بلکه یک هیجان خواهی افراطی است .
دزدی از
فروشگاه ها و یا از بانک با وجود احتمال بالای دستگیری ، داشتن شریک جنسی متعدد و
ناشناس بدون در نظر گرفتن خطرات آن ، چشیدن و خوردن هر نوع غذا و خوراکی بدون توجه
به خطر ابتلا به مسمومیت و یا بیماری و استفاده از مخدرها و قرص های هیجان آور ، بعضی
ازنشانه های هیجان خواهی بالا یشمار
میروند و شاید سفر به ناشناخته ها، کوهنوردی و سنگ نوردی در مسیر های خطرناک و
بدون حمایت و پشتیبانی فنی و اجرایی مناسب را هم بتوان به لیست بالا اضافه کرد.
فعالیت های
هیجان خواهانه به چهار دسته تقسیم میشوند:
یک
- هیجان خواهی از راه انجام کارهای خطرناک و ماجراجویانه که عده ای کوهنوردی و سنگ
نوردی را در این گروه قرار میدهند.
دو
- هیجان خواهی از راه تجربه های جدید مثل سفر و یا موسیقی
سه
- هیجان خواهی از راه اجازه دادن به بروز آزادانه احساسات
چهار
- ناآرامی و فرار از روزمرگی بویژه در
شرایط زندگی کسالت آور
چه
زمانی و چرا ممکن است کارهای هیجان خواهانه به آسیب دیدگی و یا مرگ فرد و یا
دیگران بینجامد؟
یکی از دلایل
این امر اختلال در قدرت تصمیم گیری و یا بررسی درست جوانب و عواقب آن تصمیم است
مثل بیماران با افسردگی دو قطبی و جالب است بدانیم که بخش قابل توجهی از هیجان
خواهان افراطی دچارافسردگی شدید هستند ،
دلیل مهمتر شاید
مکانیزم درونی بدن انسان است که به او احساس امنیت میدهد مثل اینکه انسان ها
احتمال مرگ و یا آسیب خود را همیشه کم و یا منتفی میدانند و این احتمال را بیشتر
برای دیگران میدانند ، این احساس در زندگی عادی به ما کمک میکند تا با آرامش خاطر
و با کمترین استرس و فشار روانی زندگی کنیم ، در غیر اینصورت هر لحظه نگران بروز حادثه
ایناگوار هستیم و تحمل چنین سطح بالایی از استرس و نگرانی امکان
هر نوع فعالیتی را از ما سلب میکند و
زندگی کمابیش به شکنجه گاه روانی انسانها بدل میشود . اما در کارهای با ریسک پذیری
بالا و ورزش های نسبتا خطرناک مانند کوهنوردی ، آرامش خاطر بیش از حد میتواند مرگ بار باشد .
جالب اینجاست
که هر چه تجربه و مهارت های انسان بیشترمیشود امکان انجام کارهای پرخطر او هم
بیشتر میشود و بنابراین سرپرست یک برنامه
کوهنوردی باید از این عامل خطرساز آگاه باشد تا بتواند در هنگام یک تصمیم
گیری خطرناک از خود بپرسد که آیا همه اعضای گروه تحت سرپرستی او قادر به
انجام آن کار هستند ؟ و نیز اینکه توانمندیهای
خود را برای گذر از یک موقعیت دشوار برای همه افراد تیم تعمیم ندهد.
این پدیده را خوش بینی غیر واقع بینانه مینامند که میتواند
در ورزشی مثل کوهنوردی مرگ بار باشد.
در
پایان تاکید میکنم که با وجود تاثر همنوردان و خانواده او وظیفه داریم که به مرگ
کوهنوردان بپردازیم به چند دلیل مهم:
·انسان و سلامتی او همیشه و در همه جا
از هر کوهی مهمتر و با ارزش تر است و هرگز و هرگز اجازه نداریم جان یک انسان را با
افتخار صعود و یا هزینه سنگین آن و یا زمانی که برای صعود صرف کرده ایم و با هر
چیز دیگری مبادله کنیم.
·باید دلیل مرگ یک انسان در کوه روشن شود تا ما با این تجربه و درس ، از
بروز حوادث مشابه جلوگیری کنیم و سرانجام آنکه:
·خطاهای انسانی را به پای خطرات بالقوه کوهنوردی نگذاریم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 12:26 توسط عباس ثابتیان
|
هفتاد و سومین نشست انجمن کوهنوردان ایران روز سه شنبه 12 آذر ماه 87 از ساعت 17 تا 20 در آمفی تاتر خانه ی شهریاران جوان ( تهران – خ. نجات اللهی ، نبش خیابان ورشو ) برگزار میگردد.
1700 دیدار عمومی و پذیرایی 1730 اخبار کوهنوردی - عباس ثابتیان 1745 بیمه و کوهنوردی - حامد عرب ورامین 1830 ویکی پاکوب ، دانشنامه آزاد کوهنوردی - عباس ثابتیان 1845 گشایش مسیر نو بر روی دیواره غربی علم کوه (گزارش) - حسین بلنداختر
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 11:15 توسط عباس ثابتیان
|
مجمع
عمومی سالانه ی انجمن ، در روز سه شنبه 28 آبان ماه 1387 از ساعت 17 تا 20
در آمفی تاتر خانه ی شهریاران جوان ( تهران – خ. نجات اللهی ، نبش خ. ورشو
) برگزار خواهد شد .
از همه ی اعضا درخواست می شود در این نشست حضور یابند . همچنین از کسانی
که مایل اند در هیات مدیره ی آینده عضو شوند یا به عنوان بازرس فعالیت
کنند ، درخواست می شود نامزدی خود را طی نامه یا فاکس به انجمن ( کمیته
ی انتخابات به مسوولیت خانم افسر شاندیز ) اعلام نمایند .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 11:6 توسط عباس ثابتیان
|
ویکی
پاکوب مکانی است برای همه علاقه مندان به کوهنوردی.
شما می توانید این مطالب را ویرایش کنید -
اشتباهات آنرا تصحیح کنید و به غنای آن بیافزایید.
کار با
ویکی پاکوب بسیار ساده است در نگاه اول دقیقا مانند
نوشتن یک کامنت است . با صرف کمی وقت می توانید بیشتر
در آن تبحر پیدا کنید .
با مشارکت
در این کار شما نیز سهم خود از دانش و علاقه خود را در
اختیار همگان قرار می دهید. با مطالعه راهنمای ویکی می
توانید نحوه استفاده از آن را فرا بگیرید.
شما چه یک
مربی کهنه کار باشید یا یک تازه کار علاقه مند در هر حال
می توانید با مشارکت در بحث های
ویکی پاکوب مطالب آن را کامل کنید.
کوهنوردی
را می توان یک ورزش گروهی شمرد هر چند فردیت در آن
محترم است. بیاید با مشارکت در ویکی پاکوب علاقه
جمعی خود را به کوهنوردی بیش از پیش ثابت کنیم.
جواد گیاه شناس:
بهت و حیرت سراسر وجودم را فرا گرفت . انگار دیروز بود برنامه اورست .
خلیل و عکسهاش و فیلمبرداریش . دوربینش . انگار دیروز بود که بخاطر سرفه
های شدیدش او را از بیس کمپ با یک باربر روانه کردم او رفت . هر چند اورست
برایش برنامه دلخواه نشد اما همیشه به یاد آن برنامه بود . و بارها خودش
را به بالاترین ها رساند . بعد او لنین و کورزینفسکایا را صعود کرد و می
گفت دیگه آسیای میانه نمیره . می خواست این بار هشت هزار متری صعود کند
اما نمی دانست که در عمق ۲۰۰ متری غار پروا می بایست از قطار زندگی یاده
شود .
خلیل
که همواره دلش برای کوهنوردی همدان می تپید چه بارها که با دلواپسی
پناهگاه قزل ارسلان را مدد رساند و چه روزها که در سرما برای راه انداختن
آبشار گنجنامه در زمستان تلاش کرد .
به نقل از کلاهه و الوند پرس http://alvandpress.blogfa.com http://www.kolaheh.persianblog.ir
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۸۷ ساعت 11:2 توسط عباس ثابتیان
|
صعود به جانستون را با هوایی غیر منتظره ، سرد و برفی آغاز کردیم
دشت آب نیک
گزارش
هواشناسی پیش بینی بارش داشت ولی انتظار اون برف رو تو جاده آب نیک
نداشتیم ، حتی توفان شب قبل تعدادی از درختها رو شکسته بود و یک جا هم
درخت شکسته ای تمام عرض جاده رو بسته بود. مسیر حرکت را روی جی پی اس ریختم + تعدادی نقطه جدید با استفاده از نقشه توپو منطقه و پاکوب تمام مسیررو هم ثبت کردم .
به سوی خط الراس
حرکت
در برف حال و هوای خوبی داشت و نشاط دیگری به ما داده بود هر چند که وقت
صبحانه دست ها و پاها حسابی یخ کرده بودند ، وقتی روی خط الراس رسیدیم دو
تا از دوستان در جای مناسبی اتراق کردند و باقی به سمت قله رفتیم.
پس
از گذر از دهلیز زیر قله که صعود و فرود از اون توی برف خیلی هیجان انگیز بود
در فاصله 5 دقیقه ای قله مهدی پیشنهاد کرد که به قله نرفتن را هم تمرین
کنیم و همان جا توقف کردیم ، بوس و بغل ، دلستر قله و بازگشت.
اگر در این برنامه توصیه تدارک زمستانی نکرده بودیم و اگر دوستان آن را جدی نمی گرفتند ، ما حتما به دردسر می افتادیم! چمعه 10 آبان 87 حرکت از تهران 0500 فلکه 4 تهران پارس حرکت از آب نیک 0610 صبحانه 0810 روی گردنه 1230 روی قله (20 متری ) 1420 554133 3988448 ارتفاع 3934 متر پارکینگ 1843
پ ن 1 - در این جمعه برفی و مه آلود دوربین ما یک 6600 بود و عکس ها هم ، خودتون ببینید. پ ن 2 - از ساعت 1100 بارش قطع شد. پ ن 3 - 3 تا هد لامپ برای 7 نفر! اونایی که هدلامپ نداشتن جریمه شدن!
رفقای این برنامه فریدون عشقی - مسلم زمانی نژاد - مریم رهبان - مهدی کاسبیان (سرپرست )- وحید افشارمنش - فراز قلی بیگی و عباس ثابتیان
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 13:19 توسط عباس ثابتیان
|
تیم ملی امید کوه نوردی کشور پس از صعود قله ی 7134
متری تیلیچو پیک در ارتفاعات هیمالیا ، متأسفانه در حین
بازگشت دچار حادثه شده و پزشک همراه تیم ملی سقوط می کند !
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فدراسیون : این تیم متشکل
از 8 کوه نورد رده ی سنی امید ، به سرپرستی «حسین امانی» و همراهی « دکتر
سعید بهاءلو » به عنوان پزشک ارتفاع ، جمعه 12 مهر ماه ، کشور را به قصد
صعود قله ی 7134 متری « تیلیچوپیک » در کشور نپال ، ارتفاعات هیمالیا -
منطقه آناپورنا - ترک کرد.
اعضای تیم پس از عزیمت به منطقه در دو هفته ی گذشته اقدام به برپایی دو
کمپ در ارتفاعات این قله نموده و با توجه به شرایط مناسب جوی و آمادگی
کامل نفرات ، اولین تلاش خود را برای صعود نهایی ، از کمپ دوم (6200 متری
) به سمت قله آغاز می کنند .
بنا بر گزارش عصر دیروز ( هشتم آبان
) «حسین امانی» سرپرست تیم از منطقه : تمامی نفرات موفق شدند به همراه دو
شرپا ( راهنمای نپالی ) قله را صعود و پرچم پر افتخار کشورمان را برای
اولین بار بر فراز این قله به اهتزاز درآورند . اما متأسفانه در حین
مراجعت به کمپ دو ، پزشک تیم دچار حادثه شده و سقوط می کند !
این
گزارش حاکی است : اقدامات لازم جهت جستجو و نجات وی انجام و پیگیری های
مربوطه از جمله اعزام تیم تازه نفس جستجو و پرواز بالگرد در جریان است ،
در عین حال سایر اعضای تیم در سلامتی کامل به کمپ اصلی بازگشته اند .
شایان
ذکر است : در اولین ساعات اطلاع از موضوع ، ستاد ویژه ای در فدراسیون
کوه نوردی و صعود های ورزشی تشکیل و ضمن هماهنگی های انجام شده با سازمان
تربیت بدنی و ارتباط مداوم با شرکت نپالی طرف قرارداد صعود ؛ بامداد
امروز به جهت اقدامات و پیگیری های بیشتر ، مهندس «محمود شعاعی» ریاست
فدراسیون به همراه «رضا زارعی» از مسئولین فدراسیون و اعضای با تجربه ی
تیم های ملی هیمالیانوردی به منطقه اعزام شدند.
منبع خبر:سایت فدراسیون کوهنوردی
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 13:11 توسط عباس ثابتیان
|
روز 5 شنبه 2 آبان برای شرکت در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره مرحوم
سامان نعمتی به قروه رفتیم ، مراسم در ورزشگاه تختی شهر قروه با نظم بسیار
خوبی برگزار شد. استقبال از مراسم هم بسیار خوب بود طوری که سالن تختی
کاملا پر شده بود.
این مراسم را هیات کوهنوردی قروه و گروه
کوهنوردی قاجر قروه برگزار کردند و البته کاملا آشکار بود که همه امکانات
شهر از جمله آموزش و پرورش در اختیار این جریان است و البته شهرام نعمتی
مسوول هیات کوهنوردی قروه نیز میگفت که همه سازمان ها در قروه هر امکانی
که مورد نیاز باشد در اختیار خواهند گذاشت و این برای من خیلی مهم و قابل
توجه بود ، آیا ایا اتفاق در هر گوشه کشور می افتد و یا قروه کمی با بقیه
فرق میکند و یا اینکه محبوبیت سامان در قروه علت همه این هماهنگی ها و
برگزاری خوب مزاسم بود ، فکر میکنم که آخری !
در این مراسم نماینده پارلمان ایران از قروه صحبت کرد و اظهار امیدواری کرد که سامان روزی به قروه بازگردد. رییس
تربیت بدنی قروه و رییس هیات کوهنوردی کردستان هم پشت تریبون رفتند و
سخنرانی کردند ، یکی از این آقایان از اورست میگفت و بنظرم آمد که هنوز
ارتفاع و یا هیمالیا از دید بسیاری یعنی اورست ، و نانگاپاربات و بقیه در
ایران مهجورند و غریب ، این آقایان هم به خانواده نعمتی امید میدادند که
سامان برخواهد گشت !
اقبال افلاکی که بسیار تکیده شده (آرزوی سلامتی برایش داریم) سخنرانی کرد ، او گفت که:
قصه هیمالیانوردی قصه مرگ و زندگی است ، اولین خطا ، آخرین خطاست ، 95% حادثه و 5% شانس است. سپس از داگ اسکات یاد کرد که گفت کوهنوردان به دو دلیل اصلی می میرند ، یا بلندپروازی و یا بدشانسی! از
همیاری فدراسیون و اقدام سریع برای هماهنگی و شروع عملیات امداد برای
سامان گفت و اینکه شرایط سوری فراهم گردد که این گردهم آیی ها ، این گرامی
داشت ها و این یادآوری ها هر سال تکرار شوند.
محمود شعاعی ، رییس فدراسیون کوهنوردی هم در این مراسم جاضر بود و برای حاضرین سخنرانی کرد. او گفت: چرا باید سامان نعمتی ها را اینقدر راحت از دست بدهیم؟ سامان با رفتن خود به همه هشدار داد ، که راه های دیگری هم برای رسیدن به قله وجود دارد ، آیا رسیدن به قله ، فقط اوج کوه است؟ قله شرف ، قله انسانیت ، قله کرامات انسانی ، صداقت ، شهامت ، از خود گذشتگی ، به قله انسانیت صعود میکنیم و چه سرافرازتر ، و چه سربلندتر شعاعی از قول بزرگی گفت که شرافت و نفع پرستی در یک جا جمع نمیشود از داگ اسکات نقل قول کرد که در 5 دقیقه مانده به قله اورست با شنیدن خبر بیماری سرپرست تیم کره ای همگی تصمیم به بازگشت میگیرند، شعاعی
گفت که تصمیم گیری خیلی دشوار است ، شاید این شرایط هرگز تکرار نشوند ، او
گفت که اگر خود در چنین موقعیتی قرار گیرد از صعود چشم پوشی نخواهد کرد! او پرسید که آیا نتیجه کوهنوردی ، رسیدن به قله به هر بهایی است؟ اما
از سوی دیگر نباید این نکته را نادیده بگیریم که کوهنوردی که دست به یک
صعود دشوار میزند میداند که با چه خطراتی رو در رو خواهد شد، حریف ، حریف قدری است ، و سامان هم میدانست که به دنبال چیست
سامان میدانست که راهی که برگزیده ممکن است بدون بازگشت باشد و از عواقب کار آگاه بود.
اما
در هیمالیا و چنین صعودی یک تصمیم نابجا ممکن است سلامتی همه افراد تیم را
به خطر اندازد و آنها که با هیمالیا دست و پنجه نرم کرده اند و داستان
صعود نانگاپاربات را شنیده اند ، میگویند تلفات چنین صعودی باید شش نفر
میبود ، نه یک نفر!! و جای خوشحالی است که این پنج نفر توانسته اند چادر
کمپ چهارم را پیدا کنند.
ولی چه کنیم که فلش ها همه به سمت کسی است که تیم را سرپرستی کرده است. آیا تمام فاکتورهای صعود قدرت بدنی و تکنیکی است؟ سرپرست
باید آنچنان قاطع باشد که بدون چون و چرا تیم از او اطاعت کند و در تیم
باید روحیه از خودگذشتگی ، ایثار و عشق به دیگران تقویت شود. نانگاپاربات
یکی از خطرناک ترین کوههای جهان است ، کوهی که به او کوه قاتل نام داده
اند! ، کوهی که راینولد مسنر برادر خود و نیز انگشتان خود را در آنجا جا
گذاشت.
سامان کوهنورد ناتوانی نبود و سوابق او این را میگوید ، اما نانگاپاربات رقیبان سرسخت تری از سامان را در خودش جای داده است.
ما
باید پیامی با خود از این گردهم آیی بیرون ببریم و آن پیشگیری از وقوع
چنین حوادثی است ، درس گرفتن از حوادث و جلوگیری از تکرار آنها ، ارج
نهادن به ارزش ها و کرامات انسانی ، برگزیدن قله های انسانیت ، مردانگی ،
شرف ، جوانمردی و صداقت.
سخنان پدر سامان گلایه ای در خود داشت از تیم نانگاپاربات و همنوردان
سامان (که جز محمد نوروزی همه در مراسم حضور داشتند ) و مادر سامان هم آن گاه
که لوح تقدیری را به او دادند رو به جمعیت کرد و گفت : همنوردان سامان رسم
همنوردی این نبود!
در بین سخنرانی ها اسلایدها و فیلم هایی از سامان نمایش داده میشد که نشان دهنده فعالیت های کوهنوردی او بود.
شام را همگی با هم و در محیطی صمیمی خوردیم و به خوابگاههایی که از قبل
آماده شده بود رفتیم و صبح ساعت شش به سمت کوهی که سامان اولین مسیر سنگ
نوردی خود را در آنجا گشایش کرده رفتیم تا شاهد پرده برداری از لوح
یادبود سامان بر فراز این دیواره باشیم.
نکته جالب مراسم پرده برداری ، حرکت نمادینی بود که به زیبایی انجام شد و
سازمان دهندگان برنامه گفتند که امروز پای بر قله نخواهیم گذاشت تا بگوییم
که زندگی و دوستی مهم تر از صعود به قله هاست!
شب و روز خوبی بود ، پر احساس و گرم و صمیمی.
پ ن 1
پس از شام کوهنوردان زیادی دور کاظم حلقه زده بودند و از او چند و چون
حادثه را میپرسیدند و او توضیح میداد که با اعتراض پدر سامان روبرو شدیم
ولی گفتگو با کاظم تا دیر وقت شب در خوابگاه ادامه داشت.
پ ن 2
از من خواسته شده بود که در این مراسم صحبت کنم و من هم مطالبی را آماده
کرده بودم ولی از شهرام نعمتی خواستم اجازه دهند که تنها شنونده باشم .
پ ن 3
بیشترین شرکت کنندگان در مراسم آن طور که شنیدم نه از قروه که از نقاط دیگر و بویژه از شهرهای دیگر کردستان بودند.
پ ن 4 من و عباس محمدی از انجمن کوهنوردان در مراسم حضور داشتیم
عکس ها از سیامک شایان پور
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۸۷ ساعت 15:3 توسط عباس ثابتیان
|
مکان : خیابان آزادی - خیابان جیحون- جنب بوستان آیینه – موسسه فرهنگی ورزشی تامین (نگین غرب )
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۸۷ ساعت 14:4 توسط عباس ثابتیان
|
کوهنوردی در دهه پنجم زندگی گویی حال و هوای تازه ای دارد و نشاط دیگری به انسان می بخشد, یک ارتباط تازه با طبیعتی که سخت در معرض هجوم ما انسانهاست, در این وب لاگ اگر فرصت لازم فراهم آید به ارایه گزارش های کوهنوردی و یا طبیعت گردی و مسایل زیست محیطی میپردازیم