کافه کوه فروردین...در امتداد بهار



برخیز و بیا: آفتاب مهربان فروردین دست به دست باد بهاری داده است تا دلت را با لطیف ترین خوشی ها بنوازد

برخیز و بیا: کوچه پس کوچه های دربند بوی خوش یک استکان چای داغ را به یادت خواهد آورد... همانی که در نگاه دوست خواهی چشید.

برخیز و بیا: در آخرین پنجشنبه فروردین ماه ساعت 3  همگی منتظرت خواهیم بود تا درکنار هم "آغاز بهار" را جشن بگیریم.

برخیز و به کافه کوه بیا ... به امید دیدار

مجمع عمومی انجمن کوه‌نوردان ایران ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

برای عضويت در هيات مديره‌ی آينده‌ی انجمن کوه‌نوردان ایران، نامزد شويم يا پيشنهاد نامزد دهيم!

اعضاي گرامي انجمن؛
براي آن كه انجمني پويا و پركار داشته باشيم، لطفا براي عضويت در هيات مديره‌ی بعدی كه در مجمع عمومي ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ انتخاب خواهد شد، نامزد شويد يا افرادي را براي نامزدي پيشنهاد دهيد.

براي اين منظور، مي‌توانيد به دفتر انجمن تلفن بزنيد (۶۶۷۱۲۲۴۳، ساعت ۱۰ تا ۱۷ شنبه تا چهارشنبه)، فكس بفرستيد (۶۶۷۱۲۴۲۱) با ایمیل بزنيد (info@alpineclub.ir).

در اين ارتباط، در روز ۲۰ اسفند يك نشست هم‌انديشي با شماري از اعضاي انجمن داشتيم. نشست بعدي براي رايزني و ثبت نام نامزدان هيات مديره، در روز يكشنبه اول ارديبهشت در دفتر انجمن برگزار خواهد شد.

ورود به اين نشست، براي همه‌ي علاقمندان آزاد است؛ لطفا حضور خود را در نشست، تا روز بيست و هشت فروردین به دفتر انجمن اطلاع دهيد.

به نقل از سایت انجمن کوه‌نوردان ایران

یکصد و نهمین نشست ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان ایران

یکصد و نهمین نشست انجمن کوه نوردان ایران

 

گزارش آیدین بزرگی و پویا کیوان از نخستین صعود زمستانی خط الراس پسنده کوه - خرسان شمالی

در نشست این ماه

 

موضوع :

در مورد انتخابات پیش رو (۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲) 

در مورد جشنواره دیواره نوردی یافته (۲۰ تا ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲)

خبرهای کوه نوردی

گزارش آیدین بزرگی و پویا کیوان از نخستین صعود زمستانی خط الراس پسنده کوه - خرسان شمالی «زمستان ۱۳۹۱»


زمان: چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۲ از ساعت ۱۷ تا ۲۰

 مکان : خیابان انقلاب -  دروازه دولت - نرسیده به بهار - خیابان خاقانی - روبروی دانشگاه تربیت معلم - آمفی تاتر ستاد سازمان های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهران

شرکت در نشست‌های ماهانه‌ی انجمن برای همگان آزاد است.

سریال‌های نوروزی صدا و سیما و محیط زیست!

«و پُر شود آسمان شهر تهران از سرود پرندگان»


سریال تلویزیونی آب‌پریا - شبکه دو سیما، نوروز ۱۳۹۲

تعطیلی‌های نوروز امسال (۱۳۹۲) فرصتی شد تا چند تا از سریال‌های تلویزیونی را تماشا کنم، خوب اول کار اولویتی هم در کار نبود، ولی من پایتخت، کلاه قرمزی و بعد شانسی آب پریا را دیدم و این آخری اولویت اول شد برام، «آب پریا» .

باورم نمی‌شد که یک سریال تلویزیونی، در روزهای تعطیلی نوروز، این‌طور دقیق و مسئولانه و این‌قدر شیرین به بیان مهم‌ترین دغدغه‌های زیست‌محیطی ما بپردازد، خلاصه‌ی داستان از این قرار است:

هر سال–روز سیزده نوروز–ابرپری، سبزپری و آب‌پری در خانهٔ خواهر بزرگترشان برف‌پری گرد هم می‌آیند، آش چل‌دانه چل‌گیاه می‌خورند، گل می‌گویند و گل می‌شنوند و درددل می‌کنند، سپس برف پری می‌خوابد تا زمستان دیگر.


این چهار خواهر نوه‌های "بی‌بی آب‌پری" هستند و اینک پس از مادربزرگ‌شان وظیفه پاسداری از آسمان، زمین و آب را بر عهده دارند.


صدها سال پیش بی‌بی آب‌پری در نبردی سخت، اَپوش (دیو خشکسالی) را شکست داده و پشت کوه‌های سر به فلک کشیدهٔ البرز به بند کشیده، اما امسال نشانه‌های شوم اَپوش کم کم دارد ظاهر می‌شود. ابرها سیاه و دود آلودند، از آسمان آبی خبری نیست، رودها و چشمه‌ها دارند می‌خشکند، گیاهان کم بار و پژمرده‌اند، و خواهر کوچک‌شان آب پری دیر کرده...! نکند خدای ناکرده...

پری‌ها برای یافتن کتیبهٔ مادربزرگ‌شان و پی بردن به راز شکست اَپوش و رهایی خواهرشان "آب‌پری"، سوار بر کالسکهٔ ابری صبا، به سوی زمین حرکت می‌کنند و در مقابل دیدگان حیرت‌زدهٔ پیرمردی روستایی که در انتظار باران به آسمان چشم دوخته، به زمین فرود می‌آیند...

پری‌ها در بیابان سرگردانند، آن‌ها برای یافتن کتیبهٔ بی‌بی‌شان باید به شهری بروند به نام تهران! اما خسته‌اند و راه را نمی‌دانند. مردی روستایی آن‌ها را می‌بیند و به یاری‌شان می‌آید...

«و آنگاه بباید روان شود آن ماهی طلایی در رودی که نامش هست جاجرود»

پری‌ها به همراه استاد بهار و فیروز و سینا برای اجرای دومین دستور "بی‌بی آب‌پری" راهی جاجرود می‌شوند، اما هرچه می‌جویند اثری از ماهی طلایی پیدا نمی‌کنند...

«برود به خانهٔ بخت، دُخت عباس آقای نجار، در دامنهٔ جنگل‌های کلاردشت»

زهرا، دختر عباس آقای نجار تا مهریه‌اش را نگیرد حاضر نیست قدم به خانهٔ نامزدش "مسعود" بگذارد و تا او به خانهٔ بخت نرود آب‌پری از بند اَپوش رها نخواهد شد. بنابراین پری‌ها و همراهان شروع به جستجو در جنگل می‌کنند، اما زمین پوشیده از زباله است و اثری از بنفشهٔ وحشی نیست...

«و سپس بباید که پر شود کوزهٔ بی‌بی مَل‌مَل از آب قنات علی‌آباد یزد»

بهار و همراهان این‌بار راهی یزد هستند. ناهید دختر استاد بهار که از آشنایی با پری‌ها هیجان‌زده است آن‌ها را بدرقه می‌کند.

اتومبیل وارد روستای علی‌آباد می‌شود، اما روستا خشک و متروکه است و اثری از آب و آبادانی نیست...

«و آن‌گاه بازگردد آن مهندس جوان، مهندس علیرضا مهران، به دریاچهٔ پریشان»

استاد بهار و همراهان، برای اجرای فرمان پنجم "بی‌بی آب‌پری" و یافتن ردپایی از مهندس مهران، یک‌سَره از یزد به سوی کازرون می‌روند و خود را به دریاچه می‌رسانند. اما دریغ که به جای دریاچه‌ای پر از آب با کویری سوخته روبرو می‌شوند...

«و بنشاند هزار نهال، آن مرد چاق کهنسال، در جنگل دالی‌چال»

این ششمین فرمان "بی‌بی آب‌پری" است. تاکنون پنج فرمان او انجام شده و پری خانم‌ها امیدوارند با اجرای دو فرمان باقی‌مانده، خواهرشان هرچه زودتر از چنگال اَپوش نجات پیدا کند. استاد بهار و فیروز به‌دنبال پری‌ها به سختی از پله‌های ماسوله بالا می‌روند؛ پیدا کردن یک مرد چاق کهنسال در چنین روستایی کار ساده‌ای به‌نظر نمی‌رسد...

«و پُر شود آسمان شهر تهران از سرود پرندگان»

آخرین فرمان بی‌بی، استاد بهار را سخت به فکر فرو برده‌است. او منظور بی‌بی آب‌پری را از صدور چنین فرمانی درک نمی‌کند، بنابراین از پری‌خانم‌ها می‌خواهد که دیگر دست از سر او بردارند...

پری‌ها، غمگین و نااُمید از همراهی استاد بهار، تصمیم می‌گیرند به سرزمین خودشان بازگردند؛ شاید آنجا بتوانند به راز آخرین فرمان بی‌بی‌شان پی ببرند و خواهرشان را از دام اَپوش برهانند...


مرضیه برومند، سازنده‌ی این اثر باارزش در مورد آب‌پریا چنین می‌گوید:



به نام خداوند باران و برکت 

مسائل مربوط به طبیعت و تخریب محیط زیست دیر زمانی است فکر مرا سخت به خود مشغول کرده، هر جا می‌روم و به هر سو که می‌نگرم چیزی نمی‌بینم جز نشانه‌های قدر ناشناسی و ناشکری انسان و بی احترامی به این همه زیبایی و نعمت و برکت که پروردگار مهربان به بشر ارزانی داشته است. شعار زیبای "طبیعت مظهر خداوند است"، در جای جای این سرزمین به چشم می‌خورد اما دریغ و افسوس که هر چه می‌بینم نشان بی احترامی به مظاهر خداوندی است.


در فرهنگ دینی و ملی ما احترام به عناصر طبیعی به ویژه پاسداری از آب همواره اهمیت ویژه‌ای داشته‌است. گذشتگان ما در این سرزمین کم باران، منابع آبی اندکشان را پاس داشته‌اند و با قناعت و سخت کوشی، بدون کمترین آسیب و کمترین بی‌احترامی و تخریب طبیعت روزگار گذرانده‌اند. حال ما وارثان ناباب گذشتگان در مدت زمانی اندک هر آنچه آنها برای ما به جا گذاشته‌اند را داریم نابود می‌کنیم. زمین را... هوا را... و آب را.


سریال آب‌پریا، ادای احترام من است به طبیعت شگفت‌انگیز این سرزمین، به کوههای سر به فلک کشیده‌اش و آسمان فیروزه‌ایش، به جنگل‌ها و بیابان‌های زیبایش، و به رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و چشمه‌های جوشانش.

کوشیده‌ام به زبانی ساده و شیرین توجه همه افراد خانواده، به ویژه بچه‌ها و نوجوان‌ها را به طبیعت پیرامونشان جلب کنم و آنها را از خطراتی که زمین یگانه ما را جداً تهدید می‌کند آگاه سازم. شاید تماشای این سریال بتواند تلنگری باشد به آنان که زیبایی‌ها و نعمت‌های سرزمین‌شان را نمی‌بینند و نمی‌شناسند و نادانسته کمر به نابودی آن بسته‌اند.


کتاب «علم کوه ۴۸۴۵ متر» به کوشش عبدالحسین عزیزی

کتاب «علم کوه ۴۸۴۵ متر» به کوشش عبدالحسین عزیزی در پاییز سال ۱۳۶۴ منتشر شد، با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از انتشار آن، این کتاب هم‌چنان جذاب و خواندنی است و هنوز منبع مراجعه‌ی بسیاری است که می‌خواهند در باره‌ی علم‌کوه و منظقه‌ی تخت سلیمان بگویند و بنویسند مانند تاریخچه‌ی صعود این قله‌ها در سایت کوه‌نوردان کلاردشت (و هم در پاکوب) .

کتاب علم‌کوه در آغاز منطقه را معرفی می‌کند، سپس تاریخچه‌ای از صعودهای آن را برمی‌شمرد و در آخر به شرح صعود دیواره‌ی علم‌کوه که در حقیقت اولین صعود ایرانیان بر روی این دیواره است و در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ شروع شد و پایان گرفت، می‌پردازد.

این برنامه با مشارکت کوه‌نوردانی از خانه‌ی کوه‌نوردان تهران، بیستون تهران و اورال تبریز شکل گرفت و به سرانجام رسید.

کتاب علم‌کوه دیگر تجدید چاپ نشد و هم‌اکنون نایاب است و به‌سختی یافت می‌شود، آن‌هم در قفسه‌ی کتاب‌خانه‌ی قدیمی‌تران کوه و یا در کارتن‌های خاک خورده و نم‌زده‌ی ته انباری‌ها! حیف بود که دیگران از خواندن آن محروم باشند، کتاب را از روی نسخه‌ای که به‌وسیله‌ی شکور لطفی کوه‌نورد پیش‌کسوت و عضو قدیمی انجمن کوه‌نوردان به گنجینه‌ی آثار هدیه شده بود، اسکن کردم و با فرمت پی دی اف در اختیار شماست تا از این آدرس داون‌لود کنید

http://www.4shared.com/office/lpvhklhf/alamkooh-azizi.html

علی پارسایی عزیز این فایل رو دوباره آپ کرده که از آدرس زیر بدون ثبت نام قابل دریافت است.

http://www.parsaei.com/anjoman/alamkooh-azizi.pdf

پ ن ۱

این کتاب دو نقشه هم ضمیمه دارد که اسکن نشده است.

پ ن ۲

با خانه کوه‌نوردان تهران در تماس بوده‌ام تا اگر خود یا خانواده‌ی مرحوم عزیزی مخالفتی با انتشار این کتاب دارند، اطلاع دهند که ظاهرا مخالفتی نبوده است.

سال نو و گرانی برای سنگ‌نوردان


اکبرآقا در حال بررسی چرایی افزایش قیمت در سالن داوودی (عکس از سایت کلاغها) و هم‌زمان در حال گران کردن قیمت پنیر!

گران شدن تدریجی کالاها در سال‌های گذشته و به‌ویژه در شروع هرسال نو دیگر به امری عادی برای ما ایرانیان بدل شده است، حتی به گرانی لحظه به لحظه‌ هم در ماه‌های اخیر به نوعی عادت کرده‌ایم. دوستی می‌گفت دیروز تا شب آرام و قرار نداشته؛ چون رفته بقالی اکبر آقا دریانی و دیده که پنیر از پریروز تا دیروز گران نشده! اکبر آقا دریانی را که حتما همه می‌شناسید، سال گذشته؟ بارگاه سوم؟

هفته‌ی گذشته رفته بودم مغازه‌ی اکبرآقا، سلام و دیده‌بوسی و تبریک سال نو

اکبرآقا چه خبرها؟

آقا همه چیز بدجور گرون شده! لوازم و تجهیزات کوه‌نوردی که دیگه نگو! هفت هزاری، هشت هزاری که کلن تعطیل شد! دل این بر و بچه‌ها خوش بود که برن تو سالن دوتا گیره بگیرن که اون‌هم ........ سالن داوودی رو میگم!

اکبرآقا چی شده؟ سالن داوودی بسته شد؟

نه آقا هرچی سه کرده بودن........ برو خودت ببین دیگه باباجون، وقت ما رو نگیر، داشتم قیمت پنیر رو زیاد می‌کردما

سالن سنگ‌نوردی محمد داوودی

۱- قیمت اجاره‌ی ۳ ماهه یک کمد از ۳۰۰۰۰ تومان به ۵۰۰۰۰ تومان رسید.

۲- هزینه‌ی حضور در باشگاه از جلسه‌ای ۳۰۰۰ تومان به ۵۰۰۰ تومان رسید.

فدراسیون کوه‌نوردی برای این افزایش ۶۷ درصدی چه توضیحی دارد؟

تا حدود یک‌سال و نیم پیش هزینه هر سانس دوساعته سالن داوودی ۲۰۰۰ تومان بود و بعد این مبلغ به ۳۰۰۰ تومان افزایش داده شد (۵۰٪) و درعوض سانس‌های دوساعته پایان گرفتند و هرکس می‌توانست نامحدود در سالن بماند، مثلا ساعت ۱۵ بیاید و ساعت ۲۱ با بسته شدن سالن برود خانه‌اش! در عمل چنین اتفاقی هیچ‌گاه رخ نمی‌داد چون سنگ‌نوردان سخت‌کار هم معمولا بیش از دوساعت تمرین فشرده انجام نمی‌دهند و این امتیاز حضور نامحدود به‌ازای ۵۰٪ افزایش قیمت به درد کسی نمی‌خورد.

گفتنی است که در طول دوسال گذشته این سالن بسیار بهتر از قبل شده، سطح کار و تعداد گیره‌ها زیاد شده‌اند، سالن تمیزتر و زیباتر شده است اما:

۱- فضای تمرینی افزایش نیافته و تنها فشردگی دیواره‌ها و پنل‌ها زیاد شده است.

۲- تعداد کمدهای رخت‌کنی زیاد شد (حدود ۵۰٪)؛ اما کمدهای دوطبقه، سه طبقه شدند یعنی فضای کمد کوچک‌ةر شده است و جادادن لباس و لوازم افراد در این کمدها بسیار سخت و عذاب‌اور.

۳- در این سالن چیزی به نام ظرفیت و تعداد مجاز افراد وجود ندارد، خوب، این سالن محبوبیت زیادی دارد و خیلی از سنگ‌نوردان قدیمی و به‌اصطلاح درجه بالا و همین‌طور خیلی از تازه‌کارها در آن تمرین می‌کنند و موقعیت آن هم در قلب ورزش‌گاه شیرودی انگیزه بیشتری برای حضور در آن ایجاد می‌کند و کار به جایی می‌رسد که اکثرا از ساعت ۱۷ تا ۲۱ سالن بسیار شلوغ می‌شود، خطر افتادن ورزش‌کاران بر روی یک‌دیگر و آسیب دیدن آنها، سر و صدای زیاد، آلودگی هوای سالن و کاهش بازده کاری، به‌سادگی مشاهده می‌شود.

۴- در این سالن دو توالت و یک حمام وجود دارد که برای این تعداد ورزش‌کار خیلی کم است. ناگفته نماند که آب‌گرم این سالن هم تازه چندماهی است که برقرار شده است!

۵- بیشتر کسانی که از این سالن استفاده می‌کنند جوانانی هستند که کم‌درآمدند و یا دانشجویند و درآمدی ندارند و این افزایش قیمت‌ها ادامه‌ی تمرین آنها را با دشواری روبرو خواهد ساخت.

۶- سهم کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی از دستگاه ورزش کشور چیست؟ درکنار میلیاردها تومانی که فقط برای فوتبال هزینه می‌شود چرا نتوانسته‌ایم فقط چند میلیونی برای کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی جذب کنیم تا ناچار نشویم جوانان سنگ‌نورد ایران را به زحمت بیندازیم؟

به نظر شما    گران کردن     ورودی     سالن داوودی     کار خوبی است؟