اطلاعیه روابط عمومی انجمن کوه‌نوردان ایران

یک گروه سیزده نفره از کوه‌نوردان «باشگاه آلپاین آمریکا» (American Alpine Club) که قدیمی‌ترین و فراگیرترین سازمان کوه‌نوردی کشور آمریکاست، طی یک برنامه‌ی ده روزه قله‌های علم‌کوه و دماوند را صعود و مسیرهایی روی چند دیواره‌ی کشور باز کردند.

باشگاه آلپاین آمریکا، علاوه بر کوه‌نوردی، در حوزه‌ی محیط زیست نیز از سازمان‌های فعال آن کشور است و یکی از دغدغه‌های اعضای آن، موضوع کوه‌نوردی و گردش‌گری «مسوولیت‌پذیر» است.

این گروه آمریکایی به همراه شماری از کوه‌نوردان ایرانی، در روز جمعه ۲۷ خرداد از ساعت ۴ تا ۶ بعدازظهر آماده‌ی گفتگو با دست اندرکاران کوه‌نوردی و حفاظت محیط‌های کوهستانی هستند.

نشانی: تهران - خیابان طالقانی - نبش قره‌نی - هتل اطلس

سفر به کوهستان!

در سفرم

با مردمانی از سرزمین کوهستان


محدوده وقوع جرم! وارد نشوید!

اینجا تهران است.

اینجا ابتدای ورودی به بزرگ راه مدرس از خیابان مصهری است.

اینجا محدوده وقوع جرم است.

اینجا قتلی اتفاق افتاده است.

آیا این تبلیغ برای فروش حشره کش، مصداق ترویج خشونت نیست؟

آیا شرکت فومن شیمی برای گسترش کسب خود اجازه دارد این چنین از قتل و جرم سخن بگوید؟

آیا مدیران شهر تهران به این آگهی نگاهی کرده اند؟

پ ن 1

تولید و فروش هر نوع سم برای استفاده خانگی به دلیل آسیب های زیست محیطی آن، در بیشتر نقاط جهان و از جمله در کل اروپا و آمریکا ممنوع است.

پ ن 2

سخن گفتن از قتل و کشتار و از جرم و جنایت برای فروش یک کالای تجاری در بیشتر کشورهای جهان، خود جرم محسوب می کردد و غیر قانونی است.

پ ن 3

در باره ی حشره ها بیشتر بدانیم!

دیرگاهی است که در خانه همسایه من خوانده خروس!


عیسی میرشکاری در راه صعود به ماناسلو جان سپرد!

عیسی میرشکاری نخستین درگذشته‌ی کوه‌نوردی ایران در سال ۱۳۹۰ است. عیسی در راه صعود به کوهی بلند جان خود را از دست داد، اما مرگ ایرانیان در کوه تنها در راه صعود به کوه‌های بلند و تنها در هیمالیا روی نمی‌دهد. در کوه‌های شمال تهران و در دیگر کوه‌های وطن هم، کوه‌نوردان می‌میرند تا شاید...

شاید تعداد کشته‌های کوه با کشته‌های جاده‌های‌مان رقابت کند!
شاید بتوانیم آمار بیشترین کشته‌ها در کوه را به ایران اختصاص دهیم!
شاید بتوانیم اهمیت آموزش را به هیچ انگاریم!

شاید بتوانیم اهمیت تجربه را به هیچ انگاریم!

و شاید...

شاید بشود به قوانین و مقررات نگاهی دوباره کرد،
شاید بشود آموخت که انسان می‌تواند و باید در زمان مناسب، تصمیم درست خود را بگیرد،

شاید بشود آموخت که خوش‌خیالی و امید واهی و یا دست به دامان خدا و پیغمبر شدن بیمار ارتفاع را زنده نگه نخواهد داشت!

شاید بشود آموخت که عیسی میرشکاری دچار بیماری حاد ارتفاع بوده است!
شاید بشود آموخت که بیمار ارتفاع قادر به تشخیص درست شرایط و گرفتن تصمیم مناسب نیست!

عیسی میرشکاری از سال ۱۳۸۷ تا زمان مرگ، دست به سه صعود بلند می‌زند و در هر سه صعود خود بیمار می‌شود، دو بار از مرگ می‌رهد و ماناسلو پیام آخر را به او و به ما می‌دهد!

صعود به نوشاخ  ۱۳۸۷
بخش‌هایی از گزارش گروه کوه‌نوردی کوهیاران پارس شیراز
http://koohyaranepars.blogfa.com/post-113.aspx
روز پنجم: 7/8/87

حرکت به سمت ABC
ساعت ۴ مشغول برقراری چادر در محلی شدیم که در مجاورت ما رودخانه قرار داشت. من و محمود شب آرامی را سپری کردیم اما عیسی که از شب قبل کمی احساس سرماخوردگی داشت به خوبی نتوانست استراحت کند.

روز نهم: 11/8/87

حرکت به سمت کمپ ۱

قرار بود ساعت ۴ صبح بیدار شویم و پس از صرف صبحانه به راه افتادیم. عیسی پس از بیدار شدن از خواب احساس ضعف و سر درد بسیار زیادی داشت. محمود تصمیم گرفت مدتی صبر کنیم تا شاید حال او بهتر شود. ساعت 6:30 باز بیدار شدیم ولی همچنان حال عیسی بد بود. با مشخصاتی که عیسی از سر درد خود بیان می کرد و بخصوص اینکه روزهای قبل آبریزش بینی داشت مشخص بود سرماخوردگی او رو به وخامت است و به احتمال بسیار زیاد سینوزیت او چرکین شده است.

تا ساعت ۹ صبر کردیم. سرپرست پس از مشورت با ما دو نفر تصمیم به بازگشت به سمت قاضی ده گرفت. علت این تصمیم این بود که بی شک صعود عیسی با آن حال غیر ممکن بود و می توانست عواقب خطرناکی داشته باشد. علت دوم اینکه نمی توانستیم او را به تنهایی روانه قاضی ده کنیم. نهایتاً احتمال وجود خطرات و مشکلاتی که می توانست برای من و محمود در طی صعود پیش آید تصمیم ما را به بازگشت نهایی کرد. لذا به سمت کمپ ۱ برای جمع آوری بارها به راه افتادیم.

آن‌چنان که از این گزارش برمی‌آید، بیماری عیسی دلیل اصلی ناموفق بودن برنامه است، گمان همراهان او به سرماخوردگی و سردرد ناشی از سینوزیت است اما شاید عیسی از آن دسته انسان‌هایی بود که با ارتفاع خوب سازگار نمی‌شوند و یا زمان و برنامه‌ی هم‌هوایی ویژه‌ و طولانی‌تری نیاز دارند.

صعود به موستاق آتا سال ۱۳۸۹

عیسی میرشکاری سال ۱۳۸۹ در قالب تیم بسیج دانشجویی و به سرپرستی حسن نجاریان به قله‌ی موستاق آتا صعود کرد. در جریان این صعود هم عیسی در شرایط خوبی بسر نمی‌برد و باز بیمار شده بود، اما با سرسختی و خوش شانسی خود را به قله می‌رساند!

در بین کامنت‌هایی که در ارتباط با مرگ عیسی در وبلاگ‌ها ثبت شده است، تعدادی به بیماری او در هنگام صعود به موستاق آتا اشاره می‌کنند و حسن نجاریان خود در شرح حال عیسی در موستاق آتا (تماس تلفنی) می‌گوید:
مرده‌ی عیسی به قله رسید!


از وبلاگ طبیعت و کوه های کردستان
http://lawansaqez.blogfa.com/post-851.aspx
حال عیسی میرشکاری یکی از همنوردان نجاریان در تیم بسیج دانشجویی بود که سال گذشته به قله ی موستاق آتا صعود کرده بودند و دست کم دو هفته در موستاق آتا شرایط خوبی برای شناخت از روحیات و توانایی و شرایط میرشکاری را برای نجاریان فراهم نموده است . تجربه ی موفق نجاریان در دو صعود موستاق آتا و برودپیک و صعودهای متعدد در قلل مرتفع و حوادث مشابه که برخی با مدیریت صحیح و برخی دیگر با خوش شانسی به حادثه منجر نشد را می توان از تجارب گرانبهای نجاریان در اینگونه برنامه ها دید . اورست ، لوتسه ، گاشربروم یک و  حتی حوادث دائولاگیری ، تیلیچو  ... به گفته ی نجاریان پر بوده است از تجربه های ارزشمند که کوله بار نجاریان را سنگین تر و انتظارات را به مراتب بالاتر برده است .

از وبلاگ طاها صفایی
http://best_geoman.cloob.com
یکی نیست بگه آخه حسن آقا تو برنامه موستاق آتا سال 89 مگه وضعیت عیسی رو ندید؟!!

مگه نه اینکه اگه اسماعیل رهگذر و مهدی و آقای پهلوانی نبودند، عیسی در همون موستاق پیش چشم حسن آقا به همین وضع و شرایط می رسید؟!!

از وبلاگ طاها صفایی
http://best_geoman.cloob.com

آخرین شب پیش از سفرش به نپال برای همین صعود بهش گفتم تو در موستاق در ارتفاع کمی کم آوردی و به اصرار صعود کردی. نکنه باز بخوای...

صعود به ماناسلو ۱۳۹۰

از گزارش دکتر مسعود حمیدی در وبلاگ کوهستان (محمد حسن نجاریان)

طی یک شب اقامت در کمپ دوم , حال عمومی عیسی بدتر شد ودر نهایت منجر به بروز استفراغ شد .  به ناچار برای وی آمپول دگزامتازون تزریق کردم که بعد از تجویز دارو و کاستن از ارتفاع وضعیت نامبرده بهتر شد .     

 این موضوع را به سرپرست فنی این تیم ( آقای محمد حسن نجاریان ) متذکر شده و نگرانی خود را از این موضوع به وی اعلام کردم . بعد از معاینه آقای کریم نادعلیان ( کوهنورد اراکی ) و شادروان عیسی میر شکاری ( کوهنورد جیرفتی ) بنا وظیفه اخلاقی و پزشکی  , به این دو دوست اعلام کردم که وضعیت آنها رضایت بخش نبوده و با این شرایط توانایی ادامه صعود را نخواهند داشت . به هر حال هر دوی این عزیزان تصمیم به ادامه صعود گرفته و به پیشنهاد و هشدار من توجهی نشان ندادند .      

از طرفی ساعتی بعد نیز آقای مسعود بیات منشی ( سرپرست تیم ) با بی سیم از کمپ دوم اعلام کردند که پزشک تیم خیلی سریع باید پائین بروند . ایشان در توضیح علت این تصمیم به نامه فدراسیون کوهنوردی اشاره کردند که در آن نامه پزشک تیم تنها مجاز به صعود تا کمپ دوم می باشد !

آقای نجاریان با بی سیم مراتب نگرانی خود را به آقای بیات منش( مستقر در کمپ دوم )  اعلام کرده و تآکید میکند که با توجه به شرایط موجود , نیاز مبرمی به حضور پزشک در کنار بچه های تیم وجود دارد که با مخالفت ایشان مواجه شده و دوباره به پائین رفتن من حکم میکنند . موضوع نگران کننده ای که ذهن مرا به خود مشغول کرده بود وضعیت نامساعد بسیاری از نفرات بود که احتمال و ضرورت مراقبت های پزشکی را قوت می بخشید . چنانچه در ادامه روند صعود مشاهده میگردد که چهار نفر از اعضای تیم با کمک اکسیژن موفق به صعود قله میشوند. آقای کریم نادعلیان نیز قصد صعود قله را با اکسیژن داشتند که بدلیل مطلوب نبودن وضعیتشان , از کمپ چهارم مجبور به بازگشت می شوند .

از گزارش حسن نجاریان

  عیسی را به چادر دیگر دعوت می‌کنم، بلادرنگ قبول کرده  وسایل خود را جمع می‌کند و به چادر ما می‌آید، در فاصلۀ بین دو چادر احوال ایشان را جویا می‌شوم که از سردرد احساس نارضایتی می‌کند. به او پيشنهاد می‌کنم که اگر فردا حال خوشی نداشتی، با  شرپایی که قرار بود با یکی از دوستان (نادعلیان) پایین برود، بازمی‌گردی. به اومی‌گویم: « تو با آنها حتماً برگرد». می‌خندد و در بین خنده‌های آرامش می‌گوید: "من برای قله آمده ام".

رسیدن ما به کمپ 4 تا نزدیک غروب طول می‌کشد. با رسیدن به چادر کمپ چهار مشاهده می‌کنیم عیسی در چادر است و پایین نرفته ایشان بی قرار و باز از سردرد می‌نالد!

  بعد از آخرین تماس با دکتر دیگر امکان گرفتن تماس نیست گویا یا آنتن نمی‌دهد، یا به منظور ذخیره، باطری خاموش است، تلفن ماهواره تیم هم جواب نمیدهد، از این ‌رو با تلفن ماهواره‌ای علی‌محمدی دست به دامان دکترهای ایران می‌شویم، دکتر خوشخو در دسترس نیست از همسر علی‌محمدی تلفن دکتر جوراب چي را گرفته و هم‌کلامش ‌شده ایشان از وضعیّت او می‌پرسد و این‌که در شلوار ادرار و مدفوع کرده یا نه؟ که متأسّفانه جواب مثبت است. دکتر اعلام می‌دارد برایش دعا کنید و سریعاً به پایین انتقالش دهید.

در وبلاگ ایاز (محسن سعید زاده) http://ayazmount.ir از قول حسین مقدم آمده است:
پروانه کاظمی می‌گوید که: " این (عیسی) دیگر کیست که اینجا امده؟ دیشب نگذاشت بخوابیم و تا صبح به بدنه چادر میزد و خودش را هم خراب کرد"

نیما داخل چادر آمده یکی از کپسول های استفاده نشده اکسیژن (متعلق به خانم کاظمی) را روی صورت عیسی می‌گذارد وضع او قدری آرام می‌شود. امّا ماسک را روی صورت نگه نمی‌دارد. هردم بلند می‌شود و احساس بی‌قراری می‌کند، یک بار هم وقتی من بیرون چادرها بودم با کپسول سراسیمه بیرون آمد که با سروصدای خانم کاظمی متوجّه شده او را کنترل کردیم.

آنچه که گفته شد برای این است که بپرسیم 

آیا تشخیص بیماری عیسی چنین دشوار بود؟
آیا سرپرست تیم نباید بسیار زودتر تصمیمی برای بازگرداندن عیسی می‌گرفت؟
آیا نگاهی به سابقه‌ی عیسی، بیماری (ارتفاع) او در کمپ ۱ نوشاخ و صعود دشوار و پرخطر او به موستاق آتا در حال بیماری (ارتفاع) می‌توانست راه‌گشای گرفتن تصمیمی باشد که او را از چنین مرگی برهاند؟

آیا عیسی میرشکاری از مشکل خود با ارتفاع و بروز بیماری آگاه بود؟
آیا عیسی اصلا چیزی در مورد بیماری ارتفاع می‌دانست؟
آیا دیگرانی که هم‌راه سفر بی بازگشت او به ماناسلو بودند از بیماری ارتفاع چیزی می‌دانستند؟
آیا اگر مسعود حمیدی تصمیم می‌گرفت به نامه‌ی فدراسیون و دستور سرپرست اعتنا نکند و در کنار تیم بماند، عیسی زنده می‌ماند؟

حسن نجاریان شرایط عیسی را آن‌چنان‌که در گزارش خود نوشته است، مرگ‌بار ندیده است، اما...

- بر اساس گزارش دکتر حمیدی، نشانه‌های بیماری ارتفاع در عیسی از کمپ ۲ شروع شده است و بارها از او درخواست کرده‌اند که به صعود ادامه ندهد.
- اگر اصرار عیسی به صعود و وخیم شدن حال او، آن‌طور که در این برنامه هم اتفاق افتاده است، صعود و سلامتی دیگر اعضای تیم را به خطر بیاندازد، چه باید کرد؟
- در این حال وظیفه‌ی قانونی و اخلاقی حسن نجاریان چیست؟
- هدایت تیم به قله و رها کردن بیمار؟ و یا
- اعلام وضعیت اضطراری برای نجات بیمار به‌جای صعود؟ دم مسیحایی برای عیسی؟

پایان خوش سفر کدامست؟

صعود تیم به یاد هم‌نورد بیماری که با رویای قله جان می‌سپارد؟

شیرینی زنده بودن دوستی، انسانی، مردی و زنی که هنوز نفس می‌کشد، هنوز حرف می‌زند، هنوز رویای صعود دارد و هنوز هست!

شیرینی بودن عیسی، اگر که میشد و اگر که بود
و شاید
راز دم مسیحایی عیسی در مرگ غم‌بار او در این بهار بود.


گزارش حادثه ماناسلو به قلم دکتر مسعود حمیدی

گزارش حادثه ماناسلو

بهار 1390

حضور در ارتفاعات بالا تبعات و مشکلات متعددی را برای انسان در پی داشته  که مدیریت آنها نیازمند شناخت علایم و خطرات آن است . هیمالیانوردی به واسطه لزوم حضور در ارتفاعی فراتر از تحمل طبیعی انسانها , به خودی خود بستری خطرساز به شمار می آید .                                          

 هنگامیکه در دومین دوره هم هوائی به کمپ دوم رسیدیم , وضعیت جسمانی تعدادی از اعضای تیم چندان رضایت بخش نبود . طی شب مانی در کمپ دوم ( ارتفاع 6300 متر ) اینجانب مجبور به تجویز دارو برای چند نفر شدم . مهمترین شکایت این افراد  سردرد و مشکلات گوارشی بود . شادروان عیسی میر شکاری از همان روزهای نخست و حتی قبل از صعود به کمپ یک, بارها از سردرد شکایت داشت. ابتدا تصور میکردم که سردردهای وی به دلیل مشکل دندان و آسیب لثه ایشان است که پس از درمانهای مقتضی برای این موضوع , یقین پیدا کردم که این سردردها به خاطر عدم تطابق با ارتفاع است .

                                                                                                         

طی یک شب اقامت در کمپ دوم , حال عمومی عیسی بدتر شد ودر نهایت منجر به بروز استفراغ شد .  به ناچار برای وی آمپول دگزامتازون تزریق کردم که بعد از تجویز دارو و کاستن از ارتفاع وضعیت نامبرده بهتر شد .                                                                                                    

در سومین دوره هم هوائی ( صعود نهائی ) و بعد از استقرار در کمپ اول , سردردهای عیسی دوباره آغاز شد . البته بروز سردرد از بدیهی و شایع ترین علایم در میان هیمالیا نوردان است بطوریکه به تقریب اکثر نفرات تیم از این عارضه شاکی بوده و مجبور به استفاده از داروهای مسکن شدند. نکته  حائز اهمیت , اشتهای خوب وی در طی صعود بود . تا رسیدن به کمپ سوم در ارتفاع 6900 متر , این روند کم و بیش ادامه داشت ولی موضوع نگران کننده ای به شمار نمی آمد . با رسیدن به کمپ سوم دوباره اقدام به معاینه و کنترل همه نفرات حاضر در تیم کردم . نفرات تیم زنجان در وضعیت آرمانی نبودند ولی بیماری یا وضعیت خطرناکی هم نداشتند .

 این موضوع را به سرپرست فنی این تیم ( آقای محمد حسن نجاریان ) متذکر شده و نگرانی خود را از این موضوع به وی اعلام کردم . بعد از معاینه آقای کریم نادعلیان ( کوهنورد اراکی ) و شادروان عیسی میر شکاری ( کوهنورد جیرفتی ) بنا وظیفه اخلاقی و پزشکی  , به این دو دوست اعلام کردم که وضعیت آنها رضایت بخش نبوده و با این شرایط توانایی ادامه صعود را نخواهند داشت . به هر حال هر دوی این عزیزان تصمیم به ادامه صعود گرفته و به پیشنهاد و هشدار من توجهی نشان ندادند .                                                                     

از طرفی ساعتی بعد نیز آقای مسعود بیات منشی ( سرپرست تیم ) با بی سیم از کمپ دوم اعلام کردند که پزشک تیم خیلی سریع باید پائین بروند . ایشان در توضیح علت این تصمیم به نامه فدراسیون کوهنوردی اشاره کردند که در آن نامه پزشک تیم تنها مجاز به صعود تا کمپ دوم می باشد ! جالب اینکه این موضوع زمانی به من ابلاغ میگردد که در کمپ سوم مستقرهستم !؟  نکته دیگری که در این میان جلب توجه میکند ,  صعود آقای بیات منشی ( سرپرست ) تا کمپ سوم است در حالیکه  ایشان از منظر فدراسیون  کوهنوردی و بر اساس همان نامه فدراسیون  می بایست در کمپ اصلی مستقر باشند !!! درواقع بعد از صعود ایشان به کمپ های بالا , هیچ نیروی هماهنگ کننده و پشتیبانی در کمپ اصلی نداشتیم !                                                     

آقای نجاریان با بی سیم مراتب نگرانی خود را به آقای بیات منش( مستقر در کمپ دوم )  اعلام کرده و تآکید میکند که با توجه به شرایط موجود , نیاز مبرمی به حضور پزشک در کنار بچه های تیم وجود دارد که با مخالفت ایشان مواجه شده و دوباره به پائین رفتن من حکم میکنند . موضوع نگران کننده ای که ذهن مرا به خود مشغول کرده بود وضعیت نامساعد بسیاری از نفرات بود که احتمال و ضرورت مراقبت های پزشکی را قوت می بخشید . چنانچه در ادامه روند صعود مشاهده میگردد که چهار نفر از اعضای تیم با کمک اکسیژن موفق به صعود قله میشوند. آقای کریم نادعلیان نیز قصد صعود قله را با اکسیژن داشتند که بدلیل مطلوب نبودن وضعیتشان , از کمپ چهارم مجبور به بازگشت می شوند .                                                                                                            

صبح روز بعد و قبل از صعود به کمپ چهارم با عیسی صحبت کرده و دوباره به وی در مورد وضعیتش تذکردادم . او همچنان اصرار به صعود داشته ولی با لبخند قول می دهد که اگر حالش در کمپ بالا بدتر شد بازگردد .                                                                                              

پس از بازگشت نفرات از قله , حدود ساعت هشت شب آقای نجاریان با بی سیم به من ( مستقر در کمپ دوم ) اعلام میکند که عیسی میرشکاری هنوز در کمپ چهارم بوده و حال وی چندان خوب نیست . علائم وی بی حالی , بی اشتهائی و سردرد اعلام میگردد . با توجه به دور بودن من از فرد مصدوم و ناممکن بودن انجام معاینات دقیق پزشکی و دستیابی به تشخیصی قاطع , بناچار با در نظر گرفتن اطلاعات ارائه شده توسط دیگران اقدام به تجویز دارو میکنم . این روش ابداعی ما ایرانیان در هیمالیا بطور قطع در سرتاسر جهان رقیبی نداشته و حیرت همه پزشکان کوهستان را نیز برانگیخته است . ارتباط بی سیم من با کمپ چهارم تا صبح فردا قطع میگردد . ساعت 5.15 صبح دوباره صدای آقای حسن نجاریان را میشنوم که از وخامت حال عیسی میرشکاری خبر میدهد ! مکالمه طولانی من و حسن ادامه پیدا کرده و  در حد امکان اطلاعاتی از وضعیت عیسی بدست میآورم . به آقای نجاریان دستورات داروئی را ابلاغ کرده و از وی میخواهم که برای عیسی اکسیژن وصل کرده و به سرعت ارتفاع کم کنند. تردیدی ندارم که عیسی دچار ادم مغزی و به احتمال بسیار زیاد ادم ریوی شده است . تماس بعدی من با آقای نجاریان در ساعت 8.30 صبح میسر میشود . با تعجب مطلع میشوم که ایشان هنوز در کمپ چهارم هستند و پائین نیامده اند !! تآکید مجدد من به پائین آوردن مصدوم بوده و اهمیت حیاتی این مهم را بدفعات متذکر میشوم .

به آنها توصیه میکنم که در صورت نیاز عیسی را بسکت کرده و با سرعت به پائین حمل نمایند . در خلال این ساعات تماسهای مکرری با کمپ اصلی برقرار کرده و دکتر علیرضا بهپور را که در کمپ اصلی مستقر است از ماجرا مطلع کرده و از همفکری ایشان نیز بهره مند میشوم . حتی از آقای دکتر بهپور تقاضا میکنم بخشی از داروها و تجهیزات پزشکی تیم ما در کمپ اصلی را آماده کرده تا در صورت نیاز بوسیله شرپاهای تیم خودشان به کمپ های بالاتر برسانند . ایشان نیز کمال همکاری را در این خصوص بعمل آورده و با توجه به اینکه سرپرست تیم ما در کمپ اصلی نبوده و به کمپ دوم صعود کرده اند , از ایشان میخواهم که در چادرعمومی تیم ما مستقر شده و در برقراری تماس ها از طریق بی سیم  اصلی به ما کمک  نمایند .                                                                 

تماس بعدی من با آقای نجاریان حدود ساعت 10 صبح است که ایشان اعلام میکند در محل مناسبی قرار نداشته و از بدی وضعیت هوا و وزش باد شدید صحبت میکنند . از طرفی بوضوح نفراتی که در حال پائین آمدن از کمپ چهارم هستند را مشاهده میکنم . دوباره تماس ما قطع شده و چند ساعت بعد آقای نجاریان با بی سیم به ما اعلام میکند که هوا به شدت سرد بوده و حال عمومی عیسی نیز رو به وخامت نهاده است . وی اشاره میکند که همه شرپاها و نفرات همراه پائین رفته اند و تنها حسین مقدم در عملیات امداد به او کمک میکند .  در تماس بعدی نیز حسین مقدم اعلام میکند که وضعیت بحرانی است و آنها به شدت به کمک نیاز دارند . در همین تماس به حسین اعلام میکنم که به هر شکل ممکن یک آمپول دگزامتازون دیگر به عیسی تزریق کنند . از طرفی وضعیت را به دکتر بهپور اطلاع داده و طی تماس های متعدد بعدی با ایشان و آقای محمود هاشمی در کمپ اصلی تلاش میکنیم راهی برای برقراری ارتباط با شرپاهای تیم خودمان در کمپ سوم پیدا کنیم ( بی سیم نیما شرپا ساعتها ست که جواب نمیدهد) ! در نهایت و با همت این عزیزان در کمپ اصلی و از طریق بی سیم تیم های کره جنوبی  و هندوستان تیمی کمکی برای یاری رساندن به افراد درگیر در عملیات از کمپ سوم به سمت کمپ چهارم صعود میکنند .

این تیم متشکل از 3 شرپای نپالی خودمان بوده که با کمال تآسف , هنگامی به آقایان نجاریان و مقدم می رسند که عیسی میرشکاری جان باخته است . از طرفی اینجانب و آقای مسعود بیات منشی به امید کمک و امداد رسانی به نفرات درگیر در حادثه , حدود ساعت 4 بعدازظهر از کمپ دوم به طرف کمپ سوم صعود میکنیم . حدود نیم ساعت بعد از حرکت ما , هوا خراب شده و بارش شدید برف و وزش باد آغاز میگردد . صعودی سریع و بی وقفه به سمت کمپ سوم ادامه یافته و 3 ساعت بعد در تاریکی و طوفان به کمپ سوم می رسیم .

همه نفرات تیم و شرپاها غیر از عیسی میرشکاری در کمپ سوم هستند . چند صد متر بالاتر از کمپ سوم عیسی جان باخته است !! صادقانه آرزو میکردم ای کاش در آن لحظات بحرانی و حیاتی در کنار همنوردانم و بخصوص عیسی میرشکاری بودم. هر چند که نمیدانم تا چه حد میتوانستم به پیشگیری از این حادثه یا نجات او کمکی نمایم , اما به بیهودگی حضور خود در هزار متر پائین تر یقین پیدا کردم .                                                             

       

با احترام

دکتر مسعود حمیدی


منبع:ardeshow.blogfa.com

آیا در ارتفاع بالای 8000 متر انسانیت مفهومی دارد؟

این عنوان پستی است از رامیار به مناسبت صعود حمید دهقان، کوه نورد کرد، 

و ببینیم حمید دهقان بر فراز اورست چه کرده است:

انگار این جمله که می گویند بالای 8000 متر انسانیتی وجود ندارد در اعماق افکار جامعه ی کوهنوردی ایران ریشه دوانیده است و خیلی ها مفهوم انسانیت را به فراموشی سپرده اند ! اما بدانید که صعود 6 یا 10 یا 14 قله ی 8000 متری با رد شدن از روی جسد همنوردان و با فراموش کردن مفهوم انسانیت هیچ ارزشی ندارد . و دیر زمانی است که برای من این کلکسیون های 8000 متری بی ارزش شده است کلکسیونی که بوی نفرت می دهد و بوی نا جوانمردی می دهد و بوی حقارت ...

حمید دهقان ثابت کرد دست یافتن بر قله ی 8000 متری و بلندترین آن به راحتی امکان پذیر است اما به جامعه ی کوهنوردی که در شهوت صعود است نشان داد خیلی ها عمیق ترین مفهوم صعود را هنوز نفهمیده اید و نشان داد  که می شود در بلندای 8846 متری بود و کودکان سرطانی را فراموش نکرد !

با عملش نشان داد می شود در بالای 8000 متری انسان بود و قلبت برای انسانیت بتپد !

صعود کوهنوردان به تمامی قلل 8000 متری هیچ افتخاری ندارد اما  مادامی می توان برای آن افتخاری متصور شد که مفهومی عمیق از انسانیت در کالبد ان دمیده شده باشد .  حمید دهقان رفت و ثابت کرد در آن بلندا هم می توان قدر دان بود و از یاد نبرد اخلاق و جوانمردی اوراز ها را و فهماند می توان اشک گوشه ی چشم کودکان سرطانی را هر لحظه در دلهایتان زنده نگه دارید و برایشان در ان اوج ارزوی بهبودی کرد !

باید بر دستان و پاهای انسان بزرگمنشی چون حمید دهقان بوسه زد نه برای فتح اورست بلکه برای انسان بودن و انسان ماندنش در ان بلندای جهان !

 یک قدم مانده به قله ی اورست ..

 yek ghadsam mande be ghole

 به یاد کودکان سرطانی ( مرکز حمایت از کودکان سرطانی - محک )

 مرکز حمایت از کودکان سرطانی - محک

عکسی از تندیس زنده یاد محمد اوراز

ovraz

 زنده باد حمید دهقان و روح بزرگش

پیام حمید دهقان :

salam
in  2 gheteh aks marbot be markaz hemayat az kodakan saratani ast ke man in sood ra be in kodakan aziz taghdim kardeham.
ghorban shoma 
Hamid

مهدی عمیدی و دو قله هشت هزاری در یک فصل

مهدی عمیدی پس از صعود به اورست، لوتسه را نیز صعود کرد.

تبریک و آرزوی بازگشت سلامت به میهن برای مهدی.

ثبت نام از داوطلبان شركت در ششمين صعود قلم ...

بدینوسیله به اطلاع همه ی داوطلبان عزیز و واجد شرایط برای شرکت در ششمین صعود قلم می رساند، امکان ثبت نام در این برنامه به میزبانی شهر همدان فراهم شده است.

توضیحات:

1. مهلت ثبت نام از روز پنجشنبه 5 / 3 / 90 تا پایان روز یکشنبه 15 / 3 / 90 به مدت 10 روز می باشد. لطفاً در زمان تعیین شده نسبت به دریافت، تکمیل و ارسال پرسشنامه اقدام کنید. با توجه به فرصت اندک باقیمانده برای برگزاری این برنامه، مهلت ثبت نام تمدید نخواهد شد.

2. بعد از دریافت و تکمیل پرسشنامه که در قالب برنامه Word طراحی شده است، آن را به نام خودتان ـ نام و نام خانوادگی ـ به زبان فارسی ذخیره و به نشانی soudghalam6@yahoo.com ارسال کنید. این نشانی منحصراً در اختیار میزبان ششمین صعود قلم می باشد و اطلاعات اعلام شده از طرف شما، به رسم امانت در اختیار ایشان قرار می گیرد. این اطلاعات، برای برنامه ریزی و تدارکات لازم به منظور هرچه بهتر برگزار شدن این برنامه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

3. در صورتی که در مراحل تکمیل پرسشنامه با مشکل مواجه شدید و موردی را نتوانستید اضافه کنید، فایل پرسشنامه را ذخیره، آن را بسته و مجدداً باز کنید و از ادامه به تکمیل آن اقدام کنید.

4. فقط ثبت نام كوه نويسانی تایید خواهد شد که از تاریخ ساخت وبلاگ ایشان تا تاریخ 1 / 3 / 1390 بیش از دو ماه گذشته باشد و در آن بیش از 5 یادداشت در مورد كوه نوردی به قلم خودشان منتشر شده باشد.

5. در صورتی که در مراحل ثبت نام با مشکل مواجه شدید و یا سوالی برای شما مطرح شد، از طریق درج پیام و یا مکاتبه با نشانی soudghalam6@yahoo.com آن را مطرح فرمایید.

6 - پر كردن تمامي موارد پرسشنامه به غير از آدرس ، كد پستي و شماره ملي الزامي بوده و شركت در نظر سنجي درج شده در سايت براي عموم دوستان كوه نويس آزاد مي باشد ... نظر سنجي ياد شده براي راي گيري نهايي جهت هيئت رييسه جديد صعود قلم منوط به حضور دوستان در برنامه و با پر كردن فرم و بصورت كتبي در محل همايش انجام خواهد شد . كار گاه هاي آموزشي هم به طور همزمان در روز دوم همايش اجرا خواهد شد و بنابر اين دوستان فقط مجاز به شركت در يك كارگاه مي باشند .

7. در پایان از كلّیه كوه نویسانی كه در زمینه ی خاص و مرتبط تخصصی دارند ( كارگاه هاي آموزشي ) و مایل به همكاری یا ارایه پیشنهاداتی جهت هر چه بهتر برگزار كردن برنامه هستند، تقاضا داریم لطف خود را از ما دریغ ننمایند.


پرسشنامه به صورت مجزا در دو آدرس متفاوت آپلود شده است و علاقمندان مي توانند پرسشنامه مربوطه را به دلخواه از يكي از دو آدرس زير دانلود كرده و پس از تكميل به نشاني مربوطه ارسال نمايند :

http://s1.picofile.com/file/6705694164/PorseshNameh.docx.html
http://parsaspace.com/files/9184084884/PorseshNameh.docx.html


به امید دیدار شما

از طرف میزبانان برنامه ی ششمین صعود قلم


به نقل از ماگما

سدها تاثیری بر افزایش تولید کشاورزی ندارند!

همایش نقدی بر سد سازی برگزار شد - دومین بخش گزارش
سدها تاثیری بر افزایش تولید کشاورزی ندارند

سبزپرس- گروه منابع طبیعی : روز جمعه (30 اردیبهشت) ساختمان کانون مهندسان میزبان همایش نقدی بر سد سازی بود. این همایش به دعوت انجمن کوه نوردان ایران (دفتر بابل)، و با همکاری گروه دیده بان کوهستان این انجمن، انجمن یاوران زمین بابل، انجمن دوستداران دماوند، جامعه کوه نوردان بابل، موسسه توسعه پایدار و طبیعت (سنستا)، و گروه کوه نوردی کانون مهندسان بابل با حضور بیش از یکصد نفربرگزار شد.

به گزارش سبزپرس، در این همایش فاطمه ظفرنژاد یکی از منتقدان سد سازی در ایران در نقد طرح های مدیریت سازه ای آب به اثرات سد سازی بر رودخانه های زاینده رود و کارون و ارومیه اشاره کرد و گفت: خشک شدن تالاب گاوخونی و رودخانه کارون، و عقب نشینی بی سابقه دریاچه ارومیه، و به طور کلی عاری شدن این سه پیکره ی ارزشمند آبی از حیات و آسیب دیدن کشاورزی و زندگی مردم در این حوزه ها، نتیجه سد سازی های بسیار بوده است.

در ادامه همایش، "سرهت رسول" که همراه با "ایپک تاسلی"  هر دو از منتقدان و مخالفان سد سازی در ترکیه هستند و  به منظور شرکت در این همایش از ترکیه به ایران آمده بود، سخنرانی کرد.

او درباره مجموعه طرح های بزرگ سد سازی در جنوب شرقی ترکیه گفت: این برنامه ها، ده ها هزار نفر را از خانه و زادگاه خودشان آواره خواهد کرد، کشاورزی بومی و بوم سازگان رودخانه ها را در پایین دست ویران، و آثار تاریخی بی مانندی را غرق خواهد کرد. از جمله ی این آثار، شهر و منطقه ی تاریخی حسن کیف است که پیشینه ی 12 هزار سال سکونت انسانی را دارد. سرهت گفت: بانک جهانی و دولت های اروپایی به دلیل مخالفت گسترده مردم منطقه (که بیشتر کرد هستند) از حمایت مالی بعضی از این طرح ها کنار کشیده اند، و پس از آن ارتش ترکیه (!) ساخت این سدها را بر عهده گرفته است.

سرهت ادامه داد: چون برنامه های سد سازی در ترکیه، بر کشورهای ایران و عراق هم به شدت تاثیر می گذارد، جا دارد که منتقدان سد سازی در این سه کشور با هم همکاری داشته باشند.

او اشاره کرد که فقط با ساخته شدن سد ایلی سو، حدود چهل درصد آب رودهای دجله و فرات کم خواهد شد.

در ادامه این همایش مصطفی فدایی فر مدیر "طرح جامع آب" در وزارت نیرو، در نقد سخنان منتقدان سد سازی گفت:  منتقدان آمارهای دقیقی ارایه نمی دهند و مثلا در مورد سدهایی که در حوزه اورمیه ساخته شده، آن را 40 سد عنوان می کنند در صورتی که تعداد واقعی آن یازده سد است.

او گفت: بر پایه مطالعات انجام شده، تاثیر سدها بر عقب نشینی دریاچه اورمیه فقط حدود چهار درصد بوده است و اضافه کرد که به طور کلی منتقدان سد سازی بسیار احساسی با موضوع برخورد می کنند.

او در پاسخ به محمدی که گفته بود تعداد سدهای ساخته شده پس از انقلاب حدود پنجاه برابر، اما مساحت زیر پوشش سدها فقط حدود سه برابر شده و حتی در همین مساحت هم شبکه های 3 و 4 (که آب را به کشتزارها می رسانند) ساخته نشده، گفت: این تقصیر وزارت نیرو نیست و در بیشتر مناطق، مردم مانع ساخته شدن شبکه ها در زمین خود می شوند.

در این جا، یکی از حاضران گفت با این حساب آقای فدایی فر تایید می کنند که سدها تاثیر محسوسی بر افزایش تولید کشاورزی ندارند و عموم مردم خواهان ساخته شدن سد نیستند.

خیراللهی از دست اندر کاران سد سازی در مازندران، یکی دیگر از کسانی بود که در مخالفت با منتقدان سد سازی سخن گفت.

    او گفت: ما با ساختن سد، مشکل کم آبی را در بسیاری از زمین های مازندران حل کرده ایم، و من با این که خودم عضو یکی از سازمان های غیر دولتی طرفدار محیط زیست هستم، معتقدم که با سد سازی به کشور خدمت کرده ایم.

برگزاری همایش نقدی بر سدسازی

توسط جمعی از سازمان های مردم نهاد حامی محیط زیست؛
همایش نقدی بر سد سازی برگزار شد

سبزپرس- گروه محیط انسانی: روز جمعه (30 اردیبهشت) ساختمان کانون مهندسان میزبان همایش نقدی بر سد سازی بود. این همایش به دعوت انجمن کوه نوردان ایران (دفتر بابل)، و با همکاری گروه دیده بان کوهستان این انجمن، انجمن یاوران زمین بابل، انجمن دوستداران دماوند، جامعه ی کوه نوردان بابل، موسسه توسعه ی پایدار و طبیعت (سنستا)، و گروه کوه نوردی کانون مهندسان بابل با حضور بیش از یکصد نفربرگزار شد.
به گزارش سبزپرس در این همایش، عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان با اسلایدهایی از گابیون بندی دره درکه و چشمه نرگس در دامنه های کوه توچال مربوط به سال های 87 و 89 نشان داد که رسوب گذاری در پشت بندها و سدهای کشور در هر سال دست کم 3 متر است.

او گفت که با چنین فرسایش خاک که ما در جهان رکورد دار آن هستیم، حتی اگر فرض کنیم که سدها برای کشور مفید و ضروری هستند، هم اکنون ساخت آن ها هیچ کمکی به اقتصاد کشور نمی کند. چرا که در واقع به جای ذخیره کردن آب، در حال انباشتن گل و لای در مخزن سدها هستیم. برای مثال در پشت سد دز که در سال 1341 افتتاح شده، تا سال 1389 حدود 700 میلیون متر مکعب (تقریبا معادل سه برابر حجم سد کرج) رسوب جمع شده که این رسوب ها، به سی متر بالای دریچه های آبیاری رسیده و تنها ده متر با رقوم آبگیر فاصله دارد که این مقدار هم تا هفت سال دیگر پر می شود.

محمدی اضافه کرد که با این وضع و در حالی که میزان فرسایش خاک بسیار بیشتر از چند دهه پیش شده، جای شگفتی است که در بالا دست سد دز، قرار است بلند ترین سد جهان (سد بختیاری) ساخته شود. جالب توجه این که در توجیه ساخت این سد گفته اند که به کم شدن رسوب گذاری در پشت سد دز کمک خواهد کرد؛ به عبارت دیگر می خواهند یک سازه بسیار گران قیمت و مخرب ده ها هزار هکتار جنگل و مرتع بر پا کنند تا در پشت آن گل و لای انباشت سازند! محمدی گفت که بدیهی ترین اصول اولیه آبخیز داری حکم می کند که با حفظ پوشش گیاهی به جلوگیری از رسوب گذاری، و به افزایش جذب آب توسط خاک کمک کنیم.

دیگر سخنرانان این همایش، فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر حوزه آب، دکتر اسماعیل کهرم فعال محیط زیست، و سرهت رسول و ایپک تاسلی از فعالان ضد سد سازی ترکیه بودند. از مدافعان سد سازی هم برای شرکت در این همایش دعوت شده بود که از میان آنان مهندس مصطفی فدایی فر مدیر طرح جامع آب (در وزارت نیرو) و خیراللهی از مهندسان سد ساز مازندران، سخنرانی کردند.

نشست هم اندیشی طرح مطالعاتی – تحقیقاتی کوه دماوند    

سبزپرس – گروه محیط طبیعی: نشست هم اندیشی طرح مطالعاتی – تحقیقاتی کوه دماوند با حضور بیش از 60 نفر از طبیعت دوستان ، اساتید دانشگاه، کوه نوردان و مردم شهرستان رینه در سالن آمفی تاتر دانشگاه پیام نور برگزار شد.
مدیر تشکل مردمی دیده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران درباره اهداف این نشست به سبزپرس گفت: هدف از برگزاری این نشست هم اندیشی برای تدوین طرح پایلوت برای حفاظت پایدار، از محیط زیست کوه دماوند و یاد آوری اهمیت اجرای قانون در حفاظت از این میراث طبیعی – ملی به مسوولان مجری آن است.

عباس محمدی در ادامه گفت: این یک طرح مردمی است که با هدف جلب حمایت مسوولان دولتی مجری قانون تدوین می شود، هدف ما این است که کارهایی که در ارتباط با دماوند انجام می شود مقطعی و واکنشی نباشد، به طور مثال تنها هنگامی که یک جاده یا معدن محیط زیست کوهستان را به خطر می اندازد توجه ها به سوی دماوند جلب شود.

وی بر لزوم تدوین طرحی پایدار برای حفاظت از محیط زیست دماوند تاکید کرد و گفت: مردم و مسوولان باید گام به گام با هم در جهت حفاظت از محیط زیست دماوند جلو بروند و این مسوولان دولتی هستند که می توانند در زمینه اعمال قوانین حفاظت از محیط زیست که وجود دارند، اما متاسفانه در بسیاری موارد اجرا نمی شوند، اقدام کنند .

اسماعیل کهرم، استاد دانشگاه، که از شرکت کنندگان حامی این نشست بود دراینباره گفت: حفاظت از محیط زیست دماوند یک مساله ملی است که باید دغدغه همه ایرانیان باشد، رینه در زیر پای کوه دماوند قرار گرفته است اما شهرت دماوند فرا تر از تهران و مازندران است.

وی در ادامه گفت: فرهنگ سازی توسط رسانه های گروهی است که می تواند مردم را به سرنوشت دماوند حساس و علاقمند کند تا دماوند را به عنوان یک میراث طبیعی -ملی برای نسل های آینده حفاظت کنند.

نشست هم اندیشی طرح مطالعاتی – تحقیقاتی کوه دماوند با حمایت شورای شهر رینه، گروه دیده بان کوهستان و انجمن کوه نوردان ایران و دانشگاه پیام نور و انجمن دوستداران طبیعت برگزار شد.

  رینه یکی از شهرهای استان مازندران است، کوهنوردانی که قصد صعود به قله دماوند از یال جنوبی را دارند از مسیر رینه عبور می کنند.


تغذیه در کوهستان در آستانه ی انتشار

کتاب تغذیه در کوهستان نوشته ی دکتر ابوالفضل جوادی در آستانه ی انتشار قرار دارد.

این کتاب از طریق انجمن کوه نوردان ایران هم قابل تهیه خواهد بود.


پیش گفتار رئیس کمیسیون پزشکی « UIAA » در باره کتاب :

این تلاشی ستودنی است که دکتر ابوالفضل جوادی، کتابی در باره تغذیه در کوهستان نگاشته است. روش ایشان در طبقه بندی مطالب کتاب، مرا تحت تاثیر قرار داد. این یکی از معدود کتابهای ایرانی است که در حیطه مذکور ( تغذیه در کوه ) نگاشته شده و برای کوه پیمایان و کوه نوردان منطقه، سودمند خواهد بود. نویسنده تلاش کرده است مفاهیم پایه تغذیه ورزشی را در حوزه ای ارائه نماید که روز به روز پیشرفته تر و پیچیده تر می شود، و این کار را بخوبی انجام داده است. من امیدوارم افراد بسیاری این کتاب را بخوانند و از آن بهره برگیرند.

دکتر بودا باسنیات
رئیس کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوه نوردی
28 / 12 / 89



برگزاری دوره طراحی تمرین

انجمن کوه نوردان ایران برگزار کرد.

دومین دوره آمادگی جسمانی و طراحی تمرین در کوه نوردی با مشارکت آموزشگاه کوه نوردی فلات، انجمن کوه نوردان ایران و انجمن پزشکی کوهستان، برابر تقویم آموزشی مشترک سه نهاد فوق موسوم به « آموزش یکپارچه کوه نوردی نوین » برگزار شد.

در این دوره دو روزه که در تهران برپا شد، کوه نوردانی از تهران و تبریز حضور یافتند و مباحث آناتومی و فیزیولوژی ورزشی، سیستمهای انرژی، اصول تمرین، دوره بندی تمرینها در کوه نوردی، تمرینهای هوازی، بی هوازی و انعطافی، تمرین زدگی و تمرینهای هایپوکسی در هیمالیا نوردی مورد بررسی قرار گرفت.

این دوره آموزشی در روزهای بیست و نهم و سی ام اردیبهشت سال جاری برگزار شد و در پایان آن، دکتر ابوالفضل جوادی ( مدرس دوره ) به پرسشهای شرکت کنندگان در زمینه آمادگی و طراحی تمرین پاسخ داد.

"اینجا قله ی اورست است و من بر فراز قله ایستاده ام "

کانون کوهنوردان سنندج : لحظاتی قبل از ساعت 9 صبح روز پنجشنبه نفسهای کوهنوردان کردستان در سینه ها حبس شده بود و چشمها به گامهای استوار کوهمرد کردستان دوخته شده بود . تا این جملات را بار دیگر از کوهمردی دیگر بشنوند ...

"اینجا قله ی اورست است و من بر فراز قله ایستاده ام "

پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ صبح اورست توسط کوهمرد کردستان صعود شد و کردستان از تماس های شادمانه و پیامک های شادباش لبریز شد !

بار دیگر اورست به زانو درامد و این بار بدون هیچ تریبونی و بدون هیچ حمایت و بوق و کرنایی با اراده ای از جنس کوههای کردستان ، بدون ادعا و بدون حمایت هیچ ارگانی ذیربطی بر فراز بام دنیا ایستاد تا بار دیگر جمله ی زیبای زنده یاد محمد اوراز در دل کردستانی ها زنده شود...

 قه ندیل په روه رده ی کردم / قندیل من را پرورش داد

تا ئیویریست ببه زینم / تا اورست را به زانو در آورم

تا هه مو دونیا بزانی  / تا همگان بدانند

ئه من روله ی کوردی هه ژارم / من فرزند کردستانم

ساعاتی پیش مهندس دهقان خبر بازگشت به بیس کمپ را مخابره نمود و شنیدن صدای فاتحانه اش که همراه با قلبهای مردم این دیار خبر از فتحی باشکوه با روحیه ای ستودنی بود موجی از شادمانی را در دلها پدید اورد ...


به نقل از وبلاگ رامیار

بدرود ای دوست! بدرود ای همنورد!

حسین بالا می‌ماند،  شیب مسیر تند است به نزد عیسی می‌رسم، عیسی دیگر کاملاً بی‌تحرّک است دستانش از سرمای شدید بی حس است در او حسی مشاهده نمی‌کنم علائم حیاتی‌اش را چند بار کنترل می‌کنم، نبضی ندارد.

گوشم را به دهانش می‌رسانم، خبری نیست، بدنش سرد است سردِ سرد. به حسین اعلام می‌کنم از سمت طناب ‌ثابت پایین بیایید، می‌ترسم برایش از این مسیر حادثه‌ای پیش بیایید، ناتوان شده‌ام بدنم به لرزه افتاده، سرما بر جانم چیره شده به زیر عیسی رفته قدری او را بلند کرده تا بار از رویش بلند شود، دستانم دیگر حسّی ندارند فقط می‌توانم قدری بار را از روی طناب بلند کنم و او را روی پشتۀ برفی می‌کشانم.

حسین به پایین‌دست می‌رسد، کاری از ما دیگر ساخته نیست اگر بیشتر بمانیم جانمان را از دست می‌دهیم. علیرغم این موضوع این جانب با دقت و حساسیت لازم علایم حیاتی وی را کنترل کرده و متاٌسفانه اثری از حیات در وی نیافتم قدری پایین می‌روم، در می‌روم و چند متری پایین پرت می‌شوم که خوشبختانه برف نرم است حسین را بغل می‌کنم و با عیسی وداع می‌کنیم.

بدرود ای دوست! بدرود ای همنورد!

گزارش فشرده‌ی حسن نجاریان از جریان صعود و مرگ عیسی میرشکاری را اینجا بخوانید.

http://ardeshow.blogfa.com/post-286.aspx