آشپزی و محیط زیست!!

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران (دکا)، جلسه‌های هفتگی‌اش را روزهای دوشنبه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در دفتر انجمن برگزار می کند.

 روز دوشنبه ۲۹ مهرماه ۱۳۹۲ در باره‌ی آشپزی و محیط زیست گفتگو می‌کنیم.
در این نشست عباس ثابتیان از تجربه‌ای در یک آشپزخانه‌ی بزرگ در کشور آلمان و چگونگی اجرای پروژه‌های همانند در ایران خواهد گفت.

شرکت در نشست های هفتگی دکا برای همه آزاد است.

فاجعه ی برودپیک: نقد دکتر علیرضا بهپور

 

این متن بر اساس دو گزارش در دسترس نوشته شده است. ممکن است در آینده حقایقی آشکار شود که قسمت هایی از این تحلیل مختصر، بی اعتبار گردد؛ اگر چه معتقدم در کلیت قصه تفاوتی حاصل نخواهد شد. فاجعه مرگ 3 جوان ایرانی در برودپیک قلب هر انسانی را به درد می آورد. معتقدم که این فاجعه که خواسته یا ناخواسته ابعاد خبری گسترده‌ای یافت و انعکاس بی‌سابقه ای در میان عموم مردم پیدا کرد؛ وجهه منفی کوه‌نوردی در نزد عموم را منفی‌تر و سیاه‌تر کرد. هر چه هم که گروهی پر سر و صدا برای پاشیدن خاک بر چشم ناظران و نعل وارونه زدن تلاش کنند و سعی در وارونه نشان دادن حقیقت کنند؛ این فاجعه زخمی عمیق بر پیکر این ورزش (یا ماجراجویی!) به جا خواهد گذاشت که تا سال‌ها التیام نخواهد یافت. هر چند که به نظر می‌رسد که گروهی از همین جامعه کذایی کوه نوردی! و تئوریسین های این گونه صعودهای بی‌برنامه و بی‌سرانجام؛ همچنان در نشئه این فاجعه غرق هستند و کماکان با آن صفا می کنند و انگار نه انگار که در این افتخارآفرینی جهانی! جان عزیز سه جوان عزیز ایران عزیز؟ گرفته شده است. شخصاً معتقدم که هیچ کوهی (بخوانید هدفی) ارزش یک انگشت انسان را نیز ندارد چه برسد به جان عزیز جوانانی به این برومندی. به نظر من و متأسفانه در پشت شعار و تفکر فریبنده و جذاب نوآوری و کار جدید در کوه‌نوردی (آن هم به این سبک!) ؛ اندیشه ای به شدت واپسگرایانه و به نوعی طالبانی به چشم می‌خورد: تهییج و ترغیب و قربانی کردن جوانان جویای نام برای برآورده کردن آرزوهای خفته سالیان دور و اهدافی که دیگر توانی و امیدی به برآورده شدنشان نیست و یا احیاناً ازمیدان به در کردن دشمنی قدیمی و تصرف میدانی که فکر می‌کنیم متعلق به ماست و توسط آن دشمن غصب شده است.

در بررسی این صعود از دو روایت موجود کمک گرفته‌ام که یکی مربوط به سرپرستی مستقر در تهران!!!؟؟؟ و دیگری مربوط به سرپرست منطقه است. این دو روایت با داشتن نقاط مشترک دارای ابعادی کاملاً متضاد نیز هستند. البته نقاطی کاملاً تاریک و ناشناخته در مورد این صعود وجود دارد که احتمالاً هیچ گاه نیز آشکار و شفاف نخواهد شد یکی از دلایل این وضعیت، بی بازگشتن سه راوی مستقیم ماجرا برای همیشه است.

در مورد این صعود از سوی هر دو طیف موافق و مخالف نظرات زیادی مطرح شده و ابعاد گوناگون آن از زمینه ها تا نتایج، مورد توجه قرار گرفته است. جنبه‌های مثبت این صعود به اندازه کافی از سوی مشوقان  تئوریسین‌ها و توجیه گران مرگ؛ بازگو و بزرگ نمایی شده ولی نمی توان چشم را بر نادرستی های متعدد این صعود بست. شاید در آینده فرصت و فضای مناسب تری برای نقد مفصل تر فراهم شود.

به نظر من؛ در مرحله نهایی این صعود یک قسمت کلیدی و نقطه عطف وجود دارد که همه حوادث بعدی در نتیجه آن قسمت به وجود آمده است. این مرحله: صعود دیواره سنگی یا یخی به طول 100 تا 150 متر در روز دوم صعود است.

بنا بر اطلاعات موجود: افراد تیم صعود کننده در روز اول به پای این دیواره که در سال 90 تا آنجا صعود کرده بودند می رسند. ارتفاع نقطه از 7050 تا 7350 دبیان شده است. قرار بر این بوده که همان روز اول از این دیواره عبور شود. در روز دوم ( که بر اساس پیش بینی روز صعود قله بوده) و در طی 13 ساعت تلاش؟! فقط همین دیواره صد متری صعود می شود و سه نفر نهایی در ارتفاع 7450 یا 7150 شب دوم بعد از کمپ 3 را سپری می کنند. (در این مرحله تناقضات آشکاری در مورد نفرات صعود کننده، وضعیت افراد و ارتفاع ووو بین دو روایت وجود دارد). با شرایط جدید قرار بر این است که تیم فردای این روز به قله صعود و به کمپ 3 بازگردد. که این امر نیز اتفاق نمی افتد. در این روز تیم تا ارتفاع حدود 8000 متر صعود می کند و قادر به طی 47 یا 147 یا 200 متر یا ... باقی مانده نیست. چه برسد به بازگشت به کمپ 3!!! دو روز کامل تأخیر در اجرای پیش بینی. فردای آن روز نیز زمانی بسیار طولانی برخلاف ارزیابی نیم ساعته ؟؟؟!!! (شاید در حدود 10 ساعت؟ چون زمان حرکت در روز صعود قله گفته نشده است) طی می‌شود تا قله صعود شود و اقامت اجباری بعدی جایی در بالاتر از 7700 متر صورت می‌گیرد. بقیه داستان نیز که نیاز به بازگو کردن ندارد.

اما سؤالات: نمی‌دانم اگر تیم در سال 90 به پای آن دیواره رسیده و بر اساس مشاهده مستقیم، چنین ارزیابی نادرستی از زمان لازم برای عبور آن داشته؛ چرا بعد از مواجهه با واقعیت در تصمیم خود تجدید نظر نمی‌کند؟ آیا آقای شجاعی اصلاً از وجود این دیواره یخی و مشکل اطلاع داشته؟ اگر بله چرا در برنامه ریزی انجام شده عبور در روز اول را از آن پیش‌بینی کرده؟ آیا واقعاً هیچ یک از مسؤلان و بزرگان آن تیم به نظرشان نمی‌رسید که صرف زمان بسیار ارزشمندی که قرار بوده تا قله طی شود و فقط برای صعود 100 متر مصرف می‌شود چه تبعاتی خواهد داشت؟؟ آیا تصور نکرده‌اند که وقتی انرژی ارزشمندی که قرار بوده برای چنان صعود دشواری به کار رود فقط برای صعود 100 یا 200 متر به هدر می‌رود؛ به چه نتیجه‌ای در روزهای بعد (که امکان جایگزینی آن انرژی وجود ندارد؛) منجر خواهد شد؟؟ شما که خیلی چیزها را نمی‌دانستید ولی می‌دانستید که فقط برای سه روز آذوقه همراه آن جوانان مومن به شما وجود دارد چرا کماکان دستور به ادامه دادید؟ آیا روش سبک بار و آلپی که این طور از آن دفاع می‌کنید و آن را کوه‌نوردی واقعی می‌دانید؛ این چنین کند و بی‌قاعده اجرا می‌شود؟ از این چراها فقط برای این مرحله فراوان است چه برسد اگر چراها برای مراحل دیگر مطرح شوند.

متأسفانه مرگ این عزیزان از همان روز دوم شروع شده بود.

در هر صورت این مرحله از صعود تیم صعود کننده را وارد مرحله بی‌بازگشت تحلیل و خستگی ارتفاع می‌کند: به دلیل کاهش و کمبود انرژی، کمبود اکسیژن، کم آبی مفرط و... : شما به عنوان یک کوه‌نورد بیشتر و بیشتر مستعد: بیماری‌های ارتفاع، هیپوترمی، سرمازدگی و ... می‌شوید. تصمیمات غلطی می‌گیرید؛ قضاوت‌های نادرست می‌کنید و اشتباهات جبران ناپذیری انجام می‌دهید. تا اینکه در نهایت ارتفاع با یکی از روش‌های خاص خودش، شما را می‌کشد و واقعیت ارتفاع به شکل بسیار بی‌رحمی خود را به شما تحمیل می‌کند:

اینجا منطقه مرگ است.

 

پی‌نوشت 1: می‌توان این تیتر را نیز برای این مطلب انتخاب کرد: کوه نوردان ما را علاوه بر ارتفاع: نشناختن ارتفاع نیز؛ می کشد.

پی‌نوشت 2: ضمن عرض تسلیت به خانواده این سه عزیز و دوستان دل سوخته آن ها؛ به کلیه افرادی که به نوعی مسبب این فاجعه و مشوق فعلی آن هستند نیز تبریک می گویم؛ که در کنار همه افتخاراتی که برای خود قائل هستند، می توانند به رکورد بیشترین تلفات ایران در یک برنامه هیمالیانوردی نیز افتخار کنند و البته کارهای نو دیگری که در این برنامه از آن رونمایی کردند.

پی‌نوشت 3: در میان انتقادات متعدد گفته نشده، حیفم می‌آید که به این یکی در اینجا اشاره‌ای نکنم: دوستان نوآور این قدر در مرزبندی های خودساخته و خودی و غیرخودی کردن کوه‌نوردان غرق بودند که حتا به فکرشان نرسید که قبل از صعود تیمشان؛ از کوه‌نوردان غیرخودی که از راه خیلی خیلی بی ارزش نرمال! برودپیک را صعود کرده و به سلامت باز گشته بودند، در مورد وضعیت این مسیر سؤالاتی کنند و احتمالاً عکس های مناسبی ببینند. فقط موقعی به یاد این افراد و چند و چون مسیر برگشت افتادند و به سراغشان رفتند؛ که افراد تیم صعود گم شده بودند و مدیرانشان داشتند دنبال نوشداروی پس ازمرگ سهراب می‌گشتند.

 

دکتر علیرضا بهپور

 

 برداشت از سایت کلاغ ها

 با سپاس از فرامرز نصیری به خاطر تایپ و انتشار این مطلب

نقل از فصل نامه کوه شماره 72

عکس از سایت کوه نیوز

فاجعه ی برودپیک : نقد رضا زارعی

بخش هایی از نقد رضا زارعی : ... تلاش آرشی ها برای اتمام راه نیمه کاره موجب شد تا تابستان سال جاری این  تیم با تجربه ای بیشتر از صعودهای قبلی در نزد مدیران اجرائیش و البته بهره گیری از پتانسیل جوانی به جای تجربه! در نزد تیم صعودقصد اتمام کار را  نماید. هدفی که از سوی اعضای جوان این تیم تلاش برای تغییر نام گرفت ولی شور و حال آغاز این تغییر از همان ابتدا هم نوید روزهایی پر آشوب را می داد! 
متاسفانه تغییری که جوانان آرش نوید آنرا داده بودند خیلی زود و بر اثر خطاهایی دنباله دار تبدیل به فاجعه ای شد که پای سایت های سیاسی و سیاست مداران، فوتبالیست ها و شهرسازان را هم به عرصه کوه نوردی باز نمود! تلخی این حادثه تا بدانجاست که تا سال ها آثار منفی آن از ذهن ها زدوده نخواهد شد و شاید پر بیراه نباشد ذکر این  جمله که: 
"کوه نوردی ایران با این حادثه سال ها به عقب رانده شد"! 
و متاسفانه تلخی راه نوی آرشی ها بر هیچ دلی ننشست!

 

- متاسفانه مدیریت بحران گروه آرش پس از خبر ورود اعضا به مسیر اشتباه  نتوانست آنچنان که شایسته است به وظیفه خود عمل نماید. جا داشت ایشان خیلی  سریعتر اقدامات عملیشان را به کار می بستند.

- تردیدی در ارزش گذاری یک مسیر نو وجود ندارد، اما همانطور که پیش از این نیز اشاره کرده بودم پیشرفت در کوه نوردی نیاز به ممارست و زمان دارد و به زور نمی شود راه صد ساله را یک شبه طی نمود!

- اغلب  گشایش ها و مسیرهای نو توسط افرادی صورت گرفته که تجربه فراوانی در صعود  مسیرهای تکراری و در کنار سایر با تجربه ها و یا تلاشهای نو در آلپ و ... داشته اند به طور مثال راینولد مسنر پیش از ورود به هیمالیا 5 دیواره معروف آلپ را از مسیرهای نو صعود نمود. به کارنامه او پیش از سال 1970 رجوع کنید:

برخی از صعودهای مسنر

تا سال 1964 او بیش از 500 صعود در شرق آلپ انجام داد که اکثر آنها در منطقه دولومیت ها صورت گرفته

 

1965 اولین صعود جبهه شمالی اولتر

1967 اولین صعود جبهه شمال غربی سویتا

اولین صعود زمستانی تیغه شمالی اگنر

اولین صعود زمستانی تیغه شمالی فورشیتا

اولین صعود زمستانی تیغه شرقی اگنر

1969 اولین صعود انفرادی جبهه شمالی درو

صعود انفرادی مارمولاتا

صعود انفرادی سویتا (فلیپ فلیم)

هرمان بول نیز اینچنین بود که موجب شد تا کارل هرلیخ کوفر او را در تیم نانگاپاربات 1953 خود قرار دهد.

همچنین دنیس اوربکوی قزاق که بسیار محبوب دوستان مان در گروه آرش است در دهمین 8000 متری خود،  بر روی همین برودپیک نخستین مسیر جدیدش را گشایش می کند. جالب آنکه او پیش  از این گشایش، برودپیک را از مسیر عادی نیز صعود کرده بود.

با هم بخشی از صعودهای اوربکو را مرور می کنیم:
24/5/2000 اورست از مسیر نرمال جنوبی
23/5/2001 لوتسه از مسیر نرمال جنوبی

13/8/2001 گاشربروم I از دهلیز ژاپنیها
20/80/2001 گاشربروم II از مسیر نرمال، صعود سرعتی از 5800 تاقله در مدت 7/5 ساعت و بازگشت در مدت 4 ساعت
13/5/2002 کانچن چونگا از مسیر نرمال جنوب غربی
25/10/2002 شیشاپانگما
17/6/2003 نانگاپاربات از مسیرعادی کینشوفر
18/7/2003 برودپیک از مسیر عادی
5/2004 آناپورنا صعود شبانه
25/7/2005 برودپیک نخستین صعود رخ جنوب غربی به همراه سرگی ساموئیلف به سبک آلپی
25/4/2006 ماناسلو از مسیر عادی 
8/5/2006 ماناسلو از مسیر جدید
2/5/2007 دائولاگیری مسیر عادی
2/10/2007 کی دو مسیر ژاپنی ها در رخ شمال غربی به همراه ساموئیلوف
12/5/2008 ماکالو
9/2/2009 ماکالو اولین صعود زمستانی به همراه سیمون مورو
15/5/2009 چوآیو مسیر جدید

حال قیاس کنید با تفکر ما در هدایت همنوردان مان به مسیر جدید!

 

- با مشاهده مسیر گشایش شده مهم ترین نکته تلاش افراد برای گذر از سد برفی و  رسیدن به قله بجای طی نمودن خطی مستقیم به سوی قله است! اگر فرض ابتدایی  گروه برای گذر از جبهه جنوب غربی تنها تلاش برای دستیابی به قله بوده (که  شک دارم چنین هدفی را در ذهن پرورش داده باشند) می توان پذیرفت آنها به  هدفشان رسیده اند. در غیر این صورت اگر هدف ثبت مسیری شایسته به نام ایران  بوده می باید تا انتها تلاش شان را معطوف به گذر از یال یا دهلیزی قابل  دسترس می نمودند. بدیهی است آنچه در تصاویر ارائه شده توسط باشگاه مشاهده  می شود، بجز رخ صخره ای ابتدای مسیر (پس از تراورس کمپ 3 تا ابتدای مسیر) باقی مسیر تا قله تنها فرار از درگیری با صخره ها می باشد!

 

 متن کامل را در وبلاگ رضا زارعی ( کوه قاف ) بخوانید

 برداشت از سایت کلاغ ها

نه! قربانی اش نکنید!!

معصومه ابتکار رییس سازمان محیط زیست امروز به اراک سفر کرد. در بدو ورود، میزبانان قصد داشتند جلوی پای او گوسفندی را قربانی کنند که خانم ابتکار مانع از این عمل شد.


کافه کوهِ مهر در «مهر»

کافه کوهِ مهر در «مهر»

نشست صمیمانه و گپ و گفت دوستانه در قالب «کافه کوه»؛ ‌پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی جاری برپا خواهد شد ... بنا بر اعلام وبلاگ مکث؛  ساعت ۱۵ پنج‌شنبه ۲۵ مهر کافه‌ی «محمد تهرانی».


به نقل از کوه نوشت

یکصدو یازدهمین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران

گزارش فعالیت های کارگروه کوه نوردی ستاد سامان دهی سمن های 

شورای اسلامی شهر تهران - سیامک شایان پور

گزارش فعالیت های انجمن - فاطمه زند حبیبی

خبرهای کوه نوردی - عباس ثابتیان

گزارش پیوستن انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران به اتحادیه جهانی غارنوردان و غارشناسان و گزارش برنامه پاکسازی غار پراو - جواد نظام دوست

گزارزش همایش بین المللی دره نوردان ایران - محمدرضا احمدیان


زمان - سه شنبه شانزده مهر نود و دو از ساعت چهارده تا هفده

مکان - تالار خاقانی

نشانی - خیابان انقلاب، بین بهار و مفتح، خیابان خاقانی، ستاد سامان دهی سمن های شورای اسلامی شهر تهران

 

مشکل فرناز اسماعیل زاده

Vel21 Vel23 Vel22

رقابت های جام جهانی رشته سرعت و لید  از 15 تا 16 اکتبر (23 تا 24 مهر) در هیانگ ، کشور چین برگزار خواهد شد ، فرناز اسماعیل زاده  در بخش سرعت این رقابتها شرکت خواهد کرد ، فردی که مقرر بوده  همراه ایشان اعزام شود ، خانم امیرعضدی از استان فارس ، به دلیل قبولی در مقطع دکتری دانشگاه از همراهی با وی انصراف داده  لیکن به گفته فرناز از طریق تربیت بدنی استان زنجان موضوع اعزام ایشان تحت پی گیری است و او امیدوار به این اعزام می باشد. امیدواریم وزارت ورزش ، فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی و تربیت بدنی استان زنجان در تسریع در روند اداری اعزام سنگنورد خوب کشورمان از هیچ کوششی دریغ نورزند. برای فرناز عزیز آرزوی موفقیت در این رقابت ها را داریم .

به نقل از وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

وبلگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

واقعا باید نگران آینده یخچالهای کوهستانی ایران بود...

آهان،نکنه تو رو هم تحریم کردن؟؟؟؟
آخه این چه حرفه مفتیه مگه میشه کوه رو با این چیزا به بند کشید؟؟؟؟؟

عکس از عباس ثابتیان (از فراز علم کوه)

مطلب زیر از نوشته های فرشاد میجوجی برداشته شده است، او و احسان پرتوی نیا چند روز پیش (ده مهر نود و دو) عازم صعود از دره یخار شدند، 

فرشاد پیش از سفر با شور و شوق می نویسد:

خیلی خوشحالم و هیجان زده،

تا چند ساعت دیگه همراه احسان پرتوی میریم برای صعود دره یخار از دهلیز عباس جعفری،
میریم تاچند روزی از هیاهو و نابسامانی شهر در امان باشیم....
بايد امشب بروم...

دو روز بعد، فرشاد با دیدن یخچال یخار و وضعیت نگران کننده ی آن باز می نویسد، اما به جای شور و شوق ابتدای سفر، ناراحتی و نگرانی از وضعیت وخیم محیط زیست ایران و یخچال های کوهستانی آن، خود نمایی می کند...

ای کاش در خاطر گل مهرت نمی رست

ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت...

از سه سال پیش که آخرین بار بود دیده بودمت،با دیدنت دوباره ات نهال آرزوم بی برگ شدش، خیلی شکسته شده بودی، الان فقط اسمته که بزرگی و صلابت داره،تو چرا اینقدر ....اینقدر....
نحیف که نه، از نحیفم کمتر شده بود
چرا اینقدر بی چیز هم که بگم بهت جمله بندیش قشنگ نیست....چرا؟؟؟
از بیکاری بود؟؟؟
از درآمد کم؟؟؟؟
از اینها و شرایط بداقتصادی هم که نمیتونه باشه،
آهان،نکنه تو رو هم تحریم کردن؟؟؟؟
آخه این چه حرفه مفتیه مگه میشه کوه رو با این چیزا به بند کشید؟؟؟؟؟

برای صعود یخچال دره یخار رفته بودیم دماوند، اما در کمال ناباوری هیچ چیزی به عنوان یخ و برف در اونجا وجود نداشت،انگار آب سردی بر پیکرمون ریخته شده.
نه دهلیز اصلی،نه دهلیز مرحوم عباس جعفری که قصد صعودش رو داشتیم.
فقط شن اسکی و سنگ بودش و هر از گاهی ریزشهای مهیب،

واقعا جای تاسف داشتش دره پر صلابتی که سالیان متمادی در این فصل و ماه میزبان کوهنوردان ماجراجو و چالش طلب بود چیزی جز سنگ و خاک ازش نمونده بود.

بعد از خشک شدن آب سرچال در علم کوه در حدود 3 ماه زودتر از موعد هر سال و همینطور نبود یخ بلور در یخچال اسپیلت واقعا باید نگران آینده یخچالهای کوهستانهای ایران بود...
به گفته راهنمای نام اشنای محلی دماوند آقای فرامزپور کم شدنهای حجم برف این قله در 30 سال گذشته بی سابقه بوده....
و همچنان در من نیازی پیوسته میکشد فریاد....
(ما بعد از منتفی شدن صعود از میسر یال وزمین چال فرود اومدیم پایین که در ارتفاع حدودا 4400 متر این یال عکسهایی گرفتم که نشان دهنده ی عاری بودن هر دو دهلیز قابل صعود این دره حدقل تا حدود ارتفاع 5300 میباشد که بعدا ارایه میدم این عسکهارو)

اینجا بخوانید دست نوشته ی فرشاد را

برنامه پاکسازی بندیخچال و بخشی از رودخانه پس قلعه

دعوت به برنامه کوه پیمایی پاییزی و پاکسازی منطقه ی بندیخچال و بخشی از رودخانه پس قلعه به مناسبت روز پاکسازی کوه ها (4 مهر) و روز جهانی رودها  (7مهر).

عکس عباس ثابتیان فروردین 89

روز جمعه پنجم مهر ماه 1392 . این برنامه یک روزه است و برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام می توانید پس از ساعت پنج عصر هر روز با آقای قاسم اصغری به شماره ی 09119052785 تماس بگیرید.

سرپرست این برنامه آقای عزت عمرانی است.

زمان حرکت :ساعت هفت و نیم صبح روز جمعه پنج مهر از میدان سربند (ابتدای رود-دره ی دربند)

تیر هوایی!!

وزیر ورزش یا نمیدونم سابق ورزش امروز سه شنبه دو مهر نود و دو شلیک فرمودند، ایشون البته هوایی شلیک فرمودند آن هم با چنان ابهت و وقاری که شاهد هستید!

حاضران و اطرافیان سرفه کردند، چشماشون سوخت ولی پایمردانه در کنار وزیر فعلی یا سابق ایستادند.


گرد و خاکی کرده این آقای عباسی!

پانویس - تو این تفنگه چی پرکرده بودن که بعضی ها سرفه کردن، بعضی ها چشماشونو مالیدن، بعضی هام دماغشونو گرفتن!