aramkuh.blogspot.com
aramkuh.blogspot.com
aramkuh.blogspot.com
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
.
>>
>
>>>>

بيش از 1500بيلبورد شهر تهران، از امروز بهمدت 10روز، ميزبان 700 اثر فاخر فرهنگي و هنري خواهد بود تا پايتخت 10روز را بدون تابلوهاي تبليغاتي تجربه كند. شهروندان در اين مدت در نگارخانهاي به وسعت 636كيلومترمربع زندگي خواهند كرد. در روزهايي كه بسياري از شهروندان بهدليل مشغله و كار زياد مدتهاست سري به نگارخانههاي شهر نزدهاند، آثار برجسته هنري از دل نگارخانهها به خيابانهاي شهر آمدهاند تا مردم هر چه بيشتر با آثار فرهنگي و هنري فاخر به جا مانده از نياكانشان بيشتر آشنا شوند؛ آثاري كه گاه شايد نمونهاش را در هيچ موزهاي نتوان ديد.
مديرعامل سازمان زيباسازي شهر تهران با تأكيد بر اينكه بيش از 500طرح از آثار فاخر نگارگري، خوشنويسي، فرش، كتيبهنويسي و بناهاي تاريخي ايران به نمايش درميآيد، گفت: بقيه طرحها، آثار فاخر ديگر كشورهاي جهان است كه از 15تا 25ارديبهشت در سطح شهر تهران اكران ميشود. جمال كامياب با ابراز اميدواري از بابت اينكه با اكران اين طرحها بتوان شهروندان را به ديدن مراكز فرهنگي بهويژه موزهها ترغيب كرد، گفت: متأسفانه آمار بازديد از موزهها از تعداد افرادي كه در آن مشغول بهكار هستند كمتر است.
اميدواريم بتوانيم با اكران اين طرحها در سطح شهر، شهروندان را با بخشهاي فرهنگي آشتي دهيم. وي با بيان اينكه از چندماه قبل با شركتهاي تبليغاتي در اين زمينه مذاكره شده تا بخشي از سهم فرهنگي تابلوهاي تبليغاتي در اين بازه زماني به اين كار اختصاص پيدا كند، گفت: همكاريهاي لازم صورت گرفته است. وي با تأكيد بر اين موضوع كه اين كار براي نخستينبار در ايران و حتي جهان انجام ميشود، گفت:
تا به حال پيش نيامده كه در يك بازه زماني مشخص، بخش عمده سازههاي تبليغات تجاري به اكران فرهنگي اختصاص يابد. به گفته كامياب، براي نخستينبار كل سازههاي تجاري به اكرانهاي فرهنگي اختصاص پيدا كرده كه اميد ميرود بازخوردهاي خوبي داشته باشد. وي اظهار اميدواري كرد كه با استقبال خوب شهروندان اين اتفاق در تقويم سازمان زيباسازي شهر تهران جايي براي خود باز كند و هر ساله شاهد اين اتفاق خوب و پسنديده باشيم. آنگونه كه وي معتقد است، در سال اول اجراي اين طرح مسلما ابعاد گوناگون اين اتفاق مورد بررسي قرار گرفته است اما نميتوان ادعا كرد كه طرح «نگارخانهاي به وسعت شهر» بينقص است؛ از اينرو پس از اجراي اين طرح در سالجاري مشكلات آن بررسي و ارزيابي ميشود تا درصورت اجراي مجدد آن در سالهاي آينده، مشكلات كمتري بهوجود آيد.
در اين روزها بسياري از آثاري كه در موزههاي معتبر دنيا هم گاهي به نمايش گذاشته ميشود، پيش روي شهروندان تهراني است. آثاري زيبا و تنيده با فرهنگ اين مرز و بوم. قرار است 30درصد از بيلبوردهاي شهري، آثار هنرمندان خارجي را به نمايش درآورد و 70درصد از آثار به نمايش درآمده نيز ايراني باشد؛ آثاري بديع و بسيار زيبا. از قطعات خوشنويسي ميرزا علياصغر و آقا لطفعلي گرفته تا اشكال قلمدان علي اشرف و آقا صادق. همچنين خطوط زيباي ميرزا غلامرضا و ميرزا يدالله و آثاري از موزه كمالالملك در معرض ديد شهروندان قرار خواهد گرفت. اين آثار بيترديد ارديبهشت تهران را ارديبهشتيتر خواهد كرد.
يكي از آثاري كه روي بيلبورد شهري جاي خواهد گرفت، مرقع ميرزامهدي استرآبادي است كه تنها يك نسخه آن در موزه سنپترزبورگ است و تصاويري از آن براي نخستين بار روي بيلبوردهاي پايتخت، رنگي از هنر ايرانزمين خواهد زد.
تهران اين روزها ارديبهشتيتر از هر ارديبهشتياست. بيش از 700اثر فاخر فرهنگي و هنري به جاي تبليغات شهري روي بيلبوردهاي پايتخت جا خواهند گرفت. نه پيامي تبليغاتي نه نشاني از بازاريابي و كالاهاي پرزرق و برق. هر چه هست شكوه هنر است و زيبايي و تاريخ و تمدني كه از اين آب و خاك برخاسته است. جمال كامياب گفت:
«اين اقدام تلاشي كوچك است از هجوم تبليغات بيمهار به شهرها كه براي نخستين بار در جهان به اجرا درميآيد.» اقدامي كه گامي بلندپروازانه است. گامي براي زيباتر كردن شهر و اقدامي عملي براي ارتقاي فرهنگ شهر. جمال كامياب از همكاري خوب شركتهاي تبليغاتي براي اجراي طرح «نگارخانهاي به وسعت شهر» خبر داده و ميگويد: براساس توافق صورتگرفته قرار است بخشي از ظرفيتهاي تبليغاتي بيلبوردهاي شهري به فعاليتهاي فرهنگي اختصاص يابد. هرساله هنگام عقد قرارداد با شركتهاي تبليغاتي اين تعهدات اعلام شده است و تمامي شركتها نيز با اين اقدامات موافقند. مسلما ما راضي به ضرر و زيان هيچ شركتي نيستيم. البته لازم است بگويم كه در اين مسير شركتهاي تبليغاتي با ما همكاري خوبي داشتهاند.

انبار (داشتگاه) بزرگی از گداختهها (ماگما) در زیر ابرآتشفشان یلواستون کشف شده است!
در ژرفای زیر پارک ملی یلواستون، یکی از فعالترین سیستمهای آتشفشانی زمین، انبار بزرگی از سنگهای داغ و بخشی ذوب شده وجود دارد، این داشتگاه چندان بزرگ است که بتوان ۱۱ بار گراندکنیون را با آن پر کرد!
دانشمندان پیشتر، از وجود داشتگاهی از گداختهها در زیر یلواستون خبردار بودند که دو فوران آتش فشانی ۲ و ۱.۲ میلیون سال پیش را خوراکدهی کرده بود. این انبار بزرگ در ژرفای ۱۲ تا ۲۸ مایلی (۱۹ تا ۴۵ کیلومتری) زیر ابرآتشفشان یلواستون قرار دارد.
دانشمندان زمانی طولانی در این شک بودند که انبارهی دیگری از ماگما در لایههای زیرتر وجود دارد، روشی که برای تایید وجود این ذخیره به کار گرفته شد، تصویربرداری لرزه ای (seismic tomography) است، این روش شبیه سی تی اسکن از بدن انسان است، موجهای لرزه ای با سفر به ژرفای زمین، تصویرهایی از لایههای زیرین به ما میدهند و فشردگی (چگالی) لایههای مختلف سنگها و صخرههارا روشن می کنند.
پ ن زمین شگفتانگیز

حزبهای کمونیست و سوسیالیست و اتحادیههای کارگری در بسیاری از کشورهای جهان این روز را با برگزاری تظاهرات و راهپیمائیهای خیابانی برگزار میکنند.
دهها سال است که به این مناسبت در این روز، در کشورهای مختلف (به استثنای ایالات متحده، کانادا و چند کشور کوچک) مراسم ویژه برگزار میشود. ایالات متحده و کانادا نخستین دوشنبه هر سپتامبر(شهریور ماه) را به عنوان «روزکارگر» برگزار میکنند.
مناسبت اول مه به عنوان روز کارگر به این لحاظ بوده است که در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو، پلیس به روی آنان آتش گشود که شماری کشته، عدهای مجروح و بعدا چهارتن نیز اعدام شدند. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یکهزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در «میدان Hay market» جمع شده و از اینجا به حرکت درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار میدادند. پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مامور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد کهپلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. آمار کشتهشدگان اعلام نشدهاست ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیرشدگان را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند.
با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. چون اعدامشدگان شیکاگو عمدتا آلمانی بودند، در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه مه را روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد.
منبع: ویکی پدیا

دو روز پس از مرگ بارترین فاجعه هشتادسال گذشته در کشور نپال، خارجی ها در اطراف دریاچه ی خوش منظره ی شهر جمعند، خرید می کنند، در کافه ها و رستوران ها می نوشند و می خورند و برنامه ی بعدی سفر خود را تدارک می بینند! (آری رسم روزگار چنین است)!!
فقط با یک ساعت رانندگی از کانون زلزله! کاسبی مثل همیشه جریان دارد، سفر با قایق بر روی دریاچه و پرواز با پاراگلایدر در شهری که از زمین لرزه ی ویران گر در امان مانده است!
هرسال هزاران گردش گر به این پایان گاه خوش منظره سفر می کنند تا به تماشای کوه ها بنشینند، از هوای پاک و زمستان های زیبای آن لذت ببرند و به ورزش های ماجراجویانه مشغول شوند.
پوکهرا در آرامش است، اینجا با کاتماندو پس از زلزله هیچ شباهتی ندارد، مردم به سرکارهای خود بازگشته اند، کودکان اینجا و آنجا به بازی سرگرمند، برق هست، اینترنت هست و باقی چیزها! (ماریانا هوکه-گردش گر هلندی)
پوکهرا در 73 کیلومتری (45 مایل) شرق کانون زلزله ی 7.9 ریشتری روز شنبه 25 آوریل قرار دارد، براساس اعلام موسسه تحقیقات جغرافیایی آمریکا، کانون زلزله چهار کیلومتر به پوکهرا نزدیک تر بوده است تا به کاتماندو! اما تنها نشانه ی فاجعه ای که بیش از 4000 نفر را نپال کشته است، چند دیوار فروریخته در پوکهرا است.
کارشناس هندی زلزله - میلاپ چاند شارما - گفت که شهر احتمالا بر روی لایه ای از سنگ ها و صخره ها قرار گرفته که در هنگام لرزش به سادگی جابجا نمی شود.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، کارشناسان از قبل میدانستند که زمینلرزهای بزرگ در نپال قریب الوقوع خواهد بود.
یک هفته قبل نزدیک به ۵۰ کارشناس زلزله از نقاط مختلف جهان کنفرانسی در کاتماندو برگزار کردند که هدف آن آمادگی برای وقوع زمینلرزه و بهبود شرایط ساختمانسازی در این شهر اعلام شده بود.!
شهر کاتماندو تراکم جمعیت بالایی دارد و مسائل ایمنی در ساخت بسیاری از ساختمانهایش رعایت نشده است.
کانون این زمینلرزه در ۸۰ کیلومتری شهر کاتماندو بوده است.



مردم فقیر و ضعیف نپال و اقتصاد ناتوان و شکننده ی این کشور چگونه از این مصیبت جان به در خواهند برد؟
کوه نوردان و هیمالیانوردان چگونه می توانند در این صحنه نقش آفرینی کنند؟
آه....انسان خسته آه....انسان تنها...
کاتماندو 22 افروردین 1394 قبل از عزیمت برای صعود قله لوتسه
در هنگام بازگشت از ترکینگ دور آناپورنا در شهر کاتماندو متوجه شدیم که آقای عظیم قیچی ساز و دکتر بهپور که عازم صعود قله اورست و لوتسه بودند در شهر کاتماندور هستند و موفق به دیدن آنها شدیم و در دو روز هنگام صرف نهار گفتگوی صمیمانه و خوبی با آقای قیچی ساز بصورت مصاحبه بعمل آورده و در ابتدا سوالاتی از طرف اینجانب تنظیم و عظیم خیلی با حوصله به یکایک آنها بشرح زیر پاسخ دادند.
1-در خصوص صعود قله لوتسه اظهار داشتند ، صعود قله لوتسه آخرین قله باقیمانده از قله های چهارده گانه هیمالیا بوده و علت اینکه قله آخر می باشد براساس شرایطی بوده که بوجود آمده این قله نسبت به دیگر قله ها سخت نیست ولی در بعضی از زمانها شرایط برای صعود قله های دیگر مانند نانگا پاربارت، کی تو، شیشاپایما و . . . زودتر فراهم شده است و من سال گذشته تصمیم داشتیم این قله ها را صعود کنم که به علت ریزش بهمن در اورست و کشته شدن 17 نفر شرپا که منجر به اعتصاب بقیه شرپاها گردیدو کلا صعود اورست و لوتسه در طول سال گذشته متوقف شد.

درخصوص صعود قله اورست در صعود اولی که من داشتم می توانستم آن را بدون اکسیژن صعود بکنم ولی بنابه دستور سرپرست از کپسول اکسیژن استفاده کردم و . . . دوازده قله بعدی هیمالیا را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کردم و برای اینکه 14 قله بدون استفاده از کپسول اکسيژن در جهان ثبت شود در این برنامه انشاءاله قله اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود خواهم کرد و رکوردی جهانی باقی خواهد ماند.(البته در هیمالیا نمی توان موفقیت در صعود را حتماً پیش بینی کرد)
در خصوص روش صعود در قله های هیمالیا بدون کپسول اکسیژن و بدون شریا ایشان توضیح دادند.
گرفتن شرپا هزینه ای برابر 3 تا 5 هزار دلار دارد و عمده کار شرپا حمل کپسول اکسیژن می شود و من آمادگی دارم بدون کپسول اکسیژن صعود بکنم و مجبور نشوم کپسول سنگین را حمل بکنم و بجای آن سبکبار معمولاً از کمپ 2 حرکت کرده و بصورت تقریباً سرعتی و در زمان کمی خودم عازم قله می شوو و قله را صعود می کنم.
در رابطه با مصرف مواد غذایی در ارتفاعات بالای پیس کمپ ، غذای معمولی کوه را می خورم و چون زیاد در ارتفاع معطل نمی شوم تحمل دو روز سختی و کم غذایی تحمل صرف انرژی و کمبود مواقع غذایی را دارم ضمناً آب و مایعات (بصورت شربت و سوپ) را باید داشته باشم و شب قبل از صعود حتماً در حد دو لیتر مایعات را مصرف می کنیم.
لوازمی را که من برای صعود حمل می کنم بعد از بس کمپ از یک چادر یک نفره، پوشاک لازم و گرامبون و یک عدد تبریج یک عدد باتوم استفاده میکنیم و سریع خودم را به قله می رسانم و چون در این بخش بدون شرپا و تنها میروم وقت را هدر نداده و شانس صعود قله برای من بیشتر می شود. ضمناًٌ کوله پشتی هم به قله نمیبرم و لوازم و خوراکی لازم ( از جمله شکلات) را در جیبم قرار می دهم.واستفاده میکنم.
هزینه های صعود قله های هیمالیا بسیار بالا بوده و اسپانسر این برنامه من شهرداری تبریز می باشد.
درموردکوهنوردان جوان هیمالیانورد آنهابایدشرایط لازم راداشته باشند تا بتوانند به هیمالیا بروند.
تمرینات مداوم وتوانایی تامین شرایط عزیمت به هیمالیا و...
در رابطه با گذراندن دوره های آموزشی و داشتن مدارک اظهار داشتند من هیچ مدارک گذرانیدن دوره های آموزشی و مربی گیری را ندارم من در طی اجرای برنامه ها و در اردوها تجارب لازم را کسب کرده ام .
در اردوهای برگزار شده توسط فدراسیون از تجربیات آقایان جلال چشمه قصابانی – رضا زارعی – حسن نجاریان و حمید اولنج استفاده و بهره برده ام.
در رابطه با کوهنوردی و کوههای ایران کشور ما دارای مناطق کوهنوردی بسیار خوبی است که باید به آن توجه زیادی شود و کوهنوردان جوان و قهرمان مادر دامن این کوهها پرورش پیدا کرده و می کنند.
کوهنوردی در ایران آینده خوبی دارد و کوهنوردان جوان پرورش لازم را پیدا میکنند و در سطح ایران و هیمالیا مطرح هستند و در آینده کوهنوردان زیادی در هیمالیا فعال خواهند شد و امید دارم که کوهنوردانی برای صعود چهارده قله اقدام خواهند کرد و موفق خواهند شد.
از بهترین خاطرات من موفقیت در صعود به قله های هیمالیا بوده.
و از بدترین خاطرات من حوادث در کوه و کشته شدن کوهنوردان بوده از جمله حادثه مانسلو که 17 نفر در زیر بهمن دفن شدند و من در چند قدمی آنها بودم.وخیلی شانس آوردم. من تا حدود سه ماه پس از آن حادثه حال خوبی نداشتم.
خطر در هیمالیا زیاد است و در رابطه با احتیاط و ریسک کردن باید بگویم که ریسک کردن را تایید نمی کنم و بایدخیلی با احتیاط و دقت و توجه به همه جوانب و محیط کار عمل کرد .
بعضی اتفاقات وحوادث خارج از اراده کوهنورد میباشد بخصوص در منطقه هیمالیا از جمله ریزش بهمن مانند ریزش بهمن در مانسلو در حالیکه همه کوهنوردان در داخل چادر درخواب بودند.بهمن 17کوهنورد ورزیده راکشت.
بعضی ازحوادث هم قابل پیش بینی است وحتما باید باهوشیاری وآگاهانه واحتیاط تصمیم گیری عمل نمود.ممکن است یک اشتباه آخرین اشتباه اوباشد .
من در هنگام اجرای یک برنامه درهیمالیا کتاب برای مطالعه برده بودم ولی در بیس کمپ که اجبارا بیکار ومنتظر هوای خوب وسپری شدن هوای نامساعدبودم نمی توانستم کتاب بخوانم چون دربیس کمپ باید مراقب تمام جنب وجوشها وخبرها وتصمیمات تمام اکیپ ها قرار میگرفتم وبموقع عمل میکردم وفرصت های خوب را از دست نمیدادم .
در یکی از برنامه ها در هوای بد در بیس کمپ منتظر هوای خوب بودم و شرپاها می گفتند تا چند روز دیگر هوای خوب نمیشود یک دفعه نگاه کردم و دیدم در کمپ 2 یک گروه عازم قله هستند و به شریان ها هم گفتم و آنها گفتند شرایط مناسب نیست من تشخیص دادم که آن گروه هوای خوب را پیش بینی کرده و حرکت کرده اند و همان روز خودم را به کمپ 2 رسانیده و روز بعد قله را صعود کردم.
(آن گروه بالا خوبی هوا را بهتر اطلاع داشتند و گروه پایین در پیس کمپ تشخیص نمی دادند) من در یک فرصت دو روزه سریع توانستم قله را صعود بکنم. و همین عامل موقعیت بیشتر می باشد.
در تمام صعودهای هیمالیا باید تمام جوانب را در نظر می گرفتیم و فرصت ها را از دست ندهم.
توصیه من به کوهنوردان جوان اینست که به کوهنوردی محض فکر نکنند ضمن توجه به کوهنوردی در فکر ادامه تحصیل و زندگی و کاروتامین منابع مالی مورد نیاز خود باشند و . . .
من گزارش تمام برنامه های خود را دارم و عکاسی هم جزء کار من می باشد و در آینده کتابی را تهیه و ارائه خواهم داد.
در رابطه با پدر و مادر من دست های آن ها را می بوسم و از اینکه آنها را نگران میکنم عذر می خواهم.
در خصوص انتظارات و توقعاتی که ازوزارت ورزش و فدراسیون کوهنوردی دارم سئوال کردم و گفتند هیچگونه توقعی از آنها ندارد.
دکتر بهپور وعظیم قیچی ساز.دکتر بهپور هم عازم صعود قله اورست میباشند
در رابطه با آقای جلال چشمه قصابانی هیمالیا نورد بزرگ ایران گفتند
آقا جلال حرف ندارند ، او از کوهنوردان بزرگ جهان دست کم ندارد.
باید از تجربیات او استفاده بکنیم تجربیات او از نوع خودی است و بدرد ما خورد و اگر استفاده نکنیم در حق کوهنوردی ظلم کرده ایم.
او علاوه بر شخصیت کوهنوردی در نظر اجتماعی و انسانی شخصیت خوبی را دارا می باشد.
او از مربیان خوب من بوده
باید قدر او را بدانیم و از او استفاده بکنیم
آقا جلال کوهنوردی زحمت کش در کوه و در کار شهری و اجتماعی می باشد.

دکتر بهپور.عظیم قیچی ساز وایرج معانی
دکتر بهپور پزشک هیمالیانورد که قبلا قله لوتسه را صعود وچندین تلاش روی قله های هیمالیا را داشته واکنون عزم به صعود قله اورست را داشته که تا قسمتی از برنامه همراه عظیم میباشد
برای دکتر بهپور آرزوی موفقیت وسلامنی میکنیم
.jpg)
ایرج معانی (هیمالیا نورد) نعمت اخضری.عظیم قیچی ساز.دکتر بهپور وبهنام جلال زاده
این مصاحبه غیر حرفه ای وبصورت گفتگوی دو کوهنورد صورت گرفته واز مصاحبه فیلم گرفته شده که متاسفانه کیفیت خوبی ندارد.ومتن مصاحبه دقیقا براساس فیلم نبوده ولیکن کل مطلب که کمتر از اصل مطلب میباشد وممکن است بعضی کلمات سهوا تغییراتی داشته باشد که از جناب قیچی ساز پوزش میخواهم..
دراین گفتگو نکات جالب وارزنده ای از روش کار این هیمالی نورد بزرگ وجود دارد که برای خود من هم بسیار جالب وآموزنده است وامیدوارم که کوهنوردان جوان وتوانمند که توانایی واستعداد خوبی برای کار درهیمالیا دارند استفاده نمایند.
عظیم قیچی ساز کوهنوردی بزرگ وتوانمند وبی تکبر وساده وخودمانی وخیلی دوست داشتنی وافتخار بزرگ کوهنوردی نوین کشورمان میباشد . اوبواقع جهان پهلوان ورزش ایران وبخصوص کوهنوردی میباشد مسئولین ورزشی در قبال او خیلی وظیفه دارند .
برای عظیم قیچب ساز آرزئی موفقیت وسلامتی مینمایم.
از شهرداری تبریز که اسپانسر وحامی او ودیگر کسانی که اورا مورد حمایت قرارداده اند تشکر مینمایم.
بامید موفقیت های بیشتر وسربلنی کشور عزیزمان ایران
نعمت اخضری اول اردیبهشت 1394

عظیم قیچی ساز ونعمت اخضری
.jpg)
بهنام جلالزاده عضو تیم ترکینگ دور آنا پورنا وعظیم قیچی ساز

گروه دیدهبان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران برگزار میکند
روستاگردی و طبیعت گردی در گیلان
10 تا 12 اردیبهشت 1394 (سه روزه)
آشنایی با روستای خالجیر لنگرود: شیوههای کشت برنج، نوغانداری (پرورش کرم ابریشم)، پرورش صنوبر (زراعت چوب)، پرورش فندق، اقامت در خانهی روستایی و پذیرایی با غذاهای محلی
همچنین: بازدید از موزهی میراث روستایی گیلان، بازدید از سرو کهنسال هرزویل منجیل، گذری به ساحل دریای خزر در منطقه چمخاله و روستاهای منطقه و خرید سوغات و محصولات بومی
راهنما و آموزشگر: عباس محمدی
حرکت از تهران: راس ساعت 7 صبح 10 اردیبهشت (حداقل 15 دقیقه زودتر در محل قرار حاضر باشید)
رسیدن به تهران: حداکثر تا ساعت 9 شب 12 اردیبهشت
جاذبهها و برنامهی سفر
روز اول
روز دوم
روز سوم
برنامه و خدمات:
برنامهریزی و هماهنگی اجرای سفر، بیمهی سفر و مسوولیت مدنی، آشنایی با موضوع روستاگردی و ارزشهای آن، آموزش میدانی محیطزیست، آموزش ضمنی طبیعتگردی و کوهپیمایی، هزینه بلیت موزه، حمل و نقل توریستی با توجه به ظرفیت، دو وعده شام، دو وعده صبحانه و دو وعده نهار
هزینه: 225 هزار تومان ( با 20 هزار تومان تخفیف برای کودکان و اعضای انجمن)
ثبتنام: لطفا برای ثبتنام از شنبه تا چهارشنبه بین ساعت 10 تا 17 با شماره 66712243 تماس بگیرید.
مهلت ثبتنام: تا دوشنبه 7 اردیبهشت 1394؛ اولویت با افرادی است که زودتر ثبتنام میکنند.
شرایط سفر
ما متعهد میشویم پس از مطالعهی فراخوان و شرایط این سفر و با آگاهی و پذیرش موارد زیر برای ثبتنام و شرکت در سفر اقدام بکنیم.
وسایل مورد نیاز
http://mountainwatch.persianblog.ir