جشنواره بازیهای محلی به قیمت نابودی چمن سلطانیه

جشنواره‌ی بازی‌های محلی به قیمت نابودی چمن  «سلطانیه»!

اولین دوره جشنواره ملی بازیهای محلی در شهر تاریخی سلطانیه بر گزار گردید. تا بهانه ای باشد برای بازگشت و احیای بازیهای محلی که ریشه در فرهنگ ایران زمین دارد. ایده بسیار خوبی بود که می تواند در احیا و معرفی بازیهای محلی قدمی بلند محسوب شود. اما متاسفانه در این حرکت سایر جنبه ها رعایت نشد. خود جشنواره و جنبه های آن جای بحث فراوان دارد که به خاطر اولین بودن، ایده مذکور را ارج می نهیم و نقصان های آن را می توان  بخاطر اولین بودنش دانست.

حال این که در این میان  چمن سلطانیه به عنوان  یکی از زیستگاههای مهم منطقه و کشور که جز مناطق طبیعی حفاظتی کشور نیز محسوب می شود میزبان این رویداد بود. و چه میزبان مظلومی! صدها ماشین بر روی آن تاختند و در انتها  نیز چمن را با انباری از زباله ها رها کرده تا رسم میهمانی را بجا بیاورند و این شد حال و روز دشت بزرگ سلطانیه!

چه بسا متولیان این امر (تربیت بدنی استان،ابهر و سلطانیه-بخشداری سلطانیه-شهرداری و شورای شهرو...) می توانستند تمهیداتی برای حفظ این اثر حیاتی و یا حتی پاکسازی آن از زباله های انبار شده در نظر بگیرند.

منبع خبر: کوه‌نوشت و انجمن کوه‌نوردان سلطانیه

عزیمت بانوان کوه‌نورد ایرانی به آمریکا

بانوان عضو تیم در یکی از نشست‌های هم‌اهنگی پیش از سفر

۱۲نفر از بانوان کوه‌نورد ایرانی در ادامه‌ی همکاری‌های مشترک انجمن کوه‌نوردان ایران و باشگاه کوه‌نوردی آمریکا (American Alpine Club) بامداد روز چهارشنبه ۲۸ تیر ماه ۱۳۹۱ از فرودگاه امام خمینی و از طریق استانبول به نیویورک و سپس به دنور (مرکز ایالت کلرادو) عزیمت کردند تا به هم‌راه بانوان آمریکایی به مدت دو هفته در پارک ملی کوه‌ راکی (Rocky Mountain National Park) به کوه‌نوردی، سنگ‌نوردی، بولدرینگ و دیواره‌نوردی بپردازند.

نام بانوان عضو انجمن کوه‌نوردان ایران که در این تیم حضور دارند عبارت است از:

۱- پروین سعادت بهشتی  ۲- شهناز قلی‌زاده  ۳- شیما شادمان  ۴- فرنوش رئیسی  ۵- افسر شاندیز  ۶- فریده یزدآبادی  ۷- دنا الیکایی 

۸- فاطمه واقف  ۹- شیرین موسیوند  ۱۰- مهسا حکام‌زاده  ۱۱- پرستو ابریشمی  ۱۲- نادیا تاجی  ۱۳- معصومه قاسمی

پ ن

پرستو ابریشمی به‌دلیل هم‌زمان شدن سفرش به هیمالیا (مربی تیم هیئت تهران و البرز) از این سفر انصراف داد.

پروانه کاظمی عضو تیم بود که در آستانه‌ی سفر به نپال - برای صعود به اورست و لوتسه - از این سفر انصراف داد.

برای بانوان ایرانی سفری خوب هم‌راه با دست‌آوردهای باارزش آرزو می‌کنیم.

پ ن

در بین بانوان عضو این تیم چند نفر از مربیان فدراسیون کوه‌نوردی حضور دارند، فرنوش رئیسی، مهسا حکام‌زاده، پرستو ابریشمی، نادیا تاجی و شیما شادمان.



کافه کوه تیر ۹۱

”کافه کوه” تیر ماه ۹۱ ؛ پنج‌شنبه ۲۹ تیر ساعت ۱۵

 

”کافه کوه” تیر ماه ۹۱ به روال آخرین پنج شنبه‌ی هر ماه ، فردا پنج‌شنبه ۲۹ تیر  ساعت ۱۵ در کافه‌ی ”محمد تهرانی” برقرار است ... و در انتظار همه!


------------------------
پی‌نوشت : بنا بر تماس امروز یکی از دوستان‎‏؛ اطلاع رسانی کافه کوه تیر ماه، صرفا به دلیل مشکلی که برای خانم ”لیلی رهنما” بوجود آمده ، در وبلاگ ایشان انجام نشده است.


به نقل از کوه‌نوشت

جنجال لباس‌های کاروان المپیک آمریکا!!


لباس‌های ورزشکاران آمریکایی در المپیک لندن با برچسب "ساخت چین"، اخیرا اعتراض‌های گسترده‌ای را برانگیخته است. حال سیاستمداران ارشد ایالات متحده هم به تصمیم کمیته‌ی ملی المپیک این کشور به شدت انتقاد کرده‌اند.

هنگامی که ورزشکاران المپیکی آمریکا ۲۷ ژوئیه (۶ مرداد) در مراسم افتتاحیه‌ی المپیک ۲۰۱۲ لندن رژه می‌روند، نه تنها مردم این کشور به حضور نمایندگان خود افتخار می‌کنند، بلکه صنعت پارچه و لباس چین هم بر خود خواهد بالید.

با وجود این‌که رالف لاورن، طراح برجسته‌ی مد، بالاتنه‌ی آبی و شلوار سفید ورزشکاران المپیکی آمریکا در مراسم افتتاحیه را طراحی کرده، اما این لباس‌ها در کشور چین تولید شده‌اند؛ آن‌هم در شرایط کنونی که اقتصاد آمریکا نیازمند تولید داخلی است.

حال جنجال بر سر همین موضوع به‌نظر بی‌اهمیت، به فضای سیاسی ایالات متحده هم کشیده شده است. به اعتقاد استیو اسرائیل، یکی از نمایندگان دمکرات کنگره‌ی آمریکا، «این ننگ‌آور است که ورزشکاران ما در جریان برگزاری المپیک اونیفورم‌های دوخت چین را به تن کنند.»

رئیس فراکسیون دمکرات‌های مجلس سنای آمریکا نیز کمیته‌ی المپیک آمریکا را هدف انتقاد تند خود قرار داد. به گفته‌ی هری رید، این کمیته «باید خجالت بکشد ... باید همه اونیفورم‌ها را روی هم تل‌انبار کرد، سوزاند و همه چیز را از نو آغاز کرد.»

به گفته‌ی یک سخنگوی کاخ سفید، با وجود این‌که محل تولید اونیفورم کاروان ورزشی آمریکا در المپیک به دولت ارتباطی ندارد، اما باراک اوباما به "کیفیت بالای محصولات آمریکایی" معتقد است.

یکی از منتقدان ادعا می‌کند که انتقال تولید لباس و دیگر لوازم رسمی کاروان ورزشی آمریکا به چین، قراردادی میلیاردی را از چنگ تولیدکنندگان داخلی درآورده است.

یکی از اعضای کمیته‌ی ملی المپیک آمریکا اما با این استدلال که هزینه‌های تیم المپیک این کشور از بخش خصوصی تأمین می‌شود، به انتقادها واکنش نشان داده است. این عضو کمیته پشتیبانی‌های حامیان مالی و همکاری با رالف لاورن را مایه افتخار دانسته است.

خود ورزشکاران ظاهرا موضوع را چندان جدی نمی‌گیرند. به گفته‌ی تود راجرز، عضو تیم والیبال ساحلی ایالات متحده، «ما در دهکده‌ی جهانی زندگی می‌کنیم». به نظر او موضوعات مهم‌تری وجود دارد از این‌که آیا لباس ورزشی او را رالف لاورن طراحی کرده باشد یا خیر.

البته فشار منتقدان ظاهرا چندان هم بی‌اثر نبوده است. نشریه‌ی آمریکایی "لس‌آنجلس تایمز" خبر داده که لباس‌های ورزشکاران آمریکایی برای المپیک ۲۰۱۴ روسیه تولید داخلی خواهند بود. به گزارش تلویزیون "سی‌ان‌ان"، کشورهای دیگری از جمله کانادا و استرالیا هم تولید اونیفورم کاروان ورزشی خود در المپیک لندن را به چین سفارش داده‌اند.

خبر از دویچه وله فارسی

پ ن

می‌دانستید که چینی‌های مجری طرح بزرگ‌راه تهران شمال، ورود کارگران چینی را هم به کارفرمای ایرانی تحمیل کرده‌اند!!


پروانه کاظمی گزارش می‌دهد ۱۳۹۱/۴/۲۸- از صعود به اورست و لوتسه

پروانه کاظمی و گزارش صعود قله‌های اورست و لوتسه  ۱۳۹۱٫۰۴٫۲۸

یک گام بلند، صعود ترانگو، برگ تازه‌ای در کوه‌نوردی ایران!

برج‌های ترانگو بلندترین صخره‌های روی زمین هستند و برج "بی نام" ترانگو، آن‌چنان هیبتی دارد که هیچ سنگ نورد متوسطی نمی تواند فکر صعود آن را به‌ سر راه دهد!  فقط باید "عالی" بود تا بتوان بر فراز این ستون گرانیتی صدها متری ایستاد.

تیم  ترانگو ی ایرانیان نمونه‌ی یک کار درست و عالی را به نمایش گذاشت، هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و تمرین خوب.

امروز ۲۴ تیر ۱۳۹۱ ایرانیان بر فراز برج بی‌نام ترانگو گام نهادند! تبریک و دوصد تبریک!

خبرها و عکس‌های مربوط به این تلاش جانانه را  که نقطه‌ی عطفی در کوه‌نوردی ایران به شمار می‌رود، در سایت  ترانگو ببینید.

یادواره‌ی  زنده یاد لیلا اسفندیاری


باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند اعلام کرده است که برای گرامی داشت یاد لیلا اسفندیاری، در روز جمعه ۳۰ تیر صعودی به قله ی توچال برگزار خواهد شد.

علاقمندان می توانند با مراجعه به تارنمای این باشگاه و پر کردن فرم مربوطه در این برنامه شرکت کنند.


کوه‌نورد و مجسمه‌ساز برجسته‌ی فرانسوی «گیدو منیون» (Guido Magnone) درگذشت!

گیدو منیون

۲۲ فوریه ۱۹۱۷ تورین - ایتالیا،

۹ ژوییه ۲۰۱۲ پاریس - فرانسه


روز دوشنبه ۹ ژوییه (۱۹ تیر ۱۳۹۱) گیدو منیون، کوه‌نورد برجسته‌ی فرانسوی در سن ۹۵ سالگی درگذشت.

او در سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ در صعود‌های شاخص بسیاری شرکت داشت و از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۵ رییس GHM بود و پس از آن در ۱۹۶۵ سازمان اوکپا (L'ucpa) را تاسیس کرد.

دانش‌جوی پیشین هنرهای زیبای (بوز-آر Beaux-Arts ) پاریس ابتدا به شنا و واترپلو می‌پرداخت و ۳۰ ساله بود که شور و عشق خود به کوه‌ را دریافت و به‌سرعت به یکی از سرآمدترین کوه‌نوردان و دیواره‌نوردان دوران خود بدل شد، در آلپ‌ها، در قفقاز، در پاتاگونیا، در راکی، در هیمالیا....

نخستین کار موفق او در سال ۱۹۵۲ با صعود «فیتز روی» در پاتاگونیا به‌دست آمد، پس از آن - رخ باختری «دروس» در آلپ، ۱۹۵۵ صعود به ماکالو در هیمالیا و پس برج «موستاق» در چین و «ژانو» در هیمالیا.

او در این سال‌ها و صعودها با کوه‌نوردانی ّم‌راه و هم‌طناب بود چون «آندره کنتامین»، «پول کلر» و روبرت پاراگو» و نیز با «لیونل تری»، «گستن ربوفا» و «موریس هرتزوگ».

در باره‌ی گیدو منیون بیش‌تر بدانید،

اینجا در ویکی‌پدیا

اینجا

و اینجا در وب‌گاه GHM

پ ن ۱

L'ucpa, Union nationale des centres sportifs de plein air

پ ن ۲

سپاس از ابراهیم نوتاش، عضو انجمن کوه‌نوردان ایران و عضو افتحاری GHM

آمبولی

عکس از وبلاگ ماگما

آمبولی جیست؟

آمبولی، گرفتگی یا بسته شدن یک رگ‌ بر اثر حرکت یک لخته‌ی خون و یا جسم خارجی دیگر در مسیر گردش خون است (emboli) و به خود لخته و یا جسم خارجی هم گفته می‌شود.

آمبولی از محل شکل گیری‌اش وارد مسیر گردش خون شده و به سوی بخش دیگری از بدن حرکت می‌کند تا سرانجام در نقطه‌ای درون رگ متوقف می‌شود و جریان خون در آن رگ را مسدود می‌کند.

آمبولی معمولا از لخته‌ی خون تشکیل می‌شود ولی گاهی هم از هوا، چربی و یا نسج تومورها به‌وجود می‌آید.

آمبولی می‌تواند چندگانه یا کوچک، منفرد و یا بزرگ و پرحجم باشد. آمبولی‌ها بسیار خطرناک و مرگ‌آورند و نیاز به مراقبت پزشکی فوری (اورژانس) دارند.

آمبولی‌ها در سه رده‌ی شریانی (Arterial)، گازی و ریوی (Pulmonary) هستند که آمبولی ریوی از همه شایع‌تر است.

دلیل اینکه در این پست به موضوع آمبولی پرداخته‌ام این است که کوه‌نوردان و سنگ‌نوردان، بسیار بیش از دیگر ورزش‌کاران در معرض خطر سقوط از بلندی، ریزش سنگ و شکستگی استخوان‌‌ها هستند و از ظرف دیگر شکستگی استخوان‌های بلند مانند استخوان ساق پا و یا ران و یا استخوان بزرگ لگن یکی از دلیل‌های مهم تشکیل آمبولی هستند.

آمبولی چربی

سندرم آمبولی چربی Fat Embolism Syndrome یکی از عوارض جدی و خطرناک بعد از شکستگی ها است که گرچه نادر است ولی میتواند کشنده باشد. مشخصه اصلی این عارضه مسدود شدن مویرگ‌ها با قطرات چربی است.

آمبولی چربی چگونه ایجاد میشود

این عارضه بیشتر در شکستگی های استخوان‌های بلند بخصوص ران دیده میشود. به نظر میرسد در هنگام شکستگی، قسمتی از چربی مغز استخوان بصورت ذرات و قطرات بسیار ریزی به درون جریان خون راه پیدا میکنند. این ذرات سپس از طریق جریان خون به اعضای حیاتی بدن رفته و با انسداد مسیر مویرگ‌های آن بافت ها موجب کاهش جریان خون بافت و اختلال در عملکرد آن میشوند.

از مهمترین بافت‌های گرفتار شده در جریان آمبولی چربی، ریه است.

با انسداد مویرگ‌های ریه به‌وسیله‌ی قطرات چربی و همچنین تاثیر بعضی مواد شیمیایی که از این چربی مشتق میشوند، ( بر اثر هیدرولیز این چربی‌ها اسیدهای چرب ایجاد میشوند) بافت کیسه های هوایی ریه متورم شده و خونریزی میکند. بدنبال آن کارکرد کیسه هوایی در جهت اکسیژن دهی به خون کاهش میابد و نتیجه این روند، کاهش میزان اکسیژن جریان خون بیمار است و در واقع بیمار خفه میشود.

بافت مهم دیگری که درگیر میشود مغز است.

به‌دنبال خونریزی در مویرگ‌های مغز و تورم بافت مغز، بیمار هشیاری خود را از دست داده و به کما میرود. خونریزی در مویرگ های پوست موجب دیده شدن لکه‌های خون‌ریزی کوچک ( در حد چند میلیمتر) در پوست جلوی گردن و جلوی بغل و داخل پلک میشود.

قطرات چربی ذکر شده یا گلبول‌های چربی در جریان خون بیشتر بیمارانی که دچار شکستگی استخوان های بلند میشوند دیده شده است ولی مقدار آنها معمولا آنقدر کم است که منجر به علائم بالینی و مشکل خاصی نمیشوند و فقط در مواردی‌که به علت شدت آسیب، مقدار این گلبول ها زیاد میشود علائم بالینی و مشکلات بیماری ایجاد میشوند.

علائم آمبولی چربی

این عارضه بیشتر در شکستگی‌های شدید و خرد شده اندام تحتانی بخصوص در شکستگی های ران و ساق دیده میشود. وقتی چند استخوان با هم شکسته شده باشد احتمال ایجاد این عارضه بیشتر میشود. شیوع آن در افراد جوان و جنس مذکر بیشتر است. آمبولی چربی بیشتر در شکستگی‌های بسته ایجاد میشود و احتمال وقوع آن در شکستگی های باز کم است.

شروع علائم این عارضه در ۴۸ ساعت اول بعد از شکستگی است. از خصوصیات مهم آمبولی چربی

این است که بین زمان ایجاد شکستگی و زمان شروع علائم یک فاصله زمانی وجود دارد که بیمار مشکلی ندارد به زبان دیگر شروع علائم این عارضه با تاخیر است. وقتی بیمار بلافاصله بدنبال تصادف دچار کاهش سطح هوشیاری و سپس کما میشود علت آن بیشتر ضربه به سر و مغز است و وقتی این کاهش سطح هوشیاری بعد از چند ساعت ( 48-12 ساعت) ایجاد میشود میتواند به علت سندروم آمبولی چربی باشد.

در این بیماران ابتدا سطح هوشیاری کم شده و آگاهی بیمار به زمان و مکان و شناسایی افراد کم میشود و سپس بیمار به کمای کامل میرود. در آمبولی چربی سرعت سیر علائم از کاهش سطح هوشیاری به طرف کما زیاد است.بیمار دچار علائم تنفسی بصورت تاکی پنه Tachypnoea (افزایش تعداد تنفس) میشود و نفس کشیدن برایش سخت میشود. تعداد ضربان قلب بیمار زیاد شده و بیمار تب میکند. خونریزی های کوچک پوستی که به آن پتشی petechia میگویند در پوست جلو و عقب قسمت های بالایی سینه و داخل چشم و دهان بوجود میاید.

در بررسی های آزمایشگاهی میتوان کاهش میزان اکسیژن خون را بررسی کرد. فشار اکسیژن خون این بیماران PaO2 به زیر 60 میلیمتر جیوه میرسد.

درمان آمبولی چربی

بیماری اگر موجب مرگ بیمار نشود خود بخود خوب میشود پس هدف از درمان اینست که تا مدتی که سیر بیماری تمام میشود وضعیت بیماری را تحت کنترل درآوریم.یکی از مهمترین اقدامات برای پیشگیری از وقوع این عارضه، بیحرکت کردن سریع شکستگی ایجاد شده با عمل جراحی است. هر چه درمان شکستگی دیرتر انجام شود بر اثر حرکت مکرر قطعات شکسته شده چربی بیشتری از مغز استخوان به درون جریان خون راه پیدا میکند. پس شکستگی ها باید هر چه زودتر فیکس و بیحرکت شوند.

مهمترین اقدام، رساندن اکسیژن کافی به بیمار است. برای اینکار به هوای تنفسی بیمار از راه ماسک ، اکسیژن بیشتری اضافه میکنند. گاهی این درمان برای بالا بردن میزان اکسیژن خون بیمار کافی نیست و پزشک معالج مجبور میشود تا با استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی به تنفس بیمار کمک کند. از کورتیکوستروئید ها و داروهای رقیق کننده ( مانند هپارین) هم در درمان این بیماری استفاده میشود.

آمبولی ریوی چگونه ایجاد میشود

خطرناک ترین مشکلی که این لخته های خون میتوانند ایجاد کنند کنده شدن آنها از داخل ورید های ساق و حرکت آنها به طرف قلب است. حرکت لخته در داخل وریدهای عمقی را ترمبوآمبولی Thromboembolism میگویند. بعد از رسیدن این لخته ها به قلب آنها به ریه میرسند. در درون ریه اولین مانع بر سر راه این لخته ها مویرگ های ریه هستند. رسیدن لخته به وریدهای ریه را ترمبوآمبولی ریوی Pulmonary Thromboembolism میگویند.

        


رگ هایی که خون را به ریه میرسانند به مویرگ های بسیار ریزی تبدیل میشوند. این مویرگ ها در کنار کیسه های هوایی قرار میگیرند تا گاز کربنیک خون را به درون کیسه هوایی آزاد کرده و اکسیژن هوای درون کیسه هوایی را به خود جذب کنند. وقتی لخته ها به این مویرگ ها میرسند نمیتوانند از آنها عبور کنند و در نتیجه مسیر جریان خون در مویرگ های ریوی را مسدود میکنند.

اگر این انسداد کم و در بعضی مویرگ ها باشد مشکل خاصی ایجاد نمیشود. بدن انسان بعد از مدتی با استفاده از بعضی مواد لخته ها را حل کرده و از بین میبرد و بدین وسیله مسیر جریان خون را دوباره باز میکند. اگر انسداد مویرگ های وریدی به علت لخته زیاد و شدید باشد نه تنها خون به اندازه کافی نمیتواند اکسیژن به خودش جذب کند بلکه نمیتواند از ریه عبور کرده و به بدن برسد. انسداد مسیر جریان خون به معنای مرگ است.

   
پس میبینیم که در ابتدا لخته یا ترومبوز Thrombosis در ورید های ساق بوجود میاید که به آن ترومبوز عروق عمقی یا Deep vein thrombosis DVT میگویند. با حرکت لخته به سوی ریه با بیماری جدیدی مواج هستیم که به آن ترومبوآمبولی ریوی Pulmonary thromboembolism میگویند.

شرح یک حادثه:

ماجرای شکستگی پای مرحوم فخرالدین صدر سلفی و مرگ او در علم‌چال در روز ۳۰ مرداد ۱۳۹۰


"حوالی ساعت ۵ بعدازظهر یکشنبه، مرحوم فخرالدین صدر سلفی جهت تهیه آب به پایین دره مشرف به پناهگاه قدیمی می‏رود. بعداز پر کردن ظروف آب به بالا می‏آید که در فاصله چند متری چادر پایش را بر روی یکی از سنگ‏های غلتان منطقه می‏گذارد که باعث می‏شود سنگ روی پایش بیافتد. با صدای فریاد کمک ایشان، افراد حاضر به طرف او رفته بعد از تلاش بسیار، پای ایشان را از زیر سنگ خارج می‏کنند ولی متاسفانه بعد از چند لحظه اوضاع جسمی ایشان رو به وخامت می‏گذارد و در کمتر از یک ساعت با تلاش تنی چند از افراد امدادگر و یک متخصص اتاق عمل، موفق به احیای ایشان نشدیم و متاسفانه ایشان را از دست دادیم."  (به نقل از وبلاگ کالاهو)

در این حادثه علت مرگ این کوه‌نورد، عارضه‌ی قلبی عنوان شد و شاید دلیل این تشخیص سن فخرالدین و نیز سابقه‌ی بیماری قلبی و جراحی او بوده است، اما توجه به صحبت حاضران در آن صحنه از جمله «محمدرضا صحوی» که می‌گوید او از شدت درد بلافاصله پس از آزاد شدن پایش از زیر سنگ بزرگ، بدون توجه به شکستگی بزرگی که داشت شروع به راه رفتن کرد و نشانه‌های دیگر مانند اختلال در تنفس و بی‌قراری او می‌تواند نشان از حرکت یک لخته به سمت قلب و ریه‌ی او داشته باشد که منجر به مرگ او شد. این یک نظر است و باید مانند احتمال بروز حمله‌ی قلبی که در مورد او گفته شده است به صورت جدی بررسی شود.

شرح یک حادثه:

گزارش حادثه پیش آمده در پيمايش دره مور

گزارش كامل برنامه تا چند روز ديگه از همين وبلاگ منتشر خواهد شد و اين تقريبا يه گزارش از عمليات امدادی است كه انجام شد. لازم به ذكر است كه ما تقريبا ۲ كيلومتر داخل دره حركت كرده بوديم و با ۵ فرود تقريب۶۰۰ متر ارتفاع كم كرده بوديم كه حادثه پيش آمد و حبيب ۲۰ متر سقوط كرد. حادثه راس ساعت ۱۱:۳۰ صبح روز شنبه در دره مور واقع در جنگل‌های سي‌سنگان اتفاق افتاد

متن کامل را اینجا بخوانید http://hamkhaneha.blogfa.com/post-270.aspx

و آرش نقافی در وبلاگ خود گزارشی از این حادثه داردhttp://newbie.blogfa.com/post-349.aspx

در پی نوشت این پست آمده است که:

پ.ن: شنيديم كه مصدوم به دليل لخته شدن خون در معرض سكته قرار گرفته بود و حتی به بخش مراقبت‌های ويژه منتقل شده بود. برايش آرزوی سلامتی می‌كنيم.


شرح یک حادثه:

حادثه برای قهرمان کشتی فرنگی

به دنبال فوت مرحوم فيروز عليزاده دارنده اولين مدال طلاي كشتي فرنگي ايران، فدراسيون پزشكي ورزشي اطلاعيه‌اي را در رابطه با چگونگي رسيدگي‌هاي پزشكي لازم به اين مرحوم منتشر كرد. به گزارش ايسنا، در اين اطلاعيه آمده است: «ضمن عرض تسليت فوت مرحوم فيروز عليزاده دارنده اولين مدال طلاي كشتي فرنگي كشور به عموم مردم، جامعه ورزشي كشور و خانواده داغدار ايشان، بدين وسيله به اطلاع مي‌رساند پس از بررسي‌هاي به عمل آمده از سوي كارشناسان اين فدراسيون، مرحوم عليزاده به دنبال تصادف دچار آسيب‌ديدگي ناحيه لگن و شكستگي استخوان ران شده و پس از انتقال به بيمارستان ايرانشهر بلافاصله و بدون درخواست هيچ‌گونه وجهي در بيمارستان توسط يكي از مجرب‌ترين متخصصين مورد معاينه قرار گرفته است. پزشك معالج پس از معاينه ليست وسايل مورد نياز عمل را به همراهان بيمار اعلام و پس از اين كه اين وسايل تهيه و تحويل بيمارستان مي‌شود، بلافاصله عمل جراحي با موفقيت انجام مي‌گيرد. اما متاسفانه ايشان به دنبال آسيب ايجاد شده دچار يكی از عوارض وخيم شكستگی استخوا‌ن‌های دراز كه همان «آمبولی ريوی» است شد كه بلافاصله به بخش مراقبت‌هاي ويژه (ICU) انتقال يافت، ولي با توجه به خطر بالاي احتمال فوت در آمبولي ريه متاسفانه اين عارضه منجر به فوت اين قهرمان و گنجينه ملي شد.

از وبلاگ کوه نوشت اینجا


شما هم احتمالا شاهد حادثه‌هایی شبیه به این بوده‌اید که مصدوم پس از گذشت یکی دو روز از حادثه و در حالی که همه چیز خوب است ناگهان دچار اختلال در تنفس و بی‌قراری شده و کار به درمان فوری و بستری شدن در بیمارستان می‌کشد و گاهی متاسفانه بیمار از دست می رود، تجربه های خود را برای افزایش هوش‌یاری همگانی کوه‌نوردان و سایر ورزش‌کاران برای ما بنویسید و یا در جایی منتشر کنید!


منبع‌های مورد استفاده در این پست:

http://www.iranorthoped.ir/newsdetail-957-fa.html

http://www.iranorthoped.ir/newsdetail-1091-fa.html

http://kalahoo.blogfa.com/post-379.aspx

http://anestit.unipa.it/gta/fat_embolism.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Fat_embolism

http://en.wikipedia.org/wiki/Pulmonary_embolism

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=77638


گزارش هایی از جشن روز ملی دماوند

یک گزارش و تعدادی عکس از مراسم روز ملی دماوند را که با حضور چند هزار نفر در شهر رینه برگزار شد، می توانید در تارنمای انجمن دوستداران دماوند ببینید.

گزارش دیگری را نیز می توانید در خبرگزاری فارس بخوانید (در این گزارش، به اشتباه، از پروانه کاظمی به عنوان "نخستین کوه نورد دنیا که در یک فصل دو قله ی مرتفع جهان را صعود کرده" نام برده شده که در واقع، باید گفته می شد: او نخستین زنی است که دو قله ی اورست و لوتسه را در یک فصل صعود کرده است).

همچنین می توانید گزارش سبز پرس را از این مراسم که به ویژه به سخن رانی تاثیر گذار استاد دکتر کهرم پرداخته، در اینجا بخوانید.

و گزارش گروه کوه‌نوردی شباهنگ (نمایندگی انجمن در اسلام‌شهر) را در اینجا بخوانید.


به نقل از دیده‌بان کوهستان

پ ن

در بخش پایانی این آیین پرشور با برنامه‌ریزی قبلی سرود ای ایران را با هم‌راهی گروه موسیقی نجما و همه‌ی حاضران خواندم - تجربه‌ی زیبایی بود!

سمفونی کارون؟

عکس از سایت مهار بیابان‌زایی

در هفته‌های گذشته اعتراض طرف‌داران محیط زیست به ساخت و اجرای سمفونی کارون که شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران به مجیر انتظامی سفارش داده است چنان بالا گرفته است که بسیاری و از جمله هنرمندان و از جمله روستاییان آسیب دیده از آب‌گیری سدها زبان به گلایه از مجید انتظامی گشوده‌اند و از او می‌خواهند که از ساخت و اجرای این سمفونی دست بکشد.

این اعتراض‌ها، البته واکنش مسئولان شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران و نیز مجید انتظامی را هم برانگیخته است تا پاسخ‌گوی این گلایه‌ها باشند اما جالب است که هر دو طرف این قرارداد سعی در سیاسی جلوه دادن انتقادها کنند و تکرار کنند که من کاری به سیاست ندارم، من سیاسی نیستم، هيچ اطلاعاتي در مورد سياست ندارم، نمي‌دانم در جنوب كشور چه اتفاقاتي مي‌افتد زارعان آنجا آب دارند يا خير؟

گزیده‌ای از خبرها با تاکید بر پاره‌ای نکته‌ها را در زیر می‌خوانید: 

ساخت «سمفوني كارون» مجيد انتظامي به اتمام رسيد

 مجيد انتظامي چندي پيش در خصوص ساخت سمفوني كارون به فارس گفت: در اين سمفوني مخاطب تنها با مقوله آب كه البته از گذشته نيز بسيار مقدس بوده، روبرو نيست چرا كه بنده سعي كردم به او يك حس اسطوره‌ای را منتقل كنم. سمفوني كارون جنگ بين انسان و طبيعت را بيان مي‌كند. 

وي ادامه داد: هميشه اين معنا وجود داشته كه آب مايه حيات است اما در عين حال نيز مي‌تواند نابود كننده باشد كه اين مقوله در سيل و بارندگي‌هاي بزرگ اتفاق مي‌افتد. من در اين اثر، عظمت كاری را كه جوانان ما در پروژه سدسازی‌های كشور براي جلوگيری از اين اتفاقات انجام مي‌دهند، نيز به تصوير مي‌كشم در واقع اين جنگ بين انسان و طبيعت در طول كار خودش را به خوبی نشان مي‌دهد.

 من دو سال روي اين پروژه كار كردم و چهل ميليون تومان هم دستمزد گرفتم. البته هنوز هم در اين دستمزد حرف است و به طور كامل پرداخت نشده است، اين در حالي است كه يك خواننده پاپ ۱۰۰ ميليون تومان به راحتي درمي‌آورد.

انتظامي در عين حال گفت: در حال حاضر دو هفته است كه درگير حواشي‌هاي اين سمفوني هستم چرا كه خيلي از انتقادها به بنده نيز صورت گرفته است. قراردادي كه بنده بسته‌ام مربوط به موسيقي است و هيچ اطلاعاتي در مورد سياست ندارم بنابراين من نمي‌دانم در جنوب كشور چه اتفاقاتي مي‌افتد زارعان آنجا آب دارند يا خير؟ اما سعي كردم در اين موسيقي، نقطه نظرات مردم را مطرح كنم و نوعي درددل مردم در اين موسيقي باشد.

عکس از سایت مهار بیابان‌زایی

 سپس محمدرضا رضازاده ـ مديرعامل شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران ـ مطرح كرد: بنده متاسفم كه حواشي، ارزش هنري اين اثر را تا اين حد تحت تاثير قرار داده است. كار شركت آب و نيرو سياسي نيست بلكه ما هم كار اجرايي مي‌كنيم. فعاليت‌هاي اين شركت نيز به نفع مملكت است براي اينكه تلاش داريم آب را ذخيره كنيم تا در زمان نياز كشاورزان بتوانند از ذخاير تامين شده، استفاده كنند. 

او ادامه داد: از نظر بنده رود كارون بخشي از هويت ملي ما است اما اين رودخانه همانگونه كه خاستگاه رشادت‌ها، حماسه‌ها از خودگذشتگي‌ها و فرهنگ و تاريخ ما است تجلي‌گاه استعدادهاي مديران و استفاده آنها از اراضي كشور از گذشته تاريخ‌مان تا به امروز است به خاطر اين نيازها از انجمن موسيقي درخواست كرديم كه به اين كار بزرگ و مهم مشغول شود و خوشبختانه اثر فاخر و ارزشمندي نيز در اين راستا خلق شد بنابراين تلاش ما اين است كه بتوانيم دين خود را به كساني كه مديونشان هستيم ادا كنيم. 

لینک خبر ایسنا

مجید انتظامی: از سدسازی بر کارون دفاع نمیکنم

مجید انتظامی سازنده سمفونی کارون گفت:‌ من در حمایت از سدسازی این سمفونی را نساخته‌ام و اگر ارگانی در این بین سعی دارد از نام من سوء استفاده کند، من بی‌تقصیرم.

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از سبزپرس، مجید انتظامی، سازنده «سمفونی کارون» گفت: من در حمایت از سدسازی این سمفونی را نساخته‌ام، اگر این سمفونی را گوش کنید می‌بینید که شعرش درباره رود کارون است.
«از آثاری که زیر آب رفته خبری ندارم و من هم مثل بقیه مردم هستم» و یادآور شده که «سمفونی کارون‌« اثری است درباره عظمت و استواری مردمان این سرزمین کهن که در راه سربلندی، اقتدار و استواری این سرزمین در تمام ادوار تاریخ کوشیدند. این اثر با الهام از طبیعت باشکوه ایران و غیرت مردان و زنان این مرز و بوم که برای میهن خود فداکاری و جانفشانی کرده‌اند، ساخته شده است. 

لینک خبر ایبنا

رییس مجمع ملی تشکل های کشاورزی کشور در راستای حمایت از کشاورزان استان خوزستان، خواستار لغو سمفونی ‘کارون’ ساخته ‘مجید انتظامی’ شد.

‘مسعود اسدی’ روز شنبه در گفت و گو با ایرنا گفت: ‘سمفونی کارون’ توسط شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران در راستای جشن خودکفایی صنعت سدسازی کشور، توسط استاد مجید انتظامی در تاریخ ۱۶ تیرماه سال جاری در تالار وحدت تهران اجرا خواهد شد.

وی مدعی شد ‘شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران’ با برگزاری این سمفونی ، قصد ‘توجیه عملکرد خود در تخریب اراضی کشاورزی، محیط زیست، پوشش گیاهی و جانوری و مهاجرت اجباری روستائیان’ را دارد.

رییس نظام صنفی کشاورزی استان خوزستان با بیان این که خشکی رودخانه های بزرگ و جلگه سبز و پهناور استان خوزستان، ره آورد سدسازی های این شرکت است، اظهارداشت: براساس اعلام شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران، این سدسازی ها به منظور کاهش مشکل کم آبی اراضی کشاورزی منطقه بوده، در حالی که سدسازی های این شرکت فقط با نگاه تولید برق ایجاد شده است.

اسدی ادامه داد: طی سالهای اخیر سدسازی های متعدد رود کارون به جزء ایجاد مشکلات عدیده برای کشاورزان و روستائیان پیامد دیگری در پی نداشته است. 

لینک خبر


در دیده‌بان کوهستان

استاد گرامی، آقای مجید انتظامی

شما و هنرتان ریشه در این سرزمین دارید، و نسل های حاضر و آینده ی ایران با نواهای شما زندگی خواهند کرد. خاکسارانه، در مقام یک دوستدار کوچک این آب و خاک،  از شما درخواست دارم تا نگاهی به فیلم هایی که از ساکنان زیستگاه های غرق شده در دریاچه ی سدها گرفته شده، بیاندازید ؛ تمنا دارم به عکس هایی که بستر خشک شده ی کارون را نشان می دهد، نگاه کنید؛ درخواست دارم در نظر آورید که ریزگردهای خفه کننده ای که به حلق اهالی بیست استان کشور می رود، تا حد زیادی نتیجه ی طرح های سد سازی است. و لطفا مراقب جایگاه خودتان در ضمیر ایرانیان باشید!


كارون آرام تر از دریا، خشک تر از کویر - دكتر حسين آخاني

استاد مجید انتظامی! این نوشتار را از شهری آشنا برایتان می نویسم. شهر برلین که در آن درس خوانده و اکنون به عنوان افتخاری بزرگ برای ایران و جهان تبدیل شده اید. آهنگ آرام تر از دریای شما برایم می نوازد و با چشمانی اشک آلود در اتاقی در باغ گیاهشناسی برلین به یاد رود و دریا افتادم. وقتی دیدم دوستان بزرگوارم مهندس درویش و مهندس محمدی دست به قلم برده اند، به خود جسارت دادم من هم به نوبه خود دست نیاز به شما دراز کنم. دست نیاز از نه از بابت خودم، بلکه بخاطر رود ها و دریاچه هایی که عمری در کنار و اطراف آنها به تحقیق مشغول بودم و امروز حتی یکی از آنها به لطف خیانت سد سازان وجود ندارند.

گیاهانی که هنوز نام آنها برای گیاهشناسان شناخته نشده به مرگ حتمی محکومند، چون شرکتهای سد سازی حاضر نیستند دست از لجبازی و منفعت طلبی خود بردارند و آبی که خداوند سهم آنها را داده است را از آنها دریغ می کنند. دست نیاز به خاطر بستر خشکیده ارومیه، دست نیاز به خاطر زاینده رودی که دیگر رود نیست، دست نیاز به خاطر کارونی که چون ماهی افتاده از تنگ آخرین تقلای حیاتش را می کند، دست نیاز به خاطر خاک خوزستان و جنوب عراق که امروز با ساختن صدها سد در ایران و ترکیه به نمک زاری وسیع تبدیل شده است و ریزگردش آسمان ایران را پوشانده، دست نیاز به خاطر کشاورز شادگانی که بعد از سد مارون آخرین برداشت محصولش پنیر خرما است تا با کیلویی ۵۰۰۰ تومان آن را بفروشد و معلوم نیست در کدام حاشیه شهری مجبور شود با زندگی رقت بار ادامه دهد، و دست نیاز به خاطر کودک معصوم خودم که بایستی گرد و غبار ناشی از هوایی را تنفس کند که جماعت سد ساز آنرا به عنوان توسعه به ارمغانش داده اند.

من هم به نوبه خود از شما خواهش می کنم که سمفونی مرگ کارون، سمفونی مرگ ارومیه و سمفونی مرگ جوجه فلامینگوهای بختگان را بسازید و با سد سازانی که کشور ما را برای منافع شخصی به بیابانی بزرگ تبدیل کرده اند همراه نشوید.

اگر هم مصلحت می دانید به هر دلیلی هم که شده برایشان بنوازید پس نامش را "خشک تر از کویر" بگذارید که با عملکرد آنها همخوانی داشته باشد.
آخانی
برلین ۹ تیر ۱۳۹۱

 در مهار بیابان‌زایی

آقای انتظامی؛ لطفاً سمفونی مرگ کارون را بنوازید!

کافی بود تا استاد مجید انتظامی، پیش از آن که چنین پیشنهادی را بپذیرند، سری به کارون می‌زدند و از نزدیک روزگار غم‌انگیز آن را با یک دهه‌ی پیش مقایسه می‌کردند؛ حتا کافی بود اندکی در محتوای رسانه‌های مکتوب و مجازی در طول این چند سال اخیر، جستجو کرده تا درمی‌یافتند که در مرگ بختگان، طشک، کم‌جان، گاوخونی، دریاچه ارومیه، آلاگل، آلماگل، آجی گل، هورالعظیم، هورالحمار، هورالهویزه، دریاچه مسیله، تالاب گمیشان، تالاب شادگان، نخلستان‌های اروند کنار و بهمن‌شیر، تالاب گندمان و ... آیا می‌توان نقش مخرب سدسازی را انکار کرد؟

یادمان باشد که هنرمند باید آن افق‌هایی را ببیند که مردم عادی از دیدن‌شان اغلب عاجزند و در پی رصد نواهایی باشد که گوش‌های معمولی قادر به شنیدنش نیستند؛ هنرمند باید پیش‌رو و راهبر باشد و این کمینه‌ی انتظار ما از مردی است که نام پرافتخار عزت‌الله انتظامی را به عنوان "پدر" در پیشانی‌اش دارد.

رکوئیمی برای کارون (پیامی از فرهاد ورهرام به مجید انتظامی)!

   فرهاد ورهرام را همه‌ی آنهایی که با سینمای مستند آشنایی دارند می‌شناسند؛ به جرأت می‌گویم که او تاریخ سینمای مستند این کشور، به ویژه در حوزه محیط زیست است و برخی از قدیمی‌ترین و ماندگارترین آثار این حوزه، مدیون وجود او و تلاش‌های ارزشمندش است. افزون بر آن، وی آرشیوی گرانبها از عکس‌های طبیعت ایران را دارد که بسیاری از مناظر ثبت شده در قاب دوربین او در طول نیم قرن اخیر، متأسفانه امروز دیگر وجود ندارد و من امیدوارم روزی این مجموعه نفیس منتشر شود ...
    امروز اما ورهرام طی یادداشتی که اختصاصاً برای مهار بیابان‌زایی ارسال کرده، به بهانه سمفونی کارون اثر مجید انتظامی، نکات بسیار مهمی را مطرح کرده است که امیدوارم آقای انتظامی پیام و زنهار نهفته در کلام این مرد خردمند و آبدیده را دریافته و خود را برای همیشه از جریان سدسازی به شیوه‌ای شفاف و بدون ابهام جدا کند.

متن کامل مقاله‌ی فرهاد ورهرام را در مهار بیابان‌زایی بخوانید

پ ن ۱

فرهاد ورهرام در پایان دوره‌ی آموزشی سینمای مستند در انجمن کوه‌نوردان ایران (اردی‌بهشت ۹۱)

پ ن ۲

رکوئیم یا مس رکوئیم(Mass Requiem) که به آن موسیقی مردگان هم اطلاق می‌شود، یک موسیقی آیینی برای آرامش مردگان در کلیسای کاتولیک است.

پ ن ۳

تاکنون کف چند رود بزرگ ایران را این‌گونه عریان دیده‌اید؟ کارون، زابنده‌رود و ....

پ ن ۴

آیا سرانجام دو طرف قرارداد از ادامه‌ی این پروژه دست خواهند کشید؟

به نظر شما این سمفونی اجرا خواهد شد؟

در این‌صورت شما به دیدن این اجرا خواهید رفت؟ نه؟ اگر رایگان باشد چی؟


و باز هم از راستی

خوش‌حالم که پی‌گیری و پرسش‌گری کوه‌نوردان و وبلاگ نویسان ایرانی به آشکار شدن یک واقعیت دردناک در تاریخ کوه‌نوردی ایرانیان انجامید.

هنوز باور نمی‌کنم، ماکالو صعود نشده است،

رضا زارعی می‌گوید که او تنها تا قله‌ی فرعی صعود کرده است و تیم هم تنها تا پای برج قله صعود کرده‌اند!

سپاس از رضا که راستی را می‌پاید.

افسوس و دریغ که پس از ۱۱ سال، محمود هاشمی و حسین مقدم در پای همان برج عکس قله را گرفته‌اند و نه حتی بر بالای قله‌ی فرعی

اگر تیم سال ۱۳۸۰ با هوای بد و دید کم و ناآشنایی و کم‌تجربه‌گی فرصت صعود به قله را از دست داد، حسین مقدم و محمود هاشمی در هوای عالی و تجربه‌ی نزدیک به ۱۵ سال هیمالیانوردی پیوسته‌ی ایرانیان و انبوهی از اطلاعات باارزش در مورد ماکالو، چرا به قله نرفتند؟ و یا اگر رفته‌اند چرا به‌سرعت عکس یا فیلمی از خود بر فراز ماکالو منتشر نمی‌کنند؟

از تیم ماکالو ۱۳۸۰ محمد اوراز و داود خادم دیگر در بین ما نیستند، اما

خوش‌بختانه حسن نجاریان، جلال چشمه قصابانی، اکبر مهدی‌زاده و    

اقبال افلاکی هستند

چه خوب است که این دوستان هم در باره‌ی این صعود چیزی بگویند.

از رامیار کاردار، فرامرز نصیری و شازده کوچولو  که پی‌گیرانه و با دقت صعود ماکالو را به چالش گشیدند ودیگرانی که به این کار بزرگ یاری رساندند، سپاس‌گزارم.

وبلاگ، ببینید که دیگر فقط یک دفتر یادداشت‌های روزانه نیست،

وبلاگ‌‌نویس‌ها روزمره‌گی‌ها را می‌کاوند، راستی را می‌یایند، آن  را می‌پایند و

ستایش می‌کنند.

بدون شرح!

عکس از عباس ثابتیان - اردیبهشت ۹۱

 سمبله را نجات دهيم

چه کسی مسئول است و که، کی پاسخ خواهد گفت که با نام سپردن کارها به بخش خصوصی یا عملی نمودن اصل 46 یا در آمدزایی! چه زیانی را به روح و روان و جسم شهروندان وارد می‌سازد. چرا کسی از طریق صدا و سیما یا مطبوعات محلی به مردم اطلاع‌رسانی و گزارش دهی همه فهم نمی‌کند که، چه طرح و پروژه‌ای باچه دلایل و اهدافی را در مسیر کوهپیمایی و گرداگرد سد گاوازنگ دارد پیاده می‌کند و به مرور بر سر قسمت‌های باقیمانده‌ کوه گاوزانگ و کوه سنبله و سد چه خواهد آمد.


متن کامل این رنج‌نامه‌ را در وبلاگ ایاز بخوانید


حادثه! فوت یک مربی سنگ‌نوردی به دلیل ریزش سنگ!

با تأسف فراوان با خبر شدیم‎ «داوود حسن زاده» 52 ساله و از مربیان درجه 2 سنگ‌نوردی‎؛ امروز حین انجام کوه‌پیمایی در منطقه‌ی ”میگون” به دلیل ریزش سنگ دچار حادثه شده و به دلیل شدت جراحات جان باخته است.

ضمن عرض تسلیت به خانواده‌ی آن‌مرحوم و جامعه‌ی کوه‌نوردی و صعود‌های ورزشی؛ اطلاعات مراسم تشییع و ترحیم متعاقبا اعلام خواهد شد.



منبع :کوه نوشت

بند یخچال، از نگاهی دیگر!



خداوند عبادت (رول کوبی) آقا مهدی رو بر روی سنگ شکاف (آلبرت) قبول کند انشاالله

انجمن هراسی!!!!!

یادداشت زیر را محسن سعیدزاده پست کرده که به لحاظ اهمیت، به بازنشر آن در این وبلاگ می‌پردازم. متاسفانه رویه‌ای که او از آن گلایه می‌کند تازگی ندارد و این جا و آنجا روی می‌دهد و معلوم نیست چه کسی یا سازمانی مزاحمت‌های این‌چنینی را سر و سامان می‌دهد و یا تشویق می‌کند؟

در کجای اساسنامه‌ی هیات‌های کوه‌نوردی عنوان شده که آنها و تنها آنها حق دارند کوه‌نوردی کنند و یا اینکه آنها هستند که به دیگران اجازه‌ی کوه‌نوردی می‌دهند؟

اساساس‌نامه‌ی فدراسیون‌های ورزشی را بخوانید، همه‌جا از تشویق و حمایت و پشتیبانی از ورزش‌کاران صحبت شده است و حالا این کج‌رفتاری‌ها چگونه به تحکیم دوستی و گسترش صمیمیت در جامعه‌ی کوه‌نوردی خواهد انجامید؟

متن پست ایاز:

""اواخر سال 89 كه به فكر تشكيل يك گروه كوهنوردي فعال و همه گير در زنجان افتاديم، گرفتن نمايندگي انجمن زنجان پيشنهادي بود كه يكي از دوستان روي ميز پيشنهادها گذاشت. پيشنهادي كه بعدها با توجه به ضعف گزينه هاي ديگر مقبول افتاد و از اوايل سال 90 جمعي كه تشكيل داديم رسما نمايندگي انجمن كوهنوردان ايران در زنجان شد. دوندگي هاي بي حساب فرشاد اسماعيل زاده ، معبود توحيدي نژاد و من و زدن قيد زندگي شروع و استمرار خوبي را رقم زد.  در يك سال و اندي گذشته از عمر اين جمع كوهنوردي شاهد تنگ نظري ها و سنگ اندازي هاي بسياري از سوي برخي از كوهنوردان شهر بوديم. وانفسايي بود براي خودش! جرممان فعاليت خوب و شناخته شدن بيش از پيش هر روزه اش بود و عكس العملمان دراز كردن دست دوستي به سوي هر آنكه با ما بد بود.


هيات كوهنوردي كه طبق معمول با هر جمع كوهنوردي اي كه مستقل از او عمل كند راديكال برخورد مي كند با ما نيز همان كرد هنوز پس از يك سال و نيم فعاليتي كه بي شك در تاريخ اين شهر و استان بي سابقه بود هيات كوهنوردي زنجان اين تشكل كوهنوردي را به رسميت نمي شناسد. متاسفانه انجمن كوهنوردان ايران نيز هيچگاه به ما به چشم يك فرزند، فرزندي كه در سالهاي اول زندگيش نياز به مراقبت و توجه دارد نگاه نكرد. سرش به كار خودش گرم بود و ما هرچه كرديم با اتكا به نيروي جواني بود و همفكري همه دوستان.

امروز اما تحقير اين جمع جوان به اوج خود رسيده است.

فدراسيون كوهنوردي يك كشور كه گويا قرار است گرداننده اصلي كوهنوردي مملكت باشد و با همه اقشار آن پدرانه برخورد كند نماينده اش را بازخواست مي كند كه چرا در جمعي حضور يافته كه نام «انجمن» را يدك مي كشد.

هيات كوهنوردي يك شهر با جوانان فعال و احتمالا! آينده دارش چنان برخورد مي كند كه تو گويي بزهكاران در رفته از زندان هستند و اگر از زير يوغشان  خارج شده ايم بايستي با تحريم فلجمان كنند.

اما ما هميشه بر اين نكته ثابت قدم بوده ايم كه نان بازو مي خوريم منت ارباب نمي كشيم. ما اگر به اين ذلت ها تن داده بوديم امروز مثل خيلي ها به خيلي جاها! مي رسيديم. در زندگي چيزهايي مهم تر از افتخارات پوشالي و زودگذر وجود دارد كه تا لحظه مرگ با انسان مي ماند.

در آخر به همه همشهرياني كه انجمن زنجان را مي شناسد، آنها برايش كف زده اند و آنها كه به سويش سنگ انداخته اند و ديگر كوهنوردان كشور كه از دور نگاهي بر اين جمع نوپا و جوان كوهنوردي زنجان دارند عرض مي كنم اين بوته نرم اكنون به درختي تنومند تبديل شده و در مقابل باد و بارانش گزندي نخواهد بود. تو بگذار تنگ نظر تلاشش  را بكند انتهاي راه ما به خورشيد است.""

لینک پست ایاز:http://dadadagh.blogfa.com/post-503.aspx


کاپشن پر

زمستان ۱۳۹۰ - آبشار خور

یک توضیح ضروری:

کاپشن پر، مارک پاتاگونیا که در این تصویر بر تن دارم ربطی به کاپشن پر پست قبلی ندارد و هوا هم خیلی سرد بود.

اتحادیه کوه‌نوردی آسیا؟


«اتحادیه کوه‌نوردی آسیا» یا آن‌طور که می‌توان از نام آن دریافت، «اتحادیه سازمان‌های کوه‌نوردی آسیا» چیست؟ و یا کیست؟

جستجو در باره‌ی اتحادیه کوه‌نوردی آسیا شما را به جایی نمی‌رساند، این اتحادیه که نام کوتاه شده‌ی آن UAAA است یک وب‌سایت دارد به این آدرس http://www.uaaa-asia.org

آدرس بالا هم شما را به جایی نخواهد برد، این سایت مدت‌هاست که هیچ فعالیتی نداشته است و در حال حاضر هم به جز یک صفحه‌ی سفید چیزی دست شما را نمی‌گیرد.

جستجو در سایت UIAA اما کلید معما را به دست ما می‌دهد!

این آدرس:  http://theuiaa.org/news_88_Asian-alpine-associations-launch-website

در این صفحه می‌خوانیم که:

''UAAA، سایت اینترنتی خود را راه‌اندازی کرده است، این سایت در ارتباط با نشست روز ۲۹ ماه می ۲۰۰۸ UIAA در کاتماندو (نپال) معرفی شد.

UAAA ، انجمن یا شورای منطقه‌ای اعضای آسیایی UIAA است که در سال ۱۹۹۴ تاسیس شد. صفحه اصلی این وب‌سایت هنوزدر حال ساخت است اما هدف آن ارائه اطلاعات در مورد فعالیت‌های UAAA، سازمان‌‌های عضو و کوه‌نوردی در آسیا عنوان شده است.''

در سال ۲۰۱۱، حدود یک و نیم سال پیش بازدیدی از این سایت داشتم و باورکردنی نبود! از آخرین به روزرسانی آن نزدیک به سه سال می‌گذشت! یعنی همان سال ۲۰۰۸ که سایت راه‌اندازی شده بود و پس از آن دست نخورده مانده بود!

امروز همان محتوای سال ۲۰۰۸ هم دیگر دیده نمی‌شود، الحمدالله!

با توجه به این‌که در روزهای گذشته نشست سالانه‌ی این اتحادیه در ایران و در تبریز برگزار شد، شما خواننده‌ی گرامی بگویید:

محل دائمی این اتحادیه کجاست؟

خبرها و رویدادهای کوه‌نوردی آسیا «UAAA» را چگونه باید دریافت کرد؟

اساس‌نامه این اتحادیه کجا منتشر شده است؟ شرایط عضویت در آن چگونه است؟

در خبرها می‌خواندم که مدت‌ها ماهانه هزاران پوند به واحد آکسفورد دانشگاه آزاد واریز می‌شده است و بعد معلوم شده است که چنین واحدی هرگز وجود نداشته است و حالا همین پرسش وجود دارد که این اتحادیه کوه‌نوردی آسیا دست کم در سه سال گذشته چه کرده است؟ گزارش سالانه‌ی آن کجا منتشر شده است؟ آیا این اتحادیه مجازی است؟

در خبر کوه‌نوشت و سایت فدراسیون آمده بود:

استقبال باشکوه تبریزی‌ها از اعضای هیئت رئیسه‌ی اتحادیه‌ی کوه‌نوردی آسیا

تبریزی‌ها اتحادیه‌ی کوه‌نوردی آسیا را از کجا می‌شناسند؟

تبریزی‌ها اعضای هیئت رئیسه‌ی آن را (به جز آقای شعاعی) از کجا می‌شناسند که استقبال باشکوه می‌کنند؟ 

پ ن

 در این عکس، آقای شعاعی لباس معمول خود را بر تن دارد، عباس رنجبری هم لباس تابستانی مناسب فصل را بر تن دارد، اما رییس اتحادیه چرا با کت پر در این مراسم حضور دارد؟ 

عکس از سایت فدراسیون، آرم UAAA از سایت UIAA