مهدی عمیدی بر فراز دائولاگیری

خبر می‌رسد که مهدی عمیدی در سومین تلاش خود برای صعود به دائولاگیری،‌ ساعت ۲۳ پنج‌شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۱ به هم‌راه یک زن کوه‌نورد آمریکایی و دو شرپای او عازم قله می‌شود و سرانجام ساعت ۱۶ روز جمعه بر فراز دائولاگیری می‌ایستد.

صعود مهدی را تبریک گفته و آرزو می‌کنم بی‌حادثه‌ای به چادرگاه‌های پایین فرود آید و خندان و سلامت به میهن بازگردد.


منبه خبر: وبلاگ گروه کوه‌نوردی فراز دماوند

عکس از کانون کوهنوردان اوراز

برگزاری نخسيتين جشنواره برترين هاي كوهنوردي استان فارس

به نقل از وبلاگ عشق کوه‌نوری - سونیا بانشی

تبریک به پروانه کاظمی

پروانه كاظمي بانوي كوه نورد و هيماليانورد تهراني طي تلاش ارزنده ديگري توانست روز جمعه ۲۹ ارديبهشت ماه برفراز قله اورست بايستاد. پروانه كاظمي از اعضاي باشگاه كوه نوردي اسپيلت، سال گذشته نيز توانست قله ماناسلو را صعود کندد.

این صعود ارزشمند را به او و خانواده‌اش و جامعه بانوان كوه نورد كشور به ویژه باشگاه كوه نوردي اسپيلت تبريك مي گويم.

گزارشی از نشست‌های ماهانه‌ی انجمن در سال ۱۳۹۰


در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ، وبلاگ کلاغ‌ها پرسشی در خصوص جلسه‌های ماهانه‌ی انجمن در سال ۱۳۹۰ کرده بود به‌شرح زیر:


به عباس ثابتیان رئیس انجمن کوه‌نوردان

با سلام و احترام

سال گذشته و در جلسات ماهانه‌ی انجمن، هیچ‌گونه گزارشی از فعالیت‌های هیمالیانوردی کوه‌نوردان ایرانی  در سال 90 ارائه نشد . چرا ؟!

عدم تمایل آنان به ارائه گزارش در انجمن؟

تغییر دیدگاه و خط مشی انجمن نسبت به جریان فعلی هیمالیانوردی؟

تداوم انحصار و اختصاصی بودن تریبون انجمن برای یکی _دو باشگاه  کوه‌نوردی معروف شهر تهران؟

جناب ثابتیان عزیز، این روزها همه جا صحبت از شفاف‌سازی است  و انتظار و توقعی که بیش از همه و به صورتی کاملا طبیعی و منطقی  از نهاد و متولی دولتی این ورزش یعنی فدراسیون کوه‌نوردی  وجود دارد. اما، آیا شما یعنی انجمن کوه‌نوردان به عنوان یکی از مهم‌ترین تشکل‌های غیر‌دولتی در کوه‌نوردی کشورمان، می‌توانید پیش‌گام و پیش‌تاز  این جریان شفاف‌سازی شوید و در مثال به ارائه صورت و گزارشی دقیق، شفاف و کامل از اسامی تیم‌ها و کوه‌نوردانی که  باز هم در مثال طی دو دوره مدیریت عباس محمدی، پشتیبانی و حمایت‌های مالی انجمن شامل آنان شده است را همراه با مبالغ پرداختی و ماهیت باشگاهی‌شان، به افکار عمومی ارائه فرمائید؟

 

نشست‌های انجمن کوه‌نوردان ایران در سال‌های فبل در آخرین اولین چهارشنبه‌ی هر ماه برگزار می‌شد و الان چند سالی است که در آخرین چهارشنبه‌ی هر ماه برگزار می‌شد و دلیل این تغییر این بود که نشست فروردین ماه را که دوهفته‌ی اول آن تعظیل است، از دست ندهیم.

تلاش انجمن همیشه این بوده است که گزارش برنامه‌های انجام شده دوستان  بخش همیشگی این نشست‌ها را تشکیل دهد و در تمام نشست‌ها هم براین نکته تاکید شده است. اما در عین حال تلاش داشته‌ایم که از گزارش‌های تکراری بر روی یک کوه و یا در یک منطقه خودداری کنیم مگر اینکه گزارش‌ها جذابیت و یا نکات فنی و آموزشی ویژه‌ای داشته باشد.

نگاه انجمن به گزارش‌ صعود‌های هیمالیایی هم در کل به همین منوال است با این تفاوت که این صعودها به فراوانی مثلا صعود به کوه دماوند انجام نمی‌شوند،‌ در سرزمین دیگری انجام می‌شوند، ارتفاع و خطرها بیشترند و درنهایت جذابیت بیشتری هم برای دیگران دارند. ناگفته نماند که سیاست عمومی انجمن، حمایت از صعودهای نو و پاک بوده است.

در زیر برنامه‌ی نشست‌های سال ۱۳۹۰ انجمن برای آگاهی علاقه‌مندان فهرست شده است:

نشست ۹۸ - ۱۳۹۰/۱/۳۱
موضوع : 

گزارش تلاش مریم ساعی برای صعود به قله‌ی آمادابلام

یادواره‌ی جلیل کتیبه‌ای

نشست ۹۹ - ۱۳۹۰/۴/۶

موضوع :

گزارش بخش دوم پروژه  Exchange - کوهنوردی آمریکاییان در ایران

گزارش گرگوری کراچ - کوهنورد آمریکایی

گزارش کیومرث بابازاده از برنامه‌ی صعود به برودپیک

نشست ۱۰۰ - ۱۳۹۰/۵/۲۶

موضوع :

سخنرانی یکی از مسولان فدراسیون کوهنوردی (انجام نشد - عدم حضور نماینده‌ی فدراسیون)

گفتگو درباره‌ی کارنامه‌ی فعالیت انجمن

یادواره لیلا اسفندیاری، عیسی میرشکاری و یاسر انصاری

نشست ۱۰۱ - ۱۳۹۰/۶/۳۰

موضوع:

گزارش صعود زمستانی کوله جنو-  برادران جهان‌آرا  (انجام نشد - گزارش دهنده انصراف داد)

تقدیر از تعدادی از اعضای انجمن

گزارش گشایش مسیر و دیواره نوردی در ارمنستان - نسیم عشقی

گزارش صعود زوج ایرانی به قله‌های لنین و خانتنگیری

گزارش مسیر ایتالیاییها «کریستال» - پژمان زعفری

نشست ۱۰۲ - ۱۳۹۰/۷/۱۰

گزارش صعود خانتنگیری - امیرحسین ناظمی

نشست ۱۰۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۸
مراسم روزجهانی کوهستان

نشست ۱۰۴ - ۱۳۹۰/۱۲/۲

گزارش بیستمین پیمایش غار پراو، یوسف سورنی نیا

*****************************************************************************************

همان‌طور که از برنامه‌ی نشست‌ها برمی‌آید، انجمن هیچ نگاه گزینشی برای ارائه گزارش‌ها اعمال نمی‌کند و عضویت در این یا آن گروه و باشگاه هم هیچ اولویتی را ایجاد نمی‌کند، ولی گزارش دهندگان باید قبلا  برای نشست مورد نظر خود نوبت گرفته باشند و در این صورت فرصت آن نشست به او و یا آن باشگاه اختصاص می‌یابد.

چند بار پیش آمده است که گزارش دهنده به دلیلی مثل آماده نشدن فیلم سفر و یا مشکل شخصی در آخرین ساعت‌ها انصراف می‌دهد و انجمن هم فرصتی برای یک برنامه‌ی جایگزین ندارد و یا تصمیم می‌گیرد گزارش خود را در جای دیگری جز انجمن ارائه کند!

نگاه انجمن به صعودهای هیمالیایی با روی‌کرد کنونی جامعه‌ی کوه‌نوردی متفاوت است، انجمن هر تلاشی برای صعود به هیمالیا را ارج می‌نهد اما صعودهای نو،‌روش‌های نو و صعودهای پاک را ارزش‌مند‌تر از بقیه می‌داند.

یادآور می‌شوم که سال گذشته انجمن همایش یک‌روزه‌ای را با نام آسیب‌شناسی هیمالیانوردی در تاریخ ۷ مهر برگزار کرد.

کمک‌های مالی انجمن تاکنون شامل موارد زیر بوده است:

برنامه‌ی اکتشاف غار در هندوستان (لیلا اسفندیاری و عرفان فکری)

برنامه‌ی صعود مسیر ایران باشگاه آرش (برودپیک) - این کمک از صندوق انجمن انجام نشده است ولی تعدادی از کسانی که مشارکت مالی در این برنامه داشته‌اند کمک خود را به نام انجمن اهدا کرده‌اند.

در برنامه‌ی سفر به آمریکا بخشی از هزینه‌ی سفر یکی از اعضای تیم از محل مشارکت دیگر اعضای تیم تامین شد و در این مورد هم مستقیما پولی از صندوق انجمن پرداخت نشد.

تبریک و تسلیت!


روز ۵شنبه ۲۱ اردی‌بهشت صبح زود با عباس محمدی به خرم‌اباد رفتیم، می‌دانستم که این ۵شنبه برای هیمالیانوردان ایرانی روز قله است، تلاش برای صعود ماکالو و ماناسلو. از یک سو هیجان شنیدن خبر صعود و از سوی دیگر نگرانی شنیدن خبرهای ناگوار رهایم نمی‌کرد.

هفته‌ای پیش‌تر با دکتر جوادی در مورد نشست اردی‌بهشت انجمن که روی‌کردی کاملن آموزشی دارد صحبت می‌کردیم و او هم مثل من نگران بود، یک‌سال پیش در همین روزها بود که خبر مرگ عیسی میرشکاری را شنیدیم. آرزو کردیم که صعودهای امسال بی‌حادثه پایان بگیرد و دوستانمان به سلامت به شهر بازگردند.

سفر خوبی بود، خیلی خوب، جدای دیدار یاران نیک آن دیار، کوه‌نوردی نه‌چندان جدی در کوه یافته، اما خوب بود چون اینترنت نبود و ای‌کاش که تلفنی هم در کار نمی‌بود که خوشی ما دوچندان می‌شد.

شنبه صبح خبر مرگ جعفر ناصری حیرانم کرد،

دوست داشتم تا صعود «سید حسین صالحی»، «جعفر ناصری» و «امید آمحمدی»  به ماناسلو  و صعود «حسین مقدم» و «محمود هاشمی» به ماکالو را تبریک بگویم. دوست داشتم به «علی‌رضا بهپور»، «ایرج معانی» و «محمود شعاعی» خسته نباشید بگویم و هوش‌یاری‌شان را تمجید کنم که جان را و انسان را و ماندن و بودن را به بهای قله حراج نکردند  تا باز به میان ما بازگردند، تا باز ببینیمشان، تا باز بشنویمشان، تا از آن‌چه دیدند و آن‌چه کردند، بگویند و شیرینی بودن‌شان را تجربه کنیم.

ولی دریغ و صد دریغ که جعفرنگذاشت شادی‌مان دوامی یابد، جعفر هم به کوچی زودهنگام رفت تا این بهار هم به سوگ بنشینیم!

ماناسلوی بزرگ پیامش را پیش از این به جعفر و به ما داده بود، روشن و گویا، افسوس که نشنیدیم!

مگر این‌بار پیامش را به گوش جان بشنویم، 


عکس از کوه‌نوشت


یکصد و ششمین نشت ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران

موضوع نشست:

  • خبر های کوهنوردی - عباس ثابتیان
  • مشکل زانو درد در کوه نوردی - دکتر حمید مساعدیان
  • روش های جدید درمان زانودرد - دکتر مینا راجی
  • ضرورت و اهمیت کمک های اولیه در کوهستان - دکتر ابوالفضل جوادی

زمان: چهارشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۱ از ساعت ۱۷ تا ۱۹

 مکان : خیابان انقلاب -  دروازه دولت - نرسیده به بهار - خیابان خاقانی - روبروی دانشگاه تربیت معلم - آمفی تاتر ستاد سازمان های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهران


شرکت در نشست‌های ماهانه‌ی انجمن برای همگان آزاد است.

پنجمین جشنواره­‌ی فیلم و گزارش­‌های کوه­‌نوردی


انجمن کوه­نوردان ایران در آذرماه ۱۳۹۱ برگزار خواهدکرد:

در این دوره، بخش فیلم بصورت بین­المللی و با آثاری از مستندسازان ایرانی و خارجی در دو بخش رقابتی و جنبی برگزار می­شود.

آخرین مهلت برای دریافت فیلم­های بخش رقابتی ۱۵ مهرماه ۱۳۹۱ و برای فیلم­های جنبی و گزارش­های کتبی ۳۰ مهرماه است.

لطفا آثار خود را به نشانی دفتر مرکزی انجمن به نام "دبیرخانه­ی جشنواره­ی فیلم و گزارش" بفرستید.

برای آگاهی از جزئیات بیشتر، می­توانید به تارنمای انجمن (WWW.alpineclub.ir) نگاه کنید.



آگهی نخستین کارگاه فیلمسازی مستند

کارگاه فیلم‌سازی مستند در دروزهای سه شنبه و چهارشنبه،۲۶  و ۲۷ اردی‌بهشت ۱۳۹۱ ، از ساعت هشت و سی دقیقه، در دفتر انجمن، برگزار می گردد.
نشانی:

خیابان انقلاب، میان ایستگاه دروازه دولت (مترو و اتوبوس های تندرو) و خیابان لاله-زار نو، ساختمان ۵۹۰، طبقه ی چهارم، واحد شماره ی ۱۲

لینک خبر انجمن کوه‌نوردان ایران

از فاطمه عزیزخانی چه خبر دارید؟

فاطمه روز ۶ فروردین ۱۳۸۹ در حال صعود روی دیواره‌ی سرطاق در منطقه‌ی طاق بستان در شمال شهر کرمانشاه، سقوط کرده و از ناحیه‌ی ستون فقرات و پا دچار آسیب‌دیدگی شد. او که عضو باشگاه کوه‌نوردی اسپیلت است در حال صعود انفرادی روی طول نخست مسیر " قدیمی‌ها " بوده است که ناگهان به علت شکستن یک گیره ، سقوط می‌کند.

روز شنبه ۱۶ اردی‌بهشت ۱۳۹۱ حال او را از محمد آهویی پرسیدم، محمد گفت که فاطمه مدتی است به زنجان رفته و در این شهر زندگی می‌کند و اخیرا از طب سوزنی هم برای ادامه‌ی درمان خود کمک می‌گیرد. محمد گفت که او به کمک واکر می‌تواند حدود ۱۰ ثانیه بر روی پای خود بایستد که خبر خوش‌حال کننده‌ای بود.

و دیگر اینکه متاسفانه او از دنیای کوه و کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی بریده است!

آیا دوستان و هم‌نوردان فاطمه خبر بیشتری از او دارند؟
آیا جامعه‌ی کوه‌نوردی می‌تواند کمکی کند تا کار و گذران زندگی برای فاطمه ساده‌تر شود؟


در همین ارتباط

عیادت از فاطمه عزیزخانی


تایید صعود عظیم در اکسپلوررزوب

میز خبر:

بر اساس خبر رسیده، عظیم قیچی‌ساز ار ایران و سشو لوپز اسپانیایی آناپورنا را صعود کرده‌اند.

این خبر به وسیله‌ی تیم مجار و رادک رادوس اهل چک و یک شرپا تایید شده است.


لینک خبر:http://www.explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=20814

حادثه برای تیم ترانگو

تیم دیواره‌نوردان ترانگو هشتمین اردوی خود را آخر هفته‌ی گذشته در مهدی‌شهر و برای کار روی دیواره‌ی سنگسرسل برپا کرد.


خبر زیر از سایت ترانگو است:

سنگسر سل

هشتمین برنامه تمرینی تیم ترانگو از تاریخ ۱۳/۲/۹۱ ، در سنگسر سل سمنان شروع میشود . طبق قرار قبلی این تمرین در مدت سه روز اجرا خواهد شد . شهرام عباس نژاد و فرشاد میجوجی سرپرستی این برنامه را به عهده دارند . هدف این برنامه مدل سازی صعود با لوجستیک سنگین و شب مانی در ارتفاع در تیم های ۴ نفره است . قرار اولیه حرکت راس ساعت ۸ صبح از محل ترمینال سمنان خواهد بود . ادامه این مطلب در روزهای آتی نیز به روز خواهد شد ، حتما توجه بفرمایید .

پایان خبر سایت ترانگو

در خبرها خواندیم که سرپرست اردوی هشتم، «فرشاد میجوجی» دچار حادثه شده است، درآمدن میانی باعث سفوط او و آسیب به کمرش شده است.

برای فرشاد آرزوی بهبودی سریع و امکان ادامه‌ی هم‌راهی تیم را داریم و انتظار داریم که این تیم با توجه به برنامه‌ی سنگین پیش رو به نکات ایمنی در صعودها بیش از هر چیز توجه کند.

هم‌چنین انتظار داریم که تیم ترانگو خبر این حادثه و جزییات آن را به اطلاع همگان برساند.


عکس بالایی از سایت دیواره بلند و انگشتان سرمازده - شهرام عباس نژاد

عظیم و هشتمین ۸۰۰۰ متری

ياشاسين عظيم بيرداها افتخار ياراتدين بيزه

امروز منتظرش بودم و سرانجام خبر صعودش به آناپورنا مانند بمبی در فضای وب منفجر شد، هر چند این خبر را روی بیشتر وب‌لاگ‌های کوه‌نوردی می‌توان دید، اما این پست برای من به معنی خبررسانی نیست، بیان شادی‌ام از این صعود است.

برای او آرزوی بازگشت ایمن و سلامت به میهن دارم، آرزو می‌کنم که دیگر کوه‌نوردان ایرانی که در هیمالیای نپال یا پاکستان حضور دارند صعود موفق و بی‌خطری داشته باشند و سالم به وطن بازگردند.


پ ن به‌قول اون فرشید نابکار به دست نوشته‌هام (اون جمله‌ی بالایی) نگاه نکن، از رو دست ایاز کپی کردم!


جشنواره‌ی سنگ‌نوردی استان فارس


پ ن - به نظر می‌رسد این رویداد با وجود اینکه می‌توانست بسیار پر مخاطب باشد اما به نوعی در سکوت برگزار شد


پای‌کوبی در الوند!!

ضیافت باشکوه، پای‌کوبی در الوند!

از سوم تا پنجم خرداد ۱۳۹۱

پای‌کوبی می‌کنیم

شما هم دعوت دارید!



تصویر از ماگما

روز جهانی کارگر

روز جهانی کارگر یادمان شورش کارگران آمریکائی در اول ماه مه ۱۸۸۶ در شیکاگو است که هر سال در بسیاری از کشورهای جهان جشن گرفته می‌شود.

حزب‌های کمونیست و سوسیالیست و اتحادیه‌های کارگری در بسیاری از کشورهای جهان این روز را با برگزاری تظاهرات و راهپیمائی‌های خیابانی برگزار می‌کنند.

دهها سال است که به این مناسبت در این روز، در کشورهای مختلف (به استثنای ایالات متحده، کانادا و چند کشور کوچک) مراسم ویژه برگزار می‌شود. ایالات متحده و کانادا نخستین دوشنبه هر سپتامبر (شهریور ماه) را به عنوان «روزکارگر» برگزار می‌کنند.

مناسبت اول مه به عنوان روز کارگر به این لحاظ بوده است که در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو، پلیس به روی آنان آتش گشود که شماری کشته، عده‌ای مجروح و بعدا چهارتن نیز اعدام شدند. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند. قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در گوشه و کنار این کشور دست به تظاهرات زدند و در یک‌هزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت. شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در «میدان بیده = Haymarket» جمع شده و از اینجا به حرکت درآمده بودند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار می‌دادند. پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مامور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. آمار کشته‌شدگان اعلام نشده‌است ولی اسامی انبوه مجروحان در دست است. پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده سازد. در پی این حادثه، هشت تن به عنوان مسبّب دستگیر شدند که پنج نفر از آنان کارگر مهاجر آلمانی و یکی هم آلمانی تبعه آمریکا بود. دادگاه یکی از این دستگیر‌شدگان را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد و بقیه محکوم به اعدام شدند که فرماندار ایالت مجازات دو تن از آنان را به حبس ابد تخفیف داد. یکی از محکومان به اعدام، پیش از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویخته شدند.

با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد که به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر عنوان گرفت. چون اعدام‌شدگان شیکاگو عمدتا آلمانی بودند، در سال ۱۹۳۳ حزب نازی آلمان روز اول ماه مه را روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد.

منبع: ویکی پدیا

دیرگاهی است که در خانه همسایه من خوانده خروس!

یک سال از درگذشت عیسی میرشکاری در راه صعود به قله‌ی ماناسلو می‌گذرد و بی‌مناسبت نیست نگاهی دوباره به یادداشت پارسال آرام‌کوه در این مورد بیندازیم.

عنوان این یادداشت از شعر شبگیر، سروده‌ی هوشنگ ابتهاج انتخاب شده است.



عیسی میرشکاری در راه صعود به ماناسلو جان سپرد!

عیسی میرشکاری نخستین درگذشته‌ی کوه‌نوردی ایران در سال ۱۳۹۰ است. عیسی در راه صعود به کوهی بلند جان خود را از دست داد، اما مرگ ایرانیان در کوه تنها در راه صعود به کوه‌های بلند و تنها در هیمالیا روی نمی‌دهد. در کوه‌های شمال تهران و در دیگر کوه‌های وطن هم، کوه‌نوردان می‌میرند تا شاید...

شاید تعداد کشته‌های کوه با کشته‌های جاده‌های‌مان رقابت کند!
شاید بتوانیم آمار بیشترین کشته‌ها در کوه را به ایران اختصاص دهیم!
شاید بتوانیم اهمیت آموزش را به هیچ انگاریم!

شاید بتوانیم اهمیت تجربه را به هیچ انگاریم!

و شاید...

شاید بشود به قوانین و مقررات نگاهی دوباره کرد،
شاید بشود آموخت که انسان می‌تواند و باید در زمان مناسب، تصمیم درست خود را بگیرد،

شاید بشود آموخت که خوش‌خیالی و امید واهی و یا دست به دامان خدا و پیغمبر شدن بیمار ارتفاع را زنده نگه نخواهد داشت!

شاید بشود آموخت که عیسی میرشکاری دچار بیماری حاد ارتفاع بوده است!
شاید بشود آموخت که بیمار ارتفاع قادر به تشخیص درست شرایط و گرفتن تصمیم مناسب نیست!

عیسی میرشکاری از سال ۱۳۸۷ تا زمان مرگ، دست به سه صعود بلند می‌زند و در هر سه صعود خود بیمار می‌شود، دو بار از مرگ می‌رهد و ماناسلو پیام آخر را به او و به ما می‌دهد!

صعود به نوشاخ  ۱۳۸۷
بخش‌هایی از گزارش گروه کوه‌نوردی کوهیاران پارس شیراز
http://koohyaranepars.blogfa.com/post-113.aspx
روز پنجم: 7/8/87

حرکت به سمت ABC
ساعت ۴ مشغول برقراری چادر در محلی شدیم که در مجاورت ما رودخانه قرار داشت. من و محمود شب آرامی را سپری کردیم اما عیسی که از شب قبل کمی احساس سرماخوردگی داشت به خوبی نتوانست استراحت کند.

روز نهم: 11/8/87

حرکت به سمت کمپ ۱

قرار بود ساعت ۴ صبح بیدار شویم و پس از صرف صبحانه به راه افتادیم. عیسی پس از بیدار شدن از خواب احساس ضعف و سر درد بسیار زیادی داشت. محمود تصمیم گرفت مدتی صبر کنیم تا شاید حال او بهتر شود. ساعت 6:30 باز بیدار شدیم ولی همچنان حال عیسی بد بود. با مشخصاتی که عیسی از سر درد خود بیان می کرد و بخصوص اینکه روزهای قبل آبریزش بینی داشت مشخص بود سرماخوردگی او رو به وخامت است و به احتمال بسیار زیاد سینوزیت او چرکین شده است.

تا ساعت ۹ صبر کردیم. سرپرست پس از مشورت با ما دو نفر تصمیم به بازگشت به سمت قاضی ده گرفت. علت این تصمیم این بود که بی شک صعود عیسی با آن حال غیر ممکن بود و می توانست عواقب خطرناکی داشته باشد. علت دوم اینکه نمی توانستیم او را به تنهایی روانه قاضی ده کنیم. نهایتاً احتمال وجود خطرات و مشکلاتی که می توانست برای من و محمود در طی صعود پیش آید تصمیم ما را به بازگشت نهایی کرد. لذا به سمت کمپ ۱ برای جمع آوری بارها به راه افتادیم.

آن‌چنان که از این گزارش برمی‌آید، بیماری عیسی دلیل اصلی ناموفق بودن برنامه است، گمان همراهان او به سرماخوردگی و سردرد ناشی از سینوزیت است اما شاید عیسی از آن دسته انسان‌هایی بود که با ارتفاع خوب سازگار نمی‌شوند و یا زمان و برنامه‌ی هم‌هوایی ویژه‌ و طولانی‌تری نیاز دارند.

صعود به موستاق آتا سال ۱۳۸۹

عیسی میرشکاری سال ۱۳۸۹ در قالب تیم بسیج دانشجویی و به سرپرستی حسن نجاریان به قله‌ی موستاق آتا صعود کرد. در جریان این صعود هم عیسی در شرایط خوبی بسر نمی‌برد و باز بیمار شده بود، اما با سرسختی و خوش شانسی خود را به قله می‌رساند!

در بین کامنت‌هایی که در ارتباط با مرگ عیسی در وبلاگ‌ها ثبت شده است، تعدادی به بیماری او در هنگام صعود به موستاق آتا اشاره می‌کنند و حسن نجاریان خود در شرح حال عیسی در موستاق آتا (تماس تلفنی) می‌گوید:
مرده‌ی عیسی به قله رسید!


از وبلاگ طبیعت و کوه های کردستان
http://lawansaqez.blogfa.com/post-851.aspx
حال عیسی میرشکاری یکی از همنوردان نجاریان در تیم بسیج دانشجویی بود که سال گذشته به قله ی موستاق آتا صعود کرده بودند و دست کم دو هفته در موستاق آتا شرایط خوبی برای شناخت از روحیات و توانایی و شرایط میرشکاری را برای نجاریان فراهم نموده است . تجربه ی موفق نجاریان در دو صعود موستاق آتا و برودپیک و صعودهای متعدد در قلل مرتفع و حوادث مشابه که برخی با مدیریت صحیح و برخی دیگر با خوش شانسی به حادثه منجر نشد را می توان از تجارب گرانبهای نجاریان در اینگونه برنامه ها دید . اورست ، لوتسه ، گاشربروم یک و  حتی حوادث دائولاگیری ، تیلیچو  ... به گفته ی نجاریان پر بوده است از تجربه های ارزشمند که کوله بار نجاریان را سنگین تر و انتظارات را به مراتب بالاتر برده است .

از وبلاگ طاها صفایی
http://best_geoman.cloob.com
یکی نیست بگه آخه حسن آقا تو برنامه موستاق آتا سال 89 مگه وضعیت عیسی رو ندید؟!!

مگه نه اینکه اگه اسماعیل رهگذر و مهدی و آقای پهلوانی نبودند، عیسی در همون موستاق پیش چشم حسن آقا به همین وضع و شرایط می رسید؟!!

از وبلاگ طاها صفایی
http://best_geoman.cloob.com

آخرین شب پیش از سفرش به نپال برای همین صعود بهش گفتم تو در موستاق در ارتفاع کمی کم آوردی و به اصرار صعود کردی. نکنه باز بخوای...

صعود به ماناسلو ۱۳۹۰

از گزارش دکتر مسعود حمیدی در وبلاگ کوهستان (محمد حسن نجاریان)

طی یک شب اقامت در کمپ دوم , حال عمومی عیسی بدتر شد ودر نهایت منجر به بروز استفراغ شد .  به ناچار برای وی آمپول دگزامتازون تزریق کردم که بعد از تجویز دارو و کاستن از ارتفاع وضعیت نامبرده بهتر شد .     

 این موضوع را به سرپرست فنی این تیم ( آقای محمد حسن نجاریان ) متذکر شده و نگرانی خود را از این موضوع به وی اعلام کردم . بعد از معاینه آقای کریم نادعلیان ( کوهنورد اراکی ) و شادروان عیسی میر شکاری ( کوهنورد جیرفتی ) بنا وظیفه اخلاقی و پزشکی  , به این دو دوست اعلام کردم که وضعیت آنها رضایت بخش نبوده و با این شرایط توانایی ادامه صعود را نخواهند داشت . به هر حال هر دوی این عزیزان تصمیم به ادامه صعود گرفته و به پیشنهاد و هشدار من توجهی نشان ندادند .      

از طرفی ساعتی بعد نیز آقای مسعود بیات منشی ( سرپرست تیم ) با بی سیم از کمپ دوم اعلام کردند که پزشک تیم خیلی سریع باید پائین بروند . ایشان در توضیح علت این تصمیم به نامه فدراسیون کوهنوردی اشاره کردند که در آن نامه پزشک تیم تنها مجاز به صعود تا کمپ دوم می باشد !

آقای نجاریان با بی سیم مراتب نگرانی خود را به آقای بیات منش( مستقر در کمپ دوم )  اعلام کرده و تآکید میکند که با توجه به شرایط موجود , نیاز مبرمی به حضور پزشک در کنار بچه های تیم وجود دارد که با مخالفت ایشان مواجه شده و دوباره به پائین رفتن من حکم میکنند . موضوع نگران کننده ای که ذهن مرا به خود مشغول کرده بود وضعیت نامساعد بسیاری از نفرات بود که احتمال و ضرورت مراقبت های پزشکی را قوت می بخشید . چنانچه در ادامه روند صعود مشاهده میگردد که چهار نفر از اعضای تیم با کمک اکسیژن موفق به صعود قله میشوند. آقای کریم نادعلیان نیز قصد صعود قله را با اکسیژن داشتند که بدلیل مطلوب نبودن وضعیتشان , از کمپ چهارم مجبور به بازگشت می شوند .

از گزارش حسن نجاریان

  عیسی را به چادر دیگر دعوت می‌کنم، بلادرنگ قبول کرده  وسایل خود را جمع می‌کند و به چادر ما می‌آید، در فاصلۀ بین دو چادر احوال ایشان را جویا می‌شوم که از سردرد احساس نارضایتی می‌کند. به او پيشنهاد می‌کنم که اگر فردا حال خوشی نداشتی، با  شرپایی که قرار بود با یکی از دوستان (نادعلیان) پایین برود، بازمی‌گردی. به اومی‌گویم: « تو با آنها حتماً برگرد». می‌خندد و در بین خنده‌های آرامش می‌گوید: "من برای قله آمده ام".

رسیدن ما به کمپ 4 تا نزدیک غروب طول می‌کشد. با رسیدن به چادر کمپ چهار مشاهده می‌کنیم عیسی در چادر است و پایین نرفته ایشان بی قرار و باز از سردرد می‌نالد!

  بعد از آخرین تماس با دکتر دیگر امکان گرفتن تماس نیست گویا یا آنتن نمی‌دهد، یا به منظور ذخیره، باطری خاموش است، تلفن ماهواره تیم هم جواب نمیدهد، از این ‌رو با تلفن ماهواره‌ای علی‌محمدی دست به دامان دکترهای ایران می‌شویم، دکتر خوشخو در دسترس نیست از همسر علی‌محمدی تلفن دکتر جوراب چي را گرفته و هم‌کلامش ‌شده ایشان از وضعیّت او می‌پرسد و این‌که در شلوار ادرار و مدفوع کرده یا نه؟ که متأسّفانه جواب مثبت است. دکتر اعلام می‌دارد برایش دعا کنید و سریعاً به پایین انتقالش دهید.

در وبلاگ ایاز (محسن سعید زاده) http://ayazmount.ir از قول حسین مقدم آمده است:
پروانه کاظمی می‌گوید که: " این (عیسی) دیگر کیست که اینجا امده؟ دیشب نگذاشت بخوابیم و تا صبح به بدنه چادر میزد و خودش را هم خراب کرد"

نیما داخل چادر آمده یکی از کپسول های استفاده نشده اکسیژن (متعلق به خانم کاظمی) را روی صورت عیسی می‌گذارد وضع او قدری آرام می‌شود. امّا ماسک را روی صورت نگه نمی‌دارد. هردم بلند می‌شود و احساس بی‌قراری می‌کند، یک بار هم وقتی من بیرون چادرها بودم با کپسول سراسیمه بیرون آمد که با سروصدای خانم کاظمی متوجّه شده او را کنترل کردیم.

آنچه که گفته شد برای این است که بپرسیم 

آیا تشخیص بیماری عیسی چنین دشوار بود؟
آیا سرپرست تیم نباید بسیار زودتر تصمیمی برای بازگرداندن عیسی می‌گرفت؟
آیا نگاهی به سابقه‌ی عیسی، بیماری (ارتفاع) او در کمپ ۱ نوشاخ و صعود دشوار و پرخطر او به موستاق آتا در حال بیماری (ارتفاع) می‌توانست راه‌گشای گرفتن تصمیمی باشد که او را از چنین مرگی برهاند؟

آیا عیسی میرشکاری از مشکل خود با ارتفاع و بروز بیماری آگاه بود؟
آیا عیسی اصلا چیزی در مورد بیماری ارتفاع می‌دانست؟
آیا دیگرانی که هم‌راه سفر بی بازگشت او به ماناسلو بودند از بیماری ارتفاع چیزی می‌دانستند؟
آیا اگر مسعود حمیدی تصمیم می‌گرفت به نامه‌ی فدراسیون و دستور سرپرست اعتنا نکند و در کنار تیم بماند، عیسی زنده می‌ماند؟

حسن نجاریان شرایط عیسی را آن‌چنان‌که در گزارش خود نوشته است، مرگ‌بار ندیده است، اما...

- بر اساس گزارش دکتر حمیدی، نشانه‌های بیماری ارتفاع در عیسی از کمپ ۲ شروع شده است و بارها از او درخواست کرده‌اند که به صعود ادامه ندهد.
- اگر اصرار عیسی به صعود و وخیم شدن حال او، آن‌طور که در این برنامه هم اتفاق افتاده است، صعود و سلامتی دیگر اعضای تیم را به خطر بیاندازد، چه باید کرد؟
- در این حال وظیفه‌ی قانونی و اخلاقی حسن نجاریان چیست؟
- هدایت تیم به قله و رها کردن بیمار؟ و یا
- اعلام وضعیت اضطراری برای نجات بیمار به‌جای صعود؟ دم مسیحایی برای عیسی؟

پایان خوش سفر کدامست؟

صعود تیم به یاد هم‌نورد بیماری که با رویای قله جان می‌سپارد؟

شیرینی زنده بودن دوستی، انسانی، مردی و زنی که هنوز نفس می‌کشد، هنوز حرف می‌زند، هنوز رویای صعود دارد و هنوز هست!

شیرینی بودن عیسی، اگر که میشد و اگر که بود
و شاید
راز دم مسیحایی عیسی در مرگ غم‌بار او در این بهار بود.


کارگاه برنامه‌ریزی مشارکتی در مهاباد

زمان: یک‌شنبه ۲۰/۱/۱۳۹۱

مکان: سالن اجتماعات اداره بهداشت مهاباد

تسهیلگ کارگاه: مریم عطاریه (عضو شورای مرکزی دکا)

گروه کاری کارگاه: انجمن کوهنوردان مهاباد – کانون کوهنوردان اوراز مهاباد - کارگروه دیده‌بان کوهستان ایران (دکا) / انجمن کوهنوردان ایران 

در راستای رسیدن به یکی از آرمان‌های کارگروه دکا -«کوهنوردی برای تغییر» - در سال جدید تلاش داریم برنامه‌های آموزشی مشارکتی دکا را با دیگر شعبه‌های انجمن، گروه‌های کوهنوردی و سایر کوهنوردان مستقل؛ به اشتراک بگذاریم و در همین راستا کارگاه برنامه‌ریزی مشارکتی در مهاباد برگزار شد.

آموزش مفاهیم به شیوه مشارکتی با استفاده از فیلیپ‌چارت، پاورپوینت و در قالب کارگروهی؛ ارایه شد.

سپاس از دوستان در مهاباد که اگر یاری آنان نبود، اجرای برنامه محال می‌نمود؛ آقایان عادل حسین‌زاده (انجمن کوهنوردان مهاباد)، فرید صدقی (مسوول روابط عمومی کانون کوهنوردان اوراز مهاباد) و سامان حسن‌خالی (عضو انجمن، کانون و هیأت کوهنوردی) و همه عزیزانی که در این کارگاه مشارکت نمودند.


خبر را اینجا بخوانید

به نقل از دیده‌بان کوهستن

ورزش و سیاست؟؟

کوه‌نوردان آمریکایی در ایران - خرداد ۱۳۹۰ تهران - بند یخچال

روز جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۱ گفتگویی داشتم با شبکه‌ی رادیویی NPR و صحبت در مورد دو برنامه‌ی موفق مبادله‌ی کوه‌نورد بین آمریکاییان و ایرانیان. طرف دیگر گفتگو، Gregory Crouch  بود که در آمریکا از میزبانان کوه‌نوردان ایرانی بود و سال ۱۳۹۰ هم در بخش دوم برنامه به ایران سفر کرد.

این گفتگو حدود سه هفته‌ی پیش پخش شد و با مراجعه به لینک زیر می‌توانید آن را بشنوید.

عنوانی که NPR برای این برنامه برگزیده این است:

کوه‌نوردان آمریکایی و ایرانی دیپلماسی کوه را تجربه می‌کنند.

توچال

درست یادم نیست که این عکس رو کی گرفتم، اما یک جمعه‌ی بهاری است با عبدالله و مهدی و توچال


فدراسیون باشگاه‌های کوه‌نوردی فرانسه و جشن‌واره دوم بیستون



خبر برگزاری دومین فستیوال جهانی بیستون در  La Montagne & Alpinisme که نشریه کلوب‌آلپاین فرانسه است، منتشر شده است.

در این حبر می‌خوانیم:

"فستیوال بین‌لمللی سنگ‌نوردی بیستون (ایران)"

فدراسیون باشگاه های کوه نوردی فرانسه در سال ۲۰۱۱ دو قرارداد همکاری با فدراسیون کوه‌نوردی ایران و با انجمن کوه‌نوردان ایران امضا کرده است.

در چهارچوب این قرارداد و به‌دنبال شرکت سنگ‌نوردان فرانسوی در نخستین فستیوال در سال ۲۰۱۰ که در آن مسیرهای زیادی گشوده شد، به شما توصیه می‌کنیم در دومین فستیوال بین‌المللی بیستون که از ۱۳ تا ۲۰ اکتبر ۲۰۱۲ (۲۲ تا ۲۹ مهر ۱۳۹۱) برگزار می‌شود شرکت کنند.

هزینه این برنامه (بدون در نظر گرفتن هزینه‌ی سفر از فرانسه به ایران و برعکس) برابر ۲۰۰ یورو  است که شامل پرواز داخلی تهران - کرمانشاه - تهران، غذا و سکونت در دای دیواره است.

فرانسوی‌ها می‌توانند در فرودگاه تهران ویزای خود را بگیرند ولی امریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و کانادایی‌ها باید پیش از سفر ویزای خود را از نمایندگی‌های دیپلماتیک دریافت کرده باشند.

برنامه این فستیوال که از طرف ابراهیم نوتاش با همکاری فدراسیون کوه‌نوردی اعلام شده عبارت است از:

روز ۱۳  اکتبر - پرواز به کرمانشاه 

عصر روز ۱۳ اکتبر - مراسم آغازین جشنواره.

روزهای ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ و ۱۸ اکتبر - سنگ‌نوردی

روز ۱۸ لکتبر - سنگ‌نوردی

شام‌گاه ۱۸ اکتبر - مراسم پایانی

۱۹ اکتبر - بازدید از  آثار تاریخی و باستانی کرمانشاه و عصر همان روز بازگشت به تهران. (امکان کار برای کسانی که بخواهند روز ۱۹ اکتبر را هم سنگ‌نوردی کنند فراهم خواهد بود)

۲۰ اکتبر - بازدید شهر تهران (اختیاری است).