اتحادیه کوه‌نوردی آسیا؟؟

برگزاری اجلاس اتحادیه کوه‌نوردی آسیا UAAA و حضور مسئولین فدراسیون 

سه‌شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۹۱

سرپرست و رئیس کارگروه روابط بین الملل فدراسیون ظهر روز سه‌شنبه ۲۵ مهر‌ماه به منظور شرکت در اجلاس اتحادیه‌کوه‌نوردی آسیا UAAA عازم کره‌جنوبی شدند.

در جریان این اجلاس که با حضور کشورهای عضو و از جمله "محمود شعاعی" به عنوان نایب رئیس اتحادیه‌ی کوه‌نوردی آسیا و سرپرست فدراسیون کشورمان برگزار می‌شود، ضمن ارائه‌ی گزارش‌های سالیانه مالی و عملکرد کمیسیون‌های مختلف، در خصوص اجرای برنامه‌های مشترک کوه‌نوردی نیز بررسی و تصویب صورت می‌گیرد. 

پیش‌تر در تیرماه ۱۳۹۱ زمانی که نشست هیات ریسه‌ی UAAA در تبریز برگزار می‌شد پرسیدیم که UAAA چیست و یا کیست؟

 اینجا و اینجا

محل دائمی این اتحادیه کجاست؟

خبرها و رویدادهای کوه‌نوردی آسیا «UAAA» را چگونه باید دریافت کرد؟

اساس‌نامه این اتحادیه کجا منتشر شده است؟ شرایط عضویت در آن چگونه است؟

در تیرماه ۱۳۹۱ در تبریز "این جئونگ لی" رییس اتحادیه کوه‌نوردی آسیا!!! در خصوص نشست سالیانه اعضا هیات رییسه اتحادیه کوه‌نوردی آسیا در تبریز و تصمیماتی که در آن گرفته شد، اظهار کرد: در این نشست مقرر شد تا مهر ماه سالجاری اعضای این اتحادیه صعود مشترکی به یکی از قله های بالای شش هزار متر فاقد نام صعود کنند و این قله به نام اتحادیه ثبت شود.

پاسخ پرسش‌های بالا که داده نشد!! یعنی این اتحادیه اصلن کیه؟ چیه؟ کجاست؟

سایت رسمی‌اش کار نمی‌کند www.uaaa-asia.org

صعود مشترک مهرماه سال جاری‌اش (۱۳۹۱) چه شد؟


سفری به گذشته که گویی هنوز نگذشته!! - مصاحبه‌ای با مرحوم مقبل هنرپژوه

مصاحبه خبرگزاری فارس با مقبل هنرپژوه - تاریخ نشر ۱۳۸۶/۲/۳۰
لینک مطلب  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8602240509
دلايل وقوع حادثه كاشربروم پس از 3 سال/ بخش پاياني
حادثه كاشربروم از نتايج مديريت بيمار بود

خبرگزاري فارس: ركورددار سني صعود به قله 8 هزار متري لوتسه و هم طناب محمد اوراز، مديريت ضعيف كوهنوردي را از عوامل بروز حادثه كاشربروم دانست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، جوان 24 ساله بوكاني، از سال 77 كوهنوردي را با آرزوي بزرگ رفتن به هيماليا آغاز كرد. او در سال 79 وارد جريانات جدي شده و در سال 1380 به عضويت تيم ملي درآمد. مقبل هنرپژوه در سال 81 قله لوتسه را با ارتفاع 8516 متري به عنوان نخستين تجربه هيماليانوردي صعود كرد و ركورد سني صعود به اين قله را در جهان به نام خود و كشورش به ثبت رساند. هنرپژوه در سال 82 در قالب تيم 12 نفره به سرپرستي اقبال افلاكي، عازم صعود قله كاشربروم شد. او در اين برنامه هم طناب محمد اوراز بود كه به عنوان دومين حادثه ديده، بخت زندگي مجدد را از دست نداد. او به عنوان دومين شاهد زنده اين ماجرا، براي نخستين بار از آن حادثه و كوهنوردي ايران مي‌گويد.

فارس: قبل از عضويت در تيم ملي، چقدر از هيماليانوردي آگاهي داشتيد؟

به غير از مطالعات شخصي، ديدن عكس و فيلم، تجربه‌اي نداشتم.

فارس: با اوراز كجا آشنا شديد؟

در اردوهاي آمادگي لوتسه، از سن كم وارد عرصه حرفه اي شدم. محمد تنها فردي بود كه مي‌توانستم در خصوص دنياي كوهنوردي با او ارتباط داشته باشم. هم زبان بوديم و علاوه بر اين، نمونه اي مثل او در زندگي‌ام نداشتم. از نظر فكري خيلي هماهنگ بوديم.

فارس: چه فاكتورهايي داشتيد كه براي تيم كاشربروم انتخاب شديد؟

من هم مثل بيشتر كوهنوردان، آرزوي صعود به هيماليا را داشتم. تنها كانالي كه مي‌توانستم به اين آرزو دست پيدا كنم، فدراسيون بود. براي همين راهي اردوهاي كوهنوردي شدم. شاخص هاي انتخاب اعضا از سوي مربيان تعيين مي‌شد. در آن زمان اطلاعي از اين موارد نداشتم.

فارس: بعد از لوتسه متوجه شديد؟

بله و به همين دليل، امروز مي‌گويم كه نبايد انتخاب مي‌شدم. شايد در آن زمان از اين اتفاق خوشحال بودم و اگر از شرايط هم آگاهي داشتم، باز هم موافق حضورم بودم؛ اما بعدها كه بيشتر درگير كوهنوردي شدم، ديدم نفرات بر اساس لياقت‌هايشان انتخاب نمي‌ شوند. افرادي بسيار توانمندتر از من، به راحتي از تركيب نهايي خط مي‌خوردند.

فارس: مشكل كجا بود؟

مشكل اصلي در سيستم انتخابگر (كميته هيماليانوردي) بود كه حضور خودشان در تركيب تيم اصلي هميشه تثبيت شده بود. افرادي مانند حسن نجاريان، رضا زراعي، اقبال افلاكي، محمد اوراز، جلال چشمه قصابان و ... از پيش تعيين شده بودند. دليل اين امر، تجربه چند ساله آنها از هيماليانوردي بود كه نمي‌شد ناديده گرفت؛ اما همه آنها هم در يك سطح نبودند.

فارس: انحصاري شده بود؟

نه، نمي‌شد هر سال تيم را از پايه عوض كرد؛ اما يك عده‌ هميشه ثابت بودند. شايد وجود يكي دو نفر لازم بود؛ ولي حضور همه لازم نبود. از سوي ديگر، بين همان مربيان انتخابگر، نفراتي بودند كه در منطقه هيماليا توانايي زياد نداشتند. اين نكته‌اي بود كه خودشان هم به آن اعتراف داشتند. به همين دليل، نفراتي بايد انتخاب مي ‌شدند كه از آنها قوي تر نباشند. علاوه بر اين، در تمامي برنامه‌ها، امكان صعود به قله براي اعضا‌ نبود. طبيعي بود اگر نفرات قوي‌تري از خودشان را انتخاب مي‌كردند، از قله و افتخار صعود باز مي‌ماندند. هر چند كه مي‌گويند افتخار صعود براي تيم است؛ ولي در واقعيت اينطور نيست. از يك تيم 16 نفره، دو يا 3 نفر فاتح مي‌شوند و اسم آنها به ثبت مي‌رسد. جايزه، اعتبار و افتخار تنها براي فاتحين است و اين را نمي توان ناديده گرفت. براي همين، اين افراد سيستم انتخابي فدراسيون را در دست گرفته و نفرات تيم را براساس فاكتورهاي شخصي و سليقه اي انتخاب مي‌كردند.

فارس: انتخاب‌ها براساس شاخص‌هاي تعريف شده و اصولي بود؟

به هيچ عنوان؛ اما نمي‌توانستند نفرات خيلي ضعيف را هم انتخاب كنند چون ممكن بود رئيس فدراسيون اعتراض كند. هر چند در اين بين، اين موارد هم كم نبود. اگر فرد توانمندي هم اتفاقي انتخاب مي‌شد، در برنامه‌هاي بعدي خيلي راحت خط مي‌خورد. اگر هم قرار بود بماند، بايد در حدي خودش را نشان مي داد كه آنها مي‌خواستند؛ نه بيشتر.

فارس: سيستم چگونه به وجود آمده بود و هدايت مي‌شد؟

رئيس فدراسيون مي‌دانست؛ اما كس ديگري هم نبود. در مديريت بحثي است به عنوان مديريت يك مدير؛ يعني نفرات زير مجموعه، مدير را هدايت مي‌كنند و تصميمي گرفته مي‌شود كه آنها مي‌خواهند.

فارس: چرا انتخاب خودت را در تيم ملي زير سؤال مي‌بري؟

در آن زمان تجربه كافي نداشتم كه اصلي‌ترين فاكتور در دنياي كوهنوردي است. زمانيكه براي لوتسه انتخاب شدم، هنوز دماوند را صعود نكرده بودم.

فارس: پس چرا انتخاب شدي؟

در آن مقطع، فردي بودم كه مي‌خواستند. توانايي من در حد بالايي نبود.

فارس: تابع هم بودي؟

يك شهرستاني بودم كه هر چه مي‌گفتند، قبول مي‌كردم. اگر اشتباهي مي‌كردند چون تجربه اي نداشتم، متوجه نمي‌شدم و اگر مي‌دانستم هم، مخالفتي نمي‌كردم. اگر مي‌خواستي بماني، نبايد چيزي مي‌گفتي و اگر اعتراض مي‌كردي، دچار مشكل شده و موقعيت خود را از دست مي‌دادي. مثلا حميد ناصري شايد از نظر توانايي در حد خيلي بالايي نبود؛ اما برخي اوقات كه مخالفت مي‌كرد، بلافاصله موقعيتش تضعيف مي‌شد. به اين معنا كه بايد حواسش را جمع كند و نبايد همه چيز را بگويد. بعدها كه بيشتر متوجه اين شرايط شدم، احساس مي‌كردم در يك سيستم اطلاعاتي به سر مي‌برم. پس از صعودهاي ديرانپيك و اسپانتيك، تصميم گرفتم ديگر ادامه ندهم و از اولين اردوي اورست 84 خودم كنارم كشيدم چون احتمال مي‌دادم دوباره حادثه كاشربروم تكرار شود. به علاوه، در همان اردوي نخست متوجه شدم همان شرايط، حتي بدتر از آن در حال پياده شدن است.

فارس: چرا جزء انتخابگرها نشدي؟

نكته جالبي است. وارد اين گردونه نشدم چرا كه آنهايي كه در اين تيم بودند، مربياني را كه زماني در انتخاب شدن آنها نقش داشتند (اولين مربيان فدراسيون در اردوهاي هيماليا نوردي: جواهرپور، خلج، نوري و ...) را با فراهم كردن بستر مناسب، (با عنوان شركت در كلاس‌ها و دوره هاي آموزشي برون مرزي) از دور خارج و خودشان روي كار آمدند. براي همين اجازه نمي‌دانند نفرات جديد، همان ترفندي را كه خودشان به قبلي ها زده بودند را در قبال آنها به كار برند.

فارس: اوراز هم جزء همان تيم بود؟

بله، جزء كميته هيماليانوردي و سيستم انتخابگر بود. (افلاكي، اوراز و زارعي جزء اصلي ترين افراد اين تيم بودند) آنها در ظاهر با هم هماهنگ بودند؛ ولي واقعيت اين بود كه در عمل اعتمادي به يكديگر نداشته و كاملا مراقب هم بودند. تنها، منافع مشترك بود كه آنها را كنار هم نگه مي‌داشت.

فارس: نقش اوراز در اين سيستم چه بود؟

محمد دوست صميمي من است كه در زندگيم كسي را مثل او قبول نداشته و دوست ندارم. هر چيزي كه در كوهنوردي دارم، از او است. اما واقعيت اين است كه اوراز افراد نالايق زيادي را وارد تيم ملي كرد. شايد انتخابم درست نبوده است؛ اما زندگي خودم را تا به امروز در خدمت كوهنوردي گذاشته‌ام. او افرادي را انتخاب كرد كه لياقت تيم ملي را نداشته و كوهنورد نبودند. گرمي‌پور، مهدي‌زاده، فرجي، سليماني و ...، افرادي هستند كه ديگر كوهنوردي نمي‌كنند. انتخاب اينگونه افراد تنها براساس تعصب‌هايي بود كه در بين همه مربيان انتخابگر وجود داشت. در اصل، هر كوهنوردي كه آشنايي در فدراسيون داشت، مي‌توانست اميدوار باشد كه در قالب تيم ملي قرار بگيرد. هر چند كه بيشترين اعمال نظرها از سوي اين 3 قطب صورت مي‌گرفت.

فارس: شيوه تمرين انتخابي و آمادگي در اردوها چطور بود؟

اولين نسل برگزاركننده اين اردوها به سرپرستي صمد جباري از نيروهاي نظامي بود. در آن مقطع، شيوه هاي آموزشي و انتخابي براساس روش‌هاي نظامي اعمال مي‌شد؛ مثلا چيزي به اسم خشم شب. در صورتيكه در كوهنوردي چنين چيزي وجود ندارد. به اين شكل، شيوه‌ها ميراثي شد. علاوه بر اين، مربي، توانايي اين را نداشت كه همراه نفرات شركت كننده زمان زيادي را برف كوبي كند چون نفرات قوي هم در اردوها بودند. براي همين مي‌آمدند پس از چند روز برنامه، شب هنگام با اينگونه شيوه‌ها نفر را تخليه رواني مي كردند. به هر حال بايد نفراتي حذف مي‌شدند. اگر قرار بود بر اساس روش هاي كوهنوردي نفرات را بسنجند، به عنوان مثال استقامت ورزشكار، با چندين ساعت برف كوبي مشخص مي‌شد. در اردوها، شيوه‌هاي فرسايشي جسمي و روحي پياده مي‌شد. خيلي‌ها سرخورده و آسيب‌ديده اردوها را ترك كردند؛ حتي از كوهنوردي براي هميشه زده مي‌شدند. فارس: با اين شرايط، انگيزه كوهنوردان از شركت در اردوها چه ‌بود؟ خيلي از كوهنوردان با انگيزه معافيت از خدمت سربازي، رفتن به دانشگاه‌، جايزه‌هاي نقدي و كسب اعتبار در جامعه كوهنوردي، شركت مي‌كردند. كمتر كسي را پيدا مي كرديد كه با عشق و علاقه بيايد. هر چند جوايزي كه مي‌دادند نسبت به كاري كه انجام مي‌شد، ناچيز بود؛ اما اگر همين جايزه‌هاي اندك را برمي‌داشتند، معلوم مي‌شد چه كسي ادامه مي‌دهد و چه كسي نه. خيلي‌ها با اين انگيزه‌ها وارد اردوها شدند؛ هر چند نبايد منكر اين شد كه كسي كه قصد داشت كوهنوردي كند، بايد از خيلي چيزها در زندگي مي‌گذشت و نياز مالي طبيعي بود. اردوهاي انتخابي از پايه مشكل داشت. نفر را در شيب هاي تند پرت مي‌كردند يا به نفري مي‌گفتند با كرانپون و گلنگ روي سنگ‌ها بدود كه اصلا كاربردي نبوده و ارتباطي به هيماليانوردي نداشت. در بعد رواني هم كه شرايط بسيار بدتر بود. خودم بارها به چشم ديدم كه نفرات را تحقير مي‌كردند. هيچ زماني فراموش نمي‌كنم، در يكي از اردوها در منطقه افجه، كوهنوردي از تيم جا مانده و تا كمر در برف فرو رفته بود. او تقلا مي‌كرد تا بيرون بياييد. مربيان تيم را با سرعت به پايين مي‌دواندند.

يكي از مربيان (مهدي زاده) با لگد ضربه محكمي به وي زد كه چرا جاماندي. اگر بدانيد چقدر به عنوان يك كوهنورد شرمنده شدم. ارزش هاي انساني هيچ جايگاهي نداشت. فارس: انتخاب نفرات ناهمگون به لحاظ توانمندي، مشكلي ايجاد نمي‌كرد؟ چرا مثلا داود خادم، به اين دليل كه خودش هزينه صعود را مي‌داد و حتي تيم را حمايت مالي مي‌كرد، هميشه تيم قرار داشت؛ حتي در تيم صعود به قله هر چند توانايي او نسبتا كم بود، كل تيم مجبور بود هم پاي او حركت كند. مسيري را كه 3 ساعته صعود مي‌كردم، بايد به خاطر هم تيمي، 9 ساعته صعود مي‌كردم و اين باعث خستگي مي‌شد. به اين شكل كاركرد تيم پايين مي‌آمد. روز 12برنامه (كاشروبرم يك) تيم قرار بود تا كمپ سوم رفته و برگردد. با توجه به شرايط خوب هوا، تا كمپ چهار رفتيم. بدون كيسه خواب و كاپشن پر، شب را به صبح رسانديم. فرهاد عزيزي مقدم به خاطر ارتفاع حالش بد شد. فردا صبح من، اوراز، خادم و افلاكي همراه جدائيان پشت سر تيم اوكرايني‌ها راه افتاديم. افلاكي گفت، بر‌گرديم چون سرد است و هم هوا هم نشديم. اين در حالي بود كه من و اوراز آن روز كاملا سرحال و در شرايط مناسب صعود بوديم. به علاوه، نفراتي هم كه پايين بودند، نمي‌خواستند ما صعود كنيم و اين فرصت براي ما از دست رفت.

فارس: چرا نمي‌خواستند صعود كنيد؟

چون شانس صعود را از دست مي‌دادند. از سويي، سرپرست تيم چون خودش هم مي‌خواست قله را صعود كند، ترجيح مي‌داد تيم برگردد. معمولا يك سرپرست درگير ساماندهي وحمايت تيم بود و نقش مديريتي داشت؛ نه اينكه خودش هم مدعي صعود باشد. براي همين، خيلي وقت‌ها صرفا براي اينكه خودش توان نداشت تيم را برمي‌گرداند.

فارس: آيا آن روز هم هوا شده بودي؟

نه؛ ولي توان صعود را با اوراز داشتيم. باوجود اصرار زيادي كه داشتيم، اجازه ندادند با اوكرايني‌ها صعود كنيم.

فارس: دليل مخالفت چي بود؟ اينكه تجهيزات كافي و غذا نداريد 

فارس: درست بود؟

بله؛ ولي شرايط هوا بسيار عالي بود و مي‌توانستم يك شب ديگر را در كمپ چهار بمانيم. براي همين مجبور شديم برگرديم و عزيز مقدم را كه حالش بد بود، پايين آوريم. در همين حركت به راحتي مشخص مي‌شود كه هم سطح نبودن تيم، چه مشكلاتي به وجود مي‌آورد. به علاوه، مستقيم بالا بردن فردي كه تا به حال تجربه آن ارتفاع را نداشت، باعث شد (عزيزي مقدم) دچار مشكل شده و از نظر روحي كاملا تخريب شده و ديگر بالا نيايد.

فارس: سطح هيماليانوردي ما كجا قرار دارد؟

سطح ايران با جهان قابل مقايسه نيست. در صعودهاي منطقه نپال، باربرها هستند كه كارها را انجام مي‌دهند. طناب ثابت را نصب مي‌كنند، چادر مي‌زنند، بارها و تجهيزات را و حتي كپسول‌هاي اكسيژن را حمل مي‌كنند، در واقع، فقط زحمت مي‌كشيم خودمان را بالا مي‌بريم. در پاكستان شرايط كمي فرق مي‌كند. منطقه باربرهاي ارتفاع قوي ندارد. براي همين، كار كمي سخت مي‌شود. دركاشربروم 3 باربر ارتفاع داشتيم كه 2 نفر از آنها در كمپ يك حالشان بد شد. نفر سوم هم در كمپ چهارحالش بد شد. يك هفته درگير پايين‌ آوردن او بوديم كه تيم به نوعي خسته شد. در اين صعود، بارها را خودمان حمل مي‌كرديم؛ هر چند در مسير دو به سه كه خطرناك‌ترين قسمت است، تيم‌هاي قبلي طناب ثابت گذاري كرده بودند و اگر قرار بود، اين كار را انجام دهيم، مطمئنا نمي توانستيم.

فارس: صعود شما با تاخير زيادي صورت گرفت. به طوريكه حتي فصل صعود تمام شد و آخرين تيم در منطقه بوديد، دليل خاصي داشت؟

سال 82 قرار بود برنامه اورست بانوان انجام شود كه لغو شده و تبديل به كاشربروم شد. براي آقايان به دلايل كمبود بودجه، تيم با تاخير 15 روزه حركت كرد. معمولا بايد 15 خرداد ماه مي‌رفتم و سوم تير حركت كرديم. در بيس كمپ، به دو تا جبهه هواي بد برخورد كرديم و عملا زمين‌گير شديم. از نظر زماني عقب افتاديم. از طرفي، به خاطر بدي حال عزيزي مقدم و شرپاي پاكستاني باز هم زمان را از دست داديم. زمانيكه خواستيم شروع كنيم، ديگر فصل تمام شده و تيم‌ها چه موفق و چه ناموفق برگشته بودند. منطقه خالي شده بود و تنها تيم جا مانده بوديم. بعد از ما هيچ تيمي وارد منطقه نشد. تيم كاملا خسته بود. در مسير دو به سه به دليل ريزش سنگ دو تا از دندان‌هاي عظيم قيچي ساز شكست و به لحاظ رواني و جسمي فرسوده شده بوديم.

فارس:‌ چند بار قصد صعود كرديد؟ دو بار.

فارس: در جريان صعود نهايي، سرپرست برنامه با چه كسي بود؟

با اوراز بود. زمانيكه از طريق هواشناسي متوجه شديم فقط 3 روز هواي خوب داريم، تيم حمله تشكيل شد تا آخرين بخت خود را امتحان كنيم.

فارس: چرا اوراز انتخاب شد؟

چون تجربه هيماليانوردي او بيشتر بود.

فارس: نجاريان به لحاظ فني توانمندتر نبود؟

نجاريان در كار سنگنوردي توانا بود؛ ولي در بخش يخ و برف، اوراز از همه توانمند‌تر بود. از طرفي، در ارتفاع نيازي به كار فني سنگ نبود. به علاوه، اوراز نسبت به سايرين در ارتفاع خيلي قوي تر بود. سرپرست هم محمد را معقول‌تر تشخيص داد.

فارس: تركيب تيم حمله را چه كسي انتخاب كرد؟

همه اعضا نظر دادند. خودم در فهرستي كه اسامي را نوشتم، 11 نفر را نام بردم. اسم خادم را ننوشتم چون مي‌دانستم چه بنويسم و چه نه. او در تيم حمله بايد باشد. در نهايت من، اوراز، نجاريان و خادم به عنوان تيم حمله و بهادراني، ‌ناصري، قيچي‌ساز و عظيمي به عنوان تيم پشتيباني انتخاب و قرار شد در كمپ 3 مستقر شوند.

فارس: آيا از طرف سرپرست، اجباري براي صعود بود؟

به هيچ عنوان. سرپرست گفت اگر توانستيد، صعود كنيد و اگر نه، بازگرديد.

فارس: اگر سرپرست بوديد، اجازه صعود در آن شرايط را مي داديد؟ آن زمان بله ولي اكنون مي‌گويم نه.

فارس: چرا آن زمان آره؛ ولي اكنون خير؟

آن موقع تجربه كافي نداشتيم و تمام عشقم بالا رفتن بود؛ ولي اكنون مي‌گويم تصميم نامعقولي بوده است. درست است تيم دو ماه تلاش كرده و ممكن است دست خالي برگردد؛ اما منطق حكم مي‌كند جان نفرات را به خطر نيندازيم.

فارس: چرا سرپرست چنين تصميمي گرفت؟

افلاكي بعد از سرپرستي برنامه (دميركازي تركيه) در كاشربروم دومين تجربه خود را انجام مي‌داد. شايد نمي‌خواست دست خالي برگردد.

فارس: چرا اوراز در آن شرايط تصميم به صعود گرفت؟

مهم بود ركوردهاي خودش را افزايش بدهد. شايد در ظاهر اين را نشان نمي‌داد؛ ولي اين يك واقعيت بود.

فارس: آيا نفع مالي هم داشت؟

نه، تنها عنوان ركوردداري 8 هزارمتر را داشت كه خيلي مهم بود. در حضور خيلي از كوهنورداني كه زماني اوراز را اصلا قبول نداشتند، مثل اولنج، نجاريان و .. براي همين مي‌خواست افتخار 14 قله را داشته باشد.

فارس: آيا آنقدر ارزش داشت كه خانه و زندگي خودش را رها كرده و در يك اطاق كوچك در شيرودي زندگي مي‌كرديد؟ حتما ارزش داشت.

فارس: چگونه خودش را تامين مي‌كرد؟

راهنماي كوهنوردان خارجي مي‌شد. جوايز نقدي مي‌گرفت و از طرفي، از نظر خانوادگي تامين بود.

فارس: ارتباطش با رئيس فدراسيون چطور بود؟

ارتباطي نزديك. از نظر فكري با سايرين متفاوت بود، خيلي روشنفكرتر. نه از لحاظ سواد كوهنوردي؛ بلكه از همه لحاظ؛ به طوريكه قبل از برنامه كاشروبرم، آقاجاني حكم مشاور شخصي را به او داده بود.

فارس: پس چرا آقاجاني مسئله استخدام محمد را حل نكرد؟

شايد از دستش برنمي‌آيد. هر چند خود محمد گاهي وقت‌ها مي‌گفت، آقاجاني نمي‌خواهد من از اين حد بالاتر بروم و مي‌خواهد هميشه زير مجموعه او باشم.

فارس: با اين حال ادامه مي‌داد؟

يك تعامل دو طرفه بود. از طرفي، جايگاه بهتري نسبت به سايرين داشت.

فارس: آيا اين مسئله، باعث ايجاد حسادت نمي‌شد؟

اوراز مي گفت خيلي ها سعي دارند جايگاه من را پيش آقاجاني خراب كنند. در مقابل، محمد هم اقدامات خودش را براي تثبيت جايگاهش داشت.

فارس: در جريان صعود اوراز خطر را حس نكرد؟

چرا؛ ولي كوهنوردي همين است. از طرفي، اگر شرايط خيلي بد مي‌شد، حتما برمي‌گشت. من و اوراز يكي دو ساعت زودتر از خادم و نجاريان به كمپ چهار رسيديم. غذا خورديم و وسايلمان را جمع كرديم؛ حتي يادم هست، همديگر را ماساژ داديم. بعد لباس‌هايمان را پوشيديم؛ اما داخل كيسه خواب نرفتيم و آماده صعود به خواب رفتيم. قرار بود وقتي بارش قطع شد، حركت كنيم. در اين زمان نجاريان و خادم رسيدند و داخل چادرشان شدند. ف

ارس: نجاريان و خادم با توجه به شرايط هوا، با صعود مخالفتي نكردند؟

اصلا؛ حتي در بيس كمپ. بايد قبول كنيم براي نجاريان سخت بود. اگر صعود مي‌كرديم و او نمي‌توانست، خادم هم كه عاشق افتخارات بود، مي‌خواست كلكسيون صعودهايش را تكميل كند.

فارس: صعود در آن شرايط معقول بود؟ نه، اوراز توانايي آن را داشت، اصلا پيش‌بيني خطر بهمن را نداشتيم.

فارس: آيا نجاريان به خاطر شرايط هوا با صعود مخالفت كرد؟ چيزي نشنيدم. هيچ صحبتي در اين مورد در طول مسير صورت نگرفت.

فارس: نجاريان عنوان كرد مي‌خواستم به افلاكي اعلام كنم كه شرايط نامناسب است؛ ولي اوراز نگذاشت؟

هرگز چنين چيزي اتفاق نيافتد و صحبتي بين ما نشد.

فارس: اگر با صعود مخالفت مي‌كردند، اوراز اجازه بازگشت مي‌داد؟

اگر اعتراضي مي‌كردند، به راحتي مي‌توانستند برگردند. هيچ اجباري نبود. اوراز در بيس كمپ اعلام كرده بود كه تصميم‌گيري نهايي با او است. به علاوه، مي‌دانستند اگر مخالفت كنند، برمي‌گشتند؛ ولي نمي‌خواستند اين فرصت را از دست بدهند.

فارس: با وجود آگاهي از شرايط بد، ادامه دادند؟ حتي اگر متوجه خطر هم بودند، به خاطر شانس صعود حرفي نزدند. نمي‌خواستند از زير قله برگردند.

فارس: اگر صعود مي‌كرديد، براي بازگشت مشكل نداشتيد؟

نه، همان مسير را برمي‌گشتيم. تا كمپ چهار، 200 متر ارتفاع فاصله بود. ساعت 24/2 دقيقه صبح بارش خيلي كم شد و از چادر بيرون آمديم. تقريبا 45 دقيقه زمان برد تا خادم و نجاريان آماده شوند. نزديك 30/3 دقيقه بود كه حركت كرديم. اوراز گفت دو به دو صعود مي‌كنيم. در مسير يكجا استراحت داشتيم كه كمي خوراكي خورديم و دوباره حركت كرديم تا زير گرده. يك ربع قبل از حادثه، اوراز با بيس كمپ تماس گرفت و به بچه‌هاي كمپ سه كه تا آن زمان بيدار بودند، گفت بخوابيد كه تا چند ساعت ديگر قله هستيم. هوا خوب و بارش كم بود؛ اما حجم برف زياد بود. با طناب و كلنگ كارگاه زدم تا اوراز مسير برفي را به شكل عرضي صعود كند كه آن اتفاق افتاد. از اين به بعد را به خاطر ندارم.

فارس: حادثه را چگونه تشريح مي‌كنيد؟

در اصل يك مسير بهمن را عبور كرديم. 50 متر صعود عرضي با برف زياد و اينكه عامل ريزش بهمن بوديم يا از آن بالا آمد را نمي‌دانم. خطر جزء‌ كوهنوردي است. در همين برنامه بارها نفرات در داخل شكاف‌ها افتادند؛ ولي چون به طناب وصل بودند، نجات پيدا كردند.

فارس: چرا با آگاهي از خطر ادامه داديد؟

فرق كوهنوردي ما با جهان در داشتن امكانات است. اين خطرات براي همه وجود دارد؛ اما با اين تفاوت كه آنها امكان بازگشت و انجام دوباره صعود را دارند و نداشتيم. شايد اگر مي‌دانستيم كه باز هم برمي‌گرديم، اين ريسك را نمي‌كرديم.

فارس: اگر دوباره فرصت صعود داشته باشيد، باز هم خطر مي‌كنيد؟

تابستان امسال قصد صعود كاشريروم يك را دارم و هزينه اين صعود را تهيه كردم؛ ولي اينكه دوباره خطر كنيم، نمي دانم. مطمئنا با تجربه اي كه دارم، به راحتي خطر نمي‌كنم.

فارس: آيا تمامي قله‌ها دنيا ارزش زندگي اوراز را داشتند؟

ارزش يك بند انگشت يك انسان را هم ندارند؛ اما عشق به كارهاي هيجاني و انجام كارهاي ناممكن، انگيزه بالايي براي انسان‌ها است. با داشتن امكانات، فرصت و شانس، موفقيت‌ها افزايش پيدا كرده و ميزان خطر كم مي‌شود.

فارس: حادثه كاشروبرم اجتناب‌ناپذير بود؟

نه، مديريت قوي مي‌توانست جلوي صعود را بگيريد؛ ولي انتخاب رفتن يا نرفتن به اعضا سپرده شد.

فارس: اگر صعود نمي‌كرديد، چه اتفاقي مي‌افتاد؟

هيچ! چون همگي تابع بوديم، فقط براي سرپرست بد مي‌شد. آنهم به اين دليل كه سواد جامعه كوهنوردي ما كم است. بعد از حادثه كاشروبرم تحليل‌هاي نادرست زيادي ارائه شد و بيشتر حاشيه‌سازي شد. در اين شرايط، اگر سرپرست دست خالي برمي‌گشت، همه او را مقصر و ناموفق مي‌دانستند و اين تصميم را ناشي از ضعف مديريتي او قلمداد مي‌كردند؛ در حاليكه بازگشت يك تصميم عاقلانه بود.

فارس: اگر فدراسيون اطلاعات و گزارش‌هاي درست و فيلم صعودها را در انحصار خود نگه نمي‌داشت، آگاهي جامعه افزايش پيدا نمي‌كرد؟

حتما اينطور بود. زمانيكه مي‌خواستيم پاكستان برويم، تنها يك عكس از اين قله به ما نشان دادند و گفتند مي‌خواهيم اين قله را صعود كنيم. تمامي عكس‌ها و فيلم‌ صعودهاي انجام شده پنهان شده و در اختيار كسي گذاشته نمي‌شود؛ حتي عكس‌هاي شخصي ملي پوشان را كه در برنامه‌ها گرفته اند را هم بعد از بازگشت مي‌گرفتند. در تمامي صعودها مشكلات وجود داشت. در ارتفاع حتي درگيري‌ بين اعضا پيش مي‌آمد و همه اينها ضبط شده است؛ ولي هيچ كدام از اينها را حتي در اردوهاي آمادگي نشان ندادند. يك كوهنورد كه تازه شروع كرده و مي‌خواهد ادامه دهد، با ديدن اين فيلم‌ها آگاه‌تر مي‌شود و شايد بسياري از مشكلات تيم هاي ملي و خانواده كوهنوردي حل مي‌شد. همچنان اين اسناد كه متعلق به جامعه ورزشي كوهنوردي است، در انحصار چند نفر به شكل شخصي در آمده و هيچ كس دسترسي به آنها ندارد.

فارس: در اردوهاي جديد هيماليانوردي كه در جريان است، شركت داشته‌اي؟

بله، تركيب انتخابگران تا حدودي تغيير كرده و برخي مربيان سابق آمده اند؛ اما واقعيت اين است كه اين سيستم كاري از پايه مشكل دارد، زياد تفاوت نكرده است. سيستم مديريتي جديد از منتقدان مديريت قبلي است كه ظاهرا بيشتر به دنبال تسويه حساب است تا كار اصولي.

***

حادثه كاشربروم از نظر برخي كارشناسان به نوعي ناشي از مديريت بيماري بود كه با همراهي عوامل طبيعي، در سال 1382رخ داد و قرباني خود را گرفت. محمد اوراز ملي پوش سال‌هاي اوج نام آوري كوهنوردي ايران، شايد قرباني مجموعه عملكردي بود كه خود نيز در هدايت و تداوم آن نقش بسزايي داشت؛ اما فال قرعه به نام اين جوان نقده‌اي رقم خورد. نام و يادش همواره زنده باد. تهيه و تنظيم از پروين ايماني انتهاي پيام/

پ ن

نشر این مصاحبه الزاما دلیل موافق بودن این وبلاگ با همه‌ی آن‌چه مصاحبه کننده پرسیده و مرحوم مقبل پاسخ داده، نیست.

پ ن

در واکنش به این مصاحبه رضا زارعی اینجا و حسن نجاریان اینجا پست‌هایی منتشر کرده‌اند. 

حادثه - بند یخچال پنج‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - امین عرفه پاک

شرح حادثه

روز پنج‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۱  حدود ساعت ۱۳:۳۰ در بندیخچال - سنگ پارس

امین عرفه پاک بر روی مسیر سمت چپ سنگ پارس در حال صعود بوده (به صورت قرقره) و در حالی‌که برای گرفتن آخرین گیره تلاش می‌کرده تعادل خود را از دست می‌دهد و متاسفانه پای او به طناب گیر می‌کند و بر روی مسیر معلق می‌شود. 

در این حلدثه مچ پای چپ امین دچار شکستگی شد.

هم‌راهان او درخواست کمک می‌کنند و تیم امداد هلال احمر به محل حادثه آمده و پس از ثابت کردن پای او اقدام به پایین آوردن او می‌کنند.

برانکارد حدود ساعت ۱۹:۰۰ به میدان سربند رسید و او را به بیمارستان اختر بردند.

جزئیات بیش‌تری از حادثه نمی‌دانم ولی به‌نظر می‌رسد که آونگ شدن امین باعث گیرکردن پای او در طناب شده باشد.

از دوستانی که شاهد این حادثه بوده‌اند خواهش می‌کنم برای روشن شدن دلیل حادثه و بررسی آن اطلاعات خود را در بخش نظرها منتشر کنند.

پ ن

اطلاعات بالا در جریان پایین آوردن برانکارد و عمدتا از قول حمایت‌چی امین نقل شده است.

پ ن

آیا همیشه به خیر می گذرد؟   از وبلاگ خاک خوب (پرستو ابریشمی)

پ ن
امین از دوستانی است که در کمیته‌ی ورزشی ستاد سامان‌دهی سازمان‌های مردم نهاد (شهرداری) کار می‌کند، برایش آرزوی بازگشت سریع به سلامتی دارم

کوه‌نیوز هم تنبیه می‌شود!!

در مطلب اخیر کوه نیوز يكشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۲۱ می‌خوانیم که فدراسیون کوه‌نوردی به خبرنگار کوه‌نیوز اجازه‌ی حضور در جشنواره بیستون را نمی‌دهد، در سال ۱۳۸۹ بیشتر هم‌آهنگی‌ها به کمک ابراهیم نوتاش و به خوبی انجام می‌گرفت و کوه‌نیوز هم با همین هم‌آهنگی در بیستون بود و بهترین، بیشترین و کامل‌ترین گزارش‌ها را ارائه کرد. 

امسال اما کوه‌نیوز به دلیل انتشار نظرهای انتقادی کوه‌نوردان در مورد جشنواره، مورد خشم فدراسیون کوه‌نوردی قرار گرفته و به آنها اجازه‌ی حضور در جشنواره بیستون نداده‌اند!

کوه نیوز می‌نویسد:

دلایل ذکر شده برای رد درخواست حضور کوه نیوز:

۱. کوه نیوز یک وب سایت و خبرگزاری رسمی نیست و با توجه به برنامه ریزی های صورت گرفته تنها خبرگزاری های رسمی در این جشنواره حضور خواهند داشت.
۲. چگونه انتظار دارید، رسانه ای که تمام قدرت خود را در راستای تحریم جشنواره و تخریب آن بسیج کرده است، اجازه حضور در جشنواره را داشته باشد.

روش فدراسیون کوه نوردی تابه‌حال این بوده است که با نگاه آمرانه و خودبزرگ‌بین، جایگاه خود را بسیار بالاتر از کوه‌نوردان، باشکاه‌ها و سازمان‌های کوه‌نوردی و اینجا رسانه‌ی موفق کوه نیوز می‌بیند و بنابراین به‌جای آن‌که مانند همگان به انتشار نظر و دیدگاه خود در مورد مقاله‌ها و دیدگاه‌ها و  انتقادها بپردازد، به تنبیه آن‌ها، کمر همت می‌بندد.

رضا زارعی در آخرین پست خود در کوه قاف می‌نویسد:

شخصن اعتقاد دارم فدراسیون باید نقش پدری را در کوهنوردی بازی کند و طبیعی است هیچ پدری راضی به راندن هیچیک از فرزندانش از کنار خودش نیست...

رضا جان! نمی‌دونم والا!

حادثه - پل خواب ۱۴ مهر ۱۳۹۱ - مرگ امیرحسین مقیمی

شرح حادثه

عصر جمعه‌ی ۱۴ مهر ۱۳۹۱

امیرحسین مقیمی سنگ‌نورد جوان کرجی با هم‌طناب خود عرفان صفری مسیر ntm (سه طول) را صعود می‌کنند و در هنگام فرود از طول دو (۲۸ متر) ابتدا هم‌طناب امیر مسیر را با یک حلقه طناب ۵۰ متری به صورت دوبل فرود می‌آید و وقتی نوبت امیر می‌شود، او بدون توجه به باز بودن انتهای طناب و با سرعت از طناب خارج می‌شود، با سکوی کارگاه اول برخورد می‌کند و به پایین دیواره سقوط می‌کند، سنگ‌نوردان حاضر در پای دیواره به‌سرعت به بالای سر او می‌روند و درخواست آمبولانس می‌کنند. کمی بعد از حرکت آمبولانس یکی از هم‌راهان اطلاع می‌دهد که امیرحسین پیش از رسیدن به بیمارستان جان می‌سپارد.

گزارش حسین بلنداختر

تاریخ:  91/7/14  ساعت: 15:40  

گزارش حادثه سقوط امیر حسین مقیمی در منطقه پل خواب

اینجانب حسین بلند اختر مربی رسمی درجه 2 سنگنوردی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران، سالهاست که برای تمرین و آموزش سنگنوردی در این منطقه (پل خواب جاده چالوس) که مکان تمرین خوب برای این گونه کلاسها فعالیت می کنم.

در روز جمعه 91/7/14 مشغول آموزش به تعدادی از شاگردانم بودم و ساعت نزدیک به 13 بود که امیر حسین مقیمی و عرفان صفری را در سمت چپ خودم دیدم. من در کارگاه یک آرزو بودم و عرفان در کارگاه بین چکش و NTM ( کارگاه سیم بکسل) در حال حمایت امیر حسین در حال صعود از شکاف بالای کلاهک سلام بود که تشویق من باعث شد که امیر حسین برای تشکر به من جواب بدهد و خوش و بش هم با یکدیگر کردیم. بعد همه به کارهای خود ادامه دادیم و هر از چند گاهی طبق عادت همه رو رصد می کردم که این بچه ها هم در دیدرسم بودند.

حدود ساعت 15:30 از زیر کلاهک سلام مشغول آموزش (عبور از گره هنگام فرود) بودم که صدای بلندی منو متوجه خودش کرد. و در ابتدا حدس زدم که صعود کننده ای شاید مسیری را تاپ کرده و این شور و فریاد از خوشحالی است، ولی به یک ثانیه هم نرسید که در میدان دیدم، شخصی از بالای سرم متمایل به جنوب یعنی سه متر پایین تر از مسیر پاکوب پای پل خواب به زمین خورد و شدت ضربه به حدی زیاد بود که او به سمت پایین دره در حدود 50 الی 70 متری سر خورد و هرچه پایین تر می رفت شتابش کم می شد که در نهایت متوقف شد.

پس از اینکه توقف امیر حسین را در وسط دره دیدم. صدای بلند فریادهای عرفان منو جذب خودش کرد.

چند نفر از بچه ها را برای مدیریت پائین هماهنگ کردم (آقایان محمد فرهانی، محمود میرنوری و بیت ا.. سیرایی). برای همراهی عرفان سیستم آموزشی خودمو تبدیل به صعود کردم. در کمتر از 2 دقیقه به عرفان رسیدم که در کارگاه وسط چکش و NTM با خودحمایت به کارگاه متصل بود و انتهای طناب آنها حدود450 cm   (چهار و نیم متر) بالاتر بود. عرفان را در آغوش خودم گرفته و سعی در آرام کردنش داشتم. تزریق آرامش به این جوان بی تاب یکی از سخت ترین کارهای آن زمان بود ... در هر حال من را زود شناخت و من با خونسردی کارها را انجام دادم و عرفان تحت حمایت و کنترلم به کارگاه چکش و بعد متصل به من فرود آمدیم.

پس از 15 دقیقه به بالای طول یک یعنی کارگاه اول NTM رفته که آقای حسین هیزم کار و خانم نسیم عشقی با دوربین به من رسیدند و بالاتر از آنها به آخرین سکو یا پلکان که می شد روی آن مستقر شد رفته و با بلند کردن دست چپ انتهای طناب دولای بچه ها به کف دستم رسید.!!

فیلم و عکس تهیه کردیم و سپس طناب را که 50 متر بود و به صورت 2 لا در کارگاه 2 NTM قرار گرفته بود را جمع کردم و همگی فرود آمدیم./

علت حادثه:

1-      کوتاه بودن طناب فرود و نرسیدن انتهای طناب به کارگاه اول و حرکت آونگی فرد برای رسیدن به کارگاه NTM در سمت جنوب که کمی بالاتر از کارگاهی که نفر اول فرود آماده بود قرار داشت.

2-      نداشتن گره انتهای طناب

3-      پروسیک پایین زیر ابزار فرود و در آمدن آن از انتهای طناب

4-      با توجه به اعلام اخطار نفر اول در مورد رسیدن به حد خطر زیاد و عدم توجه نفر دوم

شرح حادثه:

عرفان حین فرود و نزدیک شدن به انتهای طناب به امیر حسین اعلام می کند که طناب به کارگاه نرسیده و ایشان اشاره به بازکردن ته طناب میکند و عرفان با توجه به اینکه پروسیکش بالای ابزار فرود بوده و با احتیاط فراوان به اولین سکو نزدیک کارگاه می رسد. (حدود 3 متر بالاتر از کارگاه) و بعد از آزادسازی پروسیک شاهد درآمدن طناب از پروسیک و بالا رفتن طناب و آزادسازی دینامیک طناب می شود و دیگر دست او به انتهای طناب نمی رسید که آن را گره بزند. با اینکه امیر حسین خود این کار را از عرفان خواسته بود و واقف به این بود که ته طناب گره ندارد اقدام به فرود با پروسیک پایین می کند که در نزدیکی انتهای طناب با اعلام عرفان مواجه می شود و عنوان می کند که باشد، حواسم هست ...

در این حین تلاش می کند که به سمت چپ (جنوب) خود متمایل کند که کارگاه NTM در نبش دیواره و بالاتر قرار دارد که در این لحظه فشار آونگ و مورب بودن طناب از کارگاه بالا نیروی زیادی را به دست او وارد می کند و طناب از دستش رها می شود و با فاصله ای از عرفان به پایین سقوط می کند عرفان نیز در خودحمایت در حدود 80 سانتی متری به کارگاه متصل بود و میدان حرکتش محدود بود و چاره ای جز فریاد و فریاد نداشت که انجام دهد ...

حسین بلند اختر

91/7/20

بررسی حادثه

طول دو مسیر ۲۸ متر است و طناب مورد استفاده ۵۰ متری بوده است که در حالت دولا ۲۵ متر می‌شود و بنابراین انتهای دوسر طناب تا سکوی کارگاه اول ۳ متر فاصله دارد و اگر طناب حدود ۱ متر هم کش آمده باشد، باز ۲ متر آخر مسیر را باید به صورت دست به سنگ فرود آمد. (کاری که نفر اول انجام می‌دهد) 

این کار با این‌که اساسا غیرایمن و خطرناک است ولی اگر در فرود بخش آخر مسیر (پای دیوار) انجام شده بود خطر کم‌تری داشت ولی فرود بر روی سکوی کارگاه اول انجام می‌شود و احتمال سقوط به پای دیواره وجود دارد و این همان اتفاقی است که افتاد. در این مورد حتما باید از طناب ۶۰ یا ۷۰ متری استفاده می‌شد که دیواره‌نورد را تا روی سکو فرود آورد. ضمن این‌که استفاده از دو حلقه طناب برای کار بر روی دیواره توصیه می‌شود. 

متاسفانه صعود و یا فرود سلو بر روی بعضی از مسیرها به امری رایج تبدیل شده که اینجا به مرگ امیرحسین مقیمی منجر شد و در نوروز سال ۱۳۸۹ بر روی دیواره‌ی سرطاق در کرمانشاه به سقوط فاطمه عزیزخانی و آسیب حدی او منجر شد. (فاطمه عزیزخانی پس از دو سال و نیم هنوز از روی ویل‌چیر برنخاسته است.)

فرودهای سریع و نمایشی در سال‌های اخیر چه در سالن‌های سنگ‌نوردی و چه در طبیعت و بر روی دیواره‌ها بسیار رایج شده است. امیرحسین مقیمی اگر هم فرودی نمایشی نداشت، اما بسیار سریع فرود می‌آید! آن چنان که سکوی کارگاه اول مانع سقوط او نمی‌شود.

از نوع ابزاری که امیرحسین برای فرود به‌کار می‌گرفته است خبری نداریم، اما مسلم است که از ابزار قفل‌شونده و یا سیستمی برای پشتیبانی نظیر پروسیک استفاده نکرده است و در ضمن انتهای طناب او هم گره نداشته است تا در صورت از دست دادن کنترل، او را در ته طناب متوقف کند. البته چون او نفر دوم فرود بوده است، طناب را فرود رونده‌ی اول (هم‌طناب او) پس از خارج شدن از طناب باید برای او گره می‌زد.

گزارش پ ن

امیدوارم که دوستان و هم‌راهان و یا شاهدان حادثه با بیان آنچه که دیده‌اند به واکاوی بیشتر دلیل این حادثه‌ی مرگ‌بار و غم‌انگیز کمک کنند.

پ ن

نگاهی به حادثه‌های چند سال گذشته سنگ‌نوردی و دیواره‌نوردی نشان می‌دهد که بخش عمده‌ي آنها در حین فرود رخ داده است! 

انجمن کوه‌نوردان و جشنواره جهانی سنگ نوردی بیستون بخش سه

در این بخش مایلم به ذکر مطالبی بپردازم که یا در دو بخش قبلی عنوان نشده است و یا به نوعی بازتاب آن‌ها بوده است.

بخش سه - یک

توضیحات این بخش به روشن شدن سابقه‌ی این روی‌داد و اساسا به چگونگی روی‌کرد انجمن به هم‌کاری با سازمان‌های کوه‌نوردی خارج از کشور کمک می‌کند و در ابتدا باید از ابراهیم نوتاش نام ببرم.

ابراهیم نوتاش - متولد ۱۰ دی ۱۳۲۱ در تهران - از کوه‌نوردان قدیمی و از پایه‌گذاران باشگاه کوه‌نوردان آرش است، او در سال  ۱۳۵۲ سرپرست تیمی از گروه کوه نوردان آرش بود که توانست یک مسیر نو روی دیواره ی غربی علم کوه باز کند. در همین سال مدرک مربی گری کوه نوردی خود را از فدراسیون کوه نوردی گرفت و در سال ۱۳۶۳سرپرست تیم گروه کوه نوردان آرش بود که « مسیر آرش » را روی دیواره ی علم کوه به پایان رساند (کار برای صعود این مسیر،  در سال های ۶۱و ۶۲هم انجام شده بود).

نوتاش از سال ۱۳۶۴به فرانسه رفت و در « سندیکای بین منطقه ای داده پردازی » که امور فناوری اطلاعات ۹ شهر حومه‌ی پاریس را اداره می کند، مدیر پروژه شد و در سال ۱۳۸۶هم بازنشسته شد.

نوتاش از سال  ۱۳۸۴ با سازمان بین المللی و پرآوازه‌ی Group de Haute Montagne (گروه کوهستان بلند ، تاسیس ۱۹۱۹) تماس گرفت و با ژان پییر فرسافون (Fresafond) عضو هیات مدیره ی این سازمان که در سال ۱۳۴۵عضو تیم گشاینده ی « مسیر فرانسوی ها » روی دیواره ی علم کوه بود، آشنا شد. به پیشنهاد عباس محمدی، از این سازمان درخواست کرد تا یک برنامه‌ی همکاری با انجمن کوه نوردان ایران را آغاز کنند. پی‌گیری‌های جدی و علاقه‌مندانه‌ی او موجب شد که یک تفاهم نامه‌ی همکاری میان سازمان معتبر GHM و انجمن کوه نوردان ایران امضا شود. این تفاهم نامه و فعالیت در خور توجه نوتاش برای حفظ و تعمیق رابطه‌ی کوه نوردی با این تشکیلات، فصل نویی را در فعالیت های انجمن کوه نوردان ایران، و شاید کوه نوردی ایران، گشود. حضور یک تیم سه نفره شامل رییس و دو نفر دیگر از اعضای هیات مدیره ی GHM در ایران و برگزاری « دوره‌ی آموزش دیواره نوردی پیشرفته » در پل خواب (آبان ۱۳۸۶)، حضور چهار گروه از ایرانیان در جشنواره ی یخ نوردی اکرن فرانسه در سال های ۸۶، ۸۷، ۸۸ و ۸۹،  اجرای چند برنامه ی کوه نوردی در آلپ ها، برگزاری جشنواره‌ی گشایش مسیر در استان سمنان (سنگسرسل) و سرانجام جشنواره‌ی بین‌المللی دیواره‌نوردی بیستون از دست‌آوردهای این فعالیت بوده است. مقاله‌ای از نوتاش، درباره ی ایران و کوه نوردی در این کشور، در شماره‌ی ۲۰۰۷ سالنامه‌ی Cimes ( نشریه ی سازمان GHM) به چاپ رسیده است.

بخش سه - دو

پیش‌تر در باره‌ی نحوه‌ی شکل‌گیری فکر جشنواره‌ی بیستون گفتم که در آبان ۱۳۸۶ و آذر ۱۳۸۸ انجمن كوه نوردان در "پل خواب" و سنگسر سمنان، ميزبان چند نفر از اعضاي اين سازمان (GHM) بود و دوره هايي را برای شماری از سنگ نوردان ايرانی برگزار كرد. اردوی سنگ‌سر در آذر ۱۳۸۸، با حضور فرانسوا برنار و آنتوان كايرول (كوه نوردان فرانسوی عضو GHM) تشکیل شد، فرانسوا برنار پیش از آمدن به ایران به ابراهیم نوتاش گفته بود که مایل است از دیواره‌ی بیستون بازدید کند، (او در تابستان همان سال (۱۳۸۸)  برای صعود به کوه دماوند به ایران آمده بود و پس از آن علاقه‌ی خود را در مورد یک پروژه بر روی بیستون به نوتاش ابراز کرده بود) و بنابراین با هم‌آهنگی انجام شده درانجمن، محمد تقی بهره‌ور، محمد حاج‌ابوالفتح و حسین هیزم‌کار به‌همراه آنتوان و بن به بیستون رفتند. روز بعد فرنوش رییسی، علی کریمی و حسن گرامی هم به جمع آنها پیوستند و در طول این سفر مسیرهای مختلفی را - اکثرا در کرده‌های سه نفره - صعود کردند. 

در حریان این سفر، فکر فراهم آوردن امکانی برای معرفی این دیواره (بیستون) - آن‌طور که ابراهیم نوتاش می‌گوید - توسط فرانسوا برنار با هم‌راهان ایرانی مطرح و در مورد آن صحبت می‌شود - و در بازگشت به فرانسه او (فرانسوا برنار) در این مورد با ابراهیم نوتاش و GHM صحبت می‌کند و با این شرط که ابراهیم نوتاش مسئول ایرانی این رویداد باشد، فکر برگزاری "جشنواره ی بين المللی سنگ نوردی بيستون"  پای گرفت.

ابراهیم نوتاش معتقد است که برای برگزاری مطلوب این رویداد ما ناچار بودیم که از امکانات فدراسیون کوه‌نوردی استفاده کنیم، امکاناتی (به ویژه از نظر بودجه‌ای و ارتباط بهتر با سازمان‌های دولتی دست اندرکار) برای اسکان شرکت کنندگان، خورد و خوراک آنان و سایر امور تدارکاتی تا در یک کلام برگزاری خوب این رویداد با مشکلی مواجه نشود.

به هر ترتیب انجمن فرصت این را نیافت که جشنواره‌ی بیستون را آن‌چنان‌که می‌دانست و می‌خواست برگزار کند، اما روشن است که ما این کار را به ساده‌ترین و کم تشریفات‌ترین صورت ممکن انجام می‌دادیم با همان روشی که آموزش دیواره‌نوردی در پل‌خواب انجام شد، با همان روشی که جشنواره‌ی گشایش مسیر سنگ‌سر انجام شد و به همان روشی که از آمریکاییان در علم‌کوه، دماوند و سنگ‌سر پذیرایی کردیم.

در بخش قبل گفتم که مصاحبه‌ها و اعلام نظرهای مسئولان فدراسیون بدون نام بردن از انجمن آغاز شد، در این مورد از رضا زارعی هم نام بردم و اکنون کفته‌ی قبلی‌ام در مورد او را اصلاح می‌کنم چون او اینجا   و اینجا   در صحبت‌هایش از نقش انجمن صحبت کرده است.


امیدوارم دوستانی که این سه بخش را خوانده‌اند و نادرستی و یا کم‌دقتی در آنچه گفته شده است می‌بینند، یادآوردی لازم را انجام دهند.           

مرگ امیرحسین مقیمی

عکس از سایت خانه کوه‌نوردان کرج

عصر جمعه‌ی ۱۴ مهر ۱۳۹۱

خبرخوان خود را نگاه می‌کردم که کوه‌نوشت به‌روز شده بود و ای‌کاش که با این خبر به‌روز نشده بود! دیواره‌ی پل خواب، سقوط امیرحسین مقیمی، آسیب شدید و سرانجام مرگ سنگ‌نورد جوان کرجی.

مرگ دردناک امیرحسین مقیمی را به خانواده‌اش، دوستان و هم‌طنابانش تسلیت می‌گویم.

خبرها را مرور کردم و همه بازنشر همان خبر کوه‌نوشت بودند بی‌اینکه اطلاعات جدیدی بدهند. تنها جایی خواندم که فرود او از طول ۲ مسیر ntm منجر به این سقوط شده است.

امیدوارم که دوستان و هم‌راهان و یا شاهدان حادثه با بیان آنچه که دیده‌اند به دریافتن دلیل این حادثه‌ی مرگ‌بار و غم‌انگیز کمک کنند.

پ ن

نگاهی به حادثه‌های چند سال گذشته سنگ‌نوردی و دیواره‌نوردی نشان می‌دهد که بخش عمده‌ي آنها در حین فرود رخ داده است! 

زنده‌باد مهدی، زنده‌باد عظیم

صعود  موفق «قیچی‌ساز» و «قلیپور» به قله‌ی «ماناسلو»

به گزارش رسیده: دقایقی پیش «عظیم قیچی ساز» و «مهدی قلیپور» دو هیمالیانورد کشورمان موفق شدند قله‌ی 8163 متری «ماناسلو» را صعود کنند.

این گزارش حاکی‌ست: این دو کوه‌نورد ساعت ۵ صبح امروز به وقت محلی از کمپ‌۴ عزیمت خود را به سمت قله آغاز کردند و ساعت ۱۱:۱۵‌ به وقت محلی (حدود 9 صبح به وقت تهران) موفق به صعود «ماناسلو» بدون استفاده از کپسول اکسیژن شدند.

 این دو کوه‌نورد هم‌اکنون در حال بازگشت به کمپ‌های پائین‌تر هستند.

ضمن تبریک به این عزیزان، بازگشتی توأم با صحت و سلامتی را برایشان آرزو داریم.

شایان ذکر است: «عظیم قیچی ساز» با صعود به قله‌ی «ماناسلو»، تعداد صعودهای خود به قلل بالای 8‌هزار متر دنیا را دو رقمی کرد و به 10 قله رساند. وی تنها صعود به 4 قله‌ی دیگر (لوتسه، ماکالو، چوآیو و شیشاپانگما)  را تا پیوستن به باشگاه‌8 هزارمتری‌های دنیا پیش رو دارد.
 
گفتنی است: این دومین صعود «مهدی قلی پور» به قلل بالای 8 هزار متر دنیاست. وی پیش‌ از این موفق شده بود قله‌ی «گاشربروم2» را نیز صعود کند.

منبع:کوه‌نوشت

اکران مستند یال شمالی دماوند



انجمن کوه‌نوردان و جشنواره جهانی سنگ نوردی بیستون - بخش دو

لینک بخش یک


بخش دو

دیدگاه و هدف‌های انجمن

یک - هدف اصلی

همیشه گفته‌ایم و هنوز هم می‌گوییم که انجمن کار شایسته‌ی خود را به بهترین و شاخص‌ترین صورت ممکن انجام داد، برای انجمن، شناساندن دیواره‌ی باعظمت بیستون، معرفی کرمانشاه و دیواره‌نوردی در آن دیار بیشترین اهمیت را داشت که خوش‌بختانه تا حد زیادی تحقق یافت.

برای انجمن آنچه مهم بود برگزاری این رویداد بود که انجام شد و به‌همین دلیل وارد دعوا با فدراسیون کوهنوردی نشدیم که چرا با در پیش گرفتن این روش عجیب و غیر قابل باور سعی در حدف ما داشت.

برای ما روشن بود که همگان - در ایران و حتی در بین دیواره نوردان خارجی حاضر در بیستون یک -  به نقش انجمن کوه‌نوردان در شکل‌گیری این رویداد آگاهی دارند کمااینکه در مراسم پایانی بیستون یک که تعداد زیادی از مجریان و دست‌اندرکاران جشنواره معرفی و مورد تقدیر قرار گرفتند و هنگامی که هیچ‌کس، هیچ  نامی از انجمن به میان نیاورد و حتی آقای محمود شعاعی هم در سخنان خود نامی از انجمن نبرد که البته حیرت‌آور بود! ...

اوبر ژیو رییس پیشین GHM که همه چیز را نیک می‌دانست و اکنون همه چیز این روزها را هم  نیک می‌داند در جایی که دوستان ایرانی ما مات و مبهوت نشسته بودند، قرارش را از دست داد! به روی سن و پشت تریبون رفت و از انجمن تقدیر کرد و هدیه‌ای (یک کتاب) را که همان موقع و به‌سرعت آماده کردند به ما هدیه کردند! عباس محمدی را فرا خواندند که دقایقی پیش از آن نتوانست آن فضا را تحمل کند و به خوابگاه و آن تخت دوطبقه‌ی سالن هلال احمر رفته بود، من به روی سن رفتم و از نوتاش وقت خواستم برای دو دقیقه حرف زدن!

نوتاش - نگران - می‌پرسید که چه میخواهی بگویی؟ و من به او اطمینان دادم که نگران نباشد و فشرده‌ای از سابقه‌ی این رویداد را گفتم تا... و پچ پچ خارجی‌ها و نگاه آنها به من می‌گفت که آنها هم صحبت‌های مرا دریافتند! هر چند که نه به انگلیسی و نه به فرانسه گفتم.

دو - محور قرار گرفتن کرمانشاه

در برگزاری این جشنواره، کرمانشاه و دیواره‌نوردان کرمانشاهی مرکز توجه انجمن بودند چون با شناخته شدن این دیواره، بعدها ایرانیان و خارجیان میهمان کرمانشاهیان خواهند بود و بنابراین بدیهی است که آنها باید خود برگزارکننده و خود مجری این رویداد می‌بودند که متاسفانه در عمل آنها هم به بازی گرفته نشدند، از حضور در کار اجرایی بازماندند و مبلغ قابل توجهی هم از بودجه‌ی آن دیار هزینه شد.

رسم کوه‌نوردان و دیگرکسانی که به طبیعت می‌روند این است که جامعه‌ی میزبان را یاری برسانند، هیچ کس شک ندارد با سابقه‌ی میهمان نوازی مردم مهربان کرمانشاه، آنها حتی برای اسکان دادن میهمانان در منزل خود هم داوطلب بودند. چیزی که خارجیان بسیار دوست دارند چون این بهترین روش برای آشنا شدن با فرهنگ و آداب دیاری است که به آن سفر کرده‌اند. 

سه - روش برگزاری

روش انجمن برای برگزاری جشنواره‌ی بیستون روشن است، روش کوه‌نوردان، روشی که در کلاس دیواره‌نوردی در پل خواب، در جشنواره‌ی گشایش مسیر سمنان و سایر رویدادهای شبیه به آن نیز به کار گرفت.

دوری کردن از تشریفات دست و پاگیر - سنگ‌نوردان غربی هم مانند ایرانیان به دنبال هتل چندستاره و رستوران آن‌چنانی و رختخواب پر قو نیستند، جای مناسبی برای خواب، توالت و غذا، دیواره و هم‌طنابی خوب، همین.

فراهم ساختن امکان تبادل فنی و فرهنگی  - تاکید و اصرار و تلاش ما همواره بر این بوده است که امکان کار مشترک، هم‌طنابی ایرانیان و میهمانان، برقراری فضای گفتگو و تبادل مسایل فنی و فرهنگی بوده است. در تمام رویدادهای انجمن نشست‌های شبانه پس از شام مهمترین و کاربردی‌ترین زمان‌ها بوده‌اند که با صحبت کردن، ارائه گزارش و پخش فیلم و عکس در مورد کارها و تجربه‌های خود عملا به هدف حضور در چشنواره دست پیدا کنیم.

بیستون یک با جداسازی خارجیان و ایرانیان، آن هم به روشی تبعیض گرایانه - یعنی اسکان خارجیان و البته مسئولان فدراسیون در هتل کاروان‌سرا و اسکان ایرانیان در خوابگاه نامناسب هلال احمر (۱) عملا فرصت گفتگو و هم‌فکری و تبادل اطلاعات را از هر دو طرف گرفت. خوب با این ترتیب سنگ‌نوردان ایرانی چرا باید در جشنواره شرکت کنند؟ برای تماشای چند خارجی؟ آنها می‌توانستند در فرصتی دیگر به بیستون بیایند و به صعود دیواره بپردازند.

نگاه زیست محیطی

انجمن در تمام  رویدادهایی که مدیریت کرده است دیدگاه حفاظت از محیط‌های کوهستانی را در درجه اول اهمیت قرار داده است، دیواره‌ی بیستون هرچند که بزرگ است، هرچند که بلند است، اما وظیفه‌ی ما است که از آن حفاظت کنیم. در بسیاری از کشورهای غربی و به‌ویژه در انگلستان و آمریکا مقررات بسیار سخت‌گیرانه‌ای در سایت‌های سنگ‌نوردی و دیواره‌نوردی و یا بولدرینگ حاکم است، آنها اجازه‌ نمی‌دهند که هر مسیری رول‌کوبی شود، در هرسایت تعدادی مسیر رول‌کوبی شده برای تمرین وجود دارد و سایر مسیرها باید و باید پاک و بدون کوچک‌ترین آسیبی به کوه صعود شوند.

خوب یک هفته اقامت و غذای رایگان در هتل کاروان‌سرا  و یک دیواره که هرجایش را خواستی سوراخ کن و صعود کن بی اینکه باید و نبایدی در کار باشد!

علاوه بر این باید هوشیار باشیم و با وسواس نگران این باشیم که این دیواره و دیگر آثار منحصربه‌فرد سرزمین‌مان به آیندگان هم تعلق دارد و وظیفه‌ی ما است که این میراث را پاک و سلامت به دست فرزندان خود بسپاریم.(۲)

بیستون دو و نقش انجمن

انجمن کوه‌نوردان ایران نقش خود را همان‌طور که قبلا گفتیم ایفا کرد، بیستون راه‌اندازی شد و ما امیدوار بودیم که این رویداد را پس از این کرمانشاهیان مدیریت و اجرا خواهند کرد - که البته این اتفاق نیفتاد - همان‌گونه که مدیریت جشن تیرگان و روز ملی دماوند را امروز کوه‌نوردان مازندرانی به‌عهده گرفته‌اند و الحق که خوب و باشکوه هم اجرا می‌کنند.

انجمن كوه نوردان ايران به‌دنبال این نبوده است كه طرح‌ها،  پیشنهادها و برنامه‌های خود را در انحصار خويش نگه دارد؛ برعكس مايل بوده كه قالب هاي آموزشي و ارتباط هاي خود را با ديگران (از جمله با فدراسيون كوه نوردي ) به اشتراک  بگذارد. كوه نوردان خارجي، هم در دوره‌ی قبلي و هم در اين دوره، از انجمن به عنوان يك "پا" ی جشنواره ياد كرده و می‌كنند. بنابراین اگر فدراسیون کوهنوردی با نگاهی انحصارطلبانه می‌خواهد این رویداد را به تنهایی اداره کند ما سر جنگیدن نداریم ولی نقطه نظرهای خود را برای بهتر برگزار شدن این رویداد مطرح می‌کنیم و از هیچ کمکی هم فروگذار نخواهیم کرد.

بند پایانی

براساس قانون و تاکید مسئولان کشور از جمله مدیران وزارت کشور مانند جناب آقای افشار (معون محترم وزیر کشور و رییس هیات نظارت)،  دستگاه‌های تخصصی ذی‌ربط در امور سازمان‌های مردم‌نهاد باید زمینه‌ی گسترش فعالیت سمن‌ها را فراهم آورند و با هم‌کاری با آنها و مشارکت در کارهای اجرایی امر مهم برون‌سپاری را پی‌گیری کنند و به همین دلیل اقدام فدراسیون کوه‌نوردی به مصادره‌ی چشنواره‌ی بیستون همگان را حیرت‌زده ساخته است.

برای بیستون دو هم گفتنی‌هایی هست اما به این اکتفا می‌کنیم که به‌دلیل حکم تعلیق سه ماهه‌ی انجمن - که تا این لحظه برطرف نشده است - ما هیچ‌گونه مشارکتی در برگزاری جشنواره‌ی بیستون دو نخواهیم داشت .

پ ن ۱

خولبگاه هلال احمر بسیار جای نامناسبی برای اسکان بود، وجود پشه و مگس، تخت‌های دوطبقه‌ی غیر استاندارد، هوای گرم و بدون سیستم تهویه، بوی بد و آزار دهنده حشره‌کش و انبوه زباله‌های بدبو و آلاینده که درست پشت سالن اسکان تانبار شده بود.

پ ن ۲

یاد می‌کنم از شهرام عباس نژاد

انجمن کوه‌نوردان و جشنواره جهانی سنگ نوردی بیستون - بخش نخست

در این بخش به چگونگی شکل‌گیری این جشنواره و در بخش بعد به تشریح دیدگاه انجمن در باره‌ی بیستون و رویدادهای مشابه می‌پردازم.

بخش یک - پا گرفتن فکر جشنواره بیستون

انجمن کوهنوردان ایران از سال ۱۳۸۶ با هدف معرفی معيارهای كوه نوردی عالی و آشنا سازی كوه‌نوردان ايرانی با كوه‌نوردان برجسته‌ای كه در "كلاس" جهانی فعاليت می كنند، ارتباط هايی را با سازمان GHM برقرار كرد. ابراهیم نوتاش، کوه‌نورد پیش‌کسوت (عضو باشگاه کوه‌نوردان آرش و عضو انجمن) ماموریت برقراری این ارتباط و انجام هم‌آهنگی‌ها را به‌عهده گرفت.

سازمان  GHM (گروه کوه‌های بلند) در فرانسه مستقر است. این سازمان از كوه‌نوردان برجسته‌ی سراسر جهان عضو می‌پذيرد و می‌توان گفت كه به نوعی، ارايه دهنده‌ي معيارهای كوه‌نوردی "شاخص" است.

در آبان ۱۳۸۷ و آذر ۱۳۸۸ انجمن كوه نوردان در "پل خواب" و سنگسر سمنان، ميزبان چند نفر از اعضاي اين سازمان بود و دوره هايي را برای شماری از سنگ نوردان ايرانی برگزار كرد. پس از پایان اردوی سنگسر در آذر ۱۳۸۸، فرانسوا برنار و آنتوان كايرول (كوه نوردان فرانسوی عضو GHM) اظهار علاقه کردند که سفری به کرمانشاه و بازدیدی از دیواره‌ی بیستون داشته باشند.

با هم‌آهنگی انجام شده درانجمن محمد تقی بهره‌ور، محمد حاج‌ابوالفتح و حسین هیزم‌کار به‌همراه آنتوان و بن به بیستون رفتند. روز بعد فرنوش رییسی، علی کریمی و حسن گرامی هم به جمع آنها پیوستند و در طول این سفر مسیرهای مختلفی را - اکثرا در کرده‌های سه نفره - صعود کردند. 

در حریان این سفر، فکر فراهم آوردن امکانی برای معرفی این دیواره (بیستون) توسط دوستان فرانسوی و ایرانی مطرح و در مورد آن صحبت شد و قرار شد که بن (فرانسوا برنار) پس از بازگشت به فرانسه در این مورد با ابراهیم نوتاش و GHM صحبت کند. بنابراین فکر برگزاری "جشنواره ی بين المللی سنگ نوردی بيستون" در جریان این سفر و به‌این شکل پا گرفت.

بخش دو - دعوت کردن از فدراسیون کوه‌نوردی برای هم‌کاری

شب ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹

تعدادی از اعضای انجمن برای گذراندن یک دوره‌ی آموزشی و نیز حضور در فستیوال یخ در اکرن به فرانسه سفر کرده بودیم و آن شب (شب سال نو میلادی) همراه ابراهیم نوتاش بودیم. در حین صحبت‌ها آقای نوتاش نظر ما را در مورد مشارکت دادن فدراسیون کوه‌نوردی در برگزاری رویداد بیستون پرسید و همگی موافق بودیم و قرار شد تماس با فدراسیون و هم‌آهنگی‌ها را ابراهیم نوتاش انجام دهد.

در این جمع عباس ثابتیان، فرنوش رییسی، محمد حاج ابوالفتح، افشین یوسفی، مصطفی شکرآبی، عباس محمدی، محمد اسماعیل صبوری و  ابراهیم نوتاش حضور داشتند.

پس از آن در اردیبهشت ۱۳۸۸ هنگامی که ابراهیم نوتاش به ایران سفر کرد، اولین جلسه‌ی هماهنگی در دفتر انجمن تشکیل شد و رضا زارعی از سوی فدراسیون در این جلسه حضور یافت. چند روز بعد و در ادامه‌ی کار، سفر به کرمانشاه و گفتگو با مسئولان هیات کوه‌نوردی آن شهر انجام شد و زمانی که همه چیز ظاهرا درست بود پیامکی هم از حسین رضایی مسئول روابط عمومی فدراسیون دریافت کردم که "لطفا کار اطلاع‌رسانی با هماهنگی دو طرف انجام شود". برداشت ما هم از این پیامک در ابتدا همین بود یعنی که همه‌ی کارها با هماهنگی و اطلاع انجمن و فدراسیون انجام خواهد شد.

بخش سه - چی؟؟ کی؟؟ کِی؟؟ کجا؟؟

با نزدیک شدن به زمان جشنواره، شاهد انتشار مصاحبه‌ها و اظهار نظرهایی بودیم که در آنها اولین بار رضا شهلایی و سپس رضا زارعی (نماینده‌ی فدراسیون در جشنواره)  و محمود شعاعی (رییس فدراسیون کوهنوردی) درباره‌ی جشنواره‌ی بیستون صحبت کردند و وجه مشترک همه‌ی این مصاحبه‌ها و اظهارنظرها بایکوت خبری و حذف نام انجمن کوه‌نوردان بود که البته مورد اعتراض ما بود.

به‌دنبال آن فرم ثبت‌نام شرکت کنندگان در جشنواره هم بدون هماهنگی با انجمن منتشر شد که با اعتراض بی‌نتیجه‌ی ما همراه بود.

پاشنه‌ی آشیل انجمن

در مرحله‌ی بعد فدراسیون کوهنوردی از طریق آقای نوتاش برای حضور ما در برگزاری جشنواره شرط‌هایی می‌گذاشت که مثلا انجمن باید بخشی از مخارج اجرایی را تقبل کند!  «پاشنه‌ی آشیل انجمن!» 

واقعیت این بود که این درخواست‌ها با هدف از میدان خارج کردن انجمن مطرح می‌شد چون:

یک - مشارکت مالی فدراسیون یعنی چه؟ 

یعنی اینکه سازمان تربیت بدنی آن زمان و یا وزارت ورزش فعلی، استانداری کرمانشاه و یا هلال احمر استان کرمانشاه و یا سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بودجه‌هایی را برای این‌کار اختصاص بدهند و یا حتی فدراسیون کوهنوردی از بودجه‌ی خود مبلغی بپردازد. دقت کنید که تمام منابع فوق‌الذکر از بودجه‌ی عمومی کشور هزینه می‌کنند و این یعنی:

من، تو، او، ما، شما، ایشان در تهران، کرمانشاه و تا دورترین جای ایران، از کرانه‌های دریای خزر تا سواحل خلیج فارس از جیب خود پول دادیم تا جشنواره‌ی بیستون برگزار شود. (که البته روش مورد علاقه‌ی انجمن کوهنوردان نبود)

دو - مشارکت مالی انجمن کوه‌نوردان یعنی چه؟

یعنی بر اساس درخواست فدراسیون، برای وارد کردن ما در بازی بیستون مبلغی حدود ۱۰ میلیون تومان از صندوق انجمن پرداخت شود که به یک «داستان ورزشی - مالی - تخیلی» می‌ماند چون انجمن تنها با حق عضویت و کمک‌های مالی اعضا و دوست‌داران خود بر سر پا است و دارای هیچ منبع درآمد دیگری نیست.

فدراسیون در تلاش بود تا با ضربه زدن از همین ناحیه که پاشنه‌ی آشیل انجمن بود، بازی را در انحصار خود درآورد.

ما به این‌ روش فدراسیون هم معترض بودیم تا اینکه در روزهای آخر به‌ناگاه لوگوی انجمن از پوستر بیستون حذف شد، این کار با اعتراض جدی و شدید انجمن مواجه شد و کم‌تر از ۲ ساعت از اعتراض ما نگذشت که لوگوی انجمن بار دیگر در پوستر دیده شد!

در زمان برگزاری جشنواره هم در واقع من و عباس محمدی تنها با پادرمیانی ابراهیم نوتاش توانستیم به بیستون بیاییم و یکی دو بار هم قدمی در محوطه کاروان‌سرا بزنیم.! 

دیدگاه انجمن

حکایت کنند که...

 

 

عکس از محمود بهادری

رقابت‌های سنگ‌نوردی پاریس ۲۰۱۲




رقابت‌های جهانی سنگ‌نوردی پاریس از ۱۲ تا ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۲ (۲۲ تا ۲۶ شهریور ۱۳۹۱) برگزار شد.

کاری به نتیجه‌ی رقابت‌ها ندارم، نگاه کنید!
هر روز هزاران تماشاگر بیش از چهار ساعت در این سالن به انتظار شروع رقابت‌ها می‌نشستند!
یعنی اینها واقعا کار و زندگی ندارند؟
یعنی اینها این‌قدر شیفته و علاقه‌مند سنگ‌نوردی‌اند؟ یا این که شاید تماشاگرنمایانی بیش نیستند؟
یا اینکه کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی تو کشورهای دیگه مثل فرانسه خیلی پیش‌رفت کرده؟ اون‌وقت تماشاچی‌هاشون هم زیاد شده؟
به نظر شما سنگ‌نوردای اونا ۷۰۰ یوروهاشون رو دادن؟ یا نسیه گرفتن، بعدن حساب می‌کنن؟

جای سنگ‌نوردان ایرانی در این رقابت‌ها خالی بود! نبود؟

معرفي نخستين همایش ملي حقوق محيط زيست و منابع طبيعي زاگرس

زاگرس راهبردي ترين سيستم كوهستاني كشور عزيزمان ايران است زيرا از لحاظ داشته هاي گياهي و جانوري يكي از غني ترين زيستگاه هاي كره زمين به شمار آمده كه با داشتن پوشش جنگلي بسيار مناسب نزديك به چهل درصد از منابع آب شيرين ايران را تامين كرده و از سوي ديگر از بروز خساراتي همچون سيل و خشكسالي جلوگيري به عمل مي آورد.

بر بنياد آمار هاي رسمي منتشر شده رشته كوههاي زاگرس از مناطقي همچون كرانه هاي درياچه وان در تركيه آغاز و استانهاي آذربايجان غربي، كردستان، كرمانشاه، ايلام، لرستان، چهار محال و بختياري، اصفهان، كهگيلويه و بوير احمد، فارس و بخش هايي از استان خوزستان را شامل مي شود كه مي توان به ارتفاعاتي همچون زرد كوه با ۴۵۴۸ متر ارتفاع در استان چهار محال و بختياري و اشترانكوه با ۴۱۳۹ متر ارتفاع در استان لرستان اشاره كرد.

زاگرس سرزمين بلوط و سنجاب ايراني است؛ گونه هايي كه در تداوم حيات اين كهن ديار نقشهاي بسيار پر رنگي داشته تا اين اكوسيستم را بيش از پيش ارزشمند نمايند؛ وجود شش ميليون هكتار جنگل بستري بسيار مناسب براي تمامي زيستمندان زاگرس به شمار آمده و به همين دليل حفاظت و حراست از اين داشته هاي طبيعي همت همگاني ما را طلب مي كند؛ در همين راستا برگزاري نخستين همايش ملي حقوق محيط زيست و منابع طبيعي زاگرس لازم و ضروري به نظر رسيد تا بدين وسيله اسباب حفاظت از سرزمين زاگرس بيش از پيش فراهم شود.

اولين همايش ملي حقوق محيط زيست و منابع طبيعي زاگرس فرصتي مغتنم براي دانشمندان، حقوقدانان، اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور است كه در زمينه چالش هاي پيش روي مباحث حقوقي حمايت و حفاظت از داشته هاي طبيعي استان هاي زاگرس نشين با ارائه راهكارهاي علمي و عملي گامي مفيد و موثر در جهت بهبود شرايط زيست محيطي زاگرس بر دارند.

در همين راستا از تمام انديشمندان، دانشمندان،حقوقدانان،اعضا هيات علمي و  دانشجوياني كه در زمينه هاي مرتبط با ابعاد حقوقي محيط زيست و منابع طبيعي فعاليت مي كنند، دعوت مي شود تا با شركت در اين همايش به هرچه پر بارتر شدن آن كمك نموده و با ارائه نظرات ارزشمند خود ما را در بهبود كيفي آن ياري رسانند.

منبع: http://www.zagros-law.com/

با سپاس از دکتر جعفر سپهری

گنجینه‌ی آثار کوه‌نوردی

سابقه ایجاد موزه و یا گنجینه‌ی آثار کوه‌نوردی

فکر ایجاد یک موزه‌ی کوه‌نوردی از سال‌ها پیش در ایران مطرح بوده است و تعدادی از کوه‌نوردان هم شخصا اقدام‌هایی انجام داده‌اند از جمله مجموعه‌ی شخصی ابوالقاسم نوروزی رییس پیشین فدراسیون کوه‌نوردی و یا مجموعه‌ی گران‌قدر آقای احمد معرفت که هم اکنون به موزه‌ای در شهر شیراز تبدیل شده است. ولی شاید یکی از نخستین پیشنهادها به صورت یک برنامه‌ی جدی و عملی برای این‌کار بیش از ده سال پیش در جمعی از پیش‌کسوتان همدان به‌وسیله‌ی محمد نوری از اعضای انجمن کوه‌نوردان ارائه شد و مورد توجه قرار گرفت.

کار ایجاد این موزه تا آنجا پیش رفت که زمینی هم از استانداری وقت همدان برای این کار اختصاص داده شد، این زمین که در مکان فعلی ایستگاه اول تله‌کابین گنج‌نامه قرار دارد گویا بعدا توسط هیات کوه‌نوردی همدان به شرکت تله‌کابین گنج‌نامه واگذار شد و به این ترتیب تمام تلاش‌های انجام گرفته برای ایجاد این موزه عقیم ماند.

(کسانی چون محمد نوری، صادق کرباسی، باقریه و بهرام ذوالفقاری به‌خوبی در جریان این امر هستند.)

ایجاد گنجینه‌ی آثار کوه‌نوردی

با تشکیل انجمن کوه‌نوردان، فکر ایجاد گنجینه‌ی آثار کوه‌نوردی دوباره مطرح شد و به‌تدریج آثار کوه‌نوردی از گوشه و کنار کشور جمع‌آوری شد. انجمن از اعضا و دوستان خود می‌خواست که یادگارهای کوه‌نوردی خود و دیگرانی را که می‌شناسند جمع‌اوری و برای حفظ آنها در اختیار انجمن قرار دهند. اهداکنندگان همیشه نامه‌ای برای قدردانی و رسیدی از آنچه هدیه کرده‌اند، دریافت کرده‌اند. (۱)

در ارتباط با گنجینه‌ی آثار کوه‌نوردی می‌توان به کارهای زیر اشاره کرد:

اقدام برای چاپ کتاب مرحوم فریدون اسماعیل‌زاده شامل انتخاب خدود ۷۰۰ قطعه عکس و بازنگاری کل متن کتاب و کارهای پیش از چاپ

اسکن کردن و آرشیو حدود ۱۰۰۰۰ قطعه عکس به یادگار مانده از مرحوم فریدون اسماعیل زاده

آرشیو مجموعه‌ای از آثار به جا مانده از مرحوم محمود اجل و کمک به برگزاری چندین نمایشگاه از این آثار در شهرهای مختلف از جمله همدان

جمع‌آوری آثاری از مرحوم نادر ابراهیمی که توسط همسر محترم ایشان به انجمن هدیه شد، دریافت آثاری از آقای شفیعی‌ها، آقای نعمت الله اخضری، آقای عزت الله عمرانی، باشگاه کوه‌نوردان آرش و...

اختصاص بخشی از مکان دفتر انجمن برای نگهداری و نمایش این آثار (نصب کابینت دوطبقه ویژه نگهداری و نمایش) (۲)


هدف نهایی

هدف از ایجاد گنجینه‌ی آثار کوه‌نوردی در نخستین مرحله حفظ و حراست از این آثار و خارج کردن آنها از مجموعه‌های شخصی و خصوصی است به‌منظور استفاده‌ی همگانی و استفاده‌ی پژوهش‌گران.

بسیاری از اقلام باارزش با درگذشت صاحب اثردر پستوها و انباری‌ها نابود می‌شوند و معمولا بازماندگان نیز علاقه و حساسیتی برای نگهداری از آنها ندارند و بنابراین جمع‌آوری دوباره‌ی آنها در مجموعه‌های خصوصی هم این مشکل را حل نمی‌کند، نمونه‌ی بارز آن دشواری دسترسی به آثار مرحوم جلال رابوکی و نیز از دست رفتن بخشی از میراث کوه‌نوردی مرحوم جلیل کتیبه‌ای است که انجمن برای دریافت و حفاظت آنها بسیار تلاش کرد. تجربه‌ی بزرگ به‌دست آمده از این دو مورد نشان می‌دهد که صاحبان آثار باید متقاعد شوند که در زمان حیات، مجموعه‌ی خود را به جایی که مورد اعتماد آنان است هدیه کنند.

انجمن کوه‌نوردان، پیش از این برای ایجاد موزه‌ی آثار کوه‌نوردی تلاش‌هایی کرده است از جمله مکاتبه با سازمان میراث فرهنگی، شهرداری تهران، بعضی از فرهنگ‌سراها و فدراسیون کوه‌نوردی برای اختصاص مکان مناسب ایجاد موزه و نیز تماس با آقای رسول نقوی برای اختصاص خانه‌ی قدیمی مرحوم مش صفر نقوی برای این‌کار که البته نتیجه‌ی قابل قبولی به دست نیاورده است.

پ ن ۱

این نامه برای آقای محمد جعفر اسدی پیش‌کسوت گران‌قدر کوه‌نوردی هم فرستاده شده است. (به‌وسیله‌ی آقای بهرام ذوالفقاری).

نامه فدردانی از آقای محمد جعفر اسدی

لیست آثار هدیه شده توسط آقای محمد جعفر اسدی

پ ن ۲

بازدید از آثار جمع‌آوری شده در انجمن برای همگان آزاد وعملی بوده است و پس از این هم خواهد بود. (به مجرد رفع تعلیق)




لغو سفر بانوان کوه‌نورد زنجان!

ماجرايي كه گويا همه آنها كه در اين حركت سهمي داشتند آن را پيش بيني مي كردند. پس از 3 سال برگزاري اردوهاي متعدد و دوبار كنسل شدن اعزام دختران زنجان به يك صعود برون مرزي به دلايل مالي اين بار اين فدراسيون بود كه علي رغم تامين مالي اين برنامه با تلاش هاي دلسوزان اين تيم، مانع اجراي آن شد و با عدم ارائه مجوز به اين تيم، تيمي كه بي شك شايسته و لياقت چنين صعودي را پس از 3 سال اردونشيني داشت آن را به فراموش كده تاريخ فرستاد.

يادم نمي رود تلاش ها و پيگيري هاي دلسوزانه مسئولان وقت هيات كوهنوردي زنجان  كه هر بهانه تراشي فدراسيون را به هرصورت ممكن پاسخ مي دادند ولي انگار فدراسيون از جايي دستور داشت كه چنين صعودي انجام نشود نه گيرهاي مالي به نتيجه رسيد و نه اشكال تراشي هاي فني به بهانه ها واهي و غيرقابل توضيح و صرفا با اين جمله "در شرايط كنوني از نظر اين مرجع تيم مذكور مجوز صعود نخواهد داشت"! همين و بس. هرچند اين وسط تلاش هاي منفي برخي عوامل داخلي در هيات نيز قابل چشم پوشي نيست و در واقع مي توان گفت عده اي براي استفاده از اين شرايط و وارد كردن نامشان به ليست نفرات اعزامي (به هر روش ممكن) ولو با اغواي اعضاي اردونشين و تحريك آنها به گفتن آنچه نبايد گفته  شود از تلاشي رويگردان نشدند و سرآخر كاروان رفته و ميدان را خالي ديدند.

پس از برخورد ناشيانه و خنده دار فدراسيون در جريان حادثه ماناسلو و منزوي كردن اكثر اعضاي تيم ماناسلو در زنجان فعاليت هاي كوهنوردي زنجان به حالت نيمه راكد درآمده بود و اندك تلاش هايي كه مي شد حول محور اردوهاي بانوان بود كه با برخورد ظالمانه فدراسيون و متلاشي شدن اين تيم مفتخرم خدمت آقاي شعاعي مسئول محترم تعطيلي كوهنوردي در كشور عرض كنم : جناب آقاي مسئول! وظايف خطير خود را بسيار مسئولانه! و با دقت نظر انجام داده ايد بابت تعطيلي كوهنوردي در اين شهر به شما تبريك مي گويم اميد است تلاش هاي شما در همه نقاط كشور جواب دهد. تصور كنيد كوهنوردي بانوان اين شهر با استفاده از پتانسيل بالايي كه در اين 6 نفر بوجود آمده بود چه تكان عظيمي مي توانست بخورد چه پيشرفت جهشي اي درآن بوجود مي آمد اگر اين 6 نفر آماده و سرشار از علم و تجربه كوهنوردي (و نادر در نوع خود) با اميد و روحيه اي كه از موفقيت خود قرار بود بگيرند بازمي گشتند و به تربيت و اداره كوهنوردي بانوان شهر مي پرداختند.

امروز اما پس از سياست هاي سكون گرايانه فدراسيون و به تعطيلي كشاندن كل كوهنوردي كشور! تنها حركتي كه به چشم مي آيد صعودهاي پي در پي عظيم قيچي ساز است اما اي كاش عظيم نيز به جاي مدال آوري براي فدراسيون و پنهان كردن ظلم غير قابل چشم پوشي فدراسيون تلاشي براي به حركت درآوردن چرخ از حركت ايستاده كوهنوردي شهر خود انجام مي داد و بجاي تمركز تام روي صعود هاي هيماليا در كنار آن گوشه چشمي هم به تربيت كوهنوردان و تزريق نفسي تازه به فضاي غبار آلود كوهنوردي شهرستان ها داشت. عظيم خان ما از شما انتظار داريم برادر.


به نقل از آیاز