جشن تیرگان ۱۳۹۱ - ۱۵ و ۱۶ تیر
۱۵ و ۱۶ تیرماه - رینه

۱۵ و ۱۶ تیرماه - رینه

هنوز باور نمیکنم، ماکالو صعود نشده است،
رضا زارعی میگوید که او تنها تا قلهی فرعی صعود کرده است و تیم هم تنها تا پای برج قله صعود کردهاند!
سپاس از رضا که راستی را میپاید.
افسوس و دریغ که پس از ۱۱ سال، محمود هاشمی و حسین مقدم در پای همان برج عکس قله را گرفتهاند و نه حتی بر بالای قلهی فرعی
اگر تیم سال ۱۳۸۰ با هوای بد و دید کم و ناآشنایی و کمتجربهگی فرصت صعود به قله را از دست داد، حسین مقدم و محمود هاشمی در هوای عالی و تجربهی نزدیک به ۱۵ سال هیمالیانوردی پیوستهی ایرانیان و انبوهی از اطلاعات باارزش در مورد ماکالو، چرا به قله نرفتند؟ و یا اگر رفتهاند چرا بهسرعت عکس یا فیلمی از خود بر فراز ماکالو منتشر نمیکنند؟
از تیم ماکالو ۱۳۸۰ محمد اوراز و داود خادم دیگر در بین ما نیستند، اما خوشبختانه حسن نجاریان، جلال چشمه قصابانی و اقبال افلاکی هستند و چه خوب است که این دوستان هم در بارهی این صعود چیزی بگویند.
از رامیار کاردار، فرامرز نصیری و شازده کوچولو که پیگیرانه و با دقت صعود ماکالو را به چالش گشیدند ودیگرانی که به این کار بزرگ یاری رساندند، سپاسگزارم.
وبلاگ، ببینید که دیگر فقط یک دفتر یادداشتهای روزانه نیست،
وبلاگنویسها روزمرهگیها را میکاوند، راستی را مییایند، آن را میپایند و
ستایش میکنند.

پیتزاییها برای اینکه پیتزا له نشود، یک سهپایه پلاستیکی در مرکز جعبه قرار میدهند و بعضی از دست و دلبازها حتی سه تا پایه هم قرار میدهند تا غذا سالم به دست مشتری برسد.

اما پیتزایی محل ما نانهای کوچک و اشتهاآوری را بهجای سهپایه در وسط جعبه قرار میدهد و با این ابتکار خود هم از مصرف پلاستیک خودداری میکند، هم صرفهجویی میکند و هم نگهدارندهی در جعبهاش خوردنی و خوشمزه است.
دوستی با طبیعت خیلی هم دشوار نیست!

روز جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ برای سنگنوردی به هملون رفتیم، هیچکس جز ما نبود، تنها آسمان آبی بود، کوه بود، رود بود، برفچالی در بالادست بود، چمنزار بود و ابر بود.
آرام بودیم و تا آفتاب بود ماندیم!



و او هم آمد!
دوستان همراه - محمد تقی بهرهور، محمود عسگری، محمد آزوری، حسین محمدیان و عباس ثابتیان
تهنوشت - عکسها را با Samsung Galaxy SII گرفتهام
تهنوشت - در این برنامه چهار تا طالبی و یک تا هندوانه هم حضور داشتند.
مرتضی نوتاش از مدتی پیش بیمار بود و سرانجام دیروز در کشور کانادا به دیار باقی شتافت.
در پست قبلی خبر از آمدن مارکوپرزل، لوکا لندیک و امانوئل پلیسیه به ایران دادم، در تماس تلفنی با ابراهیم نوتاش، او گفت که این سه نفر در دههی دوم مهر امسال (۱۳۹۱) به ایران میایند تا پیش از شروع جشنوارهی بیستون، دیوارهی علمکوه را به روش درایتولینگ صعود کنند.
با جند نفر از دوستان در این مورد صحبت کردم و همگی بر این نظر بودند که نیش کرامپون و ضربهی تبر، یگانه دیوارهی گرانیتی ایران را آسیب خواهد زد و لازم است که این سه نفر را از صعود با این روش منصرف کنیم.
لازم دیدم که این موضوع را به نظرخواهی بگذارم تا همه در مورد آن بیندیشند و صحبت کنند.
در نگاه اول، این کار ماجراجویانه، هیجان انگیز و حتی شابد تحسین برانگیز بهنظر میرسد، اما اگر ضربهی تبر سینهی این یگانه دیوارهی گرانیتی را مجروح سازد، بهتر آن است که در روش صعود تجدید نظر کنیم و یا حتی از صعود منصرف شویم. شاید برای تیم پر قدرت «مارکو، لوکا و منی» گشایش یک مسیر نو بر روی دیواره زیباتر باشد.
هم اکنون در بیشتر کشورهای غربی بهویژه انگلستان و آمریکا قانونها و دستورکارهای بسیار سختگیرانهای وجود دارند که رویکرد آنها حفاظت از طبیعت و محیطهای کوهستانی است. در بیشتر سایتهای سنگنوردی خبری از رول بر روی مسیرها نیست و صعود با روش ابزارگذاری انجام میشود و این در حالی است که گروهی از سنگنوردان و دیوارهنوردان ایرانی با بیرحمی و بیملاحظهای هر روز در کار زخمی کردن کوهها هستند، کافی است همین جمعهی پیش رو، به بند یخچال بروید و همه جای آن را وارسی کنید، خواهید دید که حتی یک سنگ سالم در «بندیخچال» ، این اثر طبیعی یکتا وجود ندارد؛ تعدادی از سنگها مانند سنگ شکاف (آلبرت) شاهد بیرحمانهترین آسیبها بودهاند و تقریبا همیشه یک نفر را در حال سوراخکاری یا چکش زدن بر روی آن میبینی!
با درای تولینگ بر روی دیوارهی علمکوه موافقید؟ یا مخالف؟
مارکو پرزل به ایران میاید!

مارکو پرزل، کوهنورد و دیوارهنورد اسلونیایی و برندهی دو کلنگ طلایی امسال به ایران میاید تا در بیستون ۲ شرکت کند. او اینبار هم به همراه مارکو لندیک و امانوئل پلیسیه به بیستون خواهد آمد.
به یاد میاوریم که مارکو، لوکا و منی پلیسیه (فرانسوی) در سال ۱۳۸۹ و در جریان جشنوارهی بیستون مسیر گربهی ایرانی را گشایش کردند.
مارکو گزارشی از سفر خود به ایران برای شرکت پاتاگونیا ارائه کرده است که از اینجا قابل دسترسی است.
پ ن
مارکو، ایران را خلاف آن چیزی مییابد که رسانههای غربی تبلیغ میکنند - بشنوید
پ ن
با سپاس از ابراهیم نوتاش
۵ و ۶ خرداد ماه ۱۳۹۱ فرصتی شد تا به «ایرا» (احتمالن با یک همزه در آخر نام) برویم، از بلندیهای مشرف به کوه دماوند در نزدیکی آب اسک.
روستای ایرا
بامداد شنبه ۶ خرداد ۹۱، کمی پس از سرزدن خورشید
هیجانانگیزترین بخش سفر اقامت در خانهای بود که از روی بالکن آن دماوند را تمام قد میدیدی با نگاهی از جنوب شرق، هوای خنک و تمیز، غذای محلی و حال و هوایی کمابیش روستایی (به سرعت در حال شهری شدن).
کوله را برداشتم و در امتداد پاکوب به سمت شرق به راه افتادم و در ارتفاع حدود ۲۵۰۰ متری دیوارهای روبرویم قد برافراشت که در ورودی روستا آن را «کوه و دیوارهی گل اندام» نام دادهاند، زیبا و وسوسه کننده!
دیوارهی گلاندام و یا گلندان (گلند) - امتداد دیوار شرقی غربی است
در این تصویر کسی آن کوههای روبرو را میشناسد؟
روبرو و در امتداد شرقی روستاهای نوا و نیاک و در جنوب، روستای لاسم قرار دارند.
برای بیشتر دانستن از «ایرا» به آدرسهای زیر هم سری بزنید.
عکسها - عباس ثابتیان
و با سپاس فراوان از میزبانان عزیز، پری و حسین خلیلی

بخشی از مصاحبه با دکتر مردانپور
متن کمل را در وبلاگ کوهستان بخوانید
شما خودتان قصد آمدن داشتید یا اینکه به خاطر مراقبت از آقای بهمنیار با هلی کوپتر آمدید؟
من به خاطر آقای بهمنیار آمدم. آقای دکتر مساعدیان تماس گرفتند و به من سفارش اکید کردند که مراقب ایشان باشم و من هم گفتم مطمئن باشید که من طبق وظیفه پزشکی و انسانی خودم ایشان را لحظه ای تنها نخواهم گذاشت. من هم تا "کاتماندو" با ایشان آمدم و در آنجا در فرودگاه با آمبولانس به یک کلینیک پزشکی که متعلق به آمریکایی ها بود رفتیم که بسیار مجهز بود. در آنجا ریه های ایشان را به صورت کامل معاینه کردند و کارهای لازم را برایش انجام دادند که مشخص شد آقای بهمنیار "ادم ریوی" کرده اند. پزشکان آمریکایی آنتی بیوتیک های جدید و یکسری داروی تازه برای ایشان تجویز کردند.
در خبر های منتشر شده اولیه هیچ اشاره ای به کمک های شما نشده بود. از این موضوع ناراحت نشدید؟
صحبت های دیگران برای من مهم نیست من به وظیفه پزشکی خودم عمل کرده ام. ببینید وظیفه یک پزشک همین است. یک پزشک واقعی حتی اگر در مسیر فتح قله اورست باشد هنگامی که یک کوهنورد احتیاج مبرم به کمک داشته باشد نمی تواند فتح قله را به نجات جان یک انسان ترجیح دهد. پزشکان واقعی همیشه به وظیفه انسانی خود عمل می کنند و آن را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند. نجات جان یک انسان برای یک پزشک از همه چیز حتی فتح قله اورست هم مهم تر است.
پس از پیگیریهای مکرر در چند هفته اخیر پوشاندن زباله های دماوند در زیر تلی از خاک تنها راه حلی است که به ذهن مسئولان برای رفع این معضل رسیده است.
عباس محمدی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه بطری های نوشابه و آب
معدنی بخش عمده ای از حجم زبالههای دماوند را به خود اختصاص می دهد افزود:
در حال حاضر در تمام کشورهای پیشرفته دنیا کارخانه های تولید نوشابه و آب
معدنی بطریهای خالی را پس می گیرند و برای این کار مبلغی را به عنوان گرویی
تعیین می کنند تا مردم مجبور باشند بطری های خالی را به مغازه داران پس
دهند و کارخانه مذکور از این طریق بطریهای جمع آوری شده در مغازه ها را باز
پس می گیرد.
وی با بیان اینکه بطریهای نوشابه و آب معدنی از بدترین انواع زبالهها
هستند گفت: سال های طولانی صرف تجزیه این بطری ها می شود و یکی ازبدترین
انواع زباله هستند که آسیبهای جدی به محیط زیست پرندگان و آبزیان می زنند و
از آنجایی که مانند ذره بین عمل می کنند با متمرکز کردن نور خورشید در
مکانهایی که رها می شوند موجب آتش سوزی می شوند.
مدیر دیده بان کوهستان با اشاره به اینکه 80 درصد زباله های دماوند و به
طور کلی جاده هراز توسط مسافران عبوری تولید می شود تصریح کرد: در فصل
تابستان بیش از 20 میلیون نفر مسافر که میزان تولید زباله توسط آنها چندین
برابر حالت عادی است در این مسیرها حضور دارند در حالیکه جمعیت افراد بومی
این مناطق کمتر از 2 میلیون نفر است بنابراین بی انصافی است که مدیریت این
زباله ها را تنها وظیفه دهیاری ها و بخشداری های این منطقه بدانیم بلکه
بایستی وزارت کشور و سازمان محیط زیست در خصوص جمع آوری و امحاء این زباله
ها اقدام کنند.
به گفته وی، انتقال زباله های دماوند به سایت های دفن زباله تهران مانند
کهریزک اگرچه هزینه زیادی دارد اما این هزینه ها در مقابل خسارات زیست
محیطی که این کوه زباله به این منطقه وارد می کند بسیار ناچیز است.
محمدی با بیان اینکه ایران تنها یک دماوند دارد اظهار داشت: راه اندازی
سایت دفن بهداشتی زباله یا تجهیزات تفکیک زباله و زباله سوز های مرغوب
سازگار با محیط زیست شاید هزینه های هنگفتی برای شهرداری داشته باشد کما
اینکه هر دستگاه زباله سوز آلمانی سازگار با محیط زیست با ظرفیت معادل 10
تا 15 تن حدود 3 میلیارد تومان هزینه دارد اما در مقابل هزینه هایی که
شهرداری انجام می دهد مانند سنگفرش های پیاده رو های راه آهن تا ولیعصر که
چند سال پیش حدو 30 میلیارد تومان هزینه در برداشت و یا دیگر سا خت و ساز
های پر هزینه اصلاً رقم قابل توجهی نیست.
محمدی اظهار داشت: مهمترین علت جمع شدن حجم انبوهی از زباله ها در مکانی
مانند دماوند هزینه های بالای جابجایی آن به سایت های دفن زباله در تهران
است که بخش اعظمی از این حجم مربوط به بطریهای نوشابه و آب معدنی است که
بدون هیچ هزینه ای دستگاههای مسئول مانند سازمان محیط زیست، وزارت صنعت ،
معدن و تجارت و وزارت کشور می توانند مردم و کارخانه داران را موظف به
تفکیک این بخش از زباله ها کنند.


نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است . صفر نقوی به سال ۱۳۰۰ در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی و کشا ورزی مشغول بود و از سال ۱۳۳۸ با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است . صفر ، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال ۱۳۴۲ ، و ساخت پناهگاه جدید در سال ۱۳۵۱ مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان کوه نوردان است .
مش صفر روز دوشنبه یک خرداد ۱۳۹۱ درگذشت.
مجلس ختم: پنجشنبه ۴ خرداد ماه از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در مسجد جامع کلاردشت-رودبارک
منبع: ویکی پاکوب

تیم ترانگو در آستانهی سفر است.
در نشست روز ۴شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱ انجمن، «وحید بهرامی» گزارشی تصویری از برنامهی تیم ترانگوارائه خواهد کرد.
تیم ترانگو در آستانهی کاری بزرگ و کمنظیر در تاریخ کوهنوردی ایران، به پشتیبانی و دلگرمی همهی ما نیاز دارد.