حادثه در غار پراو
جواد گیاه شناس : بهت و حیرت سراسر وجودم را فرا گرفت . انگار دیروز بود برنامه اورست . خلیل و عکسهاش و فیلمبرداریش . دوربینش . انگار دیروز بود که بخاطر سرفه های شدیدش او را از بیس کمپ با یک باربر روانه کردم او رفت . هر چند اورست برایش برنامه دلخواه نشد اما همیشه به یاد آن برنامه بود . و بارها خودش را به بالاترین ها رساند . بعد او لنین و کورزینفسکایا را صعود کرد و می گفت دیگه آسیای میانه نمیره . می خواست این بار هشت هزار متری صعود کند اما نمی دانست که در عمق ۲۰۰ متری غار پروا می بایست از قطار زندگی یاده شود .
خلیل که همواره دلش برای کوهنوردی همدان می تپید چه بارها که با دلواپسی پناهگاه قزل ارسلان را مدد رساند و چه روزها که در سرما برای راه انداختن آبشار گنجنامه در زمستان تلاش کرد .
به نقل از کلاهه و الوند پرس http://alvandpress.blogfa.com http://www.kolaheh.persianblog.ir
کوهنوردی در دهه پنجم زندگی گویی حال و هوای تازه ای دارد و نشاط دیگری به انسان می بخشد, یک ارتباط تازه با طبیعتی که سخت در معرض هجوم ما انسانهاست, در این وب لاگ اگر فرصت لازم فراهم آید به ارایه گزارش های کوهنوردی و یا طبیعت گردی و مسایل زیست محیطی میپردازیم