بدرود پرویز!!
بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من به تو دوست مهربانم و دوستان تو نیاز دارم. من انسانی هستم میان انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنائی ندارم ..."

دریغ و درد که پرویز از میان ما رفت!
گزیده ای از آن چه پرویز در باره ی خودش در نشاط کوهستان نگاشته است را می خوانیم تا عشق او به طبیعت و انسان را دریابیم.
" من چه کسی هستم، من خویشاوند نزدیک هر انسانم. من کوهگردی بودم در دایره زندگی، در این دایره فرصتی دست داد کوهها را بپیمایم، طبیعت را و کوهستان را جور دیگری دیدم، قدرت و عظمت خدا را، خردی و ضعف انسان را، زیبایی طبیعت را، جلوههای بی بدیل الهی را همانند تابلوی زنده در کوهستان یافتم و عاقبت کوهنورد شدم. الان هم که عشق کوهام و نشاط کوهستان بستر شکوفایی من است.
بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من به تو دوست مهربانم و دوستان تو نیاز دارم. من انسانی هستم میان انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنائی ندارم ..."
پ ن: عکس از کوه نوشت و برداشت متن پروفایل از کلاغ ها
کوهنوردی در دهه پنجم زندگی گویی حال و هوای تازه ای دارد و نشاط دیگری به انسان می بخشد, یک ارتباط تازه با طبیعتی که سخت در معرض هجوم ما انسانهاست, در این وب لاگ اگر فرصت لازم فراهم آید به ارایه گزارش های کوهنوردی و یا طبیعت گردی و مسایل زیست محیطی میپردازیم