آی نفسکش!!!!!
هفتهی پیش با چندتایی از دوستان بودم که مرداد را برای صعود مسیری بر روی دیوارهی علم کوه و یا پیمودن گردهی آلمانها در منطقه و در علمچال بودند و دریغ و درد که باورکردنی نبود، آنچه شنیدم. امروز هم با دوست دیگری صحبت میکردم که ماجراهای پیشآمده در علم چال را تایید می کرد.
یادگاری نویسی و رنگ پاشی بر روی سنگ ها!
دزدی لوازم و تجهیزات!
لات بازی و فحاشی!
و سرانجام چاقوکشی!
من نمی فهمم کسانی که شاهد ماجرا بوده اند، چرا ساکت اند و چیزی نمی گویند؟
آقایان «رسول و مهراد» که از گیلان به علم چال رفته اید، شما چرا و به چه حقی یادگاری های زشت خود را بر پیشانی کوه نوشتید؟
مربی محترم تیم گیلان! هیات کوه نوردی گیلان! شما چه برخوردی با این کوه نوردان پرمدعا داشته اید؟
و

هیات کوه نوردی اراک!
آیا چاقوکش ها و نفس کش طلبانی که علم چال را از چاله میدان تمیز نمی دهند، می شناسید؟
آیا آنها را فراخوانده اید؟
از آنها برای آلودن فضای کوه و طبیعت و برای این لمپنیزم تهوع آور بازخواست کرده اید؟
پ ن
اول اینکه این پست را با موزیک متن فیلم قیصر بخوانید و دوم اینکه بعضی پدیدههای زشت که با سرعت در جامعه کوهنوردی رواج میگیرند، نصیحت بردار نیستند!!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16:39 توسط عباس ثابتیان
|
کوهنوردی در دهه پنجم زندگی گویی حال و هوای تازه ای دارد و نشاط دیگری به انسان می بخشد, یک ارتباط تازه با طبیعتی که سخت در معرض هجوم ما انسانهاست, در این وب لاگ اگر فرصت لازم فراهم آید به ارایه گزارش های کوهنوردی و یا طبیعت گردی و مسایل زیست محیطی میپردازیم