نگاهی به کارنامه آرام کوه در سال ۱۳۸۹ و نیم نگاهی به دیگران

عکس از آرام کوه
انتشار پستی در وبلاگ کلاغها مرا بر آن داشت تا گزارشی آماری از فعالیت آرامکوه در اختیار دوستان بگذارم
تعداد پستها در سال ۲۰۰۷ - ۸۰تعداد پستها در سال ۲۰۰۸ - ۱۸۲
تعداد پستها در سال ۲۰۰۹ - ۱۲۴
تعداد پستها در سال ۲۰۱۰ - ۱۵۲
تعداد پستها در سال ۱۳۸۹ - ۱۶۹
نگاهی به تعداد پستها نشان میدهد که آرامکوه در سال ۲۰۰۹ دچار افت کمی شده است و در سال ۲۰۱۰ این افت تا حد خوبی در مقایسه با سال پیش از آن جبران شده است.
حالا نگاهی بکنید به آمار ماهانهی آرامکوه در یک سال گذشته:
مارس ۲۰۱۰ - ۱۰/۱۰
آوریل ۲۰۱۰ - ۱۰/۱۱
می ۲۰۱۰ - ۱۴/۱۸
ژوئن ۲۰۱۰ - ۷/۸
ژوییه ۲۰۱ - ۱۲/۱۲
اوت ۲۰۱۰ - ۴/۵
سپتامبر ۲۰۱۰ - ۴/۴
اکتبر ۲۰۱۰ - ۱۳/۱۶
نوامبر ۲۰۱۰ - ۱۵/۱۸
دسامبر ۲۰۱۰ - ۲۷/۳۰
ژانویه ۲۰۱۱ - ۱۸/۲۱
فوریه ۲۰۱۱ - ۱۲/۱۶
عدد سمت راست تعداد کل پستهای هر ماه و عدد سمت چپ تعداد پستهای مستقل را نشان میدهدو منظور از پست مستقل این است که به وسیلهی خودم نوشته شده است و کپی از منبع دیگری نیست، هر چند که در نوشتن هر مقاله و مطلبی از منبعهای گوناگونی ممکن است استفاده شود.
۱- نگاهی به این آمار نشان میدهد که آرامکوه در مجموع، خوب کار کرده است و نه تنها کمکار نبوده، که از پرکارترینها بوده است.۲- در بین این پستها تعداد زیادی مقالهی دست اول و ترجمه وجود دارد.
۳- مقالههایی که از دیگران نقل شده اند، تعدادی اندک و نسبت کمی از شمار پستها را تشکیل میدهند.
۴- گاهی مقالهای از دیگران، آنچنان خوب نوشته شده و یا ترجمه شده و یا دارای آنچنان اهمیتی است که باز نشر آن به نظر من واجب است.
۵- عباس محمدی از کسانی است که به قول دوستی کار نوشتن او گاهی به سرایش میرسد، او بیشترین نقش را در مستند کردن تاریخ کوهنوردی ایران داشته است، «تنها نگاهی به تعداد مقالههای منتشر شده از او در دانشنامهی آزاد کوهنوردی، ویکیپاکوب بیندازید» و با این وجود تعداد نوشتههایی که از او در آرامکوه منتشر شده است، کمتر از دهتا است.
۶- بیشترین پستهای سایت انحمن کوهنوردان ایران در دو سال گذشته به وسیلهی عباس ثابتیان منتشر شده است و تعدادی از آنها در آرامکوه هم منتشر شدهاند تا خوانندگان این وبلاگ هم آنها را بخوانند.
۷- ویکیپاکوب، تا این لحظه، نیمروز چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ ، دارای ۶۷۸ مقاله است که بخش قابل ملاحظهای از آن از نظر کمی به وسیلهی عباس ثابتیان منتشر شده است.
۸- برای اینکه مقایسهی خوبی از این رقم و عددها داشته باشید، به سراغ یکی از این وبلاگها بروید و تنها تعداد پستهای کپی شده و پستهای مستقل را در هر ماه و یا یک فصل مقایسه کنید.
من و دیگران:
کوهنوشت با توجه به اینکه تقریبا تمام خبرهای کوهنوردی را پوشش میدهد، یک مرجع خبری است و همیشه در تنظیم خبرهای کوهنوردی در نشستهای انجمن، بیشترین سهم را کوهنوشت دارد. بهعلاوه دلکوکیهای او، بهویژه که روز پیش با او کلکل داشته باشی، خواندنی است!!
کوه قاف سرشار از مقالههای نو و بکر است و سراغ هرچه را بگیری، احتمالا مقالهای از رضا زارعی در آن مییابی (نوشته و یا ترجمه). بخشی از مقالههای کوه قاف در ویکی پاکوب منتشر شدهاند و تعداد زیادی در صف انتشارند (با اجازهی او)
کوهنوردی، ورزش و سلامتی را میتوان نسخهی فارسی Explorersweb دانست، ترجمههای خوب و آخرین خبرها از هیمالیا را همیشه در این وبلاگ دم دست خود دارید، زحمت این دوستان و کار با ارزشی که انجام میدهند، به ویژه فریدون شیرمحمدلی، ستودنی است.
ماگما را دوست دارم و فواد را که دنبال کشف ناشناختههاست و تجربهی گشت و گذارها و ماجراجوییهای خود را با ما شریک میشود، از همدان و الوند چیزی نمیگوییم.
شهرام در دیوارهی بلند و انگشتان سرمازده، همیشه مطلبی شنیدنی و خواندنی برای ما دارد، هر چند که کمی زودرنج شده، ولی خوشبختانه او برگشته و باز هم مینویسد، یکی از کارهای باارزش شهرام، فرهنگ لغت و اصطلاحهای کوهنوردی و سنگنوردی است که تهیه و ترجمه کرده و از جمله کارهای ماندگار او در این عرصه است.
عباس محمدی در دیدهبان کوهستان هم با کلکسیونی از مقالههای زیستمحیطی و گزارشهای پرشمار از فعالیتهای عملی و اجرایی برای حفاظت از محیطهای موهستانی و طبیعت ایران، هر روز پیش روی من است.
کلاغها، و من کلاغها را میخوانم چون در حال حاضر منتقد جدی عرصهی کوهنوردی است و من به دیده شدن و در معرض نقد قرار گرفتن و راه رفتن در روشنایی اعتقاد دارم. هرگاه که به زیر سایهای بخزی، چراغی روشن میشود تا راه را ببینی (اثر نقد است این) و سر از پس کوچهها در نیاوری. کلاغهای فرامرز، تیزبیند اما مثل همهی کلاغها گاهی دچار خطای دید هم میشوند و گاهی هم احساساتی میشوند، ولی در کل من کلاغها را از نوجوانی دوست داشتهام، از آن پس که اولدوز و کلاغهای صمد را خواندم. (این ربطی به فرامرز ندارد!)
کلاغها را میخوانم تا خبر زلزله و سونامی در کوهنوردی و هر خبر فوری!!!!!! دیگر این حوزه را آنجا بخوانم، چون عادت دارم از این وبلاگ صدای جیغ بشنوم.
خوب کلاغها گاهی بیانصاف میشوند مثل مطلبی که در مورد آرامکوه نوشتند و من البته چون کلاغها را دوست دارم، به دل نمیگیرم و بهجای دلگیر شدن، آمار میدهم. (این هم اثر نقد است)
شاد باشید دوستان
به پیشواز بهار


روز جمعه ۱۳۸۹/۱۲/۲۰ به رسم سالیان، تلاش کردیم تا بیشترین شمار دوستان خود را گرد هم آوریم و به پیشواز بهار برویم.
به گلابدره رفتیم و خوش بودیم و آنهایی را که نبودند را هم خالی کردیم.
جای شما هم خالی بود!
عظیم قیچی ساز و نانگاپاربات
در کوه نیوز می خوانیم که:
(فقط جهت اطلاع! ...) عظیم قیچی ساز در این مصاحبه و مصاحبه های دیگر که در زمان صعودش به نانگاپاربات از او منتشر شد، خود را به عنوان اولین کوهنورد ایرانی فاتح نانگاپاربات معرفی کرده است، این درحالیست که پیش از او، تیمی متشکل از کوهنوردان ایرانی باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند نیز، بر روی این قله فعالیت داشته اند. کوهنوردان باشگاه دماوند که در آن برنامه یکی از اعضای تیم خود را نیز به نام «سامان نعمتی» از دست داده اند خود را به عنوان اولین ایرانی های صعود کننده قله نانگاپاربات معرفی می کنند.
در مصاحبه او با ایسنا شش مرداد هشتاد و نه می خوانیم:
وي در مورد اينكه آيا تاكنون كوهنوردي از ايران توانسته كوه قاتل را فتح كند، گفت: دو سال قبل تيمي از استان تهران براي صعود به اين قله رفت اما نميدانم كه آيا قله را فتح كرد يا نه؟ در اين صعود سامان نعمتي جان خود را از دست داد.
عظیم قیچی ساز، اگر هم اعتقاد دارد که او اولین بار نانگاپاربات را صعود کرده است، این مطلب را در هیچ کجا و با این صراحت ذکر نکرده است.
در این صورت:
یک - عظیم قیچی ساز نانگاپاربات را صعود کرد و عکس های واضحی هم از صعود خود گرفت، ولی ادعا نکرد که اولین ایرانی صعود کننده به این قله است.
دو - عبارت بالا را این طور هم می توان بیان کرد که: عظیم قیچی ساز ادعا نکرده است که تیم باشگاه دماوند دروغ می گوید و این ادعا را دیگران برای او ساخته اند و پرداخته اند.
سه - اگر عظیم قیچی ساز شبهه ای در صعود تیم باشگاه دماوند داشت، حتما آن را رسما و صریحا تا به حال بیان می کرد و دلیل و یا دلیل های این شبهه را اعلام می کرد.
چهار - اگر کسی مصاحبه ای از عظیم قیچی در مورد اولین صعود کننده نانگاپاربات شنیده و یا خوانده است، لطفا آدرس آن را برای مراجعه دیگران اعلام کند تا نخست به درستی این خبر که از قول او گفته می شود، پی ببریم و سپس دلیل این ادعا را از او بپرسیم.
برای عظیم در صعود به کانگچن چونگا آرزوی پیروزی و بازگشت به وطن را دارم، شاد و سلامت!
نود و هفتمین نشست ماهانهی انجمن کوهنوردان ایران
ويژه برنامهی مسايل زيست محيطی كوهستان
آغاز نشست با
گزارش هیات مدیره و
گزارش لطیفه بقراط از همایش در شبهجزیرهی میانکاله
سخنرانان
مهندس محمد درويش، عضو هيات علمی موسسهی تحقيقات جنگلها و مراتع
دكتر پيمان يوسفیآذر، مدير كل پيشين جنگلهای خارج از شمال
فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر حوزهی آب
عباس محمدی، مدير گروه ديدهبان كوهستان انجمن کوهنوردان ایران
با مطالب و نمايش اسلايدهایی در زمينهی:
• اثر مخرب سدسازی بر كوهستانها و جنگلهای كشور
• اثرات سدسازی در حوزههای اروميه، كارون، زايندهرود
• اثر سدسازی بر كشاورزی، با نگاهی به هامون سيستان
• پرسشهایی كه سدسازان پاسخ نمیدهند...
با همكاری موسسهی توسعهی پايدار و محيط زيست (CENESTA)
چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ از ساعت ۱۷ تا ۲۰
سالن شهریاران جوان - آمفی تئاتر شماره ۲
تهران - خیابان استاد نجاتاللهی (ویلا) - نبش ورشو
هشتم مارس، روز جهانی زن گرامی باد

در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاههای پارچهبافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابانها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتکزدن زنان برهم خورد.
سال ۱۹۰۷ در دورهای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج
گرفته بود، به مناسبت پنجاهمین سال گرد تظاهرات نیویورک در هشتم مارس،
زنان دست به تظاهرات زدند.
ایده انتخاب روزی از سال بهعنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان"
مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر
سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت «روز
زن» برگزار شود.
در سال ۱۹۱۰، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن"
پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده
بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که میتوانست اهمیت و
جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد.
زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند، مناسبت این روز،
مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی
لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان،
انجامید.
"دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را
۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد و تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به
بعد موکول شد.
بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»،
انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد و این نخستین تشکیلاتی بود که
این روز را به رسمیت شناخت.
۱۹ مارس ۱۹۱۱ خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به
لرزه در آمد. شمار زنان تظاهر کننده در اتریش به ۳۰ هزار نفر میرسید،
نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را
دستگیر کردند.
سال ۱۹۱۳ "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس
را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، بهعنوان «روز جهانی زن» انتخاب
کرد. در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و
در سراسر اروپا، مراسم «۸ مارس» را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند.
در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان
انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی "علیه
جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، طبقات مختلف به
موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع
از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد.
در سال ۱۹۱۷ تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم،
بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات،
اعلام اعتصاب عمومی کردند و
۸ مارس ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد.
سال ۱۹۲۱، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد.
در آن کنفرانس، روز ۸ مارس بهعنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس،
زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته
هایشان فرا خواند.
از اواسط دهه ۱۹۳۰، دنیا یک بار دیگر بسوی جنگ جهانی جدید روان شد.
برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند،
غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس ۱۹۳۶، زنان در
برلین تظاهرات کردند. در همان روز، اسپانیای فاشیست شاهد تظاهرات هشتم
مارس در مادرید بود. ۳۰ هزار زن کمونیست و جمهوریخواه، شعار "آزادی و صلح"
سر دادند.
در پی جنگ جهانی دوم، انقلاب ها و جنبش های رهاییبخش در کشورهای مختلفی
درگرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گامهای بزرگی در
جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سالها، عمدتاً دولتها و تشکیلات
مترقی و انقلابی در بر پایی «روز جهانی زن» میکوشیدند.
در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنت ها و قید و بند ها و قوانین
مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان
موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با
هرزهنگاری، کاهش ساعات کار روزانه و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در
برخی از این زمینهها پیشروی کند. در تظاهرات هشتم مارس ۱۹۶۹ زنان در
دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ ویتنام تظاهرات کردند.
در سال ۱۹۷۵ سازمان ملل متحد هشتم مارس را بهعنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت.
جایزه ی زیست محیطی دکتر تقی ابتکار و انتخاب عباس محمدی
خبری در این مورد را در سبز پرس بخوانید.
پ ن تبریک به عباس
موسوی نژاد و مسیر انجمن

موسوی نژاد در وهله اول موفق شد گروه بزرگی گرد آورد که همگی از دل و جان برای موفقیت برنامه کوشیدند. گروهی با توانایی های متفاوت که هر یک تا آنجا که در توان داشت از تلاش دریغ نکرد. از مهیار پورعبداله که اتاقک چوبی را طراحی کرد و ساخت تا آرا مگردیچیان که برای مدت 16 روز اشعه آفتاب بر چهره اش نتابید................
انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان متولد شد
نتایج انتخابات انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان
پس از يك سال تلاش هيئت موسس منتخب توسط غارنوردان سراسر كشور، انجمن غارنوردان و غارشناسان ايرانيان به ثبت رسيد و انتخابات هيئت مديره انجمن در روز جمعه 13 اسفندماه 1389 در هتل شمشک (استان تهران) با شرکت گسترده و پرشور غارنوردان سراسر کشور و با حضور پیشکسوتان، چنگيز شيخلي، احمد معرفت، حشمت حيدريان، طاهر زاهدي، كيومرث بابازاده، محمد نوري، سيد حميد صديقيان، برگزار گردید.

پس از شمارش آراء ماخوذه ( 106 برگ رای ) هیات مدیره و بازرسین به قرار ذیل انتخاب شدند .
اعضاء هیات مدیره :
1 - جواد نظام دوست 102 رای
2 - یوسف واقف 92 رای
3 - قاسم قادری 69 رای
4 -مجید ثقفی 68 رای
5 - سعید هاشمی نژاد 62 رای
6 - ابراهیم بیرامیان 49 رای ( علی البدل )
7 - علیرضا بلاغی 31 رای ( علی البدل )
بازرسین :
1 - آرش نقافی 45 رای
2 - مهرداد حاجی هاشمی 9 رای ( علی البدل )
لازم به ذکر است که اعضاء هیات مدیره برای مدت 2 سال و بازرسین برای مدت یک سال انتخاب شدند .
منبع: سایت انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران
داگ اسکات وکلنگ طلایی همهی دوران

داگ اسکات در ایران - سال 1387
همانند دو سال گذشته و همزمان با اعطای نوزدهمین کلنگ طلایی به برترین صعودهای سال ۲۰۱۰ که از ۱۳ تا ۱۶ آوریل ۲۰۱۱ در دو شهر شامونی فرانسه و کورمایور ایتالیا صورت خواهد گرفت، به طور همزمان جایزه کلنگ طلایی دوران به داگ اسکات کوهنورد معروف انگلیسی اعطا خواهد شد.
داگ اسکات، کوهنورد و کاشف انگلیسی و نخستین فرد انگلیسی است که در پائیز ۱۹۷۵ به همراه دوگال هستون و پس از پشت سر نهادن دیواره عظیم جنوب غربی اورست به قله این کوه دست یافت. وی از پیشگامان سبک صعودهای سبکبار (آلپی) در کوهنوردی دنیا به شمار می آید که بیشتر صعودهای خود را در غالب تیمهای کوچک و بر روی قلههای عظیم و سر به فلک کشیده صورت داد.
اسکات سابقهی صعود به بیش از ۴۰ قله، از هندوکش تا جزایر بافین را در کارنامه دارد و مسیرهای بیشماری را از آلپ تا یوسمیتی گشایش کرده است.
زوج اسکات و هستون پس از گشایش مسیر دیواره جنوب غربی اورست که به سرپرستی کریس بانینگتون صورت گرفت توانستند ۲۸۰۰ متر مسیر را در کوه دنالی (در آلاسکا) گشایش کنند. اسکات و بانینگتون در سال ۱۹۷۷ توانستند قلهی کوه غول(اُگری یا بینتابرک) با ارتفاع ۷۲۸۵ متر را صعود کنند. در بازگشت از همین صعود بود که داگ هنگام فرود هر دو پایش شکست و به سختی و درازکش خود را به کمپ اصلی رساند تا صعودشان به حماسه بدل شود.
صعود کانچن چونگای او به ارتفاع ۸۵۸۶ متر و به همراه جو تاسکر، پیتر بوردمن و جورج بتمبورگ در سال ۱۹۷۹ و از مسیر جدید، بدون شک انفلابی در کوهنوردی سبکبار به شمار میآید.
فعالیت بر روی «کوسوم کانگورو» به همراه آلن روز، برایان هال و جورج بتمبورگ، صعود سبکبار شیشاپانگما از مسیر جدید در جبهه جنوبی به همراه الکس مکینتایر و راجر باکستر و صعود مسیر جدید شولینگ در سال ۱۹۸۱ از دیگر فعالیتهای شاخص داگ اسکات به شمار می آید.
به مجموع تلاشهای او میتوان تلاش بر روی کی دو و ماکالو را افزود که تمامن از مسیرهای نو و با سبک سبکبار صورت گرفتند.
داگ اسکات همچنین به همراه کریس بانینگتون از سال ۱۹۸۹ انجمنی را در نپال پایهگذاری کردند که هدفش فعالیتهای خیرخواهانه به منظور گسترش آموزش، بهداشت و بهبود معیشت مردم محلی دامنه های هیمالیا است. فعالیتهایی که بهخاطر آنها توانست مدال طلای انجمن جغرافیای جهانی را دریافت کند.
بدین شکل میتوان دریافت که داگ اسکات بهترین گزینه برای اعطای جایزه کلنگ طلایی همه دوران در سال ۲۰۱۱ به شمار می آید.
لازم به ذکر است در مراسم اعطای کلنگ طلایی ۲۰۱۰ جايزه كلنگ طلایی همهی دوران به راينولد مسنر نخستين فاتح تمامی ۸۰۰۰ متریها و در سال ۲۰۰۹ جايزهی كلنگ طلایی همهی دوران) به والتر بوناتی از ايتاليا رسيد.
منبع: uk climbing و سایت کوه قاف (رضا زارعی)
دوره آموزشی تغذیه در کوهستان
دورهی آموزشی تغذیه در کوهستان
انجمن کوهنوردان ایران برگزار میکند
در این دوره به صورت فشرده، مهمترین مسایل مربوط به تغذیه در کوهستان همراه با پرسش و پاسخ ارائه میشود.
زمان برگزاری: دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ از ساعت ۱۶ تا ۱۹ - محل برگزاری: دفتر انجمن - خیابان انقلاب - نبش لالهزارنو ساختمان ۵۹۰ طبقه ۴ واحد ۱۲
استاد: دکتر ابوالفضل جوادی، مربی و مدرس جستجو، نجات و پزشكی ارتفاع – پزشك تیم و برنامهريز تغذيه در صعودهای بلند
هزینهی دوره: ۵ هزار تومان (برای اعضای انجمن با ۲۰٪ تخفیف ۴ هزار تومان)
نحوهی ثبت نام:
ثبت نام حضوری: پرداخت هزینه ثبت نام در دفتر انجمن
ثبت نام غیر حضوری: پرداخت هزینه از طریق واریز به حساب انجمن (حساب
سپهر به شماره ۰۲۰۶۶۰۱۲۶۶۰۰۲ بانك صادرات ايران ، شعبهی سورنا، کد ۸۰۷
به نام انجمن كوهنوردان ايران) و ارسال رونوشت فیش بانکی همراه با مدارک
ثبت نام به ایمیل انجمن (info@alpineclub.ir) و یا فاکس (۰۲۱۶۶۷۱۲۴۲۱)
مهلت ثبت نام:شنبه ۲۱ اسفند ۸۹
« سند چشم انداز انجمن کوه نوردان ایران »
متن کامل بخش نخست سند را در ادامهی مطلب بخوانید.
« سند چشم انداز انجمن کوه نوردان ایران »
الف ) بیانیه ماموریت انجمن :
« انجمن کوه نوردان ایران بر آن است که با بکارگیری تازه ترین و موثرترین دستاوردهای فن آوری در حوزه کوه نوردی و به کمک ویژگیهای ممتاز خود به عنوان تشکلی مردم نهاد با منابع انسانی گسترده ، نهادی جامع نگر با رویکرد فراگروهی و عضوی از شبکه بین المللی کلوبهای آلپاین ، برای گسترش همکاری میان کوه نوردان ، توسعه آموزش و پژوهش در حوزه کوه نوردی ، حفظ زیست محیط و فرهنگ بومی مناطق کوهستانی ، افزایش ایمنی صعود و کاهش سوانح کوه نوردی ، حمایت از کوه نوردان نوآور و توسعه منابع کوه نوردی تلاش نماید . »
ب ) بیانیه چشم انداز انجمن :
« ما قصد داریم با برخورداری از تواناییها و ظرفیتهای اعضا و همکاران خود اعم از کوه نوردان و نهادهای کوه نوردی داخلی و خارجی ، به عنوان یک سازمان کوه نوردی پیشرو و معتبر با خدمات کیفی فراگیر در حوزه آموزش ، پژوهش ، فرهنگ ، زیست محیط ، ایمنی و دیگر حوزه های مرتبط با کوه نوردی شناخته شویم . »
ج ) باورها و ارزشهای انجمن :
« ما برای انجام ماموریت و تحقق چشم انداز خود ، به ارزشهای زیر متعهد هستیم :
۱ ) حفظ صداقت و پایبندی به اصول اخلاقی در تمامی فعالیتها
۲ ) حفظ حرمت همه شخصیتهای حقیقی و حقوقی مرتبط با کوه نوردی
۳ ) تکریم و بزرگداشت تمامی اعضا و همکاران انجمن ، بویژه پیش کسوتان
۴ ) اهتمام به مشارکت گسترده اعضا در روند هدایت و مدیریت انجمن
۵ ) حفظ زیست محیط کوهستان و ترویج صعودهای پاک »
به ياد ناصر خوشه چين
این نوشته را عباس محمدی برای نشر در ویکی پاکوب فرستاده است.
به ياد ناصر خوشه چين
فريدون اسماعيل زاده
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز
مرده آن است كه نامش به نكويی نبرند
بهت و تاسفی كه مرگ ناصر خوشه چين در ميان كوه نوردان ايجاد كرد، و شركت گستردهی مردم برای مراسم تشييع جنازه و يادبود و بزرگداشت او در پای كوه كول جنو و پناهگاه آن، در جامعهی كوهنوردی كم سابقه بوده است؛ چرا؟
اگر شنيدهها و ديدههایمان را در مراسم مذكور با خاطرهی برنامههایی كه با او انجام دادهايم، در ترازوی تفكر و تعمق جمع كنيم و بسنجيم، مطالب احساساتی و مطابق مجلس به هم بافته شده را دور بريزيم، از مرده پرستیها بپرهيزيم، و خود را از تارهای دوستیها و دشمنیهای غير منطقی برهانيم، شايد بتوانيم علل اين محبوبيت عظيم را بيابيم و چراغی فرا راه خود و ديگران قرار دهيم.
اولين چيزی كه در ناصر میديديم خندهی بیريا و سادهای بود كه در پشت خود دقت و توجهی پنهان داشت، و سادگی و بیپيرايگی اين خنده انسان را جلب میكرد و حس اعتماد و دوستی ايجاد مینمود.
آَشنایی بيشتر با او نشان می داد كه اين سادگی، عميق و باطنی است و ناصر اهل دروغ و ريا نيست؛ شايد به اين علت كه اهل بزرگ نمایی و رياست طلبی نبود.
زمانی به او گفتم: چرا وارد فلان تشكیلات نمی شوی؟ گفت: فلانی میخواهد خودش را مطرح كند و احترام بخرد. اين جواب مختصر و ساده چون چراغی محيط را برايم روشن كرد. اگر آشناییمان بيشتر میشد و با او برنامههای مشكل زمستانی اجرا میكرديم، مثل برنامهی زمستانی صعود كول جنو كه به علت خرابی هوا و طولانی و فنی بودن مسير و بعضی اشتباهات خود ما كه در آن موقع قابل اجتناب نبود و كار به جاهای باريك كشيد، با چهرهی ديگری از او مواجه میشديم، و آن فداكاری و سختكوشی و بیادعاییاش بود.
به راحتی برتری ديگران را قبول میكرد و در جایی كه خود بهتر بود، مثل ساختن غار برفی، با تمام توان و بدون غرولند میكوشيد. او در مواقع مشكل و خطرناك تا آن جا كه در توان داشت به فرد ضعيف كمك میكرد. برای اين مطلب آخر هم مثالی بياورم:
وقتی در زمستان ۱۳۶۳ برای صعود گردهی آلمانها در علمكوه میرفتيم، در ليزونك گرفتار طوفان شديدی شديم؛ ناصر با نفری ضعيف عقب ماند و ما كوشيديم بقيهی نفرات را جمع كنيم و زودتر به پناهگاه برسيم و از نفرات تيمی كه از چند روز جلوتر آن جا بودند كمك بخواهيم. ابراهيم بابایی زودتر به پناهگاه رسيد و با خواهش او چند نفر برای كمك به آنان پايين رفتند. بعداً آن دوست همراهش حكايت میكرد كه وقتی من زمين میخوردم، ناصر هم خودش را زمين میزد تا من فكر نكنم ضعيفام و روحيهام را ببازم. توجه كنيد كه اين در وضعيتی بود كه آنان از امكان آمدن نيروی كمكی خبر نداشتند و خطر مرگ در ميان بود. صفت ديگر او كه ايجاد محبوبيت میكرد، مردم داری و روی خوش او بود كه چون با سخاوت و بیادعایی و فداكاریاش توام میشد هركسی را جلب میكرد.
كوه نوردی ورزشی است كه معمولاً نهادهای دولتی ما نسبت به آن كم توجه بودهاند، زيرا نه تنها پول ساز نيست، بلكه لوازم و وسايل عمومی مورد نياز آن مثل ساختمان پناهگاهها ( و نگهداری آن ها) پول و زحمت بيشتری نسبت به ورزشهای شهری میطلبد. به علاوه كنترل افراد در عرصهی فراخ اين كوه كار مشكلی است. اين بیتوجهی را ماهيت جمعی اين ورزش و فداكاریهای خود جوش عدهای بر طرف میكند. آنان پيش میافتند، و با سخنان گرم و آتشينی كه از دل سرچشمه میگيرد، ديگران را جمع میكنند، سختیها را تحمل میكنند، حرف های نامربوط را كه بعضی از آن ها زخمی كم و بيش هميشگی در روح و ذهن ايجاد میكند با بردباری میشنوند، و خود بيش از هر كسی كار میكنند و از مال و جان مايه میگذارند، تا تشكلی ايجاد كنند يا پناهگاهی بسازند، تا با شادی، شاهد آسايش و بهبود كار كوهنوردان باشند.
ناصر هم مردی از اين خانواده بود: به طوری كه از گفتههای كوهنوردان اراكی برمیآيد، در واقع او از بنيان گذاران كوهنوردی اراك بوده و نقش مهمی در ايجاد واقعی هيات كوهنوردی اراك داشته است. به علاوه، ساخت پناهگاههای چالكبود و كولجنو در اشترانكوه و چند پناهگاه ديگر در جاهای ديگر، عمدتاً در اثر كوشش خوشهچين در جمع كردن دوستان و اقناع آنان برای كار در محل به وجود آمد.
یتوجه كنيد در اين روزگار و انفسا كه هر كسی به فكر جيب خود و آسايش خود است، كسی خانه و زندگی و زن و بچه را رها كند و ديگران را هم همراه كند و آوارهی كوههای دور شود كه مثلاً میخواهيم پناهگاه بسازيم؛ آيا اين با منطق پولپرستانهی امروز چيزی جز ديوانگی است؟! به اين ها اضافه كنيد خستگی از كار گل را كه در عين حال بايد جوابگوی چاروادار و بنا و شيروانیساز و غيره هم بود، و كار بچه ها را كنترل كرد و غرولندها را گوش داد و دعواها را كه در اثر گوناگونی سليقهها، دشواری كار، دوری از خانه و زندگی راحت و غيره پيش میآيد فيصله داد.
همهی اين دردسرها برای چه؟ به خاطر مقام، كه ندارد؛ برای پول، كه از جيب هم بايد مايه بگذاری؛ و برای زرنگ ترهای آسايش طلب؟ برای چه؟! برای زندگی! برای پيشرفت! برای انسانيت! برای بيرون رفتن از دايرهی تنگ فرديت و خودپرستی مبتذل. برای ايجاد فرهنگ جمعی و مشاركت اجتماعی.
ناصر چنين آدمی بود. شايد ديگران از اين كارها فرماندهی و احترام بخواهند كه در مقابل عيوب ديگران، عيب بزرگی نيست، اما ناصر نفس زندگی صحيح و جمعی و خوشبخت را دوست داشت، و آن چنان «خاكی» بود كه به نظر میرسيد حتی در خيال هم در اين عوالم سير نمیكند.
صحبت در اين مورد زياد شد، با اين كه هنوز حق مطلب ادا نشده است. بگذريم و مطلب ديگری را مطرح كنيم: شايد عدهای گمان كنند ناصر خوشه چين در حاشيهی كوهنوردی به سر میبرد و به ايجاد تشكل و جمع كردن كوهنوردان و پناهگاه سازی بيشتر از كوه نوردی مشكل و سطح بالا میپرداخت. چنين نيست؛ او كوهنورد سازنده و سازمان دهنده بود و در زمان خود، كارهای كوهنوردی بزرگی در سطح كشور انجام داد كه صعود قلهی تيريچمير تا ارتفاع ۷۵۰۰ متر( به سرپرستی ابراهيم بابایی) يكی از آن هاست. اين صعود را میتوان بهترين صعود قبل از انقلاب روی قلههای بلند دانست. زيرا تمام برنامهريزیها و تداركات بر عهدهی خود كوهنوردان بود، و بدون استفاده از كمك كوهنوردان خارجی يا راهنمایی و كمكهای فنی شرپاها انجام شد.
از ديگر صعودهای مهم او كه اغلب به سرپرستی ابراهيم بابایی انجام شده، میتوان صعود زمستانی شمال شرقی دماوند، صعود زمستانی كول جنون در سال ۱۳۶۲ ( كه تا همين دو سال پيش تكرار نشده بود)، و صعود زمستانی گردهی آلمانها را نام برد، و همچنين صعودهای دشوار زمستانی ديگر كه به همت خودش و همراهانش انجام شد. مثل صعود قالیكوه و كزينستون، گلگل و گلگهر و سن بران و ... البته اضافه كنيم منطقهگردیهای متعدد تابستانی را.
ناصر، زندگی، شادی، كار و خدمت به ديگران را دوست داشت. از بدگویی و غيبت دوری میكرد. فخر فروشی و سرپرست بازی و خود نمایی كه عمدتاً ناشی از ضعف شخصيت است، در او نبود. به كار خوب و مهارت ارج میگذاشت و سر فرود میآورد. در واقع او در فكر منافع جمع بود و نفع خود را در نفع كل كوهنوردی میديد، و اگر در جایی اين دو در تضاد قرار میگرفتند، از فدا كردن منافع خود در راه نفع جمع ارضا میشد.
ياد او گرامی باد.
به گيتی چنان كوش چون بگذری سر انجام نيكی بر خود بری
این نوشته نخستين بار، در گاهنامهی ۶ انجمن (آذر ۱۳۸۱) چاپ شده است.
لینک این نوشته در ویکی پاکوب
مرگ در کوه
پیشتر نیز در مورد مرگ کوهنوردان در کوه و یا شهر بر اثر بیماری نوشته ام
اینجا
این سؤالها را باز میپرسم:
آیا درست است که ورزشکاران و از جمله کوهنوردان دارای عادتهای بد غذایی هستند با این استدلال که آنها ورزش سختی انجام میدهند؟
آیا کوهنوردان نیاز به کنترل جدی سلامت خود و به ویژه وضعیت قلبی و عروقی خود دارند؟
آیا میتوانید تصور کنید چنانچه اسماییل منحیرپسند در هنگام بروز حملهی قلبی در حال حمایت همنوردی بر روی دیواره بود، چه فاجعهای رخ میداد؟
و سرانجام مسوولیت خود کوهنوردان چیست؟ آیا مرگهای این چنین را میتوانیم در ردهی اشتباه و خطاهای کوهنوردی قرار دهیم؟
یخ نوردی و نفر دوم
بنابراین سفر او به خارج از کشور، ارتباطی به انجمن ندارد و سفر شخصی او است که خود تدارک دیده است. در مورد اینکه او درخواست پناهندگی کرده است یا نه هم، ما (انجمن) اطلاعی نداریم و اساسا پیگیر وضعیت او نیستیم.
توضیح دیگر اینکه در رویدادهای انجمن، دست کم در دو سال گذشته، عضویت در یک باشگاه (مثل دماوند یا آرش) هیچ امتیازی برای شرکت کننده نداشته است و همه ی شرایط برای آنها مانند کسان دیگر بوده است.
ناصر... مفهوم بی ريای رفاقت
همهی كسانی كه ناصر خوشهچين را ديده اند، بر يك صفت برجستهی او انگشت میگذارند: مردم داری. او عاشق رفاقت بود، و از همين رو اقشار گوناگون جامعه با او نشست و برخاست داشتند و دارندگان سليقه های متفاوت، گرد او میآمدند و خميرهی خوش مشربی ناصر، آنان را با هم نگه می داشت. كسی كج خلقی او را به ياد ندارد، و هر كس كه سری به او زده باشد از صفايش بهره برده است.
نخستين برنامهی چند روزهای كه با او داشتم، صعود دماوند از درهی يخار و ديوارهی يخی آن در شهريور ۱۳۶۰ بود. در آن برنامه، با من و يكی دو جوان ديگر كه سابقهی چندانی در كوهنوردی جدی نداشتيم، با همان صميميت و ادبی رفتار می كرد كه با كوهنوردان با تجربهای مانند ابراهيم بابایی و جلال فروزان. در دی ماه همين سال با چند نفر از دوستان عازم صعود ديوارهی لجور در نزديكی اراك شديم؛ ناصر كه از برنامهی ما خبر دار بود، ما را در اراك با مهمان نوازی بسيار پذيرفت، و با ما جوانان تازه كار آن چنان دوستی نشان داد كه گويی سال ها است همهمان را می شناسد. در مرداد ماه سال بعد (۱۳۶۱) در گشايش مسير آرش روی ديوارهی علم كوه، باز با او هم سفر شديم و او با همان محبت ذاتی، كار سرپرستی تيم قسمت اول ديواره را بر عهده گرفت و با همهی بچه ها با خوشاخلاقی بسيار رفتار كرد.
چهرهی خندان، خوش خلقی، بردباری، و گشاده دستی ای كه او داشت می تواند سرمشق كسانی باشد كه قصد دارند گروه يا باشگاهی را اداره كنند و به جوان ترها چيز ياد دهند.
ناصر خوشه چين در اول تير ماه ۱۳۲۷ در اراك به دنيا آمد.
نوشتهی عباس محمدی
ناصر مفهوم بی ریای رفاقت (ویکی پاکوب)
گزارش اوبر ژیو Huber Giot از جشنوارهی سنگنوردی بیستون

گزارش اوبر ژیو Huber Giot از جشنوارهی سنگنوردی بیستون که در سالنامهی ۲۰۱۱ سازمان GHM به چاپ رسیده است، این گزارش را ابراهیم نوتاش ترجمه کرده است.
بیستون، دیوارهی آهکی به ارتفاع ۱۲۰۰ متر و عرض ۵
کیلومتر در ۵۲۱ کیلومتری تهران و ۸۰ کیلومتری مرز عراق واقع شده است و
حدود ۱۰۰ مسیر (از ۳ طول طناب گرفته تا ۳۰ طول) روی آن باز شده است.
ابزارهای کارگذاشته روی دیواره را در بعضی نقاط باید با مراقبت بکار گرفت
و احتیاط بیشتری برای حمایت خود در نظر گرفت.
نوع سنگ بینهایت گیرا و حتا میتوان گفت ساینده است.
دیواره از ۳ قسمت ۴۰۰ متری تشکیل شده که بین آنها طاقچه درازی وجود دارد و
میشود از آنها برای خروج از دیواره استفاده کرد. در ۱۰ دقیقهای این
دیواره یک کاروانسرای فوق و العاده با تمام وسایل راحتی وجود دارد.
به ابتکار ژ اَش ام ، انجمن
کوهنوردان ایران و فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران در سال ۲۰۱۰
از ۱۷ تا ۲۲ اکتبر اولین فستیوال سنگ نوردی بینالمللی روی این دیواره
برگزار شد.
۲۳ کوهنورد خارجی به همراه ۷۰ کوهنورد ایرانی در آن شرکت داشتند و در یک فضای بسیار گرم و آرامش بخش، تبادل اطلاعات صورت گرفت.
در این فرصت هفت مسیر جدید بر روی دیواره با درجه سختی بین ۵ تا b7، یک
مسیر بیس جامپینگ (پرواز با لباس خفاشی) و یک مسیر پاراگلایدر باز شد.
همچنین در پی این برنامه،ابراهیم نوتاش، یکی از بانیان این جشنواره به عضویت افتخاری «ژ اَش ام» نائل شد.
« ابراهیم نوتاش» عضو افتخاری سازمان کوههای بلند GHM

در پی تلاشهای ارزشمند ابراهیم نوتاش کوهنورد پیشکسوت کشورمان برای ارتقاء دیوارهنوردی در ایران، سازمان کوههای بلند «سازمان فرانسوی GHM»، نام ایشان را به عنوان عضو افتخاری خود در کنار کوهنوردان بزرگی چون سر کریس بانینگنون (سرپرست نخستین صعود دیوارهی جنوبی آناپورنا و دیوارهی جنوب غربی اورست)، کورت دیمبرگر (عضو نخستین تیم فاتح برودپیک و دائولاگیری)، موریس هرزوک (نخستین فاتح آناپورنا)، راینولد مسنر (نخستین فاتح ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری) و ... قرار داد. این عضویت بدلیل تلاشهای ارزشمند ابراهیم نوتاش در ترویج دیوارهنوردی در ایران صورت گرفت.

.انجمن کوهنوردان ایران این موفقیت را به او جامعهی کوهنوردی کشورمان تبریک میگوید
لازم به ذکر است به همت انجمن کوهنوردان ایران سه تن از کوهنودان کشورمان آقایان رضا زارعی و حسن نجاریان و خانم فرخنده صادق از ابتدای سال ۲۰۰۸ به عضویت این سازمان در آمدهاند.
برداشت بخشی از خبر از سایت کوه قاف (رضا زارعی )

کوهنوردی در دهه پنجم زندگی گویی حال و هوای تازه ای دارد و نشاط دیگری به انسان می بخشد, یک ارتباط تازه با طبیعتی که سخت در معرض هجوم ما انسانهاست, در این وب لاگ اگر فرصت لازم فراهم آید به ارایه گزارش های کوهنوردی و یا طبیعت گردی و مسایل زیست محیطی میپردازیم