نوروز آمد

سال نو و نوروز را به همه تبریک میگم

امیدوار بودم که امسال آرزوی پارسالی رو نکنم ولی باز هم باید بگم که

ای کاش آدمی وطنش را
هم چون بنفشه ها،
می شد با خود ببرد هر کجا که خواست!


در روزهای آخر اسفند

در نیمروز روشن

در روشنایی باران

در آفتاب پاک

وقتی بنفشه ها را
با برگ و ریشه و پیوند و خاک
در جعبه های کوچک چوبین جای میدهند
جوی هزار زمزمه درد و انتظار

در سینه می خروشد و بر گونه ها روان

ای کاش آدمی وطنش را
هم چون بنفشه ها،
می شد با خود ببرد هر کجا که خواست!

مسوولیت مربیان و راهنمایان کوه نوردی

کنفرانس و گفت و شنود؛

مسوولیت مربیان و راهنمایان کوه نوردی

سخنران اصلی: مجید ثابت زاده، امدادگر و کارشناس جستجو و نجات  پارک ملی یوسمیتی آمریکا
زمان: شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹ از ساعت ۴ تا ۷ بعد از ظهر
مکان: دفتر انجمن کوه نوردان ایران
در این کنفرانس، پس از سخنرانی آقای ثابت زاده، گفتگوی آزاد بین حاضران در زمینه ی خطاهای مربیان و راهنمایان کوه نوردی، ذکر موردهای مشخص در این مورد،  و بحث در مورد مسوولیت قانونی و اخلاقی مربی یا راهنما صورت خواهد گرفت.

شرکت در این کنفرانس مخصوص مربیان و راهنمایان است.

علاقمندان به شرکت در کنفرانس می توانند با عباس محمدی ۰۹۱۲۱۲۲۷۹۳۵ و یا با عباس ثابتیان ۰۹۳۵۱۰۱۳۵۷۳  تماس بگیرند و ثبت نام کنند.

عباس جعفری - پاکوب

درست به کردار علف می ماند. چیزی مثل ذات رویش. مثل یک وسوسه‌ی ناپیدا در سودای جانی که خسته می شود به گرمسیر تنبلی ها و نشستن ها. و بی تاب می شود با یک کلمه‌ی رفتن.

کوتاه است و بس کافی برای هر که پنبه ی جانش به روغن چراغی آغشته باشد. خود کبریت است برای انبار جانی که تو باشی. شوق در قلمه‌ی پاها بالا می دود و خون سرازیر می شود در کف پاها تا آن گونه توان یابد که باید و بایست.

چیزی مثل یک انگشت اشاره در جانت، دوردست ها را نشان می دهد، و سربالایی های سخت راه، از پنیر نرم تر است و سر به زیر تر.

از پشت دره‌های دور اندیکا، بی‌بی سالخورده بر سر دیوار خانه ای توسری خورده و خرد، دست ها سایبان کرده و دوردست های شمال را می نگرد. چشمان خسته و دیر زیستش اکنون جان یافته و چونان عقابی سالخورده کوه ها را می کاود. او که به گاه رشتن و بافتن چشمش به رنگ ها راه نمی برد، چه مشتاق اکنون برف را بر سره‌های دوردست زردکوه می بیند. پس کمر راست می کند و با صدایی که از سالخوردگی های دیر زیستانه اش بعید است، فریاد می کند که:

«آخ، آی کارد به جگر رسیده ها! بار کنید که وقت کوچه!»

در باره ی عباس جعفری بخوانید در پاکوب - بخش چهره ها


ویکی پاکوب

ویکی پاکوب، دانش نامه ی آزاد کوه نوردی به زبان فارسی است!

در حال حاضر مقاله‌های گوناگونی (۴۳۶ مقاله) در مورد کوه‌نوردی به زبان فارسی در ویکی پاکوب وجود دارد که به وسیله کاربران مختلف نوشته شده و در آن منتشر شده‌است؛ ویکی پاکوب مکانی است برای همه علاقه‌مندان به کوه‌نوردی، شما می‌توانید مطالب آن را ویرایش کنید، اشتباه‌های آن را تصحیح کنید و به غنای آن بیفزایید و بنابراین شما هم یک ویرایش‌کنندهٔ ویکی پاکوب هستید! ویکی پاکوب سردبیر ندارد، و بین ویرایشگران آن هم رابطهٔ بالا به پایین وجود ندارد، مشارکت‌کنندگان ویکی پاکوب، هم نویسنده و هم ویراستار مقالات هستند.

کار با ویکی پاکوب بسیار ساده است و با مشارکت در آن شما نیز سهمی از دانش و علاقه خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهید؛ تفاوت بزرگ ویکی پاکوب با هر سایت کوه‌نوردی دیگر آزاد بودن مشارکت در آن بدون هیچ قید و شرطی برای همگان است. همان گونه که در کوهستان آزادیم که کدام راه را انتخاب کنیم و این آزادی به دید ما از کوهستان و شناخت ما باز می‌گردد، در ویکی پاکوب عرصه برای تمام علاقه‌مندان به گرایش‌های گوناگون کوه‌نوردی برای به اشتراک گذاردن دانسته‌ها وجود دارد؛ شما چه یک مربی کهنه‌کار باشید یا یک تازه‌کار علاقه‌مند، در هر حال می‌توانید با مشارکت در ویکی پاکوب مطالب آن را کامل کنید و به غنای فرهنگ کوه‌نویسی فارسی بیفزایید.


بیایید با مشارکت در ویکی پاکوب علاقه جمعی خود را به کوه نوردی بیش از پیش ثابت کنیم.

بزرگ داشت دهمین سال تاسیس انجمن، در همدان

نشست های ماهانه‌ی آخر سال انجمن، معمولا در فضایی شاد و دوستانه و (از سال ۸۷ - به پیشنهاد دفتر نمایندگی لواسان) در شهرهایی به جز تهران برگزار می شود. پایه گذاری انجمن، از سال ۱۳۷۷ آغاز شد و از چند ماه پیش در نظر داشتیم که نشست آخر سال را به همایشی برای بزرگ داشت دهمین سال فعالیت انجمن بدل کنیم. همدان که می توان آن را پایتخت کوه نوردی ایران نامید، گزینه‌ی مطلوبی بود برای برگزاری این همایش، به ویژه که دفتر نمایندگی فعال ما با مدیریت کارآ و موفق جعفر بادامی، می توانست به خوبی اداره ی کار را بر عهده بگیرد.


همایش، از ساعت ۱۴:۳۰ در سالن اجتماعات دبیرستان ۸۵ ساله و زیبای شریعتی همدان آغاز شد و پس از نیم ساعت که به دیدار و احوال پرسی گذشت، از ساعت ۱۵ با نواختن سرود ملی کشور صورت رسمی یافت.

گزارش دیار الوند از ابن هم‌آیش
گزارش گروه کوه‌نوردی پویا همدان از این هم‌آیش

گزارش دفتر نمایندگی انجمن کوه نوردان ایران در همدان از ابن هم‌آیش

ادامه نوشته

بهمن شمشک - دیزین

سینا دهقانی، یکی از بازماندگان فاجعه بهمن در جاده شمشک - دیزین، صفحه ای را در ویکی پاکوب ایجاد کرده است به نام

بهمن شمشک - دیزین 15 بهمن 88


همگی دوستان می توانند با مراجعه به این صفحه و کلیک روی ویرایش، دیده ها، شنیده ها و دیدگاه های خود را در مورد این فاجعه به انتهای متن اضافه کنند و در پایان روی ذخیره کلیک کنند تا تعییرات ثبت شوند.

این صفحه در بخش حوادث کوه نوردی بر روی صفحه اصلی پاکوب هم قابل پی‌گیری و مشاهده است.


ترکیب نهایی تیم صعود به قله دااولاگیری اعلام شد

خبر، اول در کوه‌نوشت منتشر شد، باز نشر آن در کلاغ‌ها + پی‌نوشت فرامرز نصیری که در پی می‌آید:

٢١ بهمن سال ١٣٨٣ در این وبلاگ و در رابطه با انجام صعودهای برون مرزی توسط فدراسیون و صرف هزینه های سنگین مالی برای اجرای برنامه هایی معمولی و عاری از هر گونه خلاقیت و نوآوری _ برنامه هایی که نتایج و دستاوردهای آن برای کوه نوردی ایران هیچگاه مورد بررسی و  ارزیابی های جدی قرار نگرفته است  _ چند پیشنهاد برای متولیان دولتی این ورزش منتشر شد . پیشنهادهائی که با توجه شرایط فعلی کوه نوردی کشورمان یعنی بروز حوادث مرگبار متعددی که به نوعی ریشه در عقب ماندگی و ضعف بنیان های علمی و آموزشی دارد ، شاید هنوز هم قابل طرح باشد :


۱ـ اختصاص این هزینه در جهت ایجاد و تقویت بنیان های یک تشکیلات متخصص و پایدار در امر امداد و نجات  کوهستان .

۲ـ اختصاص این هزینه برای تاسیس اولین مدرسه کوه نوردی در ایران و ترویج آموزش های علمی این ورزش .

۳ـ اختصاص این هزینه برای به کارگیری تعدادی از بهترین مربــــیان کوه نوردی جهان  به منظور ارتقا سطح دانش و آگاهی عمومی و تخصصی مربیان و کوه نوردان این سرزمین .

۴ـ اختصاص این هزینه جهت تقویت پایه های تشکیلاتی این ورزش و کمک به گروه های کوه نوردی بخصوص در شهرستان ها .

متلب از این جا شروع میشه!!

آقای شعاعی هم در هنگام آغاز ریاست فدراسیون کوه‌نوردی به این نکته اشاره کرد که از این پس صعود‌های ۸۰۰۰ متری نخواهیم داشت:


به نقل از کوه‌نوشت، آذر ۸۶
س : برنامه‌های آتی فدراسيون چه خواهد بود؟
ج : فعلا هيچ برنامه‌ای برای اعزام به ارتفاعات بالای ‪ ۸‬هزار متر نداريم، اما برنامه صعودهای بكر به قلل ‪۶‬ و ‪ ۷‬هزار متری را در دستور كار قرار داده‌ايم.

اما در آخرهای سال ۸۶ خبر از صعود به برودپیک داده شد و اعزام به ۸۰۰۰ متری‌ها در دستور کار قرار گرفت، ضمن اینکه از آن صعودهای بکر ۶۰۰۰ و ۷۰۰۰ متری هم خبری نشد!

اگر نگاهی به فدراسیون‌های ورزش‌های دیگر بیندازیم، میبینیم که همگی آنها باید درگیر کارهای قهرمانی باشند ولی کارهای پایه‌ای و بنیادی برای به‌بود و پیش‌رفت ورزش انجام نمی‌گیرد، به ماجراهای تیم امید و نوجوانان فوتبال نگاهی بکنید؛ شاید تنها فدراسیون بسکتبال را بتوان در کارهای پایه‌ای برای ورزش موفق دانست.

و حالا باز هم چند پرسش:
* آیا سازمان تربیت بدنی از فدراسیون‌های ورزشی می‌خواهد که به انجام کارهای شاخص بپردازند؟
* آیا کار شاخص در حوزه‌ی ورزش یعنی جنجالی؟ قهرمانی جهان؟ دهان پرکن؟ جهانیان را مبهوت کن؟ جهان پهلوانی؟ با مرام بودن ورزش‌کار؟ جوانمرد بودن او؟ لیگ برگزار کردن؟ کلن فضای آن ورزش را در دست داشتن؟ المپیک رفتن؟ جام جهانی رفتن؟ و؟؟؟؟
* برای کوه‌نوردی که جام جهانی نداریم، بازی‌های المپیک نداریم، پس چه باید کرد؟ مردم چه خواهند گفت؟
* در فوتبال ۶تایی‌ها داریم، در کوه‌نوردی چه داریم؟
* اون بالا یکی پرسید که مردم چه خواهند گفت؟ خوب ما خودمان می‌گوییم، می‌گوییم که ما ۸۰۰۰ متری رفتیم! ۶۰۰۰ و ۷۰۰۰ بکر رفتیم، هیشکی نمی‌تونه مثل ما ۶۰۰۰ و ۷۰۰۰ و ۸۰۰۰ متری بره
*آیا مردم میدونن که ۶۰۰۰ و ۷۰۰۰ متری بکر یعنی چی؟*

آیا مردم می‌دانند که صعود ۸۰۰۰ متری تکراری که دیگران و خودمان بارها تجربه کرده‌ایم با صعود نو، اصلن تفاوتی هم دارد؟

* آیا مردم می‌دانند که کمک‌های چند میلیارد تومانی سازمان تربیت بدنی به استقلال و پیروزی از کجا تامین می‌شود؟
* آیا این پول‌ها از محل بودجه‌ی عمومی کشور است؟ و آیا این همان بیت‌المال است؟
* هزینه‌ی صعود‌های فدراسیونی در قالب تیم‌های ملی یا کارگری یا استانی، آیا ربتی به بیت‌المال دارد؟ و یا اینکه صعود کننده‌ها از جیب خود خرج می‌کنند؟
* آیا فدراسیون کوه‌نوردی بنا دارد تا همه‌ی ۸۰۰۰ متری‌ها را صعود کند؟
* آیا قرار است که یکی یا دو تا ایرانی عضو باشگاه ۸۰۰۰ی ها باشند تا کلن جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران و ایرانی‌ها شاد و شنگول شوند و جهانیان کلن مبهوت؟
* آیا فقط چاقو را ضامن‌دار می‌سازند یا اینکه قیچی هم ضامن دارد؟

اگر بعضی از این پرسش‌ها بی‌ربت بود، دوستان بر ما ببخشند، خوب بی ربت‌هاش پرسش من نبود، با ربت‌هاش مال منه
اگر هم مطلب کلن بی‌ربت بود، باز هم دوستان بر ما ببخشند.

و اما پرسشی نو:؟؟
 

پ ن عکس بی ربت از اینترنت: سه بار آب خوردن امیرقلعه نویی

نشست اردیبهشت ۸۹ انجمن و بررسی حادثه بهمن

دعوت از همگان برای بررسی حادثه های کوه نوردی سال ۸۸

انجمن تا کنون بررسی ها و پژوهش های چندی در مورد حادثه های کوه نوردی و گردآوری اطلاعات مربوطه داشته است. از چند ماه پیش هم با کمک دو نفر از کوه یاران کارشناس، در حال مستند سازی چندین حادثه ی کوه نوردی است که این پروژه به آرامی در حال پیشرفت است در سال ۸۸چندین مورد حادثه ی کوه نوردی داشته ایم که متاسفانه چند تای آن ها به مرگ هم انجامیده است.

در سه مورد از این رویدادهای تلخ، سه تن از کوه نوردان زبده و با تجربه ی کشور، درحادثه هایی به کام مرگ رفتند که به نظر می رسد کاملاً اجتناب پذیر بوده اند : مهدی اعتماد فر ، عباس جعفری و فرشاد خلیلی خوشه مهر.

در نظر داریم در یک مجموعه مقاله و سخن رانی به بررسی ابعاد گوناگون این حادثه بپردازیم. خواهشمندیم نقطه نظرها، یادداشت ها و مقاله های خود را در این زمینه برای ما بفرستید تا در این تارنما به انتشار آن ها بپردازیم و دیگران را به اظهار نظر در مورد آن ها فرا خوانیم .

فاجعه در کلاس آموزش کوه نوردی - پرسش های من و شاید هم تو

 حادثه‌های كوه نوردی در ايران ادامه دارند و فاجعه‌ی آخر به مرگ ۸ انسان انجاميد كه تعدادی از آن ها كوه نورد بودند، تعدادی كوه نورد‌تر بودند و آن چنان كه گفته شد يكی از آن ها بسيار كوه نورد بود و فقيه برف و بهمن بود،

بايد گفت و باز هم گفت،
از اشتباه‌ها، از بايدها و نه‌بايد‌ها، بايد نقد كرد و باز هم نقد كرد.
در مورد حادثه، بسياری گفته اند و همگی تقريبن از چند و چون ماجرا آگاهيم، در اين جا لازم است پرسش‌هایی را مطرح كنيم كه البته ديگران هم گفته اند.

* هوا‌شناسی

۱ – آيا برای آگاهی از هوای منطقه به سايت‌های هواشناسی و يا اداره‌ی هواشناسی ايران مراجعه می‌كنيم؟
۲– آيا به اطلاعات يک سايت هواشناسی بسنده می‌كنيم؟
۳– آيا پیش بینی وجود هوای بد، برف و باران و باد شديد و یا شانس بالای رعد و برق، در تصميم ما برای انجام سفر يا برنامه‌ی كوه‌نوردی خود، خللی ايجاد می‌كند؟
۴– آيا برای احتمال تغيير ناگهاني هوا در كوهستان حسابي در برنامه ی خود باز كرده ايم؟

* چرا برای اجرای برنامه در هر شرايطی اصرار می‌كنيم؟

۱ – به هزينه‌ی انجام شده فكر می‌كنيم؟
۲– مرخصی از محل كار تمام می‌شود؟
۳– تاب ديدن دوست و آشنا را در شهر نداريم، اگر موفق به صعود نشويم؟ شرمنده می‌شویم؟
۴– يك بار برنامه ناموفق بوده است،‌ اين بار به هر قيمتی بايد انجام شود؟ هفته ی پیش مادرمان مریض بود، برنامه را کنسل کردیم، این هفته اگر سنگ هم از آسمان بیاید......
۵– اگر با هر برف و بورانی برنامه لغو شود، خوب كاسبی تعطيل است؟
۶-ما خيلی خفن هستيم، با اين خفانتی كه من دارم و يا ما داريم، برنامه غلط کرده است که انجام نشود.

* آموزش، دانش و تكنولوژی كيلويی چند است؟


۱- آيا آموزش‌های رسمی كوهنوردی در ايران به روز است؟
۲– آيا مربی های كوه نوردی به صورت مرتب دانش و تجربه‌ی خود را به روز می‌كنند؟
۳– و آيا اساسن مربی‌ها و كوه نوردان به بنيان‌های آموزشی اعتقادی دارند؟

* و اما در مورد جستجو، امداد و نجات، که هزار تا صاحب دارد و بی صاحب است!!
 
۱– آيا گذراندن دوره‌های آموزش روش‌های جستجو و نجات در كوهستان و نيز بقا در طبيعت برای كوه نوردان لازم است؟
۲ – در صورت بروز حادثه در ارتفاع، آيا امدادگران به سرعت به محل می رسند؟
۳– آيا امدادگران در ايران، می توانند كوه نوردی كنند؟ یا به‌تر بگوییم مقداری از کوه بالا بروند؟
۴– اگر ساعت کار روزانه‌ی امدادگران تمام شود، مثلن ۵ بعد از ظهر، آن ها كار را به فردا موكول می‌كنند؟
۵– آيا اگر به امدادگران اضافه كاری پرداخت نشود، آن ها جستجو و نجات را ادامه می‌دهند يا به شهر برمی‌گردند؟
۶– آيا امدادگران در ايران قادر هستند حادثه ديده را زنده به شهر برگردانند؟ و يا آن ها مسوول كشف و حمل جسد هستند؟
۷– اگر امدادگری از مرگ حادثه ديده اطمينان داشته باشد، آيا دليلی دارد كه برای كشف جسد او اضافه كاری كند؟
۸– جسد را می‌شود چند ساعتی و يا چند روزی ديرتر به شهر آورد؟
۹– اگر اين حادثه بهمن باشد، دقيقه‌های تلایی برای نجات حادثه ديده ها بيشتر از ۱۵تا ۳۰دقيقه است؟
۱۰– آيا سريع‌ترين گروه‌های جستجو و نجات ايران، در صورت وجود، قادر هستند تا ۳۰ دقيقه خود را به محل رسانده و حادثه ديده را از زير بهمن بيرون بكشند؟
۱۱– آيا در چنين موقعيتی بايد به توانایی ها و تجربه‌ی افراد تيم تكيه كرد و يا به انتظار كمک ايستاد؟ و يا نشست؟، و يا مُرد؟
۱۲– آيا بايد بيل ها را در وانت گذاشت؟و یا در کوله پشتی؟
۱۳– نظر شما در مورد استفاده از فرستنده و گيرنده های جستجوگر الكترونيكی چيست كه امكان جستجو و نجات مستقل را عملی می‌سازد؟

۱۴– در مورد Tranceiver یا Beeper و يا ARVA و يا pieps چيزی شنيده ايد؟

۱۵– من شنيده ام كه سرپرست برنامه‌ی ۱۴ بهمن يكی از اين دستگاه ها داشته است؟
۱۶– در صورت درست بودن رديف بالا، آيا سرپرست برنامه برای جور بودن جنس، اين دستگاه را خريده بود؟ می‌دانيم كه تمام نفرهای تيم بايد يكی از اين دستگاه ها را داشته باشند.
۱۷– آیا می‌دانيم كه اگر افراد اين تيم به اين دستگاه مجهز بودند، امكان پيدا كردن آن ها پيش از خفگی و يخ زدگی و تنها در چند دقيقه وجود داشت؟

۱۸– آيا درست است كه باشگاه ها و گروه ها و حتی افراد مستقل در برنامه هایی اين چنين، وظيفه داشته باشند كه تمام افراد تيم را با اين ابزار كار آمد مجهز كنند؟

* و ديگر چه؟

۱– آيا وزارت راه و ترابری بايد توضيح دهد كه چرا راه را نبسته بود و آيا او مقصر اين فاجعه است؟
۲– وزارت راه و ترابری مقصر نيست، و تقصير به گردن پيست اسكی ديزين است؟ و یا هر دو مقصرند؟
۳– آيا راننده‌ی لودر مقصر بود؟ صدای موتور لودر بهمن را روی كوه نوردان فرو ريخت و يا دود موتور لودر باعث شد ۸ انسان جان خود را از دست بدهند؟
۴– آيا يک كوه‌نورد خفن را كه يا خطر را نمی‌بيند و يا فكر می‌كند بهمن زورش به خفانت او نمی‌رسد و يا با خوش خيالی و اميد به خير گذشتن، قصد عبور از بهمن را دارد؟ و يا سردش شده است و يا ديرش شده است و يا به هر دليل ديگر، می‌توان به كمك وزارت راه و يا خاموش كردن لودر و يا پيست ديزين و يا تندی و عتاب، از رفتن باز داشت؟
۵– آيا اگر خطر را نديده بگيريم و گرفتار حادثه شويم، دست تقدير در كار بوده است و يا تاوان خطای آشكار خود را پرداخته ايم؟

و سرانجام اگر از ديده شدن، از نقد شدن و مورد پرسش قرار گرفتن بهراسيم؛
اگر از اشتباه‌های مردگان گفتن، می‌ترسيم،

اگر می‌خواهيم مردگان‌مان را قهرمان، فوق بشر و بدون اشتباه بينگاريم؛

و اگر سهم خود در بروز حادثه و اين بار، فاجعه را  ناديده بگيريم و اشتباه‌ها و دليل‌ها را به ديگران نسبت دهيم، آن گاه خيانتی بزرگ به زنده‌گان كرده ايم.

گفتنی ها كم نيست،
من و تو كم گفتيم.

عکس اول و آخر  آرامکوه

پ ن 1 پرسش ها بیش از این هاست،تو هم بپرس

پ ن 2 ( ياد كوه‌نورد خفن به خير، که خسته بود و دردمند از کوه نوردی در این دیار، شايد اين بار راستی بهمن او را زده باشد. )