قله کدام است؟

در وبلاگ کوه نوردی، ورزش و سلامتی آخرین بخش گزارش explorersweb  را دو مورد مناقشه تعیین نخستین زن صعودکننده ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری می‌خوانیم.

و فرازهایی از این مقاله:

یکی از الگوهای کوه نوردی مردی است که برای اولین بار به تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری صعود کرد. رینهولد مسنر در مصاحبه ویدئویی اخیرش در مورد خانم اوه به کانگچن جونگا به مجله دسنیول گفت :" هر کس که به زمین نزدیک قله می رسد ، بگذار بگوییم ۱۰ یا ۱۵ متری قله، به قله صعود کرده است."

در بازی منصفانه، قوانین باید روشن باشند ، وگرنه ۱۰ متر بزودی می شود ۵۰ متر ، ۱۰۰ متر و الی آخر

یک بار دیگر برگردیم به سخنان ایناکی اوچوا، کوه نورد فقید که قله را این‌گونه تعریف می کند:
"جائیکه همه چیز از تمام جهات به طرف پایین می رود."
و
با این تعریف، دنیا بالاخره اولین زن واقعی صعود کننده به ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را شناخته است: ادورنه پاسابان Edurne Pasaban.

در این مورد بخوانید در:

ادورن پاسابان - نخستین زنی که تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است!

مقاله ادورن پاسابان را در ویکی پاکوب بخوانید!

فرض كنيم ميانكاله در ايران نبود!

عنوان بالا مقاله ایست از محمد درویش در سبزپرس و در اینجا بازنشر میشود.


فرض كنيم ميانكاله به جاي آن كه در جنوب شرق درياي مازندران قرار گرفته بود، در سواحل شرقي ژاپن يا كرانه هاي شمالي استراليا يا جنوب اسپانيا واقع شده بود؛ با او چه مي كردند؟ آيا آن مردمان هم تومار تهيه مي‌كردند و شكايت مي‌بردند كه چرا از قلب ميانكاله نبايد يك جاده عبور كند؟ و يا چرا ما نبايد يك پالايشگاه در ميانكاله داشته باشيم؟ و چرا گاوميش‌هاي ما نبايد به هر تعداد و زماني كه دوست دارند در ميانكاله بچرند؟ و يا رییس محیط زیست آنجا هم به جرم مخالفت با تخریب میانکاله از کاربرکنار می شد؟ و یا ...

به نظر مي‌رسد كليد رخداد تلخي كه در ميانكاله درحال وقوع است را مي‌توان با فرض پيش‌گفته بهتر درك كرده و به واكاوي دلايل تشديد ناپايداري نخستين تالاب بين‌المللي ثبت شده ايران در كنوانسيون رامسر پرداخت.


ميانكاله اولین معبر و منزلگاه ورود پرندگان مهاجر در شمال ايران است؛ منزلگاهي كه به دليل شرايط ناهمتاي طبيعي‌اش مي‌تواند به صورتي همزمان هم قرقاول را در خود جاي دهد (که زیستگاهي عموماً جنگلي دارد) و هم دراج را که اغلب در مناطق شنی و ماسه‌ای خوزستان زندگی می‌کند.

حضور همزمان قرقاول و دراج در ميانكاله شبيه به وجود آب شور و شيرين در درياچه بختگان مرحوم است كه سبب شده بود آن محيط آبي بي نظير هم در تمام دنيا يگانه و بی همتا باقي ماند. افسوس که دیروز قدر بختگان را ندانستیم؛ همان گونه که امروز قدر میانکاله را نمی دانیم! می دانیم؟

اگر امروز – آن گونه كه اسماعيل كهرم مي گويد  - از مجموع 120 هزار بال پرنده‌اي كه تا سه دهه‌ي پيش در ميانكاله حضور داشتند، فقط 11 هزار بال باقيمانده است؛ و اگر بر بنياد مطالعات كامبيز بهرام سلطاني، پاره‌هايي از ميانكاله اينك در اثر تحمل فشار بيش از حد گاوميش‌ها (حدود سه برابر بيش از ظرفيت در سطحي معادل 26 هزار هكتار از وسعت حدود 69 هزار هكتاري زيستگاه)، نه‌تنها رويش طبيعي‌شان از ميان رفته، بلكه سطح زنده‌ي خاك نيز به شدت آسيب ديده و تخريب شده است، بايد بپذيريم كه ناپايداري شرايط بوم‌شناختي ميانكاله شتابان در حال اوج گرفتن است و بايد هرچه سريع‌تر برنامه‌ي جامعي براي بهسازي، باززنده‌سازي يا Rehabilitation and Habitat Restorationدر اين زيستگاه منحصر به فرد ايران به مرحله اجرا درآید؛ برنامه ای که بدون نیاز به بهانه ی نگون بختی به نام ببر سیبریایی هم بتوان آن را با اراده و توان و جسارت لازم اجرایی کرد.


با اين وجود، شوربختانه باید بپذیریم که نه تنها هيچ اراده‌اي براي اجرايي شدن چنين برنامه‌اي در سطح منطقه و سازمان ديده نمي‌شود، بلكه برعكس شاهد خراش بيشتر ميانكاله به بهانه اشتغال‌زايي و رفاه مردم بهشهر هم هستيم! غافل از اين كه بهشهر تا زماني بهشهر است كه بتواند همجواري مسالمت‌آميز خود را با يك تالاب بانشاط و  دربردارنده‌ي توان زيست‌پالايي درخور حفظ كند.


به ديگر سخن، تنها ويژگي ممتاز و كمتر آسيب ديده ميانكاله همانا وجود یک خلیج آرام و پاك از هر نوع آلودگي ديداري است؛ خصلت ارزشمندی که سبب شده تا خلیج میانکاله را زایشگاه امن ماهیان خاویاری بنامند (یادمان باشد که در طول 1600 کیلومتر نوار ساحلی دریای مازندران، فقط زیستگاه میانکاله با 65 کیلومتر طول از ساخت و سازها در امان مانده است)؛ اما متأسفانه می‌خواهند آن‌ آرامش و امنیت را هم به بهانه‌ي دسترسی به دریا با احداث جاده تخریب کرده و اصلی‌ترین محل تخم ریزی 90 درصد ماهیان جنوب دریای مازندران را نابود سازند! چرا؟

باید بدانیم که میانکاله از منظر سه معیار بین‌المللی واجد ارزش است: نخست آن که در برنامه انسان و کره مسکون یونسکو به عنوان اندوخته گاه زیست سپهر شناسایی شده است؛

 دوم این که پناهگاه حیات وحش برخی از گونه های نادر و ارزشمند کره زمین است و سوم آن که نخستین تالابی است که در سیاهه ی جهانی کنوانسیون رامسر از سوی ایران به ثبت رسیده است. درحقیقت بسیاری از کارشناسان بر این باورند که میانکاله یکی از 59منطقه اکوتون ویژه شناخته شده در جهان با کارکردهایی چندجانبه است؛ منطقه ای که مادر طبیعت برای آفرینش معماری هوش ربایش میلیون ها سال زمان مصروف کرده و اینک ما حق نداریم با ساخت سازه هایی طبیعت ستیزانه، همه ی آن زیبایی ها و طنازی های اهورایی را یک شبه نابود ساخته و ویران کنیم.


میانکاله به میلیون ها پرنده ی مهاجری تعلق دارد که همه ساله با پیمودن هزاران کیلومتر خود را به این نخستین ایستگاه سوخت‌گیری و تجدید قوای بی نظیر در خاک وطن می رسانند تا ایرانیان دیروز، امروز و فردا از تماشای این پرواز شکوهمند از فرش به عرش برسند. چه کسی می تواند بهای تماشای این منظره استثنایی را محاسبه کند؟
یکبار دیگر به پرسش نخستین این یادداشت برگردیم و با خود آهسته تکرار کنیم: آیا اگر میانکاله در ایران نبود، باز هم با او چنین نامهربانانه و آزمندانه برخورد می کردند؟

*عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

شهرام عباس نژاد وبلاگ خود را بسته است!

شهرام در این آخرین پست خود نوشته است که:

خسته از کوفتن به در بسته نه ، دلشکسته ام .


شهرام لابد به در بسته ای کوفته است!

خسته نه، که دل شکسته است!


چرا شهرام؟


ساعت چنده؟

 امروز جمعه ۲۴ دی ۱۳۸۹ با دوستان به کلک‌چال رفتیم
مدت زیادی بود که به اردوگاه کلک‌چال و رستوران آن نرفته بودم و چیزی که امروز برایم جالب بود تعداد بسیار زیاد تابلوهایی بود که از در و دیوار رستوران آویزان بود که فکر مرا حسابی مشغول خود کرد.
از تعدادی از این تابلوها عکس گرفتم تا شما هم ببینید.
گفتنی است که چند تا از این باید و نبایدها تکثیر شده و به تعداد زیاد و در گوشه گوشه‌ی رستوران آویزان بود، بنابراین شمار آنها شاید به بیش از ۳۰ تا می‌رسید!

و چند پرسش که ذهن مرا درگیر کرده است:

آیا ما بی‌سوادیم؟

و یا کم سوادیم؟
آیا عبارت «استفاده از چراغ خوراک‌پزی و یا پیک‌نیکی ممنوع است» برای ایرانیان نامفهوم است؟
شما دوست گرامی با یک‌بار خواندن آن متوجه ممنوع بودن این کار نمی‌شوید؟ یا می‌شوید؟
در تصویر شماره‌ی ۲ ، شما عبارت «رعایت پوشش اسلامی و پرهیز از شوخی رکیک و رفتار ناشایست»  را چگونه کامل می‌کنید؟ الف) ممنوع است ب) آزاد است ج) اجباری است د- اجباری نیست ه) تصمیم با خود شماست.
آیا برای فهماندن این باید‌ها و نبایدها به کوه‌نوردان، چماق هم لازم است؟
و سرانجام آیا شما این نوع برخورد با شهروندان را توهین‌آمیز نمی‌دانید؟
و یک سرانجام دیگر: اگر به این رستوران می‌روید، وقت خود را با ساعت تصویر پایین میزان نکنید چون ۴ ساعت عقب است! 

عرفان فکری در آستانه سفری ماجراجویانه!

عرفان فکری، از مدیران انجمن برای یک سفر ماجراجویانه به هندوستان سفر می‌کند.
این برنامه ۸ بهمن آغاز می‌شود و تا ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ ادامه خواهد داشت.
اگر می‌خواهید با او هم‌راه شوید به سایت او سری بزنید:

ورجین  varjin.blogfa.com

 

نود و پنجمین نشست انجمن کوه‌نوردان ایران

روز ۴شنبه ۲۹/۱۰/۸۹ از ساعت ۱۷ تا ۲۰
خانه‌ی شهریاران جوان - آمفی تئاتر شماره ۲
خیابان استاد نجات‌اللهی - نبش خیابان ورشو
موضوع:
خبرهای کوه‌نوردی
معرفی دانش‌نامه‌ی آزاد کوه‌نوردی - ویکی پاکوب
گزارش امیر زرین و حمید صفرزاده از صعود به قله‌ی آمادابلام

هزینه‌ی ورود برای اعضا ۲۰۰۰۰ ریال و برای دیگران ۳۰۰۰۰ ریال
شرکت در نشست‌های ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان برای همگان آزاد است
..

چهارمین جشنواره یخنوردی انجمن كوه‌نوردان ايران

۱۳ تا ۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۸۹
تهران – رودبار قصران

انجمن کوهنوردان ایران برای چهارمین سال پیاپی، جشنواره یخ‌نوردی را برگزار میکند.

این جشنواره نیز همچون سال­های قبل با هدف:

•    گردهمایی یخنوردان سراسر کشور و تبادل دانش فنی و تجربیات آنها
•    آشنایی تازه‌کاران با رشته‌ی یخ‌نوردی و درای‌تولینگ
•    رشد سطح فنی یخ‌نوردی و آشنایی با تکنیک‌های جدید
•    تمرین و صعود آبشارهای منطقه

و در منطقه رودبار قصران برگزار خواهد شد

خبر کامل را در سایت انجمن بخوانید.

برف فقرا، برف اغنیا

بشکنی ای قلم، ای دست اگر

پیچی از خدمت محرومان سر

محمدعلی راد بازقلعه‌ای (افراشته) فرزند حاج شیخ جواد مجتهد بازقلعه‌ای به سال ۱۲۸۷ خورشیدی در روستای بازقلعهٔ رشت به دنیا آمد. او از پیشگامان شعر گیلکی و از نام‌داران شعر ساده و روان فارسی و از بزرگان طنز اجتماعی ایران است. از جوانی در پی تأمین معاش به کارهای گوناگونی پرداخت: گچ‌فروشی، شاگرد پادوئی شرکت های ساختمانی، شاگردی بنگاه‌های معاملات املاک، معمار شهرداری، آموزگاری، هنرپیشگی، تئاتر، مجسمه‌سازی، نقاشی و سرانجام روزنامه‌نگاری و شاعری. همکاری با مطبوعات را از روزنامهٔ امید در سال ۱۳۱۴ آغاز کرد و بعدها در روزنامهٔ توفیق طنز خود را آزمود. نام او بعد از شهریور ۱۳۲۰ به‌عنوان شاعری مردمی، مبارز و انساندوست بر سر زبان‌ها افتاد.

روزنامهٔ چلنگر

افراشته از ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ روزنامهٔ چلنگر را منتشر کرد. این روزنامهٔ فکاهی و سیاسی در چهار صفحه به قیمت دو ریال منتشر می‌شد و بیشتر اشعار و مطالب آن متعلق به شخص افراشته بود. انتشار این روزنامه یک حادثه در دنیای شعر و مطبوعات ایران به شمار می‌رفت. بیتی از افراشته «بشکنی ای قلم ای دست اگر / پیچی ازخدمت محرومان سر» سال‌ها سرتیتر روزنامه بود. دفتر آن در خیابان نواب بود که در عین حال منزل مسکونی افراشته نیز بود. منزلی که روز ۱۴ آذر ۱۳۳۰ مورد حمله اوباش و مخالفان وی قرار گرفت و همه چیز آن ویران شد.

افراشته همواره عشق و علاقهٔ فراوان به گردآوری ادبیات محلی داشت. اگرچه چلنگر به زبان فارسی منتشر می‌شد، اما از همان شمارهٔ اول صفحه‌ای را به ادبیات محلی اختصاص داد. در این صفحه اشعاری به گیلکی، آذربایجانی، کردی، ترکمنی، لری، مازندرانی و… چاپ می‌شد. به خاطر خود افراشته که در شعر گیلکی سرآمد بود سهم اشعار گیلکی بیشتر بود. پس از مدتی این صفحه از چلنگر منتشر نشد و افراشته اعلام کرد که شهربانی از انتشار ادبیات محلی جلوگیری کرده است.

انتشار چلنگر با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ قطع شد.

در دوران انتشار چلنگر و دوران جنبش ملی کردن نفت، فعالیت افراشته اوج گرفت و او چهل قصهٔ کوتاه نیز در همین سال‌ها منتشر کرد.

چلنگر به معنی قفل و کلیدساز و نیز به معنای شخصی است که ازآهن، ابزار می‌سازد (آهنگر).

مهاجرت و مرگ

افراشته از سال ۱۳۳۲ به بعد زندگی مخفی را آغاز کرد. پس از کودتا تا یک سال و نیم در ایران مخفی بود و در خانه‌های همان مردمی زندگی می‌کرد که سوژه‌های اشعارش بودند. از چنگ فرمانداری نظامی گریخت و در اواخر سال ۱۳۳۴ از ایران خارج شد و به مهاجرت رفت. با نام مستعار «حسن شریفی» در بلغارستان ساکن شد. در ۱۳۳۶ در بلغارستان در هفته‌نامه «استرشل» (زنبور قرمز) به زبان بلغاری داستان می‌نوشت. کوشش فراوانی برای نوشتن داستان به کار می‌برد و با زحمت زیاد نوشته‌های خود را به دیگران می‌سپرد تا به بلغاری یا ترکی ترجمه کنند وخوانندگان بسیاری داشت."دماغ شاه" مجموعه نه داستان کوتاه است که در سال ۱۳۳۸ش /۱۹۵۹ م به کوشش "دیمتری بلا کونف" پس از مرگ او به همین نام توسط انتشارات "رادی رادین "در صوفیه منتشر شد. این مجموعه پس از گذشت پنجاه سال به کوشش "بهزاد موسایی "نویسنده ومحقق گیلانی ترجمه ودر ۱۰۷ صفحه توسط انتشارات "فرهنگ ایلیا" در اسفند ۱۳۸۸ منتشر شد .افراشته دارای همسر و سه پسر بود و در دوران تبعید یکی از پسرانش را به دلیل نارسائی قلبی از دست داد.

افراشته در ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۳۸، درسن ۵۱ سالگی، با بیماری قلبی چشم بر جهان فرو بست. او را در گورستان شهر صوفیه به خاک سپردند
. بیت معروف او «بشکنی ای قلم …» بر سنگ گورش کنده شده است.

محتوای آثار

افراشته در زمانی فعالیت می‌کرد که تودهٔ مردم به شعری ساده نیاز داشتند تا منعکس‌کنندهٔ احساس و دردهای ملموس زندگی آنها باشد. ویژگی بارز شعر افراشته به کارگیری زبان مردم عامی بود. شیرین، ظریف و ساده شعر می‌گفت و به اشکال سنتی در اشعار موزون و مقفّی مقید نبود. مخاطب طنز او (اعم از نظم و نثر) مردم عامی و کم‌سواد و چهره‌های شعر او مردم محروم، توسری خورده، نفرین شده و آوارهٔ شهرها و روستاها بودند. بیکاری‌ها، دربدری‌ها، محرومیت‌ها، تبعیض‌ها، رشوه‌خواری‌ها و فساد دستگاه حاکمه مایه اصلی شعر او بود و به سبب آشنایی نزدیک با زندگی مردم خرده‌پا، در توصیف تیپ‌های اداری و بازاری توفیق داشت. در نتیجه صراحت، سادگیِ کلام، بی‌پیرایگی، هم‌دلی و هم‌زبانی او با تودهٔ مردم شعر او توانسته بود درعمق اجتماع نفوذ کند و به سرعت در خاطره‌ها و حافظه‌ها نقش بندد و شعار روز مردم کوچه و بازار شود.

در نثر، شتابزده وگزارشی می‌نوشت و به تناسب جهت‌گیری عقیدتی و سیاسی خود، جامعه را صحنهٔ درگیری منافع طبقاتی می‌دید. اوج هنر او در شعرهایی است که به زبان گیلکی سروده، تا آنجا که او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ اشعار گیلکی می‌دانند.

افراشته در کنگرهٔ نویسندگان و شعرای ایران که در تیر ماه سال ۱۳۲۵ در تهران تشکیل شد شرکت کرد. در این کنگره، که به همت انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی ترتیب یافته بود، چهره‌هائی چون ملک‌الشعرای بهار، علامه دهخدا، احسان طبری، صادق هدایت، نیما یوشیج، کریم کشاورز، حکمت و ده‌ها شاعر و نویسندهٔ دیگر حضور یافته و به نوبت آثار خود را ارائه داده بودند. وقتی نوبت به افراشته رسید تا آثار خود را بخواند، او چند کلمه‌ای به سبک خود صحبت کرد و گفت : «در تهران، ما دو گروه دکتر داریم، گروهی در شمال شهر مطب دارند که ویزیت آن‌ها ۵ تومان است و گروهی دیگر هم در جنوب شهر، مثلاً در محلهٔ «اسمال بزاز» و «گود زنبورکخانه» که مردم را با دریافت ۵ ریال مداوا مى‌کنند. دکتر شمال شهری ممکن است بعضی از روزها بیمار نداشته باشد و پولی هم گیرش نیاید، اما دکتر جنوب شهری حتماً روزی پنجاه نفر را ویزیت مى‌کند و ۲۵ تومان درآمد دارد. منِ شاعر، مانند آن دکتر جنوب شهری هستم، شعرم مال مردم جنوب شهر است و ممکن است شعرای طرفدار پروپاقرص انوری و عسجدی آن را نپسندند ولی من طرفداران خودم را دارم.» او در این کنگره شعر «شغال محکوم» و «پالتوی چهارده ساله» را خواند.

پس از کودتای ۲۸ مرداد دربارهٔ افراشته سکوت شد و بردن نام او در مطبوعات و حتی در مقالات جرم شناخته می‌شد.


برف اغنیا، برف فقرا

توی این برف چه خوب است شکار، آی گفتی!

گردش اندر ده ما، اونور غار، آی گفتی!

ران آهویی و سیخی و کباب و دم و دود

اسکی و ویسکی و آجیل آچار، آی گفتی!

ویسکی و کتلت و کنیاک فراوان خوردن

یله دادن به سر و سینه یار، آی گفتی

به به ای برف، چه خوبی، چه ملوسی، ماهی

زینت محفل مایی تو، ببار، آی گفتی!

برف فقرا

توی این برف چه خوب است الو، آی گفتی!

یک بغل، نصف بغل، هیزم مو، آی گفتی

زیر یک سقف، ولو بی در و پیکر، جایی

تا در این برف نباشیم ولو، آی گفتی!

مشت مالی سر حمامی و بعدش کرسی

یک شب اندر همه عمر ولو، آی گفتی!

صد نفر برهنه و گرسنه، غارت گشته

سه نفر گرم به یغما و چپو، آی گفتی!

زحمت کار زما، راحتی از آن حشرات

کشت از ما و از آن عده درو، آی گفتی

مادری زاده مرا مثل تو، ای خفته به ناز

میرسد نوبت ما، غره مشو، آی گفتی!

وه چه غولی، چه مهیبی، چه بلایی ای برف

قاتل رنجبرانی تو، برو، آی گفتی!

منبع:

ویکی پدیا

مدرسه انسا و ویترین یادگارهای کوه نوردی

مرداد ماه امسال در شامونی، با ابراهیم نوتاش سری هم به مدرسه انسا زدیم و با مدیران آن گفتگویی داشتیم، اما در حال گشت وگذار در سالن ورودی انسا، ویترینی را دیدم که با پرچم ها و یادگارهای کوه نوردی پر و تزیین شده بود.

در کف ویترین پرچمی آشنا دیدم و جالب بود، پرچم باشگاه دماوند که قبلن در مورد آن شنیده بودم و اگر اشتباه نکنم در صعود پیش کسوتان این باشگاه به مون بلان و ماترهورن، به مدرسه ی انسا داده شده بود و از آن زمان در این ویترین نگهداری می شود.

نمای بیرونی مدرسه ملی کوه نوردی و اسکی فرانسه (انسا)


ویترین یادگارهای کوه نوردی انسا و پرچم باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند


این ویترین به همین ترتیبی که می بینید حفظ خواهد شد و این پرچم سالیان طولانی دیگری در همین مکان، باقی خواهد ماند، نشانی از سرزمین ما و از کوه نوردی در این دیار.

پ ن از کامنت های رسیده:

این پرچم در سال 1379 وقتی سه نفر از اعضای باشگاه برای کلاس Mountaine Leader با شامونی اعزام شده بودند به انسا داده شد. نفرات : آقایان بهنام ناصحی - حسین پناهی نیکو و علی پارسایی بودند.



یخ نوردی در فرانسه

تیم انجمن کوه‌نوردان ایران روز سه‌شنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۸۹ برای شرکت در جشنواره‌ی یخ‌نوردی اکرن (جنوب فرانسه) عازم پاریس می‌شود تا از آنجا به شهر «ارژانتیر لابسه» محل برگزاری جشنواره سفر کند.

بیست و یک‌مین دوره‌ی جشنواره‌ی یخ‌نوردی اکرن، امسال از ۱۳ تا ۱۶ ژانویه ۲۰۱۱ برگزار می‌شود و این سال چهارمی است که انجمن کوه‌نوردان ایران تیمی را برای این رویداد اعزام می‌کند.
افراد تیم انجمن کوه‌نوردان ایران عبارتند از:
محمد تقی بهره‌ور
محمد حاجی‌ابوالفتح
نصیر علی‌زاده
عماد قهرمانیان
امید صافی
علی علی‌پور شلمانی
حسین علومی‌پور
سرپرست: محمد تقی بهره‌ور

صعود به قله‌ی دوشاخ

روز جمعه ۱۷ دی ماه ۱۳۸۹ به قله‌ی دوشاخ صعود کردیم.
ابر و مه و برف و سنگ و
بودن با دوستان

روز خوبی بود!




همراهان این برنامه:
حسین محمدیان، محمد تقی بهره‌ور، معصومه قاسمی، وجیهه مهربانی، مهناز افضلی، سهیلا توحیدی، رضا توانا، هاشم سیدی، سعید کیوانیان، مسعود امین‌پور، فراز قلی‌بیگی، مهدی کاسبیان و عباس ثابتیان




نمایشگاه کتاب کوه - شامونی - فرانسه

انجمن کوه‌نوردان ایران تابستان امسال (۱۳۸۹) در نمایش‌گاه کتاب کوهستان شرکت کرد، در طول ۴ روز حضور در این نمایش‌گاه با نویسندگان، ناشران و کوه‌نوردان مختلفی دیدار کردیم.
آلپاین کلاب (کهن‌ترین سازمان کوه‌نوردی در جهان) که به همراه شورای کوه‌نوردی بریتانیا «BMC»، یکی از دو سازمان اصلی کوه‌نوردی در بریتانیا به شمار می‌آید، تعدادی از کتاب‌های خود را به ما هدیه کرد و گفتگویی در مورد آلپاین کلاب و انجمن کوه‌نوردان ایران داشتیم. در این عکس فرانسواز کَل را می‌بینید. او که دبیر آلپاین کلاب است، در جشنواره‌ی سنگ‌نوردی بیبستون که با هم‌کاری و مشارکت انجمن و فدراسیون برگزار شد به ایران سفر کرد.

مون بلان ۳ بالکونی (تماشاگه)دارد. دو عکس که از یکی از این ۳ تماشاگه گرفته‌ام را ببینید.


کوه گرین

مهم ترین کوه ها و ارتفاعات زاگرس شرقی در استان لرستان عبارتند از : « ویلو و کمربسته در الیگودرز » ، « سفید کوه در شمال غربی و هشتادپهلو در جنوب خرم آباد » ، « کبیرکوه ( کَوَر ) در مرز لرستان و ایلام »، « اشترانکوه درجنوب شرقی درود و جنوب الیگودرز » و بالاخره « کوه گرین بین بروجرد و اشترینان در شرق و الشتر و دلفان در غرب » .

کوه گرین به نوبه خود از رشته کوه های مهم غرب ایران است و طول آن به بیش از 180 کیلومتر می رسد . قله های بلند آن شامل یال کبود در جنوب نهاوند ، هیجده یال در بروجرد و ولاش در شمال الشتر می باشند . البته کوه اشترانکوه با ارتفاع 4050 متر را نیز ادامه و دنباله کوهستان گرین دانسته اند .

قله‌های بلند آن شامل یال کبود در کوه چهل نابالغان با ارتفاع تقریبی ۳۸۵۰ متر در جنوب نهاوند ، قله ۱۸ یال در بروجرد و نیز قله ولاش (۳۶۲۳ متر ) در شمال الشتر است . دیگر قله ‌های آن شامل بازگیر و چهل تن می ‌شود .

گرین از غرب به دلفان ، از شمال به شهرستان نهاوند ، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان سلسله محدود می‌ شود . گرین در گویش محلی گرّو garru یا garri و در گویش لکی گروین garvin نامیده می ‌شود و یکی از کانون های آبگیر دائمی لرستان است که رود های دز و گاماسب را تغذیه می‌ کند . همچنین سراب های فراوانی در پای این کوه وجود دارند که سراب ونایی در بروجرد ، سراب گیان در نهاوند و سراب کهمان در الشتر از آن جمله اند که و آب آشامیدنی بروجرد و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور نیز از همین سراب ها تأمین می ‌شود .

صعود به کوه گرین از طریق روستاهای غرب شهر بروجرد ، جنوب نهاوند یا شمال الشتر امکان پذیر است . دهکده ییلاقی ونایی در این پای این کوه قرار دارد . این کوه خرس ، کفتار ، گرگ و روباه دارد و در گذشته پلنگ نیز داشته ‌است . گرین که در گویش محلی لری با نام های « گرو » و « گری » و در زبان لکی با نام های « گروین » و « گرین » خوانده می شود و به معنای بلندی و اوج است ، .

کوه گرین از دیر باز در زندگی مردم بومی منطقه نقش عمده و اساسی داشته است . چه بسیار افرادی که مستقیم و غیر مستقیم ازگیاهان و نباتات موجود در این کوه ارتزاق کرده اند ، و یا از راه شکار حیوانات و جانوران آن روزگار گذرانده اند و باز چه بسیار کشاورزان و دهقانانی که آب زلال و گوارای سراب ها و جویباران دامنه های گرین را در پای کشتزاران خود جاری ساخته و آن ها را آبیاری نموده اند . به علاوه این کوه در روزگار ناامنی و جنگ و ستیز ، مامن و پناهگاه مردم بوده است . بر این اساس کوهستان گرین ، در چشم و دل مردمان این دیار از حرمت و حشمت بسیار برخوردار است و با عزت و قداست فراوان از آن یاد می شود و در افسانه ها و ابیات و باورها و زبانزد های محلی به کرات به آن می پردازند که ابیات زیر که به زبان لکی سروده شده اند از آن جمله هستند .

از سایت کانون ایرانیان

آغاز فعالیت وب سایت گلسنگ شناسی ایران

وب سایتی تحت عنوان ما یکو- لیک (MYCO-LICH) به آدرس رسمی(www.myco-lich.com) جهت استفاده‌ی علاقه‌مندان به رشته گل‌سنگ شناسی آماده‌ی فعالیت میباشد.

 طراحی این وب سایت به شیوه بسیار پیشرفته و مطالعات مدرن فلورستیک در سطح دنیا انجام گرفته که همزمان کاربر را از آخرین پیشرفت‌های گل‌سنگ شناسی درسطح کشورو نیزدر سطح استانی و منطقه‌ای مطلع می سازد.

مهمترین بخشهای وب سایت پیش گفته عبارتند از:
- چک لیست کشوری، استانی، منطقه ای
-تاریخچه گل‌سنگ شناسی در ایران
- گروههای تحقیقاتی پیش بینی شده
- باشگاه گل‌سنگ شناسان ایران
- گالری عکس
از این سایت دیدن کنید
 بازدیدهای صحرایی  مناطق بازدید شده به صورت نقشه آن - لاین ارائه میشود

- لیست سمینارهای مرتبط

- لیست گونه های در معرض خطر

- هرباریوم های مرتبط

- روش شناسایی گلسنگ ها همراه با کلیدهای معتبر

- جمع آوری کننده های گلسنگ در ایران

- فرهنگ لغات مصور گلسنگ شناسی دو زبانه

- فهرست منابع گلسنگ شانسی مرتبط با ایران

- بخش آموزش گلسنگ شناسی

از این سایت دیدن کنید!

بیماری های رایج در کوه نوردی

از وبلاگ تبریز کلایم - فراز قیصری

از قول رضا زارعی

رضا زارعی:

سلام
هفته گذشته جلسه ای با حضور مربی خاطی و بر اساس شکایت یکی از کوهنوردان تبریز در فدراسیون برگزار گردید و رای مربوطه هم صادر شد. اما با توجه به آنکه پیش بینی میشد خطاهای صورت گرفته بیش از آن چیزی است که عنوان شده بود، فدراسیون برای رسیدگی بیشتر به موضوع نتیجه جلسه را اعلام ننمود.
بدیهی است به این موضوع پس از بررسی کلیه احکام ارائه شده رسیدگی خواهد شد.
اما لازم است دوستان برای اطمینان از درستی یا تقلبی بودن احکامشان ضمن درج مشخصات نظیر تاریخ دوره، اسامی مربیان و بویژه شماره و تاریخ احکام به دبیرخانه نسبت به این موضوع پیگیری کنند. ضمنن نباید از نظر دور داشت بخشی از خطاهای صورت گرفته به خود هیئت و البته شرکت کنندگان در دوره هایی که اغلب آنها هیچگاه برگزار نشده و برای هیچ حکم صادر شده شک کنند.
در نهایت اینکه عدم حضور ناظر فدراسیون بر سر دوره های کارآموزی و پیشرفته از عواملی است که برخی مربیان به خود اجازه برگزاری دوره های بی سر و ته می دهند.

دسامبر ۳۰, ۲۰۱۰، ساعت

در این مورد بخوانید، در سایت فدراسیون کوهنوردی و نیز کوه نوشت

از برگزاری جلسه ی کارگروه انضباطی در پی اعتراض یک کارآموز

يكشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۲۸

نظر به اعتراض یکی از کارآموزان دوره ی برف از استان آذربایجان شرقی؛ مبنی بر صدور حکم کارآموزی برف بدون حضور در کلاس، کارگروه انضباطی فدراسیون در 29 آذر ماه گذشته به ریاست «محمود شعاعی» رئیس فدراسیون و با حضور نمایندگان سازمان تربیت بدنی تشکیل جلسه داد. در این جلسه حاضران ضمن استماع توضیحات مربی مربوطه، به دلیل عدم حضور کارآموز معترض، صدور حکم را منوط به پیگیری موضوع، بررسی های بیشتر و اعلام موارد به هیئت استان نمودند. بدیهی است در صورت وجود موارد مشابه، کوه نوردان گرامی آن استان می توانند؛ ضمن ارسال رونوشت حکم دریافتی از طریق هیئت به فدراسیون، نسبت به صحت حکم دریافتی کسب اطلاع کنند.


گره‌ات ‌رو کننرل کن!


نویسنده: میکی رایان - ویرایش گر ارشد UKCLIMBING

اگر دوست داری صعود کنی،‌ یاالله ، اما یادت نره که قدرت و شجاعت بدون احتیاط فایده‌ای نداره! و یک سهل‌انگاری کوچک میتونه ما رو برای تمام عمر از شادی و خوش‌بختی محروم کنه.

عجله نکن، به هر قدم با دقت نگاه کن و از همون اول به آخر کار فکر کن.

آمار دقیقی در مورد تعداد سنگ‌نوردهایی که توی سالن یا توی طبیعت تصمیم به صعود می‌گیرند و یادشون میره طناب‌شون رو به هارنس گره بزنند، وجود نداره!!
لین هیل احتمالن معروف‌ترین سنگ‌نوردی است که این اشتباه رو کرد، فرانسه سال ۱۹۸۹ ، روی دیواره‌ی استیکس در بوو؛ زمانی که طنابش را در کارگاه انداخت و به عقب تکیه داد، طناب از توی هارنس‌ش دراومد و حدود ۲۲ متر سقوط کرد. او روی یک درخت افتاد و بین دو تا بولدر فرود اومد، او زن خوش‌شانسی بود که فقط مچ پاش شکست، بازوش از جا در رفت و یه سری بریدگی و کبودی و کوفتگی!
بقیه‌ی سنگ‌نوردها این‌قدر خوش‌شانس نبوده‌اند! تعداد زیادی از سنگ‌نوردها به‌همین دلیل جان خود را از دست داده‌اند و خیلی‌ها هم دچار جراحت‌ها و صدمه‌های جدی شده‌اند.
از سنگ‌نوردان با تجربه بپرسید و بدون شک آنها از بسیاری اشتباه‌های این‌چنین برای‌تان خواهند گفت و احتمالن بعضی از اشتباه‌های خودشان!

شخصن سنگ‌نوردی رو به یاد میارم در دامنه‌ی مالهم -Malhom  - که از حدود ۱۱ متر سقوط کرد و دوتا مچ پاهاش شکست، یکی دیگه در تنگ بالای رودخانه‌ی آون که ۲۰ متر سقوط کرد و چندین شکستگی داشت، سنگ‌نورد دیگری افتاد و بعد به زمین برخورد کرد، یکی دیگه روی کارگاه نشست و افتاد و زمین خورد! و امسال در مراسم یادبود سنگ‌نوردی بودم که روی یک مسیر در فرانسه جان باخت، او فراموش کرده بود که گره‌رو درست بزنه و سقوط کرد.
در چند ماه گذشته ما خبر سقوط پنج سنگ‌نورد رو در بریتانیا داشتیم که طناب‌رو درست به هارنس گره‌ نزده بودند.
همیشه گره خودتون‌رو پیش از صعود کنترل کنید و همین‌طور گره همطناب‌تون رو پیش از اینکه اقدام به صعود کنند.

ترجمه از سایت UKCLIMBING

پرسون

جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹ به پرسون رفتیم



فرصتی تا از هوای آلوده‌ی تهران فرار کنیم و باز آبی آسمان، سپیدی ابر و پهنه‌ی رنگ رنگ کوه و

برف

برف که اینجا و آنجا کم‌کمک ماندگار شده بود و انگار خواهد ماند این زمستان را

در دامنه‌ها و دره‌ها، گردنه‌ها و قله‌ها

دماوند را دیدیم و چه سیر دیدیم، هر چند

او را پر برف‌تر و یک‌سره سپید می‌خواستیم

از جمعه‌ی دودزده‌ی تهران گریختیم تا دامن پرسون!


دوستان همراه:

محمد تقی بهره‌ور، مهدی کاسبیان، حسین محمدیان، سمیه صادقیان و عباس ثابتیان


مش عین‏الله ربیع‏پور، درگذشت!

مش عین‏الله ربیع‏پور، (یار دیرینه کوه‏نوردان) ساعت 8 امشب برای همیشه ما را تنها گذاشت و صدای رسا و دلنشینش تا ابد در منطقه علم‏کوه و تخت‏سلیمان جاودانه شد!

از وبلاگ گروه کوهنوردی کلاردشت


مش عین اله هم رفت
گویی با هر کوهنوردی یکبار علم کوه رو صعود می کرد. صدای غُر زدنهاش جزوی از صعود هر کوهنوردی به سرچال و علم چال بود. نیمه های شب راه می افتاد تا موقع طلوع کوهنوردا از پشت وانت بهش برسن و بارهاشون رو به بالا برسونه.
با همه دَم خور بود و خنده های بلندش از ذهنها محو نخواهد شد.
مش عین اله یار قدیمی کوهنوردا و سنگ نوردا برای همیشه رفت تا تنها خاطراتش برای عاشقای علم کوه باقی بمونه.
یادش به گرامی

از وبلاگ کوه قاف

درگذشت عین الله ربیع پور، همراه قدیمی ره پویان علم کوه


مش عین الله ربیع پور، درششم مرداد سال ١٣١١ در رودبارک کلاردشت متولد شد. با هیزم شکنی و چارواداری روزگار می گذراند و از حدود ۴٠ سال پیش، در فصل تابستان (و اگر پیش می آمد، در فصل های دیگر) با قاطرهایی که داشت، بار و بنه‌ی کوه‌نوردان را به کوهستان؛ سرچال، علم چال، حصارچال، و... می برد. همیشه خوشرو و بذله گو بود و اگر با او هم سخن می شدی، با انبانی از حکایت ها و ضرب المثل ها، از «حکمت عامه» بهره مندت می ساخت.

در دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد، هر بار که به علم کوه می رفتیم، عین الله را می دیدم. در شهریور ۱۳۸۷ فرصتی دست داد تا یک بار دیگر با او در مسیر سرچال هم پا شوم که او را همچنان قبراق و سرحال دیدم؛ از همسر درگذشته اش به نیکی یاد می کرد و می گفت که خانه اش را با یاد او دوست می دارد. حکایتی تعریف کرد و شعری طولانی خواند، و پیدا بود که ذهنی هشیار و سالم دارد. پس از آن، در بعد از ظهر پرخاطره ی ١٨ مهر ١٣٨٧، انجمن کوه نوردان ایران در همایش نکوداشت راهنمایان پیش کسوت علم کوه، در حسن کیف از او در کنار  صفر نقوی، رسول نقوی، علی محمد فرضی، و علیدوست فرضی تقدیر کرد. در  آن نشست برای من جالب بود که عین الله همسر ابراهیم نوتاش را که چهل سال پیش دیده بود، شناخت و خاطره هایی از صعود آن زمان آنان تعریف کرد.

عین الله، در شب هشتم دی ٨٩ احتمالا بر اثر سکته ی مغزی درگذشت. مرگی چنان که آرزو می کرد؛ در حالی که هیچ دوره ی بیماری را نگذرانده بود، و بی هیچ خانه نشینی و ذلت.

از وبلاگ دیده بان کوهستان


یادش گرامی


صدور گواهی‌نامه‌های جعلی در استان آذربایجان شرقی

در وبلاگ «چرا کوهنوردی»  پستی منتشر شده است در مورد صدور بیش از ۵۰۰ مدرک جعلی برای دوره‌های مختلف کوه‌نوردی در استان آذربایجان شرقی!
هر روز نشانه‌ای از یک بیماری تازه در کوه‌نوردی ما آشکار می‌شود!

این پست وبلاگ امین غفارزاده را بخوانید، اما

در مورد بیماری‌های کوه نوردی در این سامان، حرف‌ها داریم!!!

ابراهیم فرر که بود؟


ابراهیم فرر در سن 78 سالگی درگذشت، در حالیکه تنها 8 سال پیش ار آن، در سن 70 سالگی کشف شده بود. آن هم اگر به اصرار خوان دو مارکوس، آهنگساز شهیر کوبایی نبود شاید فرر هیچگاه نمی توانست بر خجالتی بودن خود غلبه کند و به عنوان عضو اصلی گروه (Buena vista social club) آواز بخواند.

انتشار آلبوم "بوئنا ویستا سوشال کلاب" توسط رای کودر، نوازنده گیتار و تهیه کننده آمریکایی، درسال 1997 ، فصل جدیدی را در موسیقی کوبایی گشود. به این ترتیب صدایی که برای مردم کوبا آشنا ترین صدا بود و به نوای یک فرشته تشبیه شده بود به گوش جهانیان رسید.

تاکنون میلیون ها نسخه از این آلبوم به فروش رسیده است.

رای کودر برای تهیه این آلبوم از چند هنرمند مطرح کوبایی دعوت به همکاری کرده بود که در میان آنها کمپی سگوندو و روبن گونزالس نیز در طی سه سال اخیر در گذشتند.

موفقیت چشمگیر این آلبوم که چندین جایزه گرمی برد، 2 سال بعد با فیلم مستند Buena vista social club ساخته ویم وندرس ادامه یافت. این فیلم زندگی این هنرمندان فراموش شده کوبایی را به تصویر می کشد و آنها را به ستاره هایی تبدیل می کند که خیلی دیر درخشیدند.

ابراهیم فرر تا قبل از انتشار آلبوم و فیلم بوئنا ویستا سوشال کلاب، مانند بسیاری دیگر از خواننده ها و نوازندگان کوبایی در کمال فقر زندگی می کرد.

فرر در سال 1927 در سانتیاگو ( در جنوب شرقی کوبا) شهری با فرهنگ غنی موسیقی به دنیا آمد. او در سن 12 سالگی مادر جوان خود را از دست داد و مجبور شد برای امرار معاش در خیابان های شهر، شکلات و ذرت بوداده بفروشد. با این حال در سن 13 سالگی گروه موسیقی خود را تشکیل داد.

فرر به عنوان استاد سبک "سان" و "بولرو" و در سال 1957 با مهاجرت به هاوانا پایتخت کوبا، توانست با بنی مور یکی از هنرمندان افسانه ای این کشور کار کند.

بعد از آن با پاچو آلونزو گروه Los Bucucos را تشکیل داد. به این ترتیب فرر تا اوسط دهه 50 موفق شده بود در بسیاری از مهمترین گروههای موسیقی سانتیاگو بدرخشد ولی در آمریکای لاتین همچون بسیاری از کشورهای فقیر دیگر، به سختی می توان از راه موسیقی گذران زندگی کرد.

با اینکه چند دهه از فعالیت هنری فرر می گذشت، تنها در سالهای آخر عمرش به شهرت جهانی رسید. تا قبل از موفقیت پروژه بوئنا ویستا، فرر درخیابان ها کفش واکس می زد و بلیت بخت آزمایی می فروخت.

انتشار آلبوم و فیلم بوئنا ویستا سوشال کلاب که یکی از پرفروشترین مستندهای تاریخ سینماست، بالاخره پرده از روی این هنرمند مهجور برداشت و لااقل باعث شد دهه آخر عمر خود را در رفاه زندگی کند.

روی جلد آلبوم "بوئنا ویستا سوشال کلاب"

آلبوم بعدی فرر به نام Buenos Hermanos هم موفق به کسب جایزه گرمی برای بهترین آلبوم سالسا شد. "بوئنوس هرمانوس" یعنی برادران خوب و منظور هنرمندانی هستند که ابراهیم فرر را در این آلبوم یاری می کنند.

آلبوم "بوئنوس هرمانوس" نشان می دهد چطور آمیختن آرزوی درونی و عشق و احترام به موسیقی منجر به خلق یک شاهکار می شود.

فرر گویی به استعداد و توانایی خود ایمان داشت چنانچه بعد از موفقیت فیلم گفته بود "خواننده ای که به درد نمی خورد بالاخره توانست خود را ثابت کند."

خبر مرگ ابراهیم فرر (Ibrahim Ferrer)، خواننده بزرگ کوبایی که روز شنبه ششم ماه اوت 2005 در بیمارستانی در هاوانا درگذشت، مانند داستان به شهرت رسیدن او ناگهانی و حیرت انگیز بود.

او به تازگی از تور چهار ماهه کنسرت های اروپایی خود به هاوانا بازگشته بود که به دلیل ورم شدید معده و روده در بیمارستان بستری شد.

نخستین آهنگ از آلبوم "بوئنا ویستا سوشال کلاب" به نام چان چان را از این لینک گوش کنید!

و دو آهنگ دیگر، «ال کوارتو د تولا» و «ال کارترو»

برگزاری دوره آموزش توسط آموزشگاه‌ها تا تاریخ ۹۰/۱/۱۵  ممنوع اعلام می‌گردد.

برگزاری دوره آموزش توسط آموزشگاه‌ها تا تاریخ ۹۰/۱/۱۵  ممنوع اعلام می‌گردد.

عنوان این پست، جمله‌ی پایانی بخش‌نامه‌ی تازه‌ای است که فدراسیون کوه‌نوردی منتشر کرده است.

متن بخش‌نامه که روز شنبه ۴ دی ۸۹ منتشر شده است را در زیر بخوانید:

شرايط صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌هاي ورزشي 
شنبه ۰۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۴

بخشنامه فدراسیون به کلیه هیئت ها: 
نظر به تدابير جديد ابلاغي از سازمان تربيت‌بدني درخصوص صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌هاي كوه‌نوردي و تصميم مورخه 29/9/89 درخصوص صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌ها و مسائل مربوط به آن رعايت گردد:
1-    از تاريخ 1/10/89 تقاضاي صدور مجوز آموزشگاه كوه‌نوردي از سوي اين فدراسيون قابل‌پذيرش نخواهد بود، لذا ضروريست متقاضيان درخواست‌هاي خود را از طريق اداره‌كل تربيت‌بدني استان پيگيري نمايند.
2-    آن دسته از متقاضياني كه قبل از تاريخ 1/10/89 اقدام به درخواست و پرداخت وجهي به حساب اين فدراسيون نموده‌اند مي‌توانند با در اختيار داشتن اصل فيش واريزي، وجوه پرداختي خود را از فداسيون مسترد و براي ادامه كار برابر مفاد بند 1 اقدام نمايند.
3-    ادامه فعاليت آن دسته از آموزشگاه‌هايي كه مجوز آنها از سوي اين فدراسيون صادر شده و اعتبار آنها تا سال 1390 و 91 تعيين شده، منوط به اخذ تأييديه از اداره‌كل و يا اخذ مجوز در قالب باشگاه و يا مؤسسه ورزشي، وفق مقررات مربوطه خواهد بود. در اين ارتباط كاگروه‌هاي مربوطه مكلفند همكاري‌هاي لازم را با رؤساي آموزشگاه‌ها به‌عمل آورند.
4-    صرفنظر از موارد فوق‌الذكر به‌علت ورود فصل سرما و احتمال حدوث خسارت جاني، هرگونه برگزاري دوره آموزشي توسط آموزشگاه‌ها تا تاريخ 15/1/90 ممنوع اعلام مي‌گردد.
هادي صابري
دبیر فدراسیون

این بخش‌نامه و نتیجه‌ی اجرای آن که مخالف جدی امر خصوصی‌سازی و برون‌سپاری در دولت است و به‌ویژه در بخش پایانی یعنی:

«ممنوعیت هرگونه کار آموزشی در فصل زمستان به‌دلیل سرد شدن هوا و امکان بروز حادثه»

بسیار عجیب و غیر قابل درک به نظر می‌رسد!!

در این مورد در وبلاگ تازه‌کار بخوانید

در این مورد در وبلاگ کلاغ‌ها بخوانید

در این مورد در وبلاگ قله‌های مه‌گرفته بخوانید

در این مورد در وبلاگ هم طناب من بخوانید

ادورن پاسابان در ویکی پاکوب

مقاله ادورن پاسابان را در ویکی پاکوب بخوانید!

تا امروز ششصد مقاله در ویکی پاکوب منتشر شده است.

بیایید با مشارکت در ویکی پاکوب علاقه جمعی خود را به کوه نوردی بیش از پیش ثابت کنیم.


ادورن پاسابان - نخستین زنی که تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است!


ادورن پاسابان لیزاریبار Edurne Pasaban Lizarribar  (متولد ۱ اوت ۱۹۷۳) کوه‌نورد اسپانیایی اهل باسک است. از ایالت گیپوزکو. در ۱۷ می ۲۰۱۰ او عنوان ۲۱مین نفر و نخستین زنی که تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است، به‌دست آورد. اولین صعود ۸۰۰۰ متری او ۹ سال پیش از این، در تاریخ ۲۳ می ۲۰۰۱ و بر روی اورست انجام گرفت. در ۱۸ می ۲۰۰۹، او نخستین زنی بود که ۱۲ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است، در ۱۷ آوریل ۲۰۱۰ او آناپورنا را هم به رکوردهای پیشین خود افزود و پس از آن دست به صعود شیشاپانگما زد که چالش او را به پایان برد.

پاسابان نه‌مین ۸۰۰۰ متری خود را در ۱۲ ژوییه ۲۰۰۷ به‌همراه کوه‌نورد اتریشی، گرلیند کالتن‌برونر صعود کرد. اول مه ۱۲۰۰۸، پاسابان دااولاگیری را صعود کرد، و کالتن‌برونر هم دااولاگیری را در همان روز صعود کرد! و ظاهرن رقابتی بین این دو برای کسب عنوان اولین زن ۱۴ تایی درگرفته بود. در ۱۸ مه ۲۰۰۹، پاسابان موفق به صعود کانگچن‌چونگا همراه گروهی دیگر شد، خوانیتو اویارزابل و کوه‌نورد لهستانی، بارانوسکا. با این صعود او از کالتن‌برونر و نیو مروا پیشی گرفت و اولین زنی شد که ۱۲ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است. گرلیند کالتن‌برونر دو روز بعد با صعود لوتسه خود را به پاسابان رساند. نیو مروا پس از آن برای صعود به کانگچن‌چونگا تلاش کرد که به دلیل به خطر افتادن سلامت همسر و هم‌نورد خود «رومانو بنت» ، از ادامه‌ی کار منصرف شد.
در ۲۷ آوریل ۲۰۱۰ اعلام شد که پاسابان احتمالن عنوان نخستین زن ۱۴ تایی را به بانوی کره‌ای «اوه اون سون» واگذار کرده است، پس از آن پاسابان و چند تن دیگر از اهل فن، صعود اوه به کانگچن چونگا را به چالش گرفتند. پس از دیدار و گفتگویی بین پاسابان و الیزابت هاولی، خانم هاولی اظهار داشت که صعود اوه در اعلام‌های آینده‌ی او مورد بحث و چون و چرا قرار خواهد گرفت! 

۳ مه ۲۰۱۰، در کاتماندو، خانم اوه یک گفت‌گوی یک ساعته با الیزابث هاولی در خصوص جزئیات صعود او به کانگچن‌چونگا داشت. هاولی پس از آن به خبرنگاران گفت که صعود خانم اوه به گانگچن چونگا درست است ولی این صعود مورد مناقشه و بحث خواهد بود. او اضافه کرد که صحبت‌هاب اوه کاملن با آنچه پاسابان می‌گوید متفاوت است و من واقعن نمی‌دانم کدام‌یک درست می‌گویند! هاولی پس از آن گفت که اگر تیم اسپانیایی از ادعای خود صرف‌نظر کند، کانگچن چونگا دوباره به عنوان یک صعود موفق برای اوه علامت خواهد خورد.
اوه در رد ادعای پاسابان گفت: من می‌دانم که بر اساس ادعای او؛ تعدادی از شرپاها گفته‌اند که من کانگچن‌چونگا را صعود نکرده‌ام، ولی او هیچ‌گاه نام آن شرپاها را نبرده است! چرا؟

در ۴ مه ۲۰۱۰، پاسابان نام هفت شرپای درگیر در آن صعود را اعلام کرد: داوا اونگ‌چو شرپا، پما چیرینگ شرپا، چهجی نوربو شرپا، داوا سانگ شرپا، اونگ دارچی شرپا، کواومبی شرپا و فوردرچی شرپا. او گفت که پیش از این نام شرپاها را نبرده بود چون آنها هنوز در استخدام تیم کره‌ای بودند. بعدها او عنوان دومین زن صعود کننده‌ی ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را پذیرفت ولی این پرسش را مطرح کرد که آیا گوه‌نورد کره‌ای واقعن همه‌ی ۱۴ قله را صعود کرده است؟

به‌هرحال، در ۲۹ اوت ۲۰۱۰، اعلام شد که فدراسیون کوه‌نوردی کره، پس از بررسی دلیل و گفته‌های خانم اوه، صعود او به کانگچن‌چونگا را نپذیرفته است، آنها به گفته‌های شرپاها استناد می‌کنند که بر اساس آن خانم اوه به دلیل هوای بد نتوانسته است صعود خود را کامل کند.
اوه اون سون پس از آن پذیرفت که ناچار شده است چند متری زیر قله‌ی کانگچن‌چونگا دست از صعود بکشد! و بنابراین سایت مشهور و معتبر اکسپلوررز وب در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۰ اعلام کرد که ادورن پاسابان نخستین زنی است که ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری جهان را صعود کرده است و این سرانجام جدلی بود که به نفع پاسابان پایان گرفت.  

تاریخ صعود ۱۴ قله‌ی متری پاسابان
۱۷ مه ۲۰۱۰ - شیشاپانگما
۱۷ آوریل ۲۰۱۰ - آناپورنا
۱۸ مه ۲۰۰۹ - کانگچن‌چونگا
۵ اکتبر ۲۰۰۸ - ماناسلو
۱ مه ۲۰۰۸ - دااولاگیری
۱۲ ژوییه ۲۰۰۷ - برودپیک
۲۰ ژوییه ۲۰۰۵ - نانگاپاربات
۲۶ ژوییه ۲۰۰۴ - K2
۲۶ ژوییه ۲۰۰۳ - گاشربروم یک
۱۹ ژوییه ۲۰۰۳ - گاشربروم دو
۲۶ مه ۲۰۰۳ - لوتسه
۵ اکتبر ۲۰۰۲ - چوایو
۱۶ مه ۲۰۰۲ - ماکالو
۲۳ مه ۲۰۰۱ - اورست

منبع:

  1. ^ a b ExWeb Oh Eun-Sun report, final: Edurne Pasaban takes the throne, ExplorersWeb, Dec 10, 2010
  2. ^ Top-5 women to reach more eight-thousanders, with dates
  3. ^ "Annapurna summit push watch: SUMMITS!". Explorersweb. 2010-04-17. http://explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=19261. Retrieved 2010-08-31. 
  4. ^ "Shisha Pangma: Edurne Pasaban summits - completes the 14x8000ers". Explorersweb. 2010-05-17. http://explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=19361. Retrieved 2010-08-31. 
  5. ^ Stephen Mulvey (2010-04-27). "Is Korean Oh Eun-sun first woman to climb 14 top peaks?". BBC News. http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/8646995.stm. Retrieved 2010-08-31. 
  6. ^ Spanish TV, Photo of Oh Eun-Sun at Kangchenjunga, which has created serious doubts (Spanish)
  7. ^ "Korean woman climber's Himalayan record challenged". BBC News. 2010-04-23. http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/8638718.stm. 
  8. ^ a b c d Sophia Tamot (AFP) "S.Korean climber defends claim to 14-peak record" May 3 2010 Retrieved on 2010-05-12.
  9. ^ Chosun Daily "Mountaineer Oh Eun-sun Meets Arbiter of Himalaya Ascents" May 4 2010 Retrieved on 2010-05-15.
  10. ^ Pasaban da los nombres de los sherpas que dicen que Miss Oh no hizo cumbre (Spanish)
  11. ^ "Spanish climber concedes she is second woman to climb world's 14 highest peaks", Telegraph.co.uk 23 May 2010 Retrieved on 27 May 2010
  12. ^ "Pasaban se acerca a su cumbre más difícil". Eurosport (Yahoo). 2010-08-29. http://es.eurosport.yahoo.com/29082010/47/pasaban-acerca-cumbre-mas-dificil.html. Retrieved 2010-08-31. 
  13. ^ Ángel Cruz (2010-08-31). "La notaria del Himalaya corona a Edurne Pasaban". As. http://www.as.com/mas-deporte/articulo/notaria-himalaya-corona-edurne-pasaban/dasmas/20100831dasdaimas_1/Tes. Retrieved 2010-08-31. (Spanish

سایر لینک ها

 


تیم کوه نوردی جانبازان نفت گچساران

جان‌بازان نفت گچساران وب‌لاگی دارند و در آن از صعودهایشان می‌نویسند

تیم کوه نوردی جانبازان نفت گچساران

مرگ درویش

درویش

میرزا آقا داودی، فرزند محمد آقا، معروف به درویش در روستای بوران طالقان به دنیا آمد. از تاریخ تولد او تا سن جوانی اطلاعی در دست نیست. زمانی که در جاده شمال به تهران جهت مرمت جاده مشغول کار بود حدود سال‏های 1270، عاشق دختری شده و ازدواج می‏کند. آنها به کلاردشت آمدند و در لاهو زندگی  می‏کردند. در همان سال‏ها بود که در " تَنَک‏رو " خرم دشت فعلی قهوه‏خانه‏ای دایر کرد.

دلیل انتخاب این محل نه به خاطر کوه‏نوردان بلکه مسیر بازرگانی طالقان از آنجا می‏گذشت. البته فقط در تابستان‏ها فعال بود. بعد از گذشت چند سال، خانه کلاردشت را فروختند و در ونداربن به طور دائم ساکن شدند.

کمتر کوه‏نوردی است که نام درویش را نشنیده باشد و یا به  کوه‏های کلاردشت آمده و او را ندیده باشد. او سالیان درازی در تمام فصول در ونداربن زندگی می‏کرد. چند سال اول زندگی را در زیر سنگ بزرگی در ونداربن به سر برد و بعد از آن شروع به ساخت ساختمانی یک طبقه شامل چندین اطاق و ایوان بزرگ نمود.

تمامی کوه‏نوردانی که به این منطقه عزیمت می‏کردند حتماً یک شب را در ونداربن به سر می‏بردند چرا که قبل از حضور شرکت مترو  جاده‏ای وجود نداشت و از انتهای مسیر ماشین رو (دروازه مترو فعلی) تا ونداربن حدوداً 3 ساعت راهپیمایی داشت. به همین علت روز اول تمامی برنامه‏ها به ونداربن ختم می‏شد و درویش با گشاده‏رویی از تمامی مهمانان پذیرایی می‏کرد و ضمن پذیرایی، خاطراتی را از گذشته نقل می‏کرد.

در واقع از میان همین خاطرات است که قسمتی از زندگی نامه او برایمان مشخص است.

سرانجام این یار کوه‏نوردان و پیر کوهستان در سال 1367 در سن حدوداً 130 سالگی دنیا را بدرود گفت . . .

روحش شاد و یادش گرامی باد

صد افسوس که با رفتنش انگار همه زیبایی‏های منطقه علم کوه و تخت سلیمان را با خود به دنیای ابدی برد!!

منبع: مورفولوژی جامع کلاردشت ( تالیف جمعی از کوه‏نوردان کلاردشت )

برگرفته از سایت گروه کوه نوردی کالاهو (کلاردشت)