من گاشربروم II را تا زیر قله صعود کردم!!

من                                                        دکتر جوادی

دکتر جوادی در واکنش به پست پزشک تیم؟ تیم حمله؟ پشتیبانی صعود؟ و یا من صعود میکنم پاسخی را به کوه نیوز فرستاده است که عینا در زیر منتشر میشود.

از دکتر جوادی برای اینکه با احساس مسوولیت و با صمیمیت،  امکان بحث پیرامون این سوژه بسیار مهم را باز کرده است سپاسگزاری میکنم.

من همانند بسیاری دیگر از آنچه که باعث شده است تا سرپرست آن طور که دکتر جوادی میگوید، برخلاف قول و قرار قبلی، مانع صعود پزشک تیم شود، بی خبرم، ولی فکر میکنم به هر دلیلی ممکن است سرپرست به این نتیجه برسد که یکی از افراد تیم را از صعود منع کند و خوب اجرای تصمیم سرپرست هم لازم است.

امیدوارم فرشاد خلیلی در مورد برنامه تیم سراب، صعود پزشک تیم، اعلام صعود به قله ی گاشربروم 2 که صعود نشد و بقیه جزییات آن صحبت کند و البته صعود تیم تهران تا زیر قله و موضوع زباله ها هم توسط کاوه کاشفی به علاقه مندان توصیح داده شود.



در پاسخ مطلبي با عنوان "پزشک تیم؟ تیم حمله؟ پشتیبانی صعود؟ و یا من صعود میکنم" كه در وبلاگ آقاي عباس ثابتيان، با نام ايشان در تاريخ 27 تيرماه 88 درج گرديده است، دكتر ابوالفضل جوادي (پزشك تيم هيات كوه نوردي سراب، اعزامي به قله ي گاشربروم II) مطلبي را به عنوان جوابيه به ايشان، براي كوه نيوز ارسال كرده است كه با هم مي خوانيم:

دوست گرانقدرم آقای ثابتیان در ارتباط با پزشکان ارتفاع موضوعی را مطرح کرده اند، كه می تواند پیش درآمد برداشتن یک گام بلند در زمینه هیمالیانوردی در کشور عزیزمان باشد. به همین دلیل صمیمانه از ایشان تشکر میکنم. نخست ميخواهم تعريف خود را از پزشك ارتفاع براي اطلاع همه عزيزاني كه مرا نمي شناسند بيان نمايم:

  • پزشك تيم اعزامي جهت صعود بلند، بايد به فنون جستجوي مصدوم، دست يابي به وي، تثبيت وضعيت او (شامل اقدامات پزشكي اوليه) و انتقال وي كاملا مسلط باشد زيرا اين مراحل چهارگانه، كاملا به هم پيوسته و غير قابل تفكيك هستند. در واقع پزشك ارتفاع، مسئول و متولي نجات بيماران يا مصدومان تيم است.
  • وجود منابع مناسب، در زمان مناسب، در مكان مناسب، يكي از راهبردهاي اساسي نجات است. به اين معني كه در هر عمليات نجات، بايد منابع مورد نياز (ازجمله منابع انساني) در كوتاهترين زمان ممكن، در محل حادثه حاضر و آماده عمل باشند.

با توجه به دوبند فوق، روشن است كه براي پزشك ارتفاع، هيچ گزينه اي بجز همراهي تيم در تمام مراحل صعود وجود ندارد. توجه داشته باشيم كه جدي ترين خطرات (از جمله خيز مغزي، خيز ريوي و تروماهاي ناشي از سقوط و ريزش) در كمپهاي مرتفع و همچنين در ضمن صعود نهايي و بازگشت از قله، جان كوه نوردان را تهديد مي كنند. پزشك مستقر در كمپ اصلي، يا حتي كمپ هاي يك، دو، سه و ...، پيش از آنكه حتي خبر سانحه يا بيماري، از بالا به او برسد، زمان طلايي براي نجات بيمار را از دست داده است.

بديهي است پزشكي كه ميخواهد در تمام مراحل صعود همپاي تيم باشد (تا نيازمند مداواي تلفني نشود) بايد از نظر آمادگي، تكنيك و مقاومت به ارتفاع، حداقل از سطح ميانگين تيم بالاتر باشد. با اين تعريف، بسياري از كساني كه به عنوان پزشك ارتفاع در برنامه ها حضور مي يابند، صرفا پزشكان علاقمند به ارتفاع هستند كه براي عملكرد بهينه به عنوان پزشك ارتفاع، كسب حداقل آمادگيها و ظرفيتهاي ضروري را بايد مد نظر قرار دهند و گرنه خودشان و تيم، تحت پوشش آنها در معرض خطر خواهد بود.

اينجانب مايل نيستم در مورد مثالهاي شما (دكتر گودرزي و مرحوم دكتر بهاءلو ) قضاوت كنم، زيرا اطلاعات درست و دقيق از اين برنامه ندارم. اما اطلاعاتم در مورد برنامه اي كه خود در آن شركت داشته ام دقيق است. اينجانب قصد صعود بدون مجوز به قله را نداشته ام، بلكه برعكس تنها شرط پذيرش مسئوليت پزشكي تيم، حضور در تيم قله بوده است. تصميم من به صعود، در ضمن برنامه و بصورت آني گرفته نشده است كه سرپرست مجاز باشد، با آن مخالفت يا موافقت كند. بلكه حضور در تيم قله، تنها حق الزحمه درخواستي اينجانب در ازاي پذيرش مسئوليت خطير حفظ سلامت تيم بوده كه مورد پذيرش سرپرست هم واقع شده است. اصرار برقرار گرفتن در تيم حمله، اصلا واقعيت ندارد، زيرا سرپرست تيم اين موضوع را در تهران پذيرفته بود و دليلي براي اصرار كردن بر موضوعي كه قبلا مورد بحث قرار گرفته و بر روي آن توافق شده است، وجود ندارد. در واقع اين سرپرست تيم بود كه در تاريخ ۲۱ تيرماه و در كمپ يك، بصورت كاملا بي مقدمه و ناگهاني، به اينجانب اعلام كرد كه با حضورم در تيم قله مخالف است. توجه داشته باشيد كه معمولا اصرار برخي اعضا به حضور در تيم قله، بعد از مرحله بازيافت (Recovery) و پيش از صعود نهايي صورت مي گيرد كه تركيب تيم قله مشخص و اعلام شده است. در حالي كه در تاريخ فوق، تيم ما تازه هم هوايي را شروع كرده بود و اصولا مشخص نبود در چه زمان و با چه تركيبي به قله خواهد رفت، پس هر گونه موافقت يا مخالفت با حضور هر يك از اعضا در تيم قله، هيچ انگيزه اي بجز اغراض مشخصي نمي توانست داشته باشد.

در پايان مايلم ضمن قدراني از شما عزيز بزرگوار، بر اين نكته تاكيد كنم كه شرط اينجانب براي پذيرش مسئوليت پزشكي صعود هاي بلند،‌ محدود به اين برنامه نيست. اينجانب در سال گذشته مسئوليت پزشكي صعود به قله ي موستاق آتا را عينا با همين شرط پذيرفتم و تيم صعود كننده را تا قله همراهي كردم. جالب است بدانيد كه سرپرست و شخص طرف قرارداد اينجانب در هر دو برنامه (موستاق آتا و گاشربروم II) يك نفر بوده است. يعني هيچ بهانه اي مبني بر نا آشنايي با روش كار اينجانب يا عدم درك و تفهيم تنها شرط اينجانب براي حضور در برنامه، وجود ندارد. رويه كاري اينجانب به عنوان پزشك تيم، براي مسئولان محترم فدراسيون نيز شناخته شده است زيرا سال گذشته كه ضمن تماس تلفني براي حضور در يكي از برنامه هاي برون مرزي دعوت شدم، مانند هميشه قبل از هر چيز روش كار خود و شرط همراهي با تيم قله را مطرح كردم كه البته مورد موافقت قرار نگرفت و از پزشك ديگري براي آن برنامه دعوت شد. اي كاش سرپرست محترم برنامه گاشربروم II، آقاي فرشاد خليلي خوشه مهر، مانند آن مسئول محترم فدراسيون، صادقانه اعلام ميكرد كه قصد ندارد به اينجانب فرصت صعود بدهد. در آن صورت، شايد سناريوي اعزام تيم سراب به گاشربروم II، با پايان شادتري همراه بود.

با اداي احترام به شما و همه ي كوه نوردان حقيقت جو

نويسنده و ارسال كننده به كوه نيوز: دكتر ابوالفضل جوادي



آزادی کاظم



خوش حالیم که خبر آزادی کاظم را می شنویم!

کاظم امروز عصر آزاد می شود.

هفتاد و نهمین نشست ماهانه انجمن کوه‌نوردان ایران


محمد جعفر اسدی اولین صعود کننده ایرانی به ماناسلو در

نشست مرداد ماه انجمن


موضوع:

اخبار کوه‌نوردی
معرفی دانش‌نامه آزاد کوه‌نوردی (پاکوب) و سایت کوه‌چامه

گزارش مهدی عمیدی از صعود به قله ماناسلو

۴ شنبه ۱۳۸۸/۵/۲۱ از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۱:۰۰

سالن شهریاران جوان-ویلا نبش ورشو

از همه دوست‌داران ورزش کوه‌نوردی دعوت می‌کنیم تا در این نشست شرکت کنند.


کاظم فریدیان را آزاد کنید

کاظم فریدیان عضوی از خانواده ی بزرگ  کوه نوردی ایران  است  و خواست  آزادی  او   ،  می تواند و باید که   " خواست  همگانی افکار عمومی جامعه  کوه نوردی"   این سرزمین باشد . انعکاس و پیگیری این خواست از طریق مجاری قانونی ( فدراسیون ، سازمان ورزش ، قوه قضائیه و ... ) وظیفه ای است که هم اکنون بر دوش همه ما است .
برای آزادی کاظم فریدیان و سایر کوه نوردان دربند بکوشیم!


کاظم فریدیان در دادگاه

عکس از خبرگزاری فارس

آرزو می کنیم کاظم فریدیان هر چه زودتر از زندان آزاد شود و به آغوش خانواده بازگردد.

کاظم فریدیان در بازداشت به سر می رسد

عکس: اینترنت

شنیدیم که کاظم فریدیان در بازداشت به سر می برد.

در صورتی که این خبر درست باشد، امیدواریم که هر چه زودتر از بند رها شود و نزد خانواده خود و جامعه کوه نوردی بازگردد.

افتخار و شگفت زدگی!!

در این هفته خبری داشتیم که در دو وبلاگ کوه‌نوشت و کلاغ‌ها منتشر شد با این عنوان:


صعود کودک ۷ ساله به قله سبلان !

متن خبر:

به گزارش واحد مرکزی خبر، علی اصغری اهل روستای نقدی عليا از توابع بخش لاهرود، روز چهارشنبه به همراه پدرش با موفقيت به قله سبلان صعود کرد.

قله سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع، دومين قله بلند ايران است .حضور وی در اين ارتفاع، کوه نوردان حاضر در سبلان را شگفت زده کرد.

به گفته پدر علی، وی بيشتر وقت خود را در بيرون از خانه و در کوه های اطراف روستا مي گذراند.


در مهرماه ۸۶ در وبلاگ تهران کوه پستی منتشر شد با این عنوان:
کوهپیمای شش ماهه

ایلیا ، کوهپیمای شش ماهه

در

گروه کوهنوردی تاریانا

نکته‌هایی که آن روز نوشتیم در مورد کودکان و بیماری ارتفاع، انگار باید دوباره یادآوری شوند:

ما و شما نیز بزرگسالانی را دیده ایم که کودکان خردسال خود را به کوه و ارتفاعات بالا میبرند، بی توجه به اینکه خوزستان جای کم ارتفاعی است و مردم آن منطقه و بویژه نوزادان چند ماهه کمتر از دیگران به ارتفاع عادت دارند و بی توجه به نیاز کودکان به خواب آرام و عدم نیاز آنان به راه پیمایی شبانه!

باید دانست که بیماری حاد ارتفاع با توجه به شرایط خاص بیمار مانند عادت به ارتفاع به دلیل زندگی در مناطق کوهستانی و یا کوهنوردی های بلند و یا برعکس زندگی در نقاط پست، قرار نیست که الزاما بالای ۳۰۰۰ متر، ۴۰۰۰ متر و یا در صعود به دماوند رخ دهد و بنابراین با دیدن نشانه های آن باید فوری و در اولین فرصت فرود آمد و این بهترین و مؤثرترین درمان است.

بیشتر بدانیم

اما دانش خود در مورد هر بیماری و از جمله بیماری حاد ارتفاع را، هنگامی که کودکان سوژه ما هستند کافی ندانیم به دلیل اینکه نوزادان و کودکان ممکن است واکنش های متفاوتی نسبت به بزرگسالان نشان دهند و از این گذشته نوزادان و کودکان قادر به برقراری ارتباط با ما نیستند تا از سردرد، سرگیجه و یا سایر نشانه های بیماری ارتفاع شکایت کنند و ضمنا این نشانه ها به سادگی با بیماری های متداول کودکان اشتباه میشوند و ممکن است فرصت درمان مناسب را از ما بگیرند.

گفتنی است که حتی اگر کودک نوزاد خود را با اتومبیل؛ اتوبوس و یا قطار و هواپیما به جایی با ارتفاع زیاد میبرید بهتر است با یک پزشک آشنا به پزشکی ارتفاع مشورت کنید.

همراه بردن کودکان به ارتفاعات میتواند برای سلامتی آنها خطرناک باشد

و

این نکته را هم اضافه کنم که این رفتار یعنی بردن کودکان به کوه و یا هر جای غیر متداول دیگری، با درک این واقعیت ساده که آنها اراده ای برای این کار ندارند و قدرت مخالفت با ما بزرگسالان را هم ندارند و فقط چون ما پدر و مادر او خوشحال میشویم و کمی هم افتخار میکنیم و دیگران هم شگفت زده می شوند!! میتواند یک رفتار خودخواهانه ، غیر اخلاقی، غیر دمکراتیک تلقی گردد و یا به سادگی رفتاری احمقانه باشد!!

به آدرس زیر برویم تا در این مورد بیشتر بخوانیم و بدانیم

http://www.ismmed.org/ISMM_Children_at_Altitude.htm#incidence

احتیاط

محل سقوط هواپیما!!

۲۹ خرداد ۸۸ و عملیات جستجو



۲۹ خرداد ۸۸ به دوآب رفتیم، دوآب پلنگ‌چال و چند ساعتی را زیر قله پلنگ چال‌ و در آرامش آن سر کردیم.
بچه‌ها دنبال چیزی هم می‌گشتند که آخرش پیدا نشد! یعنی اون روز پیدا نشد،
دمغ شدیم، ولی آخرش فکر کردیم که...
خوب یه جا دیگه دنبالش می‌گردیم، یا اینکه یه جور دیگه دنبالش می‌گردیم!

ورزش کردیم تا قوی بشیم بریم بگردیم دنبالش


راستی ما یه مربی اِروبیک تو گروه داریم


پیش از جستجو صبحانه خوردیم تا جونی داشته باشیم


زیر سنگا، لای گل‌ها، بالا و پایین رو گشتیم


و لای ابرهارو!


به گوسفندها و بزها و چوپون‌ها هم سپردیم، اونا هم دنبالش گشتن


این رفیق من، ماهارو مسخره می‌کرد، زبونشو درآورده بود واسمون
می‌گفت عمرن، یعنی عمرن
اگه دیگه پیداش کنین!!
خوب این هم یه نوع طرز فکر دیگه
ما اون روز به نظر ایشون هم احترام گذاشتیم
حالا یادش رفته بود اون روز که جی‌پی‌اس و قطب‌نما نبرده بود، تو کوه گم شده بود، ما خودمون گروه نجات درست کردیم رفتیم پیداش کردیما!!


گشتیم و گشتیم و گشتیم
روی زمین و توی آسمون!



زیر برف‌ها و توی آب رودخونه‌ها


رفتیم زیر این برف‌چال، اینجا رم گشتیم که خیلی هم سرد بود!!
بعظی‌ها گفتن پیدا میشه، بعضی‌ها گفتن «گشتیم نبود، نگرد نیست!»



آخرش با خودمون گفتیم خوب،
یه جا دیگه دنبالش می‌گردیم،
یا اینکه یه جور دیگه دنبالش می‌گردیم!


اعضای تیم جستجو:
مسلم زمانی نژاد، فریدون و بهمن عشقی، مهری و محمود عسگری، وحید افشارمنش، فایزه باقرزاده، مهدی کاسبیان و عباس ثابتیان