آموزش هواشناسی برای کوه‌نوردان

انجمن کوه نوردان ایران یک دوره یک دوره آموزش هواشناسی برای کوه نوردان برگزار می کند:

زمان برگزاری ۵شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ از ساعت ۰۸۳۰ تا ۱۷۰۰

محل برگزاری دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران

سرفصل‌های دوره

۱- آشنایی با ترکیب جو
۲- دما چیست؟
۳- آشنایی با بادها
۴- ابر و مه و دید
مدرس: دکتر جعفر سپهری
هزیبه شرکت در دوره ۱۵۰،۰۰۰ ریال است که باید به حساب بانکی انجمن واریز شود و یا به صورت نقدی در دفتر انجمن پرداخت شود. شماره حساب (سپهر) : ۰۲۰۶۶۰۱۲۶۶۰۰۲ بانك صادرات ایران به نام انجمن كوه نوردان ايران

مدارک مورد نیاز:
۱- کپی شناسنامه
۲- یک قطعه عکس
۳- اصل یا کپی رسید پرداخت هزینه دوره

حداکثر تعداد شرکت کنندگان در دوره ۳۰ نفز است و بنابراین اولویت با کسانی است که زودتر ثبت‌نام کنند.

تلفن تماس دفتر انجمن ۶۶۷۱۲۲۴۳  - فاکس  ۶۶۷۱۲۴۲۱ - ای‌میل info@alpineclub.ir

پزشک تیم؟ تیم حمله؟ پشتیبانی صعود؟ و یا من صعود میکنم


خبر زیر را در سایت فدراسیون کوه نوردی میخوانیم:

بر اساس گزارش های دریافتی از سرپرستان تیم های هیئت تهران و سراب که در تلاش برای صعود به قله ی گاشربروم 2 هستند ؛ این تیم ها پس از برپانمودن کمپ 2 و انتقال لوازم کمپ های سه و چهار به این کمپ، به دلیل شرایط نا مساعد جوی به کمپ اصلی بازگشته و مترصد هوای مطلوب هستند .

شایان ذکر است دکتر جوادی ،پزشک تیم هیئت سراب که اصرار بر قرار گرفتن در ترکیب تیم حمله به قله را داشته است ، پس از عدم تمکین از سرپرست تیم که به دلیل عدم آمادگی و ملاحظات پشتیبانی تیم ، با صعود وی به قله موافقت نکرده ، در نهایت پس از مراجعت به کمپ اصلی ، زمینه ی بازگشتش به ایران فراهم گردیده است .
خاطر نشان می شود ؛ با توجه به همراهی و همزمانی صعود تیم هیئت سراب با تیم هیئت تهران ، مقرر گردیده تیم سراب از خدمات پزشکی تیم تهران توسط دکتر بهپور استفاده نماید.

به یاد بیاوریم صعود بدون مجوز دکتر گودرزی در اورست خانم‌های ایرانی را و لیلا بهرامی را که تا آستانه مرگ پیش رفت و پزشک تیم در پی کسب افتخار بود و یا اینکه من صعود میکنم!!!

به یاد بیاوریم صعود سال پیش به تلیچوپیک و مرحوم دکتر بهاءلو که خودسرانه به قله رفت و با تاسف جان خود را از دست داد و یا اینکه من صعود میکنم!!!


از مصاحبه مسیولین فدراسیون با روزنامه اعتماد ملی:
اين قانع‌كننده است كه فدراسيون برای پيدا كردن بهاءلو تلا‌ش كرده اما اين سوال وجود دارد كه چرا به پزشك تيم اجازه داده شده تا قله برود. خانم دكتر قبلا‌ به اعتماد ملي گفته بود كه فدراسيون تجهيزات كاملی به او نداده بود. خود شما در مصاحبه‌ای كه با ايسنا داشتيد گفته بوديد كه قرار نبوده دكتر در تيم صعود‌كننده باشد. انتظار هم نمي‌رفت كسي كه كوهنورد حرفه‌ای نيست تا ارتفاع بالا‌ی هفت هزار متری برود !‌
دكتر كوهنورد مبتدی نبود. سوابقش هست. بيشتر قله‌های ايران را در تابستان و زمستان صعود كرده بود. مدرك كارآموزی برف و يخ و سنگ‌نوردی داشت. خدای من شاهد است كه گفتم وظيفه شما پزشكی است و در كمپ يك مي‌روی تا هم هوا شوی. پزشك فقط نمی‌رود كه در بيس‌كمپ بنشيند چايی بخورد. توانايی اين را بايد داشته باشد كه اگر برای كسي اتفاقی افتاد خودش را بتواند سه چهار ساعته به او برساند. اما به او گفتم كه قرار نيست به قله برود. وقتی هم كه درخواست لوازم داد، ديدم عين وسايلی را خواسته كه برای بقيه تيم تهيه شده بود. گفتم نيازی نيست كه كفش سه‌پوش داشته باشد. بعد كه كفشش را پيدا كرديم، به شهادت دوستش متوجه شدم كه خودش رفته كفش خريده. در روند صعود تيم سرپرست است كه تصميم‌گيرنده است. مي‌توانيد از سرپرست بپرسيد كه چرا اجازه صعود داده بود.

و دوباره بخوانیم خبر اول را

شایان ذکر است دکتر جوادی ،پزشک تیم هیئت سراب که اصرار بر قرار گرفتن در ترکیب تیم حمله به قله را داشته است ، پس از عدم تمکین از سرپرست تیم که به دلیل عدم آمادگی و ملاحظات پشتیبانی تیم ، با صعود وی به قله موافقت نکرده ، در نهایت پس از مراجعت به کمپ اصلی ، زمینه ی بازگشتش به ایران فراهم گردیده است .
خاطر نشان می شود ؛ با توجه به همراهی و همزمانی صعود تیم هیئت سراب با تیم هیئت تهران ، مقرر گردیده تیم سراب از خدمات پزشکی تیم تهران توسط دکتر بهپور استفاده نماید.

یا اینکه من صعود میکنم!!!

آسفالت کردن مسیر گوسفندسرا

روز ۵شنبه ۲۵ تیر ۸۸ عده‌ای از دوست‌داران طبیعت در اعتراض به آسفالت کردن مسیر گوسفند‌سرا به رینه رفتند، این دوستان با بستن راه و جلوگیری از حرکت کامیون‌ها، اعتراض خود را به گوش مسئولین محلی رساندند و سرانجام ادامه کار به برگزاری جلسه‌ای در شهرداری منجر شد.


در این گفتگو، شهردار رینه به اعتراض کنندگان اطمینان داد که طرحی برای آسفالت کردن این مسیر در بین نیست و موضوع پروژه، تنها تسصیح و شن‌ریزی مسیر است که بودجه آن در دور دوم سفر استانی به مازندران به مبلغ ۸۰ میلبون تومان تصویب شده است و چون اعتبارهای استانی تا پایان تیرماه منقضی می‌شوند، پیمان‌کار با عجله در پی تمام کردن این کار است!

این جلسه تا ساعت ۱۶۰۰ ادامه داشت.
از انجمن کوه‌نوردان ایران، ۳ نفر، عباس محمدی، فرنوش رییسی و عباس ثابتیان به رینه رفته بودیم.

پ ن ۱- اینکه واقعا طرحی برای آسفالت کردن مسیر وجود نداشته است مورد تردید است.

پ ن ۲- به نظر می‌رسد که مسئولین محلی در مقابل موج اعتراض‌ها، از نامه رییس فدراسیون کوه‌نوردی و فشار بر استان‌داری مازندران تا بازتاب رسانه‌ای آن و از اقدام مردمی انجمن کوه‌نوردان و اعتراض عمومی به این کار، در موضع انفعالی قرار گرفته‌اند.

پ ن ۳- این اعتراض وجود مسیر فعلی گوسفندسرا و تعمیر و تسطیح و شن‌ریزی آن را هم در بر می‌گیرد و البته آسفالت کردن آن. 

پ ن ۴- احتمالا در فرصت دیگری، زمانی که آب این اعتراض از آسیاب بیفتد، اسفالت کردن مسیر هم با سرعت انجام خواهد شد. همان‌طور که دوست گرامی، آقای ضرابیان اشاره کرده است

«جلوگیری ازتخریب چه چیزی برادرمن ؟ مگر محیط کوهستانی سالمی دراین سرزمین باقی مانده است ؟ جاده خاکی دیریازود آسفالت خواهد شد ! اگربنا به جلوگیری بود باید جلوی احداث جاده گرفته می شد . تا کوهستان ها متولی نداشته باشد همین آش هست و همین کاسه !»

اسماییل فصیح، جلال آریان من درگذشت!!

«جلال آریان» برای دوست داران فصیح کاراکتر نام آشنایی است، قهرمانی که در بیشتر کتاب های فصیح حضور دارد و خیلی ها به قول فصیح به اشتباه او را در همه جای کتاب خود نویسنده تصور می کنند. فصیح درباره انتخاب نام این کاراکتر می گوید: «یک روز وقتی هنوز جنوب بودم تصمیم گرفتم یک کاراکتر در زندگی ام انتخاب کنم به نام جلال آریان». فصیح درباره ی «جلال آریان» می گوید: «در هر داستانی که جلال آریان در آن حضور دارد، یک نفر هست که رنج می برد و تلاشش را می کند، اما ماجرا به مرگ ختم می شود، در نهایت یا مرده آن فرد را حمل می کند مثل زمستان ۶۲ یا …»

فصیح در پاسخ به این سئوال که چرا آریان همیشه گرفته و رنجور است می گوید: «از دردهای قلب و مغز و این هاست دیگر. یک حادثه بدی که اتفاق می‌افتاد آدم را به این راحتی‌ها ول نمی‌کرد که.» جلال آریان آن قدر با اسماعیل فصیح عجین شده که باور این که با فصیح متفاوت است کمی سخت و مشکل به نظر می رسد.

اسماییل فصیح، جلال آریان من درگذشت!!

اعتراض به آسفالت کردن کوه دماوند!!!


دوستداران محیط زیست ایران و کوه دماوند قرار است فردا پنج شنبه ۱۳۸۸/۴/۲۵پیش از ظهر به رینه بروند و از آسفالت کردن و تخریب کوه دماوند جلوگیری کنند.


خلنو ۱۴ و ۱۵ خرداد ۸۸

۱۳، ۱۴ و ۱۵ خرداد ۸۸ را برای پیمایش از خلنو تا آزادکوه برنامه‌ریزی کرده بودیم که نشد!
برنامه به یک و نیم روز و صعود به خلنو تغییر داده شد.
نکات مهم برنامه از این قرار بود:

* با دیدن گروهی که بالاتر از ما نزدیک گردنه ورزاب بودند تطمیم بر این شد که کنار آبشار چادر را برپا کنیم، شاید جای مناسبی بر روی گردنه پیدا نمی‌کردیم.
* برای عبور از سوزنی‌های ژاندارک و با توجه به مسیر یخ‌زده و لغزنده، دوستان در طناب رفتند و با حمایت از روی تیغه‌ها عبور کردند.
* عبدالله ناهید گروهی از کوه‌نوردان را سرپرستی می‌کرد که قصد داشت لوح یادبودی برای مرحوم ابراهیم شیخی بر فراز قله نصب کندد و در بازگشت از قله آنها را دیدیم که از مسیر ما به قله می‌رفتند، ما برای فرود، مسیر رفته را بازگشتیم تا خطر ریزش بهمن را تجربه نکنیم ولی عبدالله، همراهانش را مستقیم از دره شرقی پایین آورد، نمی‌دانیم که واقعا خطر بهمن وجود داشت یا نه؟ ولی، خوب دیگه.
بر روی گردنه احساس وجود برق زمینی ما را واداشت تا با سرعت هر چه بیشتر فرود بیاییم و پس از آن رعد و برق و هوای بد هم شروع شد.
دو نفر توی چادر ما خوب جا خوش کرده بودند!

ببخشید اگه بیدارشین بی‌زحمت، ما میخایم چادر رو جمع کنیم بریم!

و عکس هایی از برنامه:

زمان بندی ها

۱۴ خرداد ۸۸

۱۴۰۰ فلکه ۴ تهران‌پارس - ۱۵۳۰ لالون - ۱۷۱۵ چشمه تلخ‌آب - ۱۸۱۵ آبشار - برپایی چادر و استراحت و شام

۱۵ خرداد ۸۸

۰۵۳۰ بیدارباش و ناشتایی - ۰۶۳۰ حرکت - ۰۸۰۰ روی گردنه ورزاب - ۰۸۳۰ زیر برج - ۰۹۳۰ روی قله برج
۱۲۰۰ روی قله خلنو - ۱۲۱۵ بازگشت - ۱۵۳۰ کنار چادر - ۱۷۰۰ فرود به سمت لالون - ۱۹۰۰ لالون

رفقای این برنامه:
مهدی کاسبیان، فریدون عشقی و وحید افشارمنش



اعتراض فدراسیون کوه نوردی به آسفالت کردن مسیر گوسفندسرا  


نامه محمود شعاعی به وزارت کشور

با سلام و احترام
با ابراز تاسف فراوان به استحضار می‌رساند ضایعه‌ای غیرقابل جبران در دامنه‌ی قله‌ی دماوند ـ‌ مسیر گوسفندسراـ در حال وقوع است.‌
آسفالت یک مسیر هفت کیلومتری در دامنه‌ی کوهستان؟ اقدامات نسنجیده، غیر‌ضروری و غیر‌کارشناسی تنها به بهانه‌ی جذب گردشگر توسط مقامات محلی بخش لاریجان جراحتی عمیق بر پیکر کوه دماوند این موهبت الهی و میراث گران‌بهای طبیعی وارد خواهد کرد.
این در حالی‌ست که مسیر مذکور با استعداد پناه‌گاه‌های موجود در منطقه و هم‌چنین قرار‌گاه تازه احداث شده در بارگاه سوم (ارتفاع ۴۲۰۰ متری از سطح دریا) نیازهای مواصلاتی و اقامتی گردشگران را در حد دست‌رسی به یک منطقه‌ی بکر طبیعی به میزان متعارف تامین می‌کند و لذا آسفالت کردن مسیر مذکورکه بر اساس مصوبات قانونی سازمان محیط‌زیست نیز منع قانونی دارد فاقد هرگونه توجیه اقتصادی و اجتماعی است که با توجه به نزدیکی این منطقه به تهران و مناطق ییلاقی می‌توان از هم‌اکنون پیش‌بینی کرد که علاوه بر تردد بی‌شمار وسائط نقلیه و آلودگی هوای منطقه در آینده‌ای نزدیک آماج هجوم زمین‌خواران، فرصت‌طلبان و سودجویان منابع طبیعی قرارگیرد.

به استحضار عالی می‌رساند از لحظه‌ی مخابره‌ی این خبر ناگوار موج اعتراضات و نگرانی‌های شدید اهالی کوه‌نوردی و دوست‌داران طبیعت را به همراه داشته است که به طرق مختلف از مراجع مرتبط از جمله این فدراسیون خواستار پیگیری جدی و توقف بلادرنگ این عملیات که "قتل دماوند" نام گرفته، شده‌اند. لذا از آن‌جا که دماوند میراث طبیعی کشور، هم‌چون میراث‌های فرهنگی امانتی‌ست در دست نسل حاضر که حفاظت از آن برای انتقال به نسل‌های بعدی از وظایف دولت و مردم است، طبق مفاد قانون برنامه‌ی چهارم توسعه، ناظر بر توجه دولت بر هزینه‌های ناشی از آلودگی و تخریب محیط زیست بر فرایند توسعه و ماده‌ی یکصد و پنج برنامه‌ی سوم توسعه که پروژه‌های خدماتی باید پیش از اجرا و در مرحله‌ی انجام مطالعات امکان‌سنجی و مکان‌یابی مورد ارزیابی زیست‌محیطی قرار گیرند از جناب‌عالی درخواست داریم دستور فرمایید متولیان این اقدام غیرمتعارف پروژه‌ی آسفالت مسیر مذکور را متوقف نمایند و اجرای هرگونه طرحی را منوط به مطالعه‌ی کافی از طریق سازمان حفاظت از محیط زیست، فدراسیون کوه‌نوردی، کارشناسان و دل‌سوزان طبیعت کشور معمول نمایند.

محمود شعاعي
رييس فدراسيون
نائب رييس فدراسيون کوهنوردی آسيا

خبر مرگ ۲ کوه‌نورد

امسال مرگ کوه‌نوردان تمامی ندارد، دیشب خبر مرگ ۲ کوه‌نورد را هم‌زمان دریافت کردم!

علی رییس دانا سنگ‌نورد کرجی و مسیول فنی  گروه هفت‌خوان کرج شنبه شب ۱۳۸۸/۴/۲۱ پس از پایان کار در یک ساختمان بر روی سقفی ناپایدار راه می‌رود که وزن او را تاب نمی‌آورد و او با سقوط ۱۵ متری و ضربه به سر، به کما می‌رود و پس از ۵ ساعت در بیمارستان فوت می‌کند.

میکاییل هاشمی کوه‌نورد ۶۱ ساله تهرانی که همیشه در مسیر توچال دیده می شد، روز ۵شنبه ۱۳۸۸/۴/۱۸ هنگام بازگشت از صعود به علم‌کوه در مسیر سیاه‌سنگ‌ها سقوط کرده و جان می‌بازد. هم تيمی‌های او تلاش ناموفقی برای بيرون آوردن پيكرش انجام دادند و در نهايت بی٫ نتیجه به پایين بازگشتند. هم اكنون تيمی در كلاردشت در حال تشكيل است تا با وسايل و تجيزات فنی برای انتقال پيكر وی به كف يخچال و حمل وی از آنجا انجام دهند.


مرگ این ۲ کوه‌نورد را به خانواده آنها و جامعه کوه‌نوردی تسلیت میگویم.

نشست تیر ماه، چهارشنبه ۱۳۸۸/۴/۲۴ برگزار میشود


هفتاد و هشتمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران روز ۴شنبه ۱۳۸۸/۴/۲۴برگزار میشود.

موضوع:

۱- دیدار و پذیرایی

۲- اخبار کوه‌نوردی - عباس ثابتیان

۳- گزارشی از فعالیت‌های انجمن در زمینه‌ی غارنوردی و حفاظت از غارها - جواد نظام‌دوست

۴- عبدالله امیدوار و بازگویی خاطرات سفر او و عیسی امیدوار به دور دنیا

مكان : خيابان نجات الهی(ويلا) – نبش خيابان ورشو خانه‌ی شهرياران جوان – سالن آمفی تاتر شماره‌ی۲

زمان : چهارشنبه۱۳۸۸/۴/۲۴، از ساعت ۵ تا ۸ بعدازظهر

 

شرکت در این نشست برای همه علاقه مندان آزاد است.

۲۴ ساعت دور از شهر

هفته پیش پیشنهاد وحید رو نتونستم رد کنم، شب جمعه، چشمه پیازچال و صبح جمعه میریم توچال!
برنامه رو به مهدی گفتیم که او صبح بچه‌ها رو از جمشیدیه بیاره بالا و ما هم تا ۸ صبح بخوابیم، آخ که چه رویایی! پس از دو هفته پر تب و تاب ، واقعا اینو لازم داشتم.
مهدی بدش نمیومد با ما باشه، ولی برنامه ریخته شده بود. زنگی به فریدون و او هم سریع اعلام آمادگی کرد.
۴ بعد از ظهر، پارک جمشیدیه.

وحید رو تجریش سوار کردم و عمو فری هم وقت شناس مثل همیشه منتظر ما بود.


چادر رو ۲ تیکه کردیم و راه افتادیم، نرمک نرمک تا اردوگاه و بعد هم تا چشمه.
تا حالا، وقت موز خوردن عکس نگرفته بودم

مگس‌های ریز مارو کشتن تا چادر رو سرپا کردیم
هوای خنک، چشمه پیازچال که پرآب تر از همیشه بود و خلوت کوهستان.


اول چای، بعد فری دنبلان سیخ کرد و روی آتش گرفت و کباب کرد، من به دلیل اصل اعتقادی که مزه رو به جای غذا نباید خورد، رفتم سراغ پلو و خورش فسنجون، مال هانی، که عالیه.

یه چرت کوچولو و فری که معلوم نیست تو چه فکریه
عکس یادگاری من و فریدون و وحید

فریدون ساعت ۱۰ رفت تو کیسه خواب تا ۵ پاشه و بره توچال، من و وحید هم رفتیم سر گردنه، تا تهران رو از اونجا دید بزنیم، برمی‌گشتیم که یک گروه از راه رسیدند و سرپرست اونها (بهمن) که با آرامکوه و ویکی‌پاکوب آشنا بود منو شناخت و نیم ساعتی گپ زدیم، رفتند که شب رو روی گردنه بخوابند، ما هم یه کم آواز خوندیم، جوک‌ واسه هم تعریف کردیم و نمیدونم کی خوابیدیم.
هشت و نیم صبح بود که صدای بهمن و مسلم رو شنیدیم که زودتر از بقیه راه افتاده بودند، بیدارمون کردن، بساط صبحانه رو برای بچه‌ها آماده کردیم که ساعت ۹ رسیدن، ما چادر رو جمع کرده بودیم و سر و صورتی شسته بودیم.
۰۹۴۵ راه افتادیم و ۱۲۳۰ روی قله توچال بودیم.

به این آرامش جدا احتیاج داشتم

دیگر چیزی نمی خواهم
مگر صدای نجوایی
که چیزی بگوید پنهان
پنهان کند سکوت مرا



رفقای این برنامه:
فریدون عشقی، مسلم زمانی‌نژاد، مهدی کاسبیان، بهمن عشقی، مهری و محمود عسگری، فایزه باقرزاده، وحید افشارمنش و عباس ثابتیان
عکس‌هارو وحید عزیز گرفته

پ ن زیرنویس عکس 7 از فرامرز نصیری است

بلاگفا و فیلترینگ




در طول سه هفته گذشته یکی از مشکلاتی که کاربران بلاگفا داشتند، عدم دسترسی سریع و مناسب به بخش مدیریتی وبلاگ بود که البته کمابیش هنوز ادامه دارد، پاراگراف زیر از وبلاگ محمد مجابی است، می بینیم که این تنها مشکل من نبوده است.

میزبانی که نگران میهانان است!

نزدیک دو سال است که میهمان بلاگفا هستم و هر چه دل تنگم می خواهد نمی نویسم ! از میزبان طی این مدت کمال رضایت را داشتم ، خدا هم از او راضی باشد.

اما در این چند هفته دور وبر انتخابات ریاست جمهوری صاحبخانه ما کلا سر به هوا شده ! گاهی اوقات درب را می بندد و هرچه سعی می کنی داخل شوی نمی شود ! بعضی وقتها داخل هستی درب را می بندد ونمی توانی خارج شوی ! گاهی اوقات هم داخل هستیث ولی تمام دربها از اطاقها گرفته تا درب سرویس بسته است که خدا بدادت برسد!

البته شاید این میزبان عزیز نگران میهمانان خود است که دست به کارهای عجیب نزنند ! به هر حال برای بلاگفا آرزوی موفقیت دارم.


این همه داستان نیست، شک ندارم که همه کاربران اینترنت با پیام بالای این پست آشنایند، ولی روشی که دست کم پارس آنلاین اجرا میکند این است که پس از فیلتر کردن بعضی از سایت ها ،برای کاربر پیام نادرست زیر را می فرستد،

و یا این یکی را

به نظر شما فیلتر کردن بعضی سایت ها، از دید دست اندر کاران فیلترینگ هم کاری ناشایست است؟ و یا کمی شرم آور؟


کوه و یک قربانی تازه!

از ایمیل رسیده از هیات کوه نوردی مهریز (استان یزد)

بعد از گذشت چهل سال ، میل فرنگی چهارمین قربانی را گرفت

در روز جمعه ۱۳۸۸/۳/۲۹ تیم کوهنوردی میهن سبز پس از فتح قله و هنگام برگشت دچار حادثه گردید و در محلی پایین تر از چاه برفی(حدود ۱۵۰ متری قله) یکی از کوهنوردان با سابقه یزد به نام حسین قطب الدینی بر اثر برخورد سنگ و نداشتن خود حمایت تعادل خود را از دست داد و  بیش از ۲۰۰ متر سقوط کرد که در دم کشته شد. ساعاتی پس از حادثه تیم های امداد شامل دوستان کوهنورد ، جمعیت هلال احمر و هیأت کوهنوردی مهریز و یزد بلافاصله در محل حضور یافتند و با تلاش فراوان پس از بسکت نمودن جسد و گذشت بیست ساعت و برپا نمودن کارگاه های متعدد پیکر مرحوم را تا زیر صخره ها در محلی به نام پیوال سوخته به پایین آوردند و از آنجا به بعد به وسیله یک رأس قاطر که از قبل در محل مناسب استقرار یافته بود آن را به مزرعه آدرشک انتقال دادند.

هیأت کوهنوردی شهرستان مهریز ضمن تشکر از کلیه عزیزانی که بدون هیچ چشم داشتی و فقط به خاطر حس نوع دوستی و رضای خدا در عملیات امداد به صورت داوطلبانه شرکت نموده اند، این ضایعه اسفناک را به خانواده آن مرحوم و جامعه کوهنوردی تسلیت عرض می نماید.

    قله میل فرنگی با ارتفاع ۳۹۵۰ متر در منطقه آدرشک شهرستان مهریز قرار دارد و از جمله قله های فنی و دشوار استان یزد می باشد که تاکنون دو نفر شکارچی ، یک نفر گردشگر و یک کوهنورد با سابقه را به کام مرگ کشانده است. منطقه آدرشک در حال حاضر جزء مناطق نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و برای هرگونه فعالیت بایستی مجوز لازم را گرفت.

 

علیرضا جهازی - مسوول هیأت کوهنوردی شهرستان مهریز


پ ن 
۱
توی این دو هفته حال و حوصله نوشتن نداشتم هر بار بدون نوشتن یک  کلمه، کامپیوتر رو می بستم و می رفتم و البته بلاگفای عزیز هم نهایت همکاری را با کاربران خودش داشت تا وقتی هیجان زده میشوند به جای نوشتن چیزی به نوشیدن آب سرد اکتفا کنند.

پ ن 
۲
منبع دیگری جز خود خبر برای تایید درستی آن نداشتم و امیدوارم که دست کم خبر مرگ کوه نورد یزدی نادرست باشد!
پ ن  ۳

به آنا فراهانی - فکر میکنم باید چوب خط مرگ در کوهستان را راه اندازی کنی .