یاد مهران برنجی گرامی باد


فیلم کوتاهی از مهران برنجی در برنامه گشایش مسیر نو بر روی دیواره غربی علم کوه شهریور 87

در آرامکوه ببینید: http://aramkuh.blogspot.com


و با سپاس از حسین بلنداختر


جشنواره یخ نوردی


هفته پیش  ۴ روز خوب رو در میگون برای جشنواره یخ نوردی انجمن گذروندیم که خیلی عالی بود - فضای دوستانه و بسیار صمیمی و اجرای مو به مو ی برنامه - یاری کوه نوردان لواسان به سرپرستی نادر ضرابیان که بدون آن کیفیت برگزاری جشنواره از چنین سطح بالایی نمی توانست برخوردار شود - سرپرستی خوب فرنوش رییسی و هم کاری و همراهی سایر دوستان و هم چنین کادر فنی (مسعود حمیدی - محمد صبوری - حسین بلنداختر و افشین یوسفی ) که کارگاه های آموزشی در محل کمپ و در پای آبشارهای یخی را به خوبی برگزار کردند و همه اینها سبب شد تا بیشتر شرکت کنندگان در جشنواره اجرای ان را فراتر از حد انتظار خود عنوان کردند.

اینترنت کندی در اختیار بود که فقط اجازه ارسال یک خبر روی سایت انجمن را داد و اما در این چند روز بیشترین اخبار ناگوار را شنیدیم که خبر مهران برنجی روز دوم برنامه همه را متناثر کرد به ویژه بچه های لرستان را و بعد هم که خبر مرگ بهنام کرمی در توچال.

براتون بگم که گردهم آیی شبانه شب اخر در کنار آتش همراه با آش رشته - فرنی و چای از جاذبه های دیگر این جشنواره بود.

کیک مراسم پایانی را هم با تبر یخ و به دست ابراهیم نوتاش بریدیم.

جای همگی دوستان را خالی کردیم و البته جای سامان نعمتی را که سال گذشته و در جشنواره اول با ما بود.

آبشار سنگان و حادثه

جمعه 27 دی 87
آبشار سنگان و حادثه سقوط یخ که به خیر گذشت

این فیلم کوتاه را در آرام کوه ببینید

http://aramkuh.blogspot.com



یادداشت های سفر به فرانسه

بخش سوم

جلیل کتیبه ای در بیمارستان سال ۱۳۳۱


اخرین باری که روی تخت های دو طبقه خوابیدم ۳ یا ۴ سال پیش بود که برای جشن ورزش همگانی به همدان رفته بودم و تو ساختمان خواب گاه تربیت بدنی بود - نه خدایا امسال توی قروه هم بعد از مراسم بزرگداشت سامان نعمتی تو خواب گاهی خوابیدیم که از همین تخت های دو طبقه داشت ولی توی این هاستل (خانه های جوانان) حال و هوای دیگری بود - شب که حال و حوصله اش رو نداشتم ولی صبح زود زدم بیرون و بالاخره یه جایی پیدا کردم که یک مسواک ازش بخرم ولی کنار میدان رپوبلیک (Republique ) فروشگاه ورزشی  گو اسپرت (Go Sport) رو دیدم که ساعت ۱۰ باز میکرد و معلوم بود باید توش یه گشت حسابی میزدم- به هاستل برگشتم و بچه ها هم یواش یواش بیدار میشدند - راستی اینو بگم که شب قبل بچه ها با چند نفر کانادایی آشنا شدند تو لابی هاستل و حسین اومد لپ تاپ و برد تا فیلم و عکس های علم کوه رو نشون بده و بعد از اینکه باطری لپ تاپ خوابید متوجه شدم که کابل برق توی کوله ام مونده و لپ تاپ هم از همون شب اول تعطیل شد - میشد یه کابل براش خرید ولی ۶۷ یورو خیلی گرون بود!

هاستل صبحانه مختصری میداد ولی اصلا بد نبود - آب پرتقال خیلی آبکی - قهوه یا چای - مارمالاد - کره و نون بروچن و البته یه خانوم زحمت کش - کمی چاق و یه کم بداخلاق - تیپیکال همون هایی که تو فیلما دیدین!

پس از صبحانه راه افتادیم تا ایستگاه شرق یا (gare de l'est) تا اونجا بلیط های الکترونیکی رو کاغذی کنیم و در ضمن تاریخ بلیط خودم و رضا رو عوض کنم و بلیط پاسااو را هم که اونم ای E بود کاغذی کنیم که نیم ساعتی وقت گرفت - بلیط بقیه رو تحویل افشین دادم و از بچه ها جدا شدیم - رضا هم برای فیلم برداری به شهر رفت و من رفتم تو فروشگاه گو اسپرت و ۲ - ۳ ساعتی چرخیدم و یه چیزهایی خریدم و به هاستل رفتم و رضا اونجا منتظرم بود - وقت نبود که رضا دوشی بگیره و سریع راه افتادیم به سمت ایستگاه راه اهن و به سمت پاسااو - اولین استرس بزرگ اینجا بود چون قطار ما که قرار بود قطار آلمانی ICE  باشه به TGV عوض شده بود و اگه ۱۵ دقیقه تاخیر نداشت ما حتما جا مونده بودیم - همین تغییر برای ما یه قطار عوض کردن اضافه داشت - توی Sarbrucken ولی خوشبختانه سکو نباید عوض میکردیم و قطار روبرومون منتظر بود.

با قطار دومی تا فرانکفورت رفتیم حدود ۹ شب - ایستگاه خلوت بود و ما چپیدیم توی یک برگرکینگ و شامی خوردیم - توالتی رفتیم و تا نزدیک ۱۱ شب که قطار پاسااو رو سوار شیم وقت گذروندیم - مسیر تا پاسااو رو واگن خواب گرفته بودم و تا وارد شدیم ملافه ها رو پهن کردیم و گرفتیم تخت خوابیدیم - واقعا که خوابیدن بدون دراز کردن پا به درد نمی خوره!

من که خوب خوابیدم - فکر کنم رضا هم - ۵ صبح بیدار شدم - سر و صورتی شستم و نزدیکای ۶ صبح تو پاسااو بودیم. گفتیم تا ۸ صبر کنیم و رفتیم تو کافی شاپ ایستگاه - قهوه سفارش د ادیم و نشستیم و رضا از تو ایستگاه فیلم گرفت - از من فیلم گرفت - در مورد جلیل کتیبه ای صحبت کردیم و من که یه حالی داشتم - جلیل کتیبه ای - ایران - کوه - علم کوه - شاخک - مجله کوه - تصادف - پای جلیل که قطع شده و و و

تاکسی گرفتیم و آدرس جلیل رو دادیم - کارهای عجیب و غریب و هیجان انگیز زیاد کردم اما حال امروز من یه جور دیگه بود - چهره جلیل رو مجسم میکردم که خیلی هم برام ساده نبود و چیزی دستگیرم نمی شد - به چیزهایی که میخواستم بگم فکر میکردم و به نوشته هام نگاه میکردم و نه! هیچ کدوم راه به جایی نمی برد! تاکسی راه دور و درازی رو تا حومه پاسااو رفت و من و رضا حالا جلوی در خونه جلیل بودیم.

 

یاد سامان نعمتی گرامی باد



با نزدیک شدن به برگزاری دومین جشنواره یخ نوردی انجمن که از ۲۲ تا ۲۵ بهمن ۸۷ برگزار میگردد - به یاد می آوریم که سامان نعمتی در جشنواره اول از ۱ تا ۳ اسفند ۸۶ با ما بود.



یاد او را گرامی میداریم و در جشنواره دوم هم با شاخه گلی جای خالی او را پر میکنیم.

پ ن
سامان نعمتی در تابستان ۸۷ در روز صعود به قله نانگاپاربات به دلایلی از همراهی تیم و بازگشت به کمپ ۴ بازماند و در آغوش سرد و یخ زده نانگاپاربات ارام گرفت.


یادداشت های سفر به فرانسه

بخش دوم

حضور یخ نوردان ایرانی در جشنواره اکرن به سال 86 و پروتکل سه جانبه انجمن کوه نوردان ایران ، سازمان GHM و بخش فرهنگی سفارت فرانسه بازمیگردد، سال گذشته تیم 5 نفره از ایران برای اولین بار در این جشنواره شرکت کرد و برای جشنواره امسال (2009) از حدود 3 ماه قبل فراخوان شرکت در این اتفاق روی سایت انجمن قرار داده شد که تعدادی از دوستان اعلام آمادگی کردند ولی با نزدیک شدن به روزهای پایانی تعداد علاقمندان کاهش پیدا کرد و سرانجام تیم شامل 6 نفر برای گرفتن ویزا به دفتر فرهنگی سفارت فرانسه معرفی شد.

 ناگفته نماند که پیگیری های ابراهیم نوتاش در سر و سامان گرفتن این سفر بسیار موثر بود.

یکی از دلیل هایی که شاید سبب انصراف تعدادی از علاقمندان به این سفر شد برآورد نادرست هزینه سفر توسط انجمن بود و البته باید گفت که با رایزنی های عباس محمدی در آخرین روزها سفارت فرانسه بخشی از هزینه این سفر را به عهده گرفت و این هم در کاهش هزینه ای که برآورد شده بود تاثیر داشت.

سفر با هواپیمای قطری ساعت 0440 روز سه شنبه 17 دی 87 از طریق دوحه آغاز شد که ساعت 1330 به وقت محلی در فرودگاه شارل دو گل پاریس (CDG) به زمین نشست.

اتفاق یا مشکل اول این بود که کوله پشتی من به پاریس نرسید و پس از دو ساعت انتظار سرانجام یک پرونده برای بار گم شده تشکیل داده و به پاریس آمدیم. (سفر 40 ، 45 دقیقه ای از فرودگاه تا مرکز شهر و ایستگاه قطار شمال یا Gare Du Nord)


هوای پاریس خیلی سرد بود، دست کم 10- درجه با باد شدید

برای اقامت در پاریس در یک هاستل جا رزرو کرده بودم ، شبی 22,50 یورو برای هر نفر هرشب و صبحانه، به هاستل رفتیم و بارها را گذاشتیم و مستقر شدیم.

هاستل بواوار ژول فری

8 Bulevard Jules Ferry

75011 Paris    www.hihostels.com

یک ساعتی استراحت و نوبت شام رسید، افشین یک دونری سر راه دیده بود که بفیه هم با آن موافق بودند ، راه افتادیم و رفتیم به اون دونری که خوب معلومه ترک بودند ، با دیدن ما ابراز احساسات پرشوری کردند و خوش آمد گفتند ، جای شما خالی شام خوبی بود.

پس از شام دو سه تا از بچه ها برای دیدن شهر و عکاسی سوار مترو شدند و من باید دنبال لوازم شخصی میرفتم ، لباس زیر ، مسواک و خمیر دندان و ریش تراش و.. همه چیزم توی کوله پشتی ای بود که معلوم نبود کجای دنیاست. 

ادامه دارد...

عکس ها از افشین و مسعود

ادامه نوشته

نشست بهمن ماه 87

هفتاد و چهارمین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران ، در روز چهارشنبه 16بهمن از 17 تا 20 در محل خانه ی کوه نوردان تهران برگزار می شود .


موضوع جلسه:* اخبار کوه نوردی ؛ عباس ثابتیان
* گزارش امید عالمی در مورد طرح ساماندهی و توسعه ی امداد در ارتفاعات شمال تهران
* گزارش افشین یوسفی از جشنواره یخ نوردی اکرن - فرانسه
*گزارش عباس ثابتیان از دیدار و گفتگو با استاد جلیل کتیبه ای


نشانی: خیابان انقلاب - جنب لاله زارنو - شماره ی590  - طبقه سوم - دفتر خانه ی کوه نوردان تهران

تولدت مبارک, جلیل


نام جلیل کتیبه ای ( متولد ۵ بهمن ۱۳۰۰ ) با تاریخ کوه نوردی نوین ایران در هم آمیخته است . او از ۱۳۲۴ به شکلی جدی کوه نوردی را شروع کرد ، و در چند سال ، تعدادی از شاخص ترین کارهای دوره ی آغازین کوه نوردی فنی ایران را به انجام رساند . اما یک حادثه ی رانندگی ( در راه رسیدن به دماوند ) به تاریخ ۲۲/۹/۱۳۳۰ آرزوی دست یابی به قله های بلند را در دل او به یاس بدل کرد . با این وچود ، کتیبه ای پیوند خود را با کوهستان قطع نکرد و با نوشتن درباره ی کوه ها و برقراری رابطه ی عمیق ، پیوسته و هم دلانه با جامعه ی کوه نوردی کشور ( و خارج از کشور ) کوشید تا عطش عشق خود به کوه را ارضا کند . در زیر ، خلاصه ای از فعالیت های او را که با استفاده از فصل نامه ی کوه شماره ی ۴۰ ، نوشته های خود استاد ، تاریخ کوه نوردی ایران تالیف داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی ، و منابع دیگر تهیه شده است ، می خوانید:



 در پنجم بهمن ۱۳۰۰ در تهران به دنیا آمد.
از دوره ی دبستان به کتاب و ادبیات و هنر علاقه پیدا کرد و و در نوجوانی با مطبوعات انس گرفت.
 از چهارده سالگی به ورزش و تکاپوهای ورزشی روی آورد و و رفته رفته به انواع ورزش ها ، از باستانی گرفته تا شنا و دوچرخه سواری و مشت زنی و وزنه برداری و پرورش اندام و ژیمناستیک و ... کوه نوردی پرداخت.

در پانزده سالگی از راه مطبوعات با دماوند و علم کوه و صعود به آن ها آشنا شد و همان ها بودند که در قلب و مغزش اثرهای نافذی نسبت به کوهستان و کوه نوردی به وجود آوردند.

در سال 1324 ، پس از یک بیماری قلبی ، توانست نخستین کوه بلند خود را صعود کند.

در سال 1325 ، نخستین صعود زمستانی قله ( توچال ) را انجام داد و در سال بعد نخستین صعود شبانه به همین کوه را اجرا کرد.

در آغاز بهار 1327 ، به همراه دوستانش عزت الله شهیدا و هوشنگ محیط ، دو صعود زمستانی – بهاری را به ثمر رستنمد : کوه سروه ی ملایر در سوم فروردین ، و الوند همدان در هفتم فروردین که سه تن از کوه نوردان همدان ( شریفی ، سیدین ، ... ) نیز همراه شان بودئند . 

از همین سال ، تمرین های سنگ نوردی با ابزار فنی را در بندیخچال ( توچال ) شروع کرد و سپس نکته های این روش نوین را در مجله های ورزشی منتشر ساخت.

در مهر ماه 1328 به همراه محمد کاظم گیلان پور و محمد علی پرویزی ، دو کار مهم در منطقه ی علم کوه به انجام رساند : صعود به قله ی شاخک ( که می پنداشتند بلندترین قله ی منطقه است ) از مسیر صعود نشده ی گردنه ی سیاه سنگ ؛ و صعود قله ی تخت سلیمان از مسیری که گیلان پور ( در دفتر یادبودی که اکنون در باشگاه دماوند است ) آن را « تیغه ی شمالی » نامیده است . ورود به منطقه ی علم کوه از سمت شمال این قله ، از این تاریخ مورد توجه کوه نوردان ایرانی قرار گرفت . 

در سال 1329 می بایست با گیلان پور و پرویزی به مدرسه ی کوه نوردی و اسکی شامونی ( فرانسه ) فرستاده می شد ، اما به عللی در این برنامه شرکت نکرد . در تابستان همین سال ، نخستین صعود بانوان ایرانی ( عصمت قاضی ، فرخ کوهکن ، نصرت کوهکن ) به قله ی دماوند از مسیر شمال شرقی را سرپرستی کرد . همچنین ، همین خانم ها به سرپرستی او به قله ی علم کوه ( از مسیر جنوبی ) و به قله ی پراو سفید در منطقه ی زردکوه صعود کردند

سال 1330 : نخستین صعود تکی به دماوند از راه تخت فریدون ؛ نخستین نوردش یک تیغه ی بلند سنگی در ایران ( تیغه ی جنوب شرقی هفت تنان زردکوه ، همراه با خلیل عباسی و هوشنگ محیط ) ؛ نخستین صعود مستند به بلندترین قله ی دنا (قاش مستان ) ( تکی ) ؛ نخستین صعود مستقل و دیواره ای ایرانی ( دیواره ی شمالی شاخک ، به همراه محمد علی تفرشی ) . صعود دیواره ی شاخک را که تا چند دهه بعد تکرار نشد ، می توان سرآغاز کار دیواره نوردی در ایران دانست .

در 22/9/1330 همراه با گیلان پور ، هوشنگ محیط و ابراهیم صدری با هدف صعود دماوند راهی رینه بود که در نزدیکی آبعلی ، خودروی جیپ آنان دچار حادثه شد و پای راست وی از 8 جا شکست . بیش از یک سال بستری شد ، و زخم های او تا سال 37 بهبود نیافتند ، و سرانجام ( گویا در اوایل دهه ی 50 ) پزشکان این پا را از بالای زانو قطع کردند . با این حال ، کتیبه ای با همان پای آسیب دیده ، در سال 1340 طی یک برنامه ی شش هفته ای به بررسی و مطالعه ی کوه های آلپ در پنج کشور اروپایی پرداخت.


 کتیبه ای از سال 1327 در فدراسیون های کوه نوردی پیش از انقلاب ، سمت های عضو هیات مدیره ، مشاور عالی ، و معاون داشته است اما پیشنهاد ریاست بر فدراسیون را یک بار در سال 1335 و بار دیگر ، پس از انقلاب نپذیرفته و گفته است که « با وضع بدنی ای که دارد نمی تواند آن طور که لازم است در خدمت کوه نوردان باشد » . او طرح هایی برای تشکیل « انجمن پیشگامان کوه نوردی » در دوران پیش از انقلاب ، و طرحی برای تشکیل « آکادمی ملی کوه نوردی » ( فصل نامه ی کوه 27 ) ارایه داده است ( در بخش اخبار فصل نامه ی کوه 52- پاییز 87 – آمده بود که با استفاده از رهنمود استاد کتیبه ای ، به زودی در دانشگاه آزاد واحد دزفول ، آکادمی کوه نوردی راه اندازی خواهد شد ). طرح برگزاری کنگره های کوه نوردی ایران هم از او بود که نخستین آن در اول فروردین سال 1335 ( در زمان ریاست محمد خاکبیز بر فدراسیون کوه نوردی ) در شیراز افتتاح شد . طراحی پوستر این کنگره ( نخستین پوستر کوه نوردی ایران ) و طراحی یکی از آرم های فدراسیون نیز از کتیبه ای بوده است .

با وجود کارنامه ی کوه نوردی پرباری که در بالا به آن اشاره شد ، وجهی از شخصیت کتیبه ای که او را در میان تمامی کوه نوردان ایرانی ممتاز ساخته ، چهره ی کوه نویسی او است ؛ کتیبه ای ، در مدت چند دهه به تنهایی نقش نویسنده ی مطالب فنی ، معرف کوه های ایران به کوه نوردان ایرانی و خارجی ، مترجم گزارش های خارجی ، وقایع نگار رویدادهای کوه نوردی کشور ، مدیر مجله ی کوه نورد و کوهستان ( 1346 -1342 )، مدیر مجله های تربیت بدنی و پیشاهنگی ، و مفسر و فرهنگ ساز کوه نوردی را داشته است . او همچنین از از حدود بیست و دو سال پیش همکار مجله های کوه نوردی آلمان Alpinismus و Bergsteiger ، و از سال 1374 همکار مجله ی کوه بوده است . سلسله مقاله های او در مجله ی کوه با عنوان « کوه نوردی نوین در ایران » که طی چند سال در این فصل نامه چاپ شد ، نخستین حرکت جدی برای تدوین تاریخ کوه نوردی ایران – و منبع مهم کارهای بعدی در این زمینه – بود . به علاوه ، هر شخص دیگری هم که از او درخواست مقاله کرده باشد ، بی نصیب نمانده و بسیاری از گاهنامه ها و بولتن های کشور ، از مطالب او بهره مند شده اند .

مطابق برآوردی که خود استاد داشته ، شمار مقاله هایش بیش از 2500 ( چاپ شده در بیش از 35 نشریه )، شمار نامه هایش ( که تقریبا همگی مربوط به کوه نوردی هستند ) بیش از 4500 ، و مجموع نوشته هایش در حدود 13000 صفحه است . از کتیبه ای چند کتاب هم چاپ شده است : الفبای کوه نوردی ، کوه ها و آدم ها ، آخرین صعود ، یک کوه و یک مرد و ... . نکته ی مهم این که کتیبه ای در عین پرکاری ، گزیده گوی بوده و هیچ گاه به حاشیه نرفته و زیاده گویی نکرده است . همچنین ، وسواسی ستودنی در پاکیزه نویسی ، رعایت دستور زبان ، و رعایت نقطه گذاری درست داشته است .

کتیبه ای از نخستین کسانی است که در مباحث آموزشی خود به موضوع حفاظت کوهستان اشاره کرده است . در این جا ، چند جمله از کتاب الفبای کوه نوردی او نقل می کنیم : « در کوهستان ، گل ها و گیاهان را بگذارید در جای خود باقی بمانند ، سبز تر و زیبا تر بشوند و رشد کنند . زندگی آن ها نیز مانند زندگی شما ، با ارزش است . » و « درباره ی حیوان هایی که در کوهستان با آن ها برخورد می کنید ، بیندیشید و زیبایی ها یشان را تحسین کنید. فکر بکنید که آن ها نیز چون شما ، روح و اعصاب دارند ، آن ها نیز به زندگی شان علاقمند هستند ... و آن ها نیز می توانند شما را دوست داشته باشند ، اگر شما آن ها را دوست بدارید. » درباره ی ارزش سلسله مقاله های کتیبه ای با عنوان « کوه نوردی نوین در ایران » ، مقاله ای از عباس محمدی در فصل نامه ی کوه شماره ی 19 ( تابستان 79 ) با عنوان « در نکوداشت استاد جلیل کتیبه ای» چاپ شده است

نوشته :عباس محمدی




سه رویداد مهم تا پایان سال 87


انجمن کوه نوردان ایران تا پایان سال 87 سه رویداد مهم را پیش روی دارد،

1- نشست هفتاد و چهارم روز 16بهمن از 17 تا 20 در محل خانه کوه نوردان تهران برگزار میشود
موضوع جلسه:
اخبار کوه نوردی عباس ثابتیان
گزارش امید عالمی در مورد طرح ساماندهی و توسعه امداد در ارتفاعات شمال تهران
گزارش افشین یوسفی از جشنواره یخ نوردی اکرن - فرانسه
گزارش عباس ثابتیان از دیدار و گفتگو با استاد جلیل کتیبه ای
آدرس : خیابان انقلاب - پس از لاله زارنو - شماره 590 طبقه سوم

2- جشنواره یخ نوردی در منطقه رودبار قصران


هدف ها
گردهمايی يخ نوردان سراسر كشور و تبادل دانش فنی و تجربيات آنها
آشنايی تازه کاران با رشته يخ نوردی
رشد سطح فنی يخ نوردی و آشنايی با تكنيك های جديد
شناسايی و كار بر روی آبشارهای جديد منطقه
برنامه ها
کارگاه های آموزشی يخ نوردی ( تئوری و عملی ) با حضور مربيان با تجربه اين رشته
صعود آبشارهای يخی منطقه
نمايش فيلم و اسلايد
نمايشگاه لوازم و تجهيزات كوه نوردی
حراجی لوازم كوه نوردی دست دوم
مسابقه ی يخ نوردی
گردهم آیی شبانه
زمان 22 تا 25 بهمن
برای ثبت نام با دفتر انجمن تماس بگیرید

خيابان انقلاب، نبش خيابان لاله زار، ساختمان 590 طبقه ی 4 ، واحد 12
تلفن 66712243 فاکس 66712421
ای میل info@alpineclub.ir یا asabetian@alpineclub.ir

3- نشست اسفند ماه انجمن روز پنج شنبه 15 اسفند در لواسان برگزار میشود:
موضوع: کوه نوردی همگانی
با توجه به هم زمانی با روز درخت کاری در این روز و پیش از شروع نشست درخت کاری خواهیم کرد.
تقدیر از کوه نوردان منطقه لواسان
تفدیر از حمایت کنندگان طرح علوفه پراکنی
تقدیر از محیط بان های اداره محیط بانی زردبند
بازدید از گنجینه آثار کوه نوردی که به مناسبت این نشست برپا خواهد شد.
مینی بوس برای جابجایی شرکت کنندگان از میدان تجریش و تهران پارس تدارک شده است.
این نشست با برنامه ریزی و کمک موثر کوه نوردان و مسئولین منطقه لواسان و سرپرستی نادرضرابیان اجرا خواهد شد