پدرام نعمتی برادر سامان چنین میگوید

 

 پدرام نعمتی برادر سامان ایمیلی برای من فرستاده است در پاسخ به اظهارات اخیر دو نفر از اعضای تیم نانگاپاربات .

گفتنی است که سامان نعمتی از اعضای تیم نانگاپاربات در روز صعود به قله به دلایلی از دیگران جدا ماند و دیگر هرگز دیده نشد.

سامان نعمتی در بلندای کوه نانگاپاربات ؛ در آغوش سرد و یخ زده کوه عریان آرمیده است.


تا خرخره در باتلاق فرو رفته ايد، بيشتر تقلا نكنيد ! 

- روز جمعه به تاريخ 27 تير ماه طي تماس تلفني خانم خليلي با پدر سامان خبر از گم شدن سامان مي دهد و بعد از چند ساعت طي تماسي در مورد امداد هلي كوپتر و مبلغ 160 ميليون ريالي صحبت مي كند  و با توجه به شوكي كه به پدر و خانواده سامان وارد شده بود پدر سامان اظهار مي دارد كه فعلاً نقداً 40 ميليون ريالي دارم ولي تا نيم ساعت ديگر تهيه مي كنم شماره حساب بدهيد كه كل مبلغ را واريز نمايم ، كه خانم خليلي به ايشان مي گويند كه با شما تماس مي گيرم و بعد از حدود نيم ساعت پدر سامان خودش با خانم خليلي تماس مي گيرد و به ايشان مي گويد كه شماره حساب بدهيد تا هر مبلغي كه لازم است را واريز نمايم وهر گونه عمليات امداد و نجاتي كه امكان انجام آن براي سامان هست  صورت بگيرد و اصلا ملاحظه مالي نكنيد (مگر از جان و زندگي فرزند براي يك پدر چيز با ارزشتري وجود دارد!) و ايشان اعلام مي كند كه مثل اين كه مشكل مالي حل شده است.

و اما آقاي سهند عقدايي با وقاهت تمام در خبرگزاري ايرنا (خبر گذاري جمهوري اسلامي 27/6/87) اينگونه بازگو مي كند " پس از مطلع شدن خانواده سامان از موضوع، پدر وي نزد مسئولان باشگاه آمد و مبلغ 40 ميليون ريال براي باشگاه آورده بود تا در صورت نياز، آن را براي عمليات امداد هزينه کنيم." در صورتي كه تنها شهرام عموي سامان و پدرام برادر سامان از شنبه صبح در محل باشگاه دماوند حضور داشتند و لازم به ذكر مي باشد كه پدر سامان در آن روزها اصلا به تهران نيامده و در تهران نبودند ، و حالا شرح واقعه از زبان شهرام و پدرام :

 1- در همان روز مدير عامل محترم شركت هفت گوهر به باشگاه آمد، پس از رفتن ايشان آقاي وحيد بهرامي (مدير عامل باشگاه دماوند) اعلام كردند از طرف شركت هفت گوهر چكي به مبلغ 500 ميليون ريال جهت عمليات نجات تقديم باشگاه دماوند گرديد كه به نوبه خود كمال تشكر را از مدير عامل اين شركت و حس انسان دوستي ايشان داريم.

2-  همچنين آقاي كامران كاويان مديرعامل محترم شركت نارون آرا ، حامي برنامه  در همين روز شنبه شخصا بعد از تماس تلفني خانم مژگان خليلي با ايشان و توضيح واقعه ، آقاي كاويان  بيان كرده بودند كه به هر قيمتي بايد آن هلي كوپتر براي امداد به سامان (نه هلي كوپتري كه 4 نفر را براي كمك به در آوردن طنابهاي كمپ 2 به 1 از زير يخ وپايين آوردن اعضاي تيم باشد، بلند شود و در نهايت امداد به نام سامان باشد !)   بلند شود و هزينه امداد اصلا مهم نيست.

3-   مدير عامل باشگاه دماوند نيز در همين روز ادعا داشتند كه خود باشگاه هم مشكلي براي تامين اين هزينه ندارد (البته مثل اين كه براي اعضاي اين تيم به استثناي تنها قهرمان غير دماوندي يعني "سامان عزيز" مشكلي وجود نداشت).

4-   تا اين كه اين قائله با ضمانت فدراسيون جهت امداد به سامان به پايان رسيد و اين مشكل تامين هزينه مالي به طور كامل در همان صبح شنبه حل شد و در اين مدت آقاي همايون نعمتي پدر سامان چندين تماس با خانم خليلي برقرار كردند كه خانم خليلي هر دفعه بيان داشتند كه مشكل مالي به طور كامل حل شده و اكنون به فكر مراحل بعدي امداد مي باشند و همچنين خيال اقاي همايون نعمتي از اين بابت يعني تامين هزينه نيز از طرف پدرام و شهرام كه در تمامي مراحل بالا در محل باشگاه حضور داشتند راحت  شده بود.

 

-  در اين روزها همچنين شاهد گزارشات كذبي از جانب سهند عقدايي در روزنامه ايران به تاريخ 21/6/87 در مورد توقف عمليات امداد از سوي خانواده نعمتي بدين صورت كه بنا به گفته سهند عقدايي : "... تا اينكه بعد از يك هفته از حادثه، در تاريخ 3/5/87 كميته بحران كه مركزش در تهران بود با حضور نمايندگان فدراسيون كوه‌نوردي، هيات كوه‌نوردي استان تهران، خانواده سامان نعمتي، باشگاه دماوند و ... تشكيل شد و به اتفاق آرا راي دادند كه به لحاظ اينكه امكان زنده ماندن كسي در ارتفاعات بالاي 7000 متر بيش از دو سه روز وجود ندارد سامان قطعا فوت كرده و پروژه امداد بايد متوقف شود چرا كه رفتن هركسي به آن ارتفاع براي امداد مي‌تواند به بروز حادثه ديگري منجر شود. اين راي به ما ابلاغ شد و ما پروژه امداد را متوقف كرديم." ، كه براي اطلاع شما عين صورتجلسه كه به امضاي 14 نفر رسيد در پايين تقديم مي گردد و البته بماند كه آقاي عقدايي در ادامه مطالب خود در اين روزنامه  از تلاش يك هفته اي بي وقفه اعضاي تيم براي كمك و امداد به سامان نيز به صورت پر رنگ ياد كرده بودند كه حتما در همين روزها از مراسم بريدن كيك و پايكوبي و چهره هاي بشاش و مسرور از صعود قله  اعضاي تيم در هنگام رسيدن به بيس كمپ تا زمان ترك آنها عكسهايي براي اطلاع خوانندگان گذارده خواهد شد تا اين كه مهر تاييدي بر گفته هاي آقاي سهند عقدايي مسئول روابط عمومي گذارده باشيم كه همگي اين احساس همدردي اعضاي تيم را با فلشرهاي روز صعود  تيم بر روي سايت و بعد از آن ، همچنين پيامهاي تبريك و شاد باش  مختلف همزمان با معلوم نبودن سرنوشت سامان عزيز بدون آوردن كوچكترين نامي از اين قهرمان بزرگ  و در نهايت بازديد از اماكن توريستي اعضاي تيم  تا ok شدن بليط پرواز به تهران را كه قبلا ديده بوديم و خيلي برايمان جالب است كه گزارشي از تلاش يك هفته اي اين تيم را ببينيم و يا بشنويم !   

 صورتجلسه مورخه 3/5/87 ساعت 10 صبح الي 13

 در جلسه اي كه به منظور تبادل نظر و همفكري در خصوص ادامه ي فعاليت ها ي امداد و نجات و بازگشت اعضاي تيم نانگاپاربات با دعوت قبلي در محل باشگاه كوه نوردي و اسكي دماوند تشكيل شد،پس ازبحث و تبادل نظر نتايج زير حاصل و به تاييد حاضرين رسيد:
1. بازگشت تيم حاضر در بيس كمپ با توجه به رضايت آقاي همايون نعمتي
2. استقبال از تيم صعود كننده به نانگاپاربات با هماهنگي‌خانواده ي نعمتي و توجه ويژه به آقاي سامان نعمتي به عنوان بازگشاينده ي نانگاپاربات
3. تصحيح خبر و عذرخواهي درباره ي اخبار منتشره در مطبوعات خصوصا روزنامه ي اعتماد ملي
4. بحث و مشاوره براي اعزام تيم جستجوي‌كوه نوردي با شركت  
A.T.P   باشگاه دماوند و خانواده ي آقاي نعمتي]

اسامي حاضرين درجلسه:
1.جناب آقاي موسوي بازرس محترم فدراسيون كوه نوردي
2.آقاي حسين رضايي روابط عمومي فدراسيون كوه نوردي
3.آقاي كاوه كاشفي رييس محترم هيئت كو ه نوردي استان تهران
4. آقاي دكتر حشمت الله حيدريان كارشناس حقوقي
5. آقاي محمد نوري نماينده ي انجمن و پيشكسوت هيماليانوردي ايران
6. آقاي كيومرث بابازاده نماينده ي انجمن كوه نوردان ايران
7. آقاي بهادري مسئول فني انجمن كوه نوردان ايران
8. آقاي مهندس رضا وجوهي نماينده ي شركت نارون آرا
9. آقاي نوروزي نماينده ي شركت نارون آرا
10. آقاي همايون نعمتي
11. آقاي شهرام نعمتي
12.آقاي عطاالله آزادي مسئول فني گروه قاجر قروه
13. آقاي داوود زكي پور بازرس باشگاه دماوند
14. آقاي فرخ رحمدل
15.آقاي وحيد بهرامي مديرعامل باشگاه دماوند
16. مژگان خليلي منشي جلسه و مسئول روابط عمومي تيم نانگاپاربات

با توضیح حسین رضایی ، مسئول روابط عمومي فدراسيون كوهنوردي (بخش های آبی رنگ)

در جلسه اي كه به منظور هم اندیشی در خصوص وضعیت فعلی تیم نانگاپاربات ، با دستور جلسه ی ؛ " روند فعاليت ها ي جستجو ، امداد و نجات کوه نورد مفقود شده ی این تیم « سامان نعمتی » " پیرو دعوتنامه ی رسمی ، در محل باشگاه كوه نوردي و اسكي دماوند ( در مورخ ؛ پنج شنبه ، ۳ تیر۱۳۸۷ از ساعت ۱۰ صبح لغایت ۱۳ ) تشكيل شد ، پس ازبحث و تبادل نظر ؛ نتايج زير حاصل و به تأييد حاضرين رسيد:

نتایج حاصله بر اساس دستور جلسه ؛

* بازگشت تيم حاضر در بيس كمپ ( دیگر اعضای تیم نانگاپاربات ) با توجه به وضعیت نفرات و لحاظ رضايت جناب همايون نعمتي (پدر سامان نعمتی ) .

* بررسی و مشاوره جهت اعزام تيم جستجوي ‌كوه نوردي با شركت A.T.P  پاکستان ، باشگاه دماوند و خانواده ي نعمتي

... و مواردی که در حاشیه ی این جلسه و به نوعی خارج از دستور مطرح شد ؛

* تصحيح خبر و عذرخواهي - توسط این باشگاه - درباره ي اخبار منتشره در ؛ مبادی خبری ، مطبوعات از جمله ؛ روزنامه ي اعتماد ملي و در پایگاه خبری این صعود ( با توجه به نظر خانواده ی نعمتی و انتقادشان از نحوه ی پرداختن به کوه نورد مفقود شده ).

* براساس نظر دست اندرکاران باشگاه دماوند ؛ برگزاری مراسم استقبال از تيم نانگاپاربات ( توسط باشگاه ) با هماهنگي‌ و ملاحظات خانواده ي نعمتي . همچنین به پیشنهاد بازرس فدراسیون -در مراسم استقبال این باشگاه- به آقاي «سامان نعمتي » به عنوان -عضو پیشرو گروه - بازگشاينده ي نانگاپاربات توجه ویژه و پرداخته شود .

· درايرنا - خبرگزاری جمهوری اسلامی 27/6/87 گزارشي بي ربط و كاملا بي شرمانه از سهند عقدايي با اين مضمون  كه" با اينکه پدر نعمتي از اظهار مرگ وي توسط ما اظهار نارحتي مي کند و شکايت دارد، اما مدارک بيمه عمر وي را از ما دريافت کرده است چرا که هر کدام از ما بالغ بر 20 ميليون تومان بيمه عمر بوده ايم و چنين عملي تاييد نظر ما در خصوص مرگ مرحوم نعمتي است" واين در پي تماس تلفني فريديان با پدرام است كه از وي مي خواهد بيايد و مدارك شخصي سامان را به او دهد و خانواده نعمتي (پدر سامان و پدرام) در باشگاه دماوند مدارك سامان (پاسپورت و بيمه نامه و ....) را دريافت مي دارند، حال آقاي عقدايي به نظر شما نبايد مداركي كه مربوط به سامان مي شده از شما گرفته شود؟ (نكند شما خود را مالك پاسپورت و بيمه نامه سامان مي دانيد؟) اگر 20 ميليون تومان بيمه عمر براي شما برابر ارزش جان يك انسان است ( كه البته براي شما ارزش انسان با برگه كاغذي برابري ميكند) براي خانواده سامان به پشيزي نمي ارزد و گفتني است براي خواننده عزيزي كه اين جريان را پيگيري مي كند اينكه بعد از آمدن اين به اصطلاح همنوردان در پي درخواستهاي پدرام از كاظم و باشگاه دماوند براي تحويل وسايل سامان ، آنها وسايل را با پيك براي برادري كه از نبود برادرش حال و روز بسيار بدي دارد مي فرستند و وقتي دوست پدرام براي تحويل وسايل به جلوي درب مي رود نه تنها كسي از افراد تيم را نمي بيند بلكه با درخواست راننده آژانس براي هزينه پيك مواجه مي شود.( و اين مطالبي از ابراز همدردي با برادر و خانواده سامان از جانب تيم و باشگاه دماوند در همان روزهاي اول بازشت گروه بود) جالب بود نه؟؟؟؟؟ .

· با ديدن گزارش صعود جديدي  كه از طرف سرپرست فني تيم در خبرگذاري ايرنا به تاريخ 27/6/87 مي بينيم واقعا ديگر نمي دانيم در برابر اين همه اخبار ضد ونقيض سايت ايرانين چلنجرز، اعضاي گروه، باشگاه دماوند و اخبارهاي كاملا كذب و نادرستي كه از جانب روابط عمومي وسرپرستان اين تيم گفته مي شود از چه كلمه اي  در مورد آنها استفاده كنيم فقط اين را ميتوان به آنها گفت كه هر چه بيشتر تقلا مي كنند بيشتر و سريعتر در باتلاق فرو ميروند.

·  اما متاسفانه اكنون از طرف  مدير مسئول  باشگاه اسپيلت البرز  آقاي  ذبيح الله حميدي، شعاري با عنوان   پيشرفت كوهنوردي  در ايران با زير پا گذاشتن انسانيت به گوش مي رسد و برداشت ايشان از شكايت خانواده نعمتي كه آن را  به غلط" ضربه ای جبران ناپذیر به فرهنگ ورزش کوهنوردی قلمداد مي كنند !" كه بالواقع اين حركت به منظور بيدار كردن عده اي و كمك به حفظ ماهيت و ذات  كوهنوردي است كه ورزشي انسان ساز مي باشد كه آن  را با تمام قدرت و سرعت به سمت نابودي و فراموش كردن انسانيت مي كشانند مي باشد تا براي رسيدن به يك برگ كاغذ به نام "گواهي صعود" حاضر به انجام هر كاري باشند ولو اين كه هر فاجعه اي را به بار بياورند و اما براي نجات سامان هاي ديگر در آينده بسيار نزديك و از طرف چنين افراد و باشگاهها بايد فكري كرد و بايد به اين افراد شوكي وارد شود و آنها را به خود بياورد.

· و اما در مورد تصوير گزارشي  كه در مورد متوقف شدن عمليات امداد شركت ATP از طرف كاظم فريديان  در فدراسيون وجود دارد لازم است كه به استحضار برسانيم، آن گزارشي كه باشگاه دماوند و اعضاي تيم مدعي آن مي باشند مربوط به تاريخ 23 جولاي مي باشد كه فقط براي پرده گذاشتن به گزارش 21 جولاي است و در اين گزارش ، يعني 21 جولاي آقاي فريديان رسما خواستار توقف عمليات از شركت ATP بوده اند،  كه در آينده حتما در اختيار مراجع قضايي قرار مي گيرد و به استحضار خوانندگان عزيز ميرسد ولي براي آگاهي بيشتر توجه شما را به ايميلي در تاريخ 25 جولاي كه در پي درخواست پدرام از شركت ATP كه چرا هيچگونه عمليات امدادي براي سامان انجام نمي شود در صورتي كه ايتالياييها كه در رخ ديگر نانگا پاربات در همين زمان گرفتار شده بودند و در تاريخ 23 جولاي نجات پيدا كردند و هلي كوپتر توانست كه تا ارتفاع 6000 متري براي آنها پرواز كند ؟! و جوابيه اين شركت در پاسخ به ايميل پدرام :

 

 

Ø     Date: Friday, July 25, 2008, 6:36 PM

 

Ø     >
> We were told to drop 4 climbers to locate him on the
> mountain. We dropped
> them on 20 Jul. After that we have not received any request
> for helicopter
> search. You may like to contact Mr Naik Nam for further
> details on.
> We are waiting for them to give us fresh orders about
> search.
>
> We pray to Allah for the safety of your relation. Ameen.
>

 همانطور كه مي بينيم بعد از 20 جولاي هيچ درخواستي جهت امداد و در اختيار قرار گرفتن هلي كوپتر از جانب تيم ايراني از شركت ATP انجام نگرفته بود و آنها منتظر سفارش تازه اي براي از سر گرفتن عمليات امداد بودند كه هيچگاه اين امر ميسر نگرديد چون آقاي فريديان به طور كامل عمليات امداد را در تاريخ 20 جولاي متوقف نموده بودند و تصوير اين گزارش در روز 21 جولاي در اختيار فدراسيون كوهنوردي قرار گرفت.

· واقعا اين قهرمان بزرگ ما "سامان عزيز" چه حرفهايي براي گفتن داشت و چه اتفاقي در آن بالا رخ داده بود كه اعضاي تيم و باشگاه دماوند اين همه از برگشت او واهمه داشتند، كه اين تيم دستپاچه با تمام قدرت و سرعت سامان را ترك و رها كردند و خود را به بيس كمپ رساندند و در اين مدت جلوي هر گونه عمليات امداد را براي سامان گرفتند. انشاالله در آينده نزديك تمامي مسائل روشن خواهد شد. و تنها جاي يك سوال وجود دارد كه اگر به جاي سامان اتفاقي براي يكي ديگر از اعضاي تيم مي افتاد باز به همين صورت با مسئله برخورد مي كردند. جواب اين سوال را باشگاه دماوند و همه افرادي كه در اين روزها كاسه داغ تر از آش شده اند با مراجعه به وجدان خود بدهند !؟

 گروه كوهنوردي قاجر قروه كردستان

پروژه گل سنگ ها در یوسمیتی



پارک یوسمیتی و پروژه گل سنگ ها




پارک ملی یوسمیتی در ایالات متحده برای مطالعه بر روی گل سنگ هایی که روی سنگ ها و دیواره ها رشد میکنند از سنگ نوردان درخواست همکاری میکند.
کسانی که برای این کار در طول روزهای اول تا 21 سپتامبر 2008 (یک روز یا بیشتر) داوطلب میشوند از امکان کمپینگ رایگان برخوردار میشوند و کار بر روی این پروژه و ملاقات با دیگر سنگ نوردان را تجربه میکنند.


 

دیو موریس رییس کمیته حفاظت از کوههای UIIA میگوید که: سنگ نوردان میدانند که رنگ و بافت سنگها بطور چشمگیری با گل سنگ هایی که بر روی سطح آنها رشد میکنند ارتباط دارد و این یک فرصت طلایی برای سنگ نوردان است تا در مورد محیط کوهستان بیشتر بیاموزند و نشان دهند که سنگ نوردی و حفاظت از محیط زیست چگونه میتوانند با یکدیگر همکاری داشته باشند.

گل سنگ ها بهترین نشانگر سلامت اکوسیستم و بویژه کیفیت هوا و آب و تقییرات آن هستند و بنابراین اجرای این پروژه کمک میکند تا شرایط پارک های ملی و عوامل تهدید کننده آنها را بهتر و بیشتر شناسایی کنیم.

تمام سنگ نوردان با تجربه میتوانند داوطلب این کار بشوند ولی شکی نیست که این پروژه برای کوهنوردانی که سابقه ای از زیست شناسی داشته باشند جالبتر خواهد بود. 

اهمیت حضور کوهنوردان در این پروژه از این رو است که آنها قادرند نمونه هایی را در بلندای کوهها و صخره ها مشاهده و یا جمع آوری کنند که دیگران قادر به انجام آن نیستند.

این پروژه که از سال گذشته (2007) آغاز شد شاهد خوبی است از چگونگی یک همکاری موثر بین جامعه سنگ نوردان و فعالین محیط زیست و دانشمندان.


منبع:UIAA
http://www.theuiaa.org/news_106_Climbers-to-help-scientists-with-Yosemite-lichen-project





کوهنوردان، همياران کارشناسان محيط زيست



سخنان افسانه احسانی در نشست شهریور انجمن کوهنوردان ایران




کوهنوردان که امکان حضور در قلل مرتفع را دارند مي‌توانند، از گياهان و جانوران ارتفاعات عکاسي و فيلمبرداري کنند و گزارش مشاهدات خود را با ذکر مکان و زمان دقيق در اختيار کارشناسان محيط زيست و اکولوژيست‌ها قرار دهند.


 در هفتادمين نشست انجمن کوهنوردي ايران که به موضوع اکوتوريسم پرداخته شد، افسانه احساني مدرس اکوتوريسم ضمن بيان اين مطلب و با اشاره به به موضوع توريسم پايدار، تفاوت طبيعت‌گردي و اکوتوريسم و جايگاه اکوتوريسم در صنعت جهانگردي گفت: از آنجايي که متاسفانه هر سفري به طبيعت در نگاه بيشتر مردم اکوتوريسم خوانده مي‌شود، مشخص شدن جايگاه واقعي اکوتوريسم و تفاوت آن با طبيعت‌گردي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است .

هر سفري که در طبيعت انجام مي‌شود در تعريف اکوتوريسم نمي‌گنجد. اکوتوريسم به معناي سفري مسئولانه به طبيعت است که حافظ طبيعت بوده و به بهبود زندگي جامعه محلي کمک مي‌کند. مسلما افرادي که در طبيعت به تخريب آن مي‌پردازند، گياهان را نابود مي‌کنند، آرامش جانوران را به هم مي‌زنند، زباله‌هايشان را در طبيعت رها مي‌سازند، بي‌دليل در طبيعت آتش روشن مي‌کنند و هيچ گامي در جهت بهبود زندگي جامعه بومي برنمي‌دارند اکوتوريست نيستند و سفر آن‌ها جزو سفرهاي اکوتوريستي محسوب نمي‌شود. اکوتوريست‌ها حافظان طبيعتند.

کوهنورداني که براساس اصول پايداري سفر مي‌روند نيز جزو اکوتوريست‌ها محسوب مي‌شوند. اکوتوريست‌ها تلاش مي‌کنند که حداقل اثر منفي بر طبيعت و فرهنگ جامعه ميزبان داشته باشند . آن‌ها بر اساس اصول توريسم پايدار گام بر مي‌دارند. آنچه اهميت دارد اين است که علاقمندان به طبيعت در هر شاخه‌اي که فعال هستند بايد دست به دست هم دهند تا نگذارند طبيعت بيش از اين دچار بي‌مهري انسان شود.

کوهنوردان که امکان حضور در قلل مرتفع را دارند مي‌توانند به کارشناسان حيات وحش کمک کنند. از گياهان و جانوران ارتفاعات عکاسي و فيلمبرداري کنند و گزارش مشاهدات خود را با ذکر مکان و زمان دقيق در اختيار کارشناسان محيط زيست و اکولوژيست‌ها قرار دهند. اين حرکت مي‌تواند به ثبت گونه‌هاي جديد گياهي و جانوري کشورمان منجر شود.

کوهنوردان مي‌توانند با خريد نيازهاي سفر خود از مردم بومي منطقه به بهبود زندگي آنها کمک کنند. اصولا روستاهايي در حوالي مناطق کوهستاني دور از دسترس وجود دارد که اين روستاها معمولا از امکانات کافي برخوردار نيستند. بنابراين حضور اکوتوريست‌هاي کوهنورد مي‌تواند به ارتقاي سطح زندگي آنها کمک کند. آنها مي‌توانند از خانه‌هاي محلي، غذاهاي محلي، صنايع دستي بومي منطقه و ساير امکانات بومي بر اساس نياز خود استفاده کنند. البته اين موضوع حساسيت‌هاي خاص خود را دارد به طوري که همواره بايد خدمات ارائه شده از طرف جامعه ميزبان هماهنگ با هزينه‌ها باشد .

اين توافق بايد دو طرفه باشد و طرفين از اين موضوع راضي باشند تا بتواند روند پايداري بر اساس اصول توريسم پايدار داشته باشند. از طرفي تشکيل صندوق‌هاي بومي توسط جامعه ميزبان جهت توزيع عادلانه درآمد و ارائه خدمات براي کل روستا و نه تنها براي يک خانواده و يا يک فاميل از اهميت بسيار مهمي برخوردار است.

به نقل از میراث آریا

نشست شهریور




نشست 70 ام انجمن روز دوشنبه 18 شهریور 87 از ساعت 17 تا 20 در سالن ورشو برگزار شد.
از مدتی پیش اختصاص یک نشست به کوه پیمایی و حضور در طبیعت در دستور کار انجمن بود تا نوبت آن به جلسه شهریور رسید.


بخشی از سالن محل نشست


برای موضوع جلسه با چند نفر از کارشناسان صحبت کردیم و سلیم شالوم درخواست ما را برای بیان مطالبی در این خصوص با روی باز پذیرفت.


سلیم شالوم در حال بیان آموزه ها در کوهنوردی

یکی دیگر از کسانی که با او صحبت کردیم مدیر یکی از شرکتهای طبیعت گردی بود که در آخرین روزها بدلیل هم زمانی با ماه رمضان انصراف داد و در این زمان با شناختی که از قبل از شرکت آوای طبیعت پایدار داشتم بخش سفر به طبیعت با عنوان توریسم پایدار را خانم افسانه احسانی از مدیران این شرکت با صمیمیت عهده دار شد.


افسانه احسانی و توریسم پایدار

در این جلسه سعی کردیم تا:
  •  پس از ماهها بخش اخبار کوهنوردی را دوباره راه اندازی کنیم که من این کار را در 3 موضوع کوهنوردی ایران ، کوهنوردی جهان و محیط زسیت طبفه بندی و اجرا کردم .
  • گزارش مدیران ماهها بود که به دلیل کم بودن وقت و یا مشکلات دیگر ارایه نشده بود و در این جلسه از دبیر انجمن ، عباس محمدی خواستیم تا این گزارش را تقدیم حاضرین کند و این کار هم به خوبی انجام شد.
  • تلاش کردیم تا جلسه سر وقت آغاز شود و به موقع پایان گیرد ، جلسه را با تاخیر 5 دقیقه ای شروع کردیم و در ادامه با هوشیاری مجری (حامد جصاری ) همه قسمتها منظم و سر وقت اجرا شد.


حامد جصاری مجری جلسه

مدتها بود که میخواستم در مورد کار داوطلبانه صحبت کنم و در این جلسه فرصت آن پیش آمد و این مقوله به همراه معرفی سایت ویکی پاکوب موضوع بخش دوه حضور من روی سن بود.


معرفی ویکی پاکوب

بخش پایانی جلسه یعنی توریسم پایدار بسیار خوب و چشمگیر بوسیله افسانه احسانی اجرا شد و این انگیزه خوب را به ما داد تا توجه به توریسم پایدار را تا جای ممکن در بخشی از نشست ها در دستور کار داشته باشیم.

پذیرایی و افطاری با نان و پنیر و خرما و چای و البته آش رشته پایان بخش کار بود.


عکس ها از آرام کوه

 

صلح ، شادی و دوستان واقعی



با خاموش شدن مشعل المپیک پکن در 24 اوت 2008 و با فراخوان UIAA صدها کوهنورد جوان از سراسر جهان مشعل هایی را بر فراز کوهها افروختند تا ارزش های المپیک را زنده نگاه دارند.

ژیدنکا میهلیچ از کمیسیون جوانان UIAA میگوید که احساس و هیجانی که ما و دوستانمان بر فراز قله های مختلف جهان در یک روز و یک ساعت داشتیم بی نظیر بود.

در یونان جوانان محلی به کوهنوردانی از کره جنوبی ، اسپانیا ، ایتالیا و چین پیوستند و به کوه المپ (2،917متر) صعود کردند و مشعلی را افروختند.

بارش برف تازه مانع صعود جوانان به قله 2846 متری تریگلاف (بلندترین کوه اسلوونی) شد ولی آنها در عوض تصمیم گرفتند مشعل هایی را بر فراز چندین قله دیگر بیفروزند;





در جمهوری ماسدونیا جوانان کوهنورد ده قله بالای 2000 متر را در هوایی خوب صعود کردند ، جوانترین آنها ماریای 7 ساله و کرسیتینای 8 ساله بودند که به قله تومبا بلاسیکا صعود کردند.

در اوکراین گروهی از جوانان مشعلی را به طوز نمادین بالای کوه گوورلا (2058 متر) افروختند ، الکساندر زایدلر از فدراسیون کوهنوردی اوکراین میگوید: جوانان ما به فراخوان کمیسیون جوانان UIAA پاسخ دادند.


کلوب کوهنوردی آفریقای جنوبی شرکت کنندگان جوانی را دعوت کرد که که معمولا کوهنوردی نمی کنند مانند خانه کودکان ژوهانسبورگ ، گروه جوانان کلیسا ، سازمان جوانان و پیشاهنگان ، جنی پاترسون از کلوب کوعنوردی آ ج میگوید: در آفریقای جنوبی گویی همه شادمان بودند ، جوانان قله کوه Lion  را صعود کردند و برای کودکان زیر 8 سال هم یک اتفاق خاص! صعود به قله برونبرگ.

بخشی از پیام جوانان کوهنورد

ما به تمام کوهنوردان و به همه مردم در سراسر جهان پیام صلح و دوستی ، عشق ، احترام و یگانگی و شادی و سرور میفرستیم ، آرامش ، نشاط و دوستان واقعی را در کوهها بیابید،
بیایید صلح و دوستی را از بلندای کوهها در میان دره ها و در بین تمامی انسانها بگسترانیم.

منبع:UIAA
http://www.theuiaa.org/news_104_UIAA-youth-mark-Olympic-peace

نشست شهریور



هفتادمین نشست ماهانه انجمن کوهنوردان ایران


روز دوشنبه 18 شهریور 87 از ساعت 17 تا 20
مرکز همایش های غیر دولتی - خیابان ویلا - نبش ورشو
موضوع
دیدار عمومی
اخبار کوهنوردی
گزارش هیات مدیره - عباس محمدی
کوهنوردی - آموزه ها و بدآموزی ها - سلیم شالوم
کار داوطلبانه و معرفی سایت ویکی پاکوب - عباس ثابتیان
توریسم پایدار - افسانه احسانی
پذیرایی و افطار

ویکی پاکوب


سلام دوستان

هدف از ایجاد این سایت فراهم آوردن امکانی است تا کوهنوردان و علاقه مندان به کوه و طبیعت و کوهنوردی دغدغه های خود را بیان کنند و اطلاعات و پیشنهاد ها و انتقاد های خود را ابراز کنند. یکی از امکاناتی که سعی کرده ایم در این سایت به صورت جدی به آن بپردازیم جمع آوری و ذخیره گزارش های کوهنوردی و یا طبیعت گردی و به اشتراک گذاردن آن هاست. از دوستان خواهیم خواست تا گزارش ها، عکس ها و مسیرهای ثبت شده با جی‌پی‌اس خود را به سایت ارسال کنند و علاقمندان بتوانند یک منبع قابل اعتماد برای دریافت این اطلاعات به صورت طبقه بندی شده در اختیار داشته باشند. در اینجا همچنین امکان بحث و تبادل نظر در مورد مسایل مهم حوزه کوهنوردی فراهم آمده است

شاید برای اولین بار است که به رسم ویکی پدیا در این سایت یعنی ویکی پاکوب همه چیز بر اساس آزادی فکر و اندیشه و نظر در حوزه کوهنوردی و طبیعت پیش میرود.

مطالبی که در اینجا ارایه میشوند کاپی لفت copyleft و تحت مجوز GFDL نسخه 1.2 هستند.

شما یک ویرایش‌کنندهٔ ویکی‌پاکوب هستید! ویکی‌پاکوب سردبیر ندارد، و بین ویرایشگرهای آن هم رابطهٔ بالا به پایین وجود ندارد. بنابر این، ویرایشگران ویکی‌پاکوب با ویرایش و اصلاح ظاهر و محتوای مقالات ویکی‌پاکوب سیاست‌های آن را اجرا می‌کنند. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پاکوب ، هم نویسنده و هم ویراستار مقالات هستند.

به ویکی پاکوب بیایید و پست جدیدی باز کنید ، دیگران را به ابراز نظر بخوانید و مسایل مورد علاقه خود را در حوزه کوهنوردی و طبیعت و محیط زیست بیان کنید .


به تالار پاکوب بیایید و به بحث و تبادل نظر در مورد مسایل مورد علاقه خود بپردازید


http://talar.pakoob.com


ویرایشگران ویکی‌پاکوب ، چه از طریق اصلاح مقالات، و چه از طریق مشارکت در بحث‌ها و غیره، باعث اجرایی شدن سیاست‌های ویکی‌پاکوب می‌شوند. برخی روش ‌ها از جمله در برخورد با آنچه که میتوان آن را خرابکاری نامید ، توسط مدیران ویکی‌پاکوب اجرا می‌شوند. هم‌چنین برخی از امکانات نرم‌افزاری که سوء استفاده از آن‌ها می‌تواند ویکی‌پاکوب را در معرض خرابکاری‌های جدی قرار دهد، فقط توسط مدیران قابل استفاده است، مانند حذف صفحات یا قفل کردن آن‌ها.

عباس ثابتیان

زنده باد منتقد من

نقل از وبلاگ باشگاه ما (باشگاه دماوند)

 

تغییر از من آغاز می شود


تا کنون چند بار از عدم رعایت قانون رنج برده ایم ،چند بار وقتی دیگران از چراغ قرمز عبور کرده اند زیر لب غرغر کرده و دست آخر با تفکر اینکه با یک گل بهار نمیشه به خیل عظیم قانون شکنان پیوسته ایم ...
چند بار وقتی حقوق اولیه انسانی ما لگد مال شده بغض خود را فروخورده و نهایتا چاره ای ندیده ایم جز همرنگ شدن با جامعه منفعل ...
آزادی بیان اصلی است که اکثر طیف روشنفکر ، جوان ،تحصیل کرده و هر کسی که هنوز وجدان بیداری دارد به آن اعتقاد دارد و می ستاید . اما تا کنون اندیشیده ایم که اگر روزی در جایگاه قدرت نشسته بودیم و ابزار سانسور را در اختیار داشتیم تا چه حد به مخالفان اجازه ابراز عقیده می دادیم .
اگر ازمن بپرسند می گویم خیلی کم ؛ شاید انگشت شمار باشند افرادی که اجازه دهند آزادانه نقد شوند. این بیماری در میان ما ریشه دار است . وقتی سلول به سلول یک جامعه بیمار باشد نباید انتظار داشت که یک فیزیک سالم و مترقی به حیات خود ادامه دهد.
از اینکه تنها امکان دیدن عقاید مخاطبان در سایت باشگاه دماوند مشمول بازبینی و سانسور شد . متاسف شدم ، نه به دلیل محرومیت از خواندن نظرات حقیرانه افرادی که حتی شهامت اظهار نظر با اسم واقعی خود را ندارند بلکه به این دلیل که ما در یک جامعه کوچک کوهنوردی ، غیر انتفاعی ،غیر سیاسی ، غیر اقتصادی هم نتوانستیم ظرفیتهای دموکراسی خواهی خویش را افزایش دهیم و در اولین آزمون با نام مصلحت گرایی تنها کاری که کردیم خاموش کردن صدای مخالف بود ( هرجند که این مخالف از روی عناد ، دشمنی ،بخل،...از دایره ادب هم خارج شده باشد ) اگر منتقدین ما فرهنگ ابراز عقیده ندارند بی شک فقط خودشان را مفتضح می کنند . و این مطلب در دراز مدت باعث می شود فرهنک انتقاد کردن و انتقاد پزیری ما به طرف سلامت حرکت کند ؛ از نظر بنده این کمترین رسالت اجتماعی در جامعه کوچک کوهنوردی می باشد .
همیشه برای سانسور و بازبینی دلایل موجهی بوده و هست . در تمام طول تاریخ نیز چنین بوده است. حال اگر از عدم آزادی بیان در رنجیم . اگر به دنبال یک جامعه پر تحرک ، زنده و پویا هستیم . بیایید تغییر را از خود آغاز کنیم . نمیدانم عبارت بالا گفته کدام یک از بزرگان است . اهمیتی هم ندارد که کسی که گفته فرد مشهوری بوده یا گمنام ، هر جه است کلامی پرمعنا و کاربردی است

« پس زنده باد منتقد من »


با احترام فاطمه واقف

آدرنالین

لطفا این پست را دوباره بخوانید چون تغییرات مهمی در آن داده شده است.


 


هیجان خواهی (Sensation Seeking  ) یا نیاز به شور از موضوع هایی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه جامعه شناسان ، روانشناسان و علاقمندان و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .

هیجان خواهی افراطی می تواند یک نوع بیماری تلقی شود و در عین حال میتواند از نشانه های بیماری باشد .


ترس غریزه ای است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می رهاند . البته بدیهی است  که این غریزه در انسان ها متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط ، ترس از رودخانه خروشان ، ترس از تصادف در خیابان و بسیاری مثال های دیگر وهر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان نیست و بعضی بیشتر و بعضی کمتر می ترسند ، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم ، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه همسایه سقوط کرده بودیم و از سوی دیگر هیجان خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها  و بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند.

تا گذشته ای نه چندان دورشاید تا صد سال پیش برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت نداشتیم و بنابراین نیاز به بودن در طبیعت یک غریزه است.

فعالیت هایی مانند کوهنوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند و باید بگوییم :

ترس از یک سو و هیجان خواهی از سوی دیگر هر دو به حفظ حیات کمک میکنند.



شکی نیست که در جریان زندگی و با افزایش شناخت و مهارت های ما ، ترس کمی عقب می نشیند ، مثلا هنگامی که ابزار جهت یابی مثل نقشه و قطب نما و یا جی پی اس در دست داریم ترس از گم شدن در جنگل به مراتب کمتر از زمانی است که دست خالی به طبیعت می رویم ، یا زمانی که لباس خوب و مناسبی بر تن داریم ترس از سرما زدگی و فرو دمایی در زمستان ، کمتر از زمانی است که با لباس شهری به کوه رفته ایم و یا آشنایی به فنون کوهنوردی و سنگ نوردی اعتماد به نفس بیشتری برای صعود های دشوار تر در ما ایجاد می کند ، اما این مرز کجاست ؟


تا کجا می توان نترسید ؟ و یا این طور بپرسیم : کجا باید ترسید ؟


درست است ، جواب من و تو بر اساس دانش ما و آموخته ها و مهارت های مان و همچنین عامل ترس درونی مان با هم فرق می کند .


فرق نترسیدن و شجاعت چیست ؟


در روزهای بحرانی مانند بهمن 57 و یا روزهای جنگ ویا هر مبارزه دیگری و یا زمانی که برای نجات همنورد خود اقدام می کنید ممکن است دست به کاری بزنید که در شرایط عادی با منطق شما سازگاری ندارد اما برای آرمانی والا از جان خود هم می گذرید ، آرمانی بزرگ مثل نجات جان یک انسان ، یک همنورد که به یاری تو زنده می ماند ولی

نترسیدن اگر حد و مرزی نشناسد ، دیگر یک بیماری است . اگر چشم خود را ببندید و از عرض بزرگراه همت عبور کنید هیجان زیادی را تجربه خواهید کرد ولی به احتمال بسیار بالایی کشته می شوید . این نه یک کار شجاعانه ، بلکه یک کار هیجان خواهانه افراطی است . 


افرادی که دست به کارهای خطرناک می زنند از ترشح آدرنالین در خون خود احساس رضایت می کنند .


دزدی از فروشگاه ها و یا از بانک با وجود احتمال بالای دستگیری ، داشتن شریک جنسی متعدد و ناشناس بدون در نظر گرفتن خطرات آن ، چشیدن و خوردن هر نوع غذا و خوراکی بدون توجه به خطر ابتلا به مسمومیت و یا بیماری و استفاده از مخدرها و قرص های هیجان آور ، از نشانه های هیجان خواهی بالا است .

شاید سفر به ناشناخته ها، کوهنوردی و سنگ نوردی در مسیر های خطرناک و بدون حمایت و پشتیبانی فنی و اجرایی مناسب را هم بتوان به لیست بالا اضافه کرد.


فعالیت های هیجان خواهانه به چهار دسته تقسیم میشوند:


یک - هیجان خواهی از راه انجام کارهای خطرناک و ماجراجویانه که عده ای کوهنوردی و سنگ نوردی را در این گروه قرار میدهند.

دو - هیجان خواهی از راه تجربه های جدید مثل سفر و یا موسیقی

سه - هیجان خواهی از راه اجازه دادن به بروز آزادانه احساسات

چهار - فرار از روزمرگی و ناآرامی بویژه در شرایط زندگی کسالت آور


چه زمانی  و چرا ممکن است کارهای هیجان خواهانه به آسیب دیدگی و یا مرگ فرد و یا دیگران بینجامد؟


یکی از دلایل این امر اختلال در قدرت تصمیم گیری و یا بررسی درست جوانب و عواقب آن تصمیم است مثل بیماران با افسردگی دو قطبی.

 

جالب است بدانیم که بخش قابل توجهی از هیجان خواهان افراطی دچارافسردگی شدید هستند ،


دلیل مهمتر شاید مکانیزم درونی بدن انسان است که به او احساس امنیت میدهد مثل اینکه انسان ها احتمال مرگ و یا آسیب خود را همیشه کم و یا منتفی میدانند و این احتمال را بیشتر برای دیگران میدانند ، این احساس در زندگی عادی به ما کمک میکند تا با آرامش خاطر و با کمترین استرس و فشار روانی زندگی کنیم ولی در کوهنوردی میتواند مرگ بار باشد .


جالب اینجاست که هر چه تجربه و مهارت های انسان بیشترمیشود امکان انجام کارهای پرخطر او هم بیشتر میشود و در این حال مثلا سرپرست یک برنامه کوهنوردی باید از این عامل خطرساز آگاه باشد تا بتواند در هنگام  یک تصمیم گیری خطرناک  از خود بپرسد که آیا همه اعضای گروه تحت سرپرستی او قادر به انجام آن کار هستند و توانمندیهای خود را برای دیگران تعمیم ندهد.

این پدیده را خوش بینی غیر واقع بینانه مینامند که میتواند در ورزشی مثل کوهنوردی مرگ بار باشد.


در این زمینه باید بیشتر و بیشتر بدانیم.




دماوند از مسیر غربی

دوستان من بعد از صعود به دماوند از مسیر شمالی که 5 شنبه 24 مرداد تا شنبه 26 مرداد 87  انجام شد پیشنهاد صعود مجدد به دماوند این بار از مسیر غربی را داده اند و بنابراین نیم روز  5شنبه این هفته 7 شهریور عازم دماوند میشویم.

از برنامه دماوند شمالی مسیری ثبت نشده است تا در اختیار دوستان بگذارم و لی امیدوارم مسیر غربی را بتوانیم ثبت کنیم.




این برنامه به دلیل پیش بینی برف و باران در روزهای آخر هفته در دماوند کنسل شد و احتمالا به تمرین سنگ نوردی خواهیم رفت.