آموزش کوه پیمایی
زیر نظر فدراسیون کوهنوردی








اگر به
یاد داشته باشید ابتدا موضوع جلسه مربوط بود به نکوداشت بیژن فرهنگ دره شوری و
اعلام برنامه نانگا پابرات و بعد بخش اول یعنی نکو داشت حذف شد و گزارش پوریا
محمدی و گفتگو درباره نمایشگاه عکس دماوند
حدود ساعت
6 حاضرین به سالن فراخوانده شدند و خوب مجری باید آسمون و ریسمون ببافد تا سر و
کله پوریا محمدی پیدا شود و یا نوبت اعلام برنامه نانگا پاربات برسد . دعوت از عباس محمدی برای صحبت هم کارساز
نیست و آچار فرانسه می خواهیم تا این پیچ را برای ما سفت کند و یا شل کند و افشین
یوسفی روی صحنه حاضر است : یک کار بدون آمادگی و دستوری ، آن گونه که افشین گفت ، فیلم از پیمایش غار
نمکدان می تواند سر حاضرین را خوب گرم کند.
چرا ؟
نغمه
ناگوار خوشگوار است
آن چنان
با بی نظمی ها و ناهنجاری ها خو می گیریم که دیگر دیر کردن ، بد قولی ، بی انظباطی
و بی برنامگی نمک زندگی ما شده است و ناهنجارها به هنجارهای ما بدل می شوند .
خوب البته این تجربه درسی داشت چون در هربرنامه ای ممکن است پوریا محمدی آن سروقت نیاید و علی قلم سیاه آن اصلا نیاید و پوریا محمدی آن مقدار زیادی حرص بخورد و عصبی شود و ناراحت که عده زیادی منتظر برنامه او هستند و علی قلم سیاه آن اصلا حرص نخورد و ککش هم نگزد که بخواهد یک اطلاع خشک و خالی بدهد و آن جماعت منتظرکه علاقمند به کوه و کوهنوردی هستند هم میتوانند استامینوفن بخورند و یا تخمه بشکنند .
درس اول
همیشه باید با علی قلم سیاه نشست خود در تماس پیوسته باشید تا اگر یکباره سوار هواپیما شد و به خارج از کشور سفر کرد جعفر نژاد نشست مجبور نشود برای حاضرین شعبده بازی کند.
درس دوم
در این
نشست ها حتما باید دست کم یک جایگزین و یا برنامه رزرو آماده داشت تا در صورت نیاز
اجرا شود .
درس سوم
این درس
خیلی قدیمی و تکراری است و همه آن را بلدند ولی همیشه هم در آن رد می شویم ، ما
همیشه باید نور سالن ، صدا ،
پروژکتور و دیگر عوامل فنی را از قبل بررسی کنیم تا همه چیز درست کارکند و فیلم
پوریا محمدی که برای آن تا 9 شب نشستیم وسط کار یکباره قطع نشود .
قبل از
شروع نشست باید برای آن وقت گذاشت ، خوب
بریم ببینیم چی میشه ، این درس را خرداد هم امتحان می دهیم و قول میدهم که بازم رد
میشیم .
درس جهارم
نشست های
ماهانه انجمن علاوه بر فرصت گزارش دیدن و شنیدن و 3 ساعت روی صندلی نشستن ، زمانی
است برای دیدار دوستان ، برای گپ زدن و تعریف کردن و گفتن و شنیدن .
گفت و
شنیدها گاهی به سرو صدا و همهمه ای بلند تبدیل می شود و خوب این را نمی شود و
نباید حذف کرد فقط کافی است تلاش کنیم و به یکدیگر توصیه کنیم کمی آهسته تر صحبت
کنیم و آرام تر بخندیم ، با احترام و مودبانه.
اما اگر
یه آقای عصبانی که نام او را رضا سلطانی میگذاریم و او در باشگاه آرش از دوران باستان و کمی بعد از انقراض هخامنشیان عضو باشد ناگهان پیدایش بشود و شروع کند به عربده زدن که:
آقا بفرما بیرون صحبت کن ، خانوم ساکت باش برو بیرون !! ، آقایون بفرمایین ، خانوما بفرمایین!!

کاسه داغ تر از آش ؟
فرد محترمی که مقداری حرف زدن بلد نیست و داد زدن خوب بلد است ؟
فردی که نگران آنهایی است که روی صحنه حرف می زنند و
فیلم و اسلاید نمایش می دهند و همین طور نگران آنهایی است که روی صندلی های سالن
نشسته اند و می بینند و گوش می دهند ؟
فردی که فکر می کند باید سر کوهنوردان عربده زد و داد کشید و آنها را ترساند و ساکت کرد ؟
فردی که عضو باشگاه آرش است ؟ و یا دماوند ؟ و یا هیچکدام ؟ و یا هردو ؟
آیا او فکر می کند که ما سربازیم و او فرمانده ما و او حق دارد بر سر ما داد بکشد ؟
آیا او می داند
که انجمن کوهنوردان ایران یک سازمان غیر دولتی است برای جمع شدن علاقمندان به کوه،
طبیعت و کوهنوردی؟
آیا او و اویان می دانند که اعضای یک سازمان مردم نهاد مثل انجمن
برای کار داوطلبانه آماده شده اند ؟
آیا اویان می دانند که اجازه ندارند و نمی توانند حق کار داوطلبانه اعضاء را از آنان سلب کنند ؟
آیا او و دیگرانی مثل او در باشگاه آرش و یا در باشگاه دماوند اجازه دارند حق فعالیت و کمک داوطلبانه من را سلب کنند ؟
خوب یک
داد زن را که البته نیت خیر داشت بردیم در یک باشگاه قدیمی کوهنوردی عضو کردیم ،
اسم این کار فانتزی است .اما همه چیز فانتزی نیست ، برمی گردیم به واقعیت ها
دو تجربه گزارش فریدیان از صعود به K2 در آبان 86 و اعلام برنامه نانگا پاربات در اردیبهشت 87 و استقبال پرشور عنلاقمندان .
حضور چهره های شاخص کوهنوردی انگیزه بیشتری برای شرکت در نشست های انجمن ایجاد میکند.
انجمن کوهنوردان باید در درجه اول به کوهنوردی بپردازد ، توجه به محیط زیست ، طبیعت و حیات وحش البته غیر قابل انکار است ولی آنچه این سازمان را و علاقه مندان آن را به یکدیگر نزدیک می کند کوه است .
انجمن برای ماندن باید زمینه حضور و فعالیت داوطلبان را فراهم سازد.انجمن
باشگاه کوهنوردی و یا حزب نیست.
انجمن
ایدوولوژی و دین و مذهب ندارد.
انجمن جای
فرمان دهی و یا فرمان برداری نیست.
انجمن
باید برای بهره وری از داوطلبانی که آماده کمک به اویند سازمان دهی شود.
و.... شما دوستان چه میگویید؟؟



موضوع:
1- دیدار و پذیرایی * 30 دقيقه
2- گفتگو درباره ی نمایشگاه عکس دماوند * علی قلمسیاه * 30 دقيقه
3- گزارش نخستین پیمایش کامل زمستانی خط الراس کالاهو * پوریا محمدی * 60 دقيقه
4- پیش معرفی برنامه تلاش برای صعود قله نانگاپاربات * لیلا اسفندیاری * 60 دقيقه
زمان: چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه 1387 از ساعت:17 تا 20
مکان:خیابان ویلا،نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2







کالبد بی جان کریم کیا مهر، مفقود زمستان گذشته در کوهستان خلیل در میان انبوهی از برف پیدا شد.
گزارشی از این حادثه و جستجو برای یافتن وی را ۲۵ دی ماه در سرود کوهستان منتشر شد، که نیمی از آن غیر واقعی گزارش شده بود.
بر اساس اطلاع کوهپایه نشینان روستای راژان که روزشنبه هفتم فروردین در دره حجیج جهت برداشت ریواس رفته بودند کالبد بی جان کوه پیمای مفقود شده ی زمستان گذشته را مشاهده مینمایند، بنظر میرسد در اثر سقوط بهمن نامبرده بطرف پایین دست سرازیرشده و در اثر فشار و ضربات وارده از سوی برف سنگین منجر به شکسته شدن ستون فقرات در ناحیه کمر گشته و بلافاصله بیهوش ودر نتیجه یخ بسته و در گذشته است .
حوالی ساعت ۲۲:۱۵ جمعه مورخه 06/02/87 آقایان سید شریف و رشادتی از معتمدان و اعضاء شورای روستای راژان در تماس تلفنی موضوع را اطلاع دادند.
تاکید شد که موضوع به اطلاع پاسگاه پلیس مستقر در منطقه اطلاع داده شود.
هیئت کوهنوردی استان این ضایعه را به همه کوهنوردان و خانواده محترم شان تسلیت می گوید .
مقدمه:
عصر جمعه که زنگ تلفن ما آشنایان به کوهستان به صدا در میاد خواسته و یا نخواسته یه کمکی ته دلمون شور میزنه ؛ جمعه های زیادی ظهر به بعد، الکی مضطرب شدم و خبری نبوده و جمعه های زیادی هم سرخوش بودم و همون اضطراب ته دل حادثه ی بزرگ به همراه داشته. جمعه ی گذشته چنین شد.
.....| شایعات به اطلاعات جدید بدل می شوند!! |
گزارشی از یک حادثه را اگر مطالعه کرده باشید عمده نواقص موجود در آن گزارش باز می گردد به «پرداحت نکردن به شایعات روز دوم » جستجو .
در آن گزارش سعی من دوری از شایعات امنیتی و انتظامی مطرح بود ؛ چرا که قصد داشتم نگاهی به روند عملیات جستجو و نجات از سوی دو گروه وابسته به «هلال احمر» و «کوه نوردی رسمی استان» داشته باشم.
اینک اما شایعات قوت گرفته و احتمال اینکه فرد مفقود در اختیار برخی افراد مستقر در کوهستان های نوار مرزی آذربایجان غربی باشد اندک اندک جدی تر مطرح می شود.
۱- به نوبه ی خود امیدوارم که چنین باشد و وی به خانه و خانواده ی خود بپیوندد.
۲- این واقعه در صورت قطعی شدن هیچ تاثیری در روند بیان شده در روزهای جستجو از آغاز تا اتمام روز سوم نحواهد داشت. چرا که آن وقایع آنگونه که روایت کردم رخ داد.
کالبد بی جان کریم کیا مهر، مفقود زمستان گذشته در کوهستان خلیل در میان انبوهی از برف پیدا شد.
گزارشی از این حادثه و جستجو برای یافتن وی را ۲۵ دی ماه در سرود کوهستان منتشر کردم.
بر اساس اطلاع کوهپایه نشینان روستای راژان که امروز در دره های فرعی ربط به برداشت ریواس مشغول بودند کالبد بی جان کوه پیمای مفقود شده ی زمستان گذشته مشاهده شده است.
حوالی ساعت ۲۲:۱۵ آقایان سید شریف و رشادتی از معتمدان و اعضاء شورای روستای راژان در تماس تلفنی موضوع را اطلاع دادند.
تاکید شد که موضوع به اطلاع پاسگاه پلیس مستقر در منطقه اطلاع داده شود.
فردا برای دیدن موقعیت و بررسی خطاهای جستجوی زمستان گذشته راهی منطقه می شویم. برای وی آمرزش آرزو دارم.

این عنوان سرمقاله فصلنامه زمستان 86 باشگاه کوهنوردی اسپیلت است که در زیر نقل میشود:
روز اول آبان ماه 86 جلسه ای در انجمن کوهنوردی ایران برگزار شد ، تا به نحوه
عملکرد این انجمن بپردازد . طی نامه ای رسمی از باشگاه کوهنوردی اسپیلت هم دعوت شد
تا در این جلسه نماینده ای داشته باشد . مقاله ای که می خوانید سخنان مسئول باشگاه
، به عنوان نماینده در این جلسه است :
***
انجمن کوهنوردی کار دشواری پیش رو دارد ، زیرا جمع کردن هر جمعی در این کشور و
در زیر یک سقف قرار دادن آن ها کاری است بس مشکل ، خصوصا اگر این جمع ، جمع
کوهنوردان باشند همه می دانیم که اکثر کوهنوردان مانند کوه افرادی پر غرور و سخت
هستند و کمتر قابل انعطاف که اگر این چنین نبود نمی توانستند با مشکلات صعود کوه
ها دست و پنجه نرم کنند ، حال اگر خصوصیات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ایرانی ها را
هم به آن اضافه کنیم خواهیم دید که بی انصافی است که اگر از انجمن کوهنوردان توقع
داشته باشیم چتر و حمایت گری باشد فعال برای همه کوهنوردان ایران .
با نگاهی اجمالی به وضعیت نابسامان و سازمان دهی نشده ورزش کوهنوردی در کشور ،
در می یابیم که ما کوهنوردان مثل کوه ها پراکنده هستیم و به دلیل این پراکندگی از
گسیختگی افکار و عقاید و سلایق و منش های یکدیگر در رنجیم . حال سعی می کنیم این
پراکندگی را به شرح زیر تقسیم کنیم :
1- از سوئی مدیران دولتی و نیمه دولتی این ورزش اول به فکر
افتخارات ملی و بعد به فکر سازمان دادن کارهای اداری خود و در نهایت به فکر حقوق
کوهنوردان می باشند ، سازمان تربیت بدنی ، فدراسیون کوهنوردی و هیات های کوهنوردی
کشور جزو این دسته هستند .
2- گروه های کوهنوردی با سابقه کشور که به گمان من هنوز خصوصی
، عمومی ، دولتی و یا مردمی بودنشان معلوم نیست ، با مدیریت و روش 30 سال پیش
اداره می شوند . آنها بدون حمایت اعضا
قدیمی خود قادر به ادامه حیات نیستند و با مشکلات بسیاری روبرو هستند .
3- گروه های کوهنوردی جدید التاسیس نیز مانند قارچ های کوهی
سریع بوجود می آیند و از بین می روند .
4- باشگاه های ورزشی صنفی و رسمی این رشته که بنده مسئولیت یکی
از آنها را بر عهده دارم ، نمی توانند به دلیل حرفه ای نشدن این ورزش اهداف ورزشی
و اقتصادی خود را موازی هم دنبال کنند و در نتیجه مجبورند از سرمایه گذاری بیشتر
در این رشته بپرهیزند .
5- در این بین آژانس های سیاحتی و مسافرتی بسیاری نیز وجود
دارند که بخشی از فعالیت خود را بدون هیچ گونه نظارت خاصی در بخش طبیعت گردی و
کوهنوردی داخلی و خارجی و حتی برگزاری کلاسهای آموزشی که با دریافت شهریه های
بسیار گران همراه است ، معطوف داشته اند .
6- از فعالیت های کوهنوردی فرهنگسراها ، دانشگاه ها و ادارات
خصوصی و دولتی که بگذریم به کوهنوردان پر تعدادی بر می خوریم که بدون هیچ گونه
وابستگی مکانی و تشکیلاتی ، به دلخواه خود به این ورزش می پردازند .
7- آخرین بخش فعال در جامعه کوهنوردی ما NGO ها هستند که در میان آن ها انجمن کوهنوردان ایران توانسته است رشد
و نمو قابل توجه ای داشته باشد .
نکته ای که باید مورد بررسی بیشتر و عمیق تر قرار بگیرد سمت و سوی این رشد است
.
آنچه از گذشته و در زمان تاسیس انجمن به یاد می آورم از زبان کسانی است مانند
مرحوم جلال رابوکی ، آقایان کیومرث بابازاده ، ابراهیم بابائی ، ابوالفضل عظیمی ،
جلال افتخاری ، رضا میرزایی و دوستان بیشمار دیگر که همگی متفق القول بر این عقیده
پافشاری می کردند که انجمن کوهنوردان باید مکانی باشد برای اجتماع کوهنوردان با
هدف برنامه ریزی ، بررسی و حل و فصل مشکلات کلی کوهنوردان . همچنین انجمن می تواند
حمایت گری فعال و تریبونی آزاد باشد برای همه کوهنوردان کشور . مطمئنا انجمن این
اهداف را فراموش نکرده است و در این جهت حرکت می کند .
مواردی که خواهید خواند پیشنهاداتی است که توجه به آنها از نظر باشگاه
کوهنوردی اسپیلت ، برای رسیدن انجمن به این هدف لازم است :
1- از یک دست شدن مدیریت انجمن کوهنوردی بپرهیزیم که این مشکل
است سنتی و واپس گرا در مدیریت کلان کشور، این برخورد عقیده های متضاد و ناهمگون
است که در محیطی مناسب و دموکراتیک همواره عقاید جدید و مبتکرانه را به وجود می
آورد .
2- انجمن کوهنوردان از فعالیت های مستقیم ورزشی و صنفی پرهیز
کند و کلیه مراجعه کنندگان خود را به گروه
ها و باشگاه های کوهنوردی سوق دهد زیرا گروه ها و باشگاه ها می توانند بازوهای
اجرایی انجمن محسوب شوند .
3- فعالیت فرهنگی خود را قوی تر نماید و بخش رسانه ای خود را
افزایش داده ، اقدام به چاپ نشریه ای فصلی و دائمی کند . سایت اینترنتی خود را به
روز رسانده و بخش هایی را جهت ورود مقالات
و نظرات دیگران ایجاد کند .
4- در صورت امکان انجمن ، تشکیلات خود را به عنوان موسسه ای با
گرایش سهامی عام به ثبت رساند و سعی کند سهام خود را به تعدادی افراد با سابقه و
قابل اطمینان واگذار کند تا در زمان انتخابات و تشکیل مجامع عمومی مدیریت مجامع
عمومی آنها را به عهده بگیرند .
5- انجمن می تواند با توجه به تعداد افراد خود در پست های
مدیریتی ، از دو نوع انتخابات بهره مند شود : اول انتخابات در بین نمایندگان گروه
ها و باشگا ه های کشور ، دوم از بین کوهنوردان آزاد و بدون تشکلیلات . این خود مبین این مطلب خواهد بود که همواره افراد
خاصی از گروه ها در مدیریت انجمن قرار نگیرند و راه ورود افراد جوان و بدون
تشکیلات نیز به داخل انجمن همواره شود.
6- به دلیل وجود نداشتن اتحادیه جهت مطالبه حقوق صنفی گروه ها
و باشگاه ها و کوهنوردان آزاد در جامعه کوهنوردی کشور ، انجمن درحد امکان جهت
تشکیل این اتحادیه تلاش کند .
7- انجمن می تواند تلاش کند تا برای کسب قدرت اجرایی درمحافل
رسمی ورزشی ، نماینده ای قانونی از طرف خود به تمام مراکز تصمیم گیری کوهنوردی
اعزام کند .
8- اگر بتوانیم اهالی جامعه کوهنوردی کشور را به این 3 بخش
کودک – بالغ
– والد
تقسیم کنیم بهتر است برنامه ریزی های انجمن بر روی بخش بالغ متمرکز شود تا در
آینده این بخش بجای بخشی که سالهاست در راس کلیه امور کوهنوردی هستند قرار گیرد .
9- انجمن کوهنوردی ایران یا IRAN ALPINE CLUB ؟ دو نام متفاوت با دو معنی متفاوت ؟ بالاخره انجمن یا کلوپ ؟ برای انجمن کوهنوردان
ایران شایسته و پسندیده نیست در نشان و نام خود دچار سر در گمی و ابهام باشد . باید نام یگانه ( ایرانی و لاتین ) و
مناسبی برای انجمن انتخاب کرد که هم نشان دهنده رسالت و هم نشان دهنده نوع فعالیت
انجمن باشد .
در پایان از زحمات بی دریغ تمام دوستانی که تا کنون بدون چشم داشت خاصی در راه
پیشبرد اهداف انجمن کوهنوردان تلاش کرده اند تشکر کرده ، امیدوارم که همواره موفق
و پیروز و سربلند باشند .
ذبیح اله حمیدی
موسس و مسئول باشگاه کوهنوردی
اسپیلت
آبان 86

متاسفانه صبح روز گذشته(جمعه مورخ۶/۲/۸۷) همنورد خوبمان خانم لیلا سالکی که به تنهایی مشغول سنگنوردی در ارتفاعات صاحب الزمان کرمان بودند بدلیل پرت شدن از ارتفاع 6 متری یکی از دیواره ها دچار صدمات شدیدی از جمله شکستگی پا،فک، بینی و سر شدند.بلافاصله بعد از حادثه ایشان با توجه به اینکه وضعیت مناسبی نداشتند با تلفن همراه خود با دوستانشان تماس میگیرند و آنها را در جریان حادثه قرار میدهند.دوستان ایشان بلافاصله با آتش نشانی و تیم امداد و نجات کوهستان تماس میگیرند و تیمها عملیات تجسس و همچنین امداد را آغاز میکنند.بعد از انتقال خانم سالکی به پایین ایشان بوسیله یکدستگاه آمبولانس به بیمارستان باهنر کرمان انتقال پیدا میکنند.با توجه به ملاقاتی که شب گذشته با خانم سالکی داشتیم حال عمومی وی مناسب میباشد .برای ایشان آرزوی سلامتی و بهبودی کامل را داریم.
از وبلاگ کوه ، این مقدس جای انسان پرور
http://magicline.blogfa.com








دشت هویج یا گُرچال نام دشتی واقع در البرز مرکزی در استان تهران است.







به پنج دلیل مشعل المپیک از جمهوری اسلامی عبور داده نمیشود :